جایی برای گفتگوهای نوروزی…

سایت من این روزها نخستین سال عمر خود را سپری میکند. با دوستانی که برخی آمدند و گروهی گفتند و عده ای ماندند و قلیلی رفتند و خلاصه امروز، مانده در اینجا جمع دوستان خوب من که روزانه به این خانه مجازی سر می زنند و حال و سراغی از یکدیگر میگیرند.

گفتم این پست را بگذارم برای دید و بازدیدهای مجازی نوروز. اگر کسی پیغامی دارد، حرفی برای بقیه، یا برای فردی خاص، گفتگویی، توصیه ای برای سال جدید، آرزویی، جمله زیبایی که ارزش اندیشیدن دارد و هر چیز دیگری که دل تنگمان در این روزها می خواهد و با خود می خواند، اینجا جایی برای این پیامها باشد…

من هم حرف های خودم را لا به لای کامنت ها می نویسم تا میهمان و میزبان در یک مقام باشند و تبعیضی در کار نباشد…

با آرزوی سالی خوش برای همه کسانی که در هر جای جهان، آغاز سالشان را با بهار همزمان می دانند…



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+49
  


355 نظر بر روی پست “جایی برای گفتگوهای نوروزی…

  • بهار می‌گه:

    سلام محمدرضای عزیز
    امیدوارم این مطلب من رو بخونی چون واقعا به راهنماییت نیاز دارم .
    قبلا یک بار گفتم چندتا از دوستان به من لطف داشتن خواستن با من همدردی بکنن.
    قراره چند وقت دیگه در سازمان بزرگی استخدام بشم . از رویاهای منه که اونجا استخدام بشم عاشق اون سازمان بودم تا اینکه چند وقت پیش برای کار تحقیقاتی به اونجا رفتم ( البته بعد از طی مراحل قانونی) من رو به مدیر تحقیق و توسعه معرفی کردند اونجا با من مصاحبه کرد که هدفت از اومدن به این سازمان چی بوده منم به اندازه نیازم برای درسم توضیح دادم و در آخر به من گفت : تو چه جوری جرئت کردی و به این سازمان اومدی ؟! من که همینطوری سرمو ننداختم بیام داخل سازمان از همون حراست سازمان تا داخل سازمان سلسله مراتب قانونی برای این دانشجوی بدبخت طی شده بود.
    خیلی بهم برخورد خیلی ناراحت شدم اون لحظه هیچ حرفی برای گفتن نداشتم فقط سکوت کردم و از اونجا اومدم بیرون . هنوز هم وقتی یادش میوفتم دلم میگیره و افسردم میکنه . حتی برای کارکردن در این سازمان در آینده شک دارم .
    خواستم بهش بگم استاد من ” محمدرضا” ست خواستم بگم من دانشجوی دانشگاه شریفم ولی نگفتم این چیزها مطرح نبود اون نمیخواست دانشجویی وارد اونجا بشه و من فقط سکوت کردم و با ناراحتی از سازما ن رفتم بیرون و البته با زبون بی زبونی من رو متهم کرد که تو هیچی نمیفهمی و این بیشتر عذابم میداد.
    محمدرضا من تو صحبت یا مذاکره با این آدم باختم .
    کجای کار اشکال داشت؟
    کمکم کن لطفا .

    Thumb up 0

  • مهناز می‌گه:

    سلام به دوستان خوب این خانه گرم …
    و به ….محمدرضا …

    این شعر تقدیم به شماست …

    *بهار من ، بدون سبزه رُخت
    بدون ماهیان سرخ چشم آبی ات
    و بی صدای شعر حافظ توام بهار نیست
    سبز تویی ، ماه تویی ، هوای تازۀ نفس برای دیدن شکوفه ها تویی
    بهار من ، بهار تویی .
    با آرزوی سالی سرشار از روزها و لحظه های پاک .

    Thumb up 0

  • بهار می‌گه:

    سلام
    اینجا دید و بازدید مجازیه دیگه
    مگه اینکه اینجا بتونم محمدرضا رو ببینم .
    بودن در اینجا واسه من آرامش میاره . من تو این خونه آرومم .
    بیرون که میرم فقط دلمو میشکونن . اینجا التیام میده.
    دوست دارم همیشه اینجا باشم .
    امیدوارم سالی خوش پر از سلامتی و مهربانی داشته باشید .

    Thumb up 1

  • اکبری می‌گه:

    محمدرضا ، این متن رو می خواستم برای “هنر فراموش کردن ” بگذارم که نشد ، اینجا گذاشتم….از طرف یک تازه وارد سایت که می ره و می آد….

    Thumb up 0

  • اکبری می‌گه:

    یاد من باشد فردا دم صبح
    جور دیگر باشم
    بد نگویم به هوا، آب، زمین
    مهربان باشم ، با مردم شهر
    و فراموش کنم، هرچه گذشت
    خان ی دل، بتکانم از غم
    و به دستمالی از جنس گذشت،
    بزدایم دیگر، تار کدورت، از دل
    مشت را باز کنم، تا که دستی گردد
    و به لبخندی خوش
    دست در دست زمان بگذارم.
    یاد من باشد فردا دم صبح
    به نسیم، از سر صدق سلامی بدهم
    و به انگشت نخی خواهم بست
    تا فراموش، نگردد فردا
    زندگی شیرین است، زندگی باید کرد
    گرچه دیر است ولی
    کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم، شاید
    به سلامت ز سفر برگردد
    بذر امید،بکارم، در دل
    لحظه ای دریابم
    من به بازار محبت بروم فردا صبح
    مهربانی خودم، عرضه کنم
    یک بغل عشق از آنجا بخرم
    یاد من باشد فردا حتما
    به سلامی، دل همسایه ی خود شاد کنم
    بگذرم از سر تصیر رفیق، بنشینم دم در
    چشم بر کوچه بدوزم با شوق
    تا که شاید برسد همسفری،ببرد این دل ما را با خود
    و بدانم دیگر قهر هم چیز بدیست
    یاد من باشد فردا حتما
    باور این را بکنم، ک دگر فرصت نیست
    و بدانم که اگر دیر کنم، مهلتی نیست مرا
    و بدانم که شبی خواهم رفت
    و شبی هست، که نیست، پس از آن فردایی.
    فریدون مشیری

    Thumb up 5

    • شهرزاد می‌گه:

      چقدر زیباااست این شعر .. ممنون که بهمون یادآوریش کردین …
      میگم احتمالا «سهراب سپهری» ِدوست داشتنی ِ ما، هم اون روزی که «فریدون مشیری» ِعزیز، داشته این شعر رو میگفته، مهمونش بوده و میگه : “یاد من [هم] باشد کاری نکنم که به قانون زمین بربخورد.” …:)

      Thumb up 2

  • فاطمه_ می‌گه:

    عید که آمد …

    عید که آمد

    فکری برای آسمان تو خواهم کرد

    یادم باشد، روزهای آخر اسفند

    دستمال خیسی روی ستاره هایت بکشم

    و گلدانی کنار ماهت بگذارم

    زندگی همیشه که این جور پیچ و تاب نخواهد داشت

    بد نیست گاهی هم دستی به موهایت بکشی

    بایستی کنار پنجره، و با درخت و باغچه صحبت کنی

    پنهان نمی کنم که پیش از این سطرها

    ” دوستت دارم ” را

    می خواسته ام بنویسم

    حالا کمی صبر کن

    بهار که آمد

    فکری برای آسمان تو و سطرهای پنهانی خودم خواهم کرد !

    ” حافظ موسوی “

    Thumb up 0

  • اکبری می‌گه:

    سلام

    خب تیم محمدرضا به محمدرضا بگید ( حرف زدن با محمد رضا خیلی راحت تره ، آدم انگار داره با ۵+۱ حرف می زنه البته شرمنده)
    سایت یک اصلاحاتی نیاز داره تا کامنت ها کمی علمی تر بشه ، تا افرادی که می آیند اینجا خوراک فکری بدهند و بگیرند

    اول اینکه یک قسمتی باید برای ” موفقیت های شغلی ” باشه
    و یک بخشی برای ” عبرت از شکست های شغلی ”
    بخشی برای مطرح کردن ایده ها و فکرهای جدید با عنوان ” پیشنهادها” برای ارتقای سایت
    بخش دیگه ای برای ایده ها و مشاوره های شغلی
    بخشی برای معرفی تئاترها ، جشنواره ها ، نمایشگاهها و رویدادهای فرهنگی و هنری و امکان تبادل نظر در اونها
    بخشی در مورد تجربیات افراد سایت در مورد ایجاد فرهنگ شادی در سازمانها
    بخشی در مورد تجربیات افراد سایت در مورد عزت نفس در سازمانها و زندگی اجتماعی
    بخش در مورد معرفی علایق خاص به دوستان دیگر مثل نجوم و موسیقی و مناسبت های خاص
    اینجوری به نظر من هر کس ، تجربه اش رو می گذاره و از تجربه دیگران بهره می بره و یک طرفه خوراک فکری
    دریافت نمی کنه بلکه خوراک فکری هم می ده

    یک برنامه ای بگذارید و بهترین تجربه شغلی یا اجتماعی یا تحصیلی رو که به نوعی مشکلی رو حل کرده یا ایده جدیدی بوده یا به فردی خط فکری داده رو با نظر کاربران انتخاب و معرفی کنید

    Thumb up 0

  • اکبری می‌گه:

    تیم محمدرضا

    لطفا به محمدرضا بگید ما جوونیم ،خسته شدیم ، جو اینجا رو عوض کن ، باور کن کم با ارباب رجوع و رئیس و مرئوس و… سر وکله می زنیم ، بس مون نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حالا ما باید چیکار کنیم که سایت می تونست بهتر باشه و نبوده؟؟؟برنامه برای عید ندارید یا چهارشنبه آخر سال ؟؟؟ چرا یه چیزی مثل بررسی و معرفی تئاتر یا نمایشگاههای فرهنگی و هنری علاوه بر معرفی کتاب ندارید ؟؟؟ اینها جزو روحیه نیست ؟

    Thumb up 2

  • اکبری می‌گه:

    من دلم می خواد کامنت نوروزی بنویسم برای سال ی که داره می آد
    امسال به من سخت گذشت ، خیلی زیاد ، خب ولی نمی دونم چی جستجو می کردم در اینترنت که سر از این سایت درآوردم.هیچ کس دعوت نامه برام نفرستاده بود ، خوش م اومد و موندم ، دم امتحان دکترا از این کتابها و فشار کاری و….به جان اومده بودم…این سایت خستگی م رو رفع کرد…….امسال ارتقاء گرفتم و خیلی طول کشید تا مسلط به اوضاع شدم مجبور شدم یک حرکت لاک پشتی بکنم تا اعتماد رئیس و مرئوس رو به دست بیارم….فشار درس هم که بدتر…ولی خب خداروشکر هر دو مورد به خیر گذشت ……گفتم در این حجم عظیم بازدید گم می شم و کسی اهمیتی نمی ده دیدم نه اتفاقا برعکس …. همین باعث شد با یک خاطره خوب شروع بشه اومدن در سایت …یه مقدار دیوانگی و خلاف جهت آب شنا کردن هم چاشنی کار من ه …..خب دیگه چاره ای نیست محمدرضا باید جور ما رو بکشی دیگه …این م یه مدل ش ه جانم.

    Thumb up 4

  • عبداله می‌گه:

    سلام از فنلاند

    و چقدر زود دوساله شدیم!
    اگه تا چند صباحی پدر خونه حواسش باشه باید کم کم شروع کنیم به راه رفتن و دویدن!

    شاد و تندرست باشید.

    Thumb up 0

  • فرشته می‌گه:

    ۲۶ سال شده که رفته ولی یکی دو سالیه که دلتنگش میشم، نمیدونم تازه فهمیدم که چی شده یا تازه فهمیدم که کی بوده یا …
    ولی قبلا با لبخند می گفتم که فوت شده ولی حالا با بغضی که سعی می کنم پنهانش کنم…

    Thumb up 5

  • ایمان نمازی می‌گه:

    سلام آقای شعبانعلی
    از تازه واردای این سایت هستم
    این هم اولین پیاممه…البته باید اعتراف کنم که تا حالا توی بهمن ماه راجع به عید سال دیگه چیزی نگفته بودم…
    این جمله رو واقعا دوس دارم:
    ” زندگی باید کشف آرزوهای نهان باشد پی در پی ، پوست انداختن مدام باورها…”
    شاید بهار بهونه ای باشه برای یادآوری دوباره به خودم…
    تقدیم به همه…

    Thumb up 2

    • ایمان جان! خوشحالم که به اینجا سر زدی و امیدوارم من و بچه‌های دیگری که در این خانه‌ی مجازی زندگی می‌کنیم دوستان خوبی برای تو باشیم.
      از اعترافت هم کلی خندیدم!
      کاش «پوست انداختن مدام باور‌ها» تنها باور ما باشد…

      Thumb up 6

  • حامد می‌گه:

    سلام
    عیدتون مبارک
    من کتاب فنون مذاکره رو تو تعطیلات عید مطالعه کردم واقعا اطلاعات جامع و مفیدی ارائه دادی و بسیار کتاب مفیدی بود ولی فکر میکنم اگه مطلبی در رابطه با دعوت به مذاکره هم می بود بهتر میشد . ببین من یک شرکت دارم تو مشهد و همونطور که توی صحبتات گفتی آدم ها به منطقی احساسی و عرفی تقسیم میشن،ولی ما نمیدونیم برای معرفی محصول خدماتی خودمون چطور باید با هرکسی ارتباط برقرار کنیم . بعضی ها خیلی رسمی و خشک هستند ، بعضی ها هم فقط دنبال نوشته ها و موارد داخل استعلام هستند بعضی ها رو میشه کشوند پای میز رستوران و اونجا صحبت کرد ولی برای مذاکره با بعضی ها واقعا نمیشه راهی رو پیدا کرد.به نظرت اینو باید چیکار کرد ؟
    ( من در زمینه خدمات ارزش افزوده IT و مدیریت هوشمند ساختمان فعالیت میکنم )

    Thumb up 0

  • دانیال می‌گه:

    زنده باد! واقعا آفرین.
    من خیلی دوست دارم ایرانی هایی رو ببینم که بشه بهشون افتخار کرد (تا به ایرانی بودن خودمون افتخار کنیم) هرچند تعدادشون کم نیست اما هر بار با دیدن یکیشون انرژی جدیدی میگیرم.
    واقعا از صمیم قلب خوشحالم که این همه کامنت رو تو یه پست دارم میبینم و سایتش ایرانی هست (و مدیریتش بدست یه ایرانیه که برای همه کسایی که کامنت گذاشتن محبوبه و اون ایرانی اینقدر غیرت و معرفت داشته که ایران رو با همه مشکلات و کمی و کاستیاش ول نکرده بره که اگه میخواست بره میدونم خیلی راحتتر و با شرایط بهتری میتونست بره.)

    کارهایی که انجام میدید واقعا انرژی دهنده هست : رادیو مذاکره (خیلی جاهای دیگه که خیلی فکر میکنن مطالبشون با ارزشه دارن چیزایی رو با هزینه ارائه می کنن که انصافا نصف یکی از فایل های این دوره هم پر مغز و کاربردی نیست) – پروژه تراست زون (یه کار نو که فکر میکنم تا ۲-۳ سال دیگه یه حرکت جدید تو وب ایران ایجاد بکنه. من خودم دارم توی وب فعالیت می کنم و در نظر دارم با ساختن دوتا وبسایت جدید تا حد توانم به این حرکت کمک کنم)

    خدا قوت. امیدارم که همیشه موفق و سرفراز باشید و سال ۹۲ سال موفقیت و سلامت هرچه بیشتر برای پروژه ها و شخص خودتون باشه.

    Thumb up 0

  • Amir Ghorbani می‌گه:

    دو تا سوال
    ۱- چجوری برنامه ریزی می کنی برای خودت یعنی چه فاکتور هایی رو در نظر می گیری که برنامه ات عملی شه؟
    ۲-چجوری این اطلاعات رادیو مذاکره رو جوری گوش و… کنیم تا منجر بهتغییر رفتار ما بشه؟
    (یادگیری زمانی اتفاق می افتد که تغییر در رفتار صورت گیرد)

    Thumb up 0

  • ميترا می‌گه:

    محمدرضای عزیز سالی پر عشق، پر پول، پر از شادی و سلامتی برایت آرزو دارم :)

    Thumb up 0

  • ن. می‌گه:

    سلام.مدت کوتاهی است با شما آشنا شدم . مطالبتون فوق العاده بودن برای من . رادیو مذاکرتون رو عاشقانه گوش میدم.
    فروشنده هستم و دوست دارم پیشرفت کنم. از مشاوره های شما لذت بردم. امکان داره منو راهنمایی کنید از کجا شروع به مطالعه کنم .

    Thumb up 0

  • سهیلا می‌گه:

    سلام استاد
    من چند وقت پیش در کلاس اصول و فنون مذاکره تون شرکت کردم
    و فایل های صوتی سایتتون رو یک به یک گوش میدم
    یک جمله گفتید تو یکی از این فایل ها که هی توی ذهنم تکرار میشه ” حواستون باشه که آینده ۱۵ ساله کاری خودتون رو به خاطر ۱۰ سال گذشته خراب نکنید” و من به شدت بر این باورم که دارم این کار رو می کنم. حدود ۵ ساله که توی یه شرکتی کار می کنم ۲۹ سالمه و علاوه بر این تمام دوران دانشجوییم رو هم مشغول کار بودم ولی الان دقیقا ۲ ساله که احساس می کنم دارم روی یه ریتم ثابت بدون هیجان و بدون چالش حرکت می کنم و هنوز نتونستم از این شرایط بیام بیرون فکر می کنم این شرایط برام سمه ولی نمی دونم با شرایط اقتصادی خانواده و مسائل دیگه اصلا تغییر شغل درست هست یانه یا اینکه شاید مشکل از تنوع طلبی منه؟ ممنون از اینکه وقت میذارید واقعا مشاوره خوب توی موارد کاری خیلی سخت پیدا میشه
    خداقوت

    Thumb up 1

    • shabanali می‌گه:

      ببین. واقعیت اینه که از راه دور راحت نمیشه در این حوزه نظر داد.
      من تنها پیشنهادم اینه که با خودت بنشینی.
      به گذشته فکر نکنی.
      فقط به آینده پیش رو فکر کنی.
      فرض کنی که بیکاری و خانه نشین و در جستجوی کار.
      بعدش فرض کنی که فردا صبح بهت یک کار (با همین شرایطی که الان داری) پیشنهاد میشه و اگر قبول نکنی کس دیگری همین فردا جای تو رو میگیره.
      تو ترجیح میدی استخدام شی یا اینکه دنبال شغل بهتری بگردی؟
      البته میدونم که گفتن این حرفهایی که زدم خیلی ساده تر از فکر کردن به اونهاست…

      Thumb up 5

  • Amir Ghorbani می‌گه:

    خودم به شخصه زیاد حوصله جواب دادن به سوالات دیگران رو ندارم اماتو همیشه به سوالام جواب دادی و بابت این موضوع ازت واقعا متشکرم اگر هر وقت احساس کردی که این سوالا اذیتت می کنه بگو تا نپرسم اینجوری اگر بهت کمک نکنم حداقل کاراتو به اندازه رسیدگی به یک نفر کم می کنم

    بازم ممنون استاد شائولین(چون صبوری)

    Thumb up 0

  • مائده می‌گه:

    سلام اولین بارم بود بود که اومدم این سایتو دیدم و خیلی از مطالب ارزشمندتون لذت بردم.امکان داره ازتون یه درخواستی بکنم؟ میشه راهنماییم کنید و بگید امروزه برای یه خانوم تحصیل تو کدوم یک ازاین رشته ها مناسب تره؟(نفت برق مکانیک عمران)
    واقعا ممنون میشم اگه لطف کنین ومنو هرچند کوچک ولی راهنماییم کنین.بازم ممنون.

    Thumb up 0

  • Amir Ghorbani می‌گه:

    سلام
    محمد رضا یه سوال که ذهنمو مشغول کرده؟ با این ساعت کاری بالا چجوری بچه هاتو از نظر بار فکری ساپورت می کنی؟
    اول فکر کردم اونا هم میان تو سایت و کامنت می زارن بعد گفتم اگر بخوام برای حرف زدن با پدرم تو نوبت بمونم ناراحتم می کنه؟ از کارت راضین؟ یا اینکه میگن ای کاش محمد رضا یه کارمند ساده بود؟؟؟؟؟؟

    Thumb up 0

  • ش می‌گه:

    سلام استاد.وقتتون بخیر.تو این پست شما اجازه دادید هرچیزی رو که دل تنگمون میخواد بنویسیم،من هم اومدم بی ربط بنویسم. البته اولین بارم نیستا !!!!!! یادمه اولین کامنتی هم که براتون گذاشتم کاملا بی ارتباط با پستتون بود.ولی شما خیلی مهربون خوندید و جواب دادید و من آروم شدم و یه خاطره خوب و یه دین همیشگی و یه دوستی خیلی خوب.
    یه جمله ای تو ذهنم مونده که یادم نمیاد از کی و کجا شنیدم یا خوندم اما به نظرم جمله کاملا درستیه.اینکه راز ماندگاری در ساختن خاطرات خوب برای دیگرانه. خیلی سعی کردم با این جمله زندگی کنم.اعتراف هم میکنم که خیلی وقتها نتونستم.امروز اومدم بگم چقدر خوبه که شما اینطوری زندگی میکنید.اینقدری که من از این راه دور این همه خاطره خوب از شما دارم و شما برام ماندگار شدید.و هیچوقت فراموشتون نمیکنم.و همیشه به یادتون هستم وخواهم بود هر جا که باشم.
    نمیخوام از این آرزوها و دعاهای شیک و لوکس براتون بکنم اما اینو از ته دلم میگم که هر وقت دست به یه کار جدید و نو میزنید براتون آرزوی موفقیت میکنم.و همیشه از خدا میخوام به همه آرزوهاتون برسید البته همراه با حس خوب آرامش.
    این عید هم تموم شد و گذشت.اما اینبار شیرینتر و دلنشین تر از همیشه برای من.از اون عیدهایی که آدم هیچ وقت فراموشش نمیکنه.خونه شمام که حرف نداشت.هر وقت میومدم یه پست قشنگ… یه حرف نو….یه درس خوشمزه…خلاصه اینکه پذیراییتون خیلی عالی بود.مرسی.
    احتمالش زیاده که دیگه نتونم چیزی براتون بنویسم.بیشتر به خاطر همین اومدم.میدونم تو این مدت،اذیتتون کردم.به عمد نبود ولی می فهمیدم.به هر حال ببخشید و فراموش کنید.
    و آخر اینکه همیشه در پناه خدا تندرست و سلامت باشید.

    Thumb up 4

    • shabanali می‌گه:

      من همیشه از دیدن تو و نوشته هات لذت بردم.
      و صادقانه بگم، جزو معدود دوستانی بودی که همیشه اول کامنتشون رو تأیید کردم بعد با علاقه نشستم و خوندم.
      میتونم ازت (عمومی یا خصوصی) بپرسم که چرا دیگه نمیتونی بنویسی؟

      Thumb up 0

      • ش می‌گه:

        ممنون از لطفتون.شما که دوستی رو برام تموم کردید.هر چیزی رو که میشه از یه دوست انتظار داشت ، من از شما گرفتم…اگر هم گاهی اوقات حرف خاصی زدم تحت تاثیر نوشته های قشنگ شما بوده :)
        راستشو بخواین از عصر تا به حال چندبار اومدم که دلیلشو بنویسم .یه چیزایی هم چندبار نوشتم و پاکش کردم.نشد دیگه.یعنی نتونستم.ببخشید

        Thumb up 0

  • زهره می‌گه:

    سلام استاد امیدوارم تعطیلات خوش گذشته باشه.خوشحالم هنوز آنلاین جواب میدین.بازم ممنون زحمات شما هسم.کتاب دشواری انتخاب خیلی عالی بود.

    Thumb up 0

  • یاس می‌گه:

    سلام
    هم به استاد شعبانعلی هم به دوستانی که اینجا کامنت گذاشتن، سال نوی همه مبارک ، چند ماهی هست که با استاد آشنا شدم و هر از چند گاهی به سایت شما سر میزنم مطالب بسیار خوبی روی سایت هست که حتماً وقت بیشتری خواهم گذاشت که از مطالب روی سایت بیشتر استفاده کنم.
    برای استاد آروزی سلامتی و موفقیت دارم.

    Thumb up 0

  • ملیحه می‌گه:

    سلام جناب شعبانعلی عزیز
    در آخرین روز تعظیلات به شکلی کاملا تصادفی با کتاب دشواری انتخاب و در ادامه ی آن با شما و اینجا آشنا شدم….هنوز مطمئن نیستم به دنبال چه چیزی به اینجا اومدم ، حتی نمیدونم چه عاملی من رو وادار به تأمل کرد !!!. قسمت اول دشواری انتخاب رو شنیدم و احساس کردم مایلم بقیه ی ان رو هم داشته باشم….
    ۵-۶ سال خیلی سخت رو پشت سر گذاشتم و سخت ترین آن ها سال گذشته بود…اونقدر سخت که آدمی با ادعای عقلیِ ِ !! من را تا مرز جلسات روانکاوی و استفاده از دارو و… پیش برد . اونقدر که موجب شد اعتماد به نفسم تا اونجا پایین بیاد که به دلیل ِ نمیدانم چه رانندگی رو که پس سال ها مثل راه رفتن برام عادی بود !!!به یکباره بذارمش کنار !!! انسان تا این حد می تونه ضعیف و آسیب پذیر باشه !!!
    سال هامطالعات و آشنایی من با روان شناسی و البته فروید ودیگران ….. کمکم کردند که بفهمم ( با حفظ احترام به همه ی روانشناسان محترم ) …دکترِ ِ من داره ازمن به عنوان یک انسان آسیب دیده ، یک بیمار می سازه . من فکر می کنم یه شخص آسیب دیده می تواند بیمار باشد اما نه الزاما . .
    با تجربه ۱۶ سال کار هنری به شکل آکادمیک و جدی ….حالا خودم رو در ابتدای راه می بینم. راهی که برای رسیدن به نقطه ی شروع شاید احتیاج به زیر ساختی سخت (! ) داشت . مسیرم نمی دانم سخت است یا آسان شاید چون دیگه از خودم کمتر اطمینان دارم …حالا می دونم من یه انسان عادی ام ( عادی بودن بران الان خیلی با ارزش و یه صفت خاص مطرح می شه ) با توانادد ها و ناتوانایی های خاص خودم …با خوبی ها و بدیها … با شادی ها و غم ها ی مخصوصِ ِ خودم که این ادم عادی از قضا همیشه انسان به غایت سخت کوشی بوده… .حالا نه آنقدر امیدوارم که دنیا رو گل و بلبل ببینم و نه اونقدر ناامید …گرچه هنوز سری و بی حس آن چه دیده ام از جسم و روحم خارج نشده و سرما همچنان آزارم می دهد !!اما می دانم باد بهار ی که بوزد زندگی در زیر پوست شاخه های بی جان به حرکت در می آید . یافتن شما را هدیه ای نوروزی تعبیر کردم باشد که نیک باشد…
    بابت تزریق روح اعتماد به بدنه ی آسیب دیده از بی اعتمادی این جامعه صمیمانه شما را سپاس می گویم .
    و…….
    ببخشید من کلا پر حرفم !

    Thumb up 0

  • امید می‌گه:

    سلام اغاز سال را برایت با شادمانی و سلامتی و پایان آن را برایت با سلامتی و شادمانی بیشتر به همراه موفقیت های روزافزون خواستارم.
    راستی قبل سال جدید برایت email در info@shabanali فرستادم که امیدوارم دیده باشی

    Thumb up 0

  • ابوالفضل سردهنه می‌گه:

    سلام محمد رضا جان
    سال نو مبارک
    امیدوارم ساله خوب و خوشی رو داشته باشی می تونم از برنامه آموزشی امسالت اطلاع داشته باشم
    متشکرم

    Thumb up 0

  • امید مهدی پور می‌گه:

    سلام بر استاد گرامی اقای شعبانعلی
    واقعا از آشنا شدن شما خیلی خوشحالم.امید وارم بتوانم در دوره های شما به خصوص سفر از جهنم شرکت کنم.
    با تشکر ویژه بابت رادیو مذاکره که نشان از طبع بلند و سخاوت منش شماست.

    Thumb up 0

    • shabanali می‌گه:

      سلام امید جان. سال نو مبارک.
      خوشحالم که از سایت استفاده میکنی و یادت نره که اگر جایی فیدبکی داشتی یا احساس کردی کار یا حرکتی میشه کرد که کارهای من و همکارانم رو مفیدتر و بهتر کنه حتماً بگی.
      شاد باشی و موفق.

      Thumb up 1

  • پرستو کاظمیان می‌گه:

    سلام
    من امروز با سایت شما آشنا شدم بسیار مفید بود بخصوص رادیو مذاکره
    خیلی به آن احتیاج داشتم در روابطم-در کارم
    مرسی

    Thumb up 0

  • Amir Ghorbani (Qazvin) می‌گه:

    شب خوش
    من احساس می کنم خیلی تنهاییم همه مون الان تو سایتای چت بودم همه می گفتن: کسی هست چت کنیم؟
    این خیلی بده که آدم ها در فضایی زندگی میکنن که حرف ها شون رو نمیتونن راحت بزنن و مجبور می شن برن با کسی که نمیدونن دوسش دارن یا نه مثلا حرف می زنن
    همه چیزمون داره مجازی میشه حرف زدنامون ازدواج کردنامون حتی تخلیه های روحیمون!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    Thumb up 0

  • الناز می‌گه:

    سلام سال نو مبارک امیدوارم لحظه های خوشی رو داشته باشین.از تمام انرژی و وقتی که برای سایت صرف میکنید تشکر میکنم.واقعا یه نیاز بزرگی از زندگی امروز ما رو تامین میکنه .

    Thumb up 0

  • رادین می‌گه:

    با سلام
    قرار بود ۱۰ فروردین فروشگاه اینترنتی راه اندازی بشه ؟

    Thumb up 0

  • رسول می‌گه:

    درود بر همه ایرانیان و نوروز ، یادگار کهن ایران زمین برهمه ما مبارک
    درباره نیروی انگیزشی که الهام و دوست گفتن میخام بگم که همیشه باید تلاش کرد تا از باغ نعمت خدا بیشتر بهره ببریم و یادمون باشه که بیشترین انگیزه را از همین یار و یاور همیشه همراه میگیریم.
    در راه همیشه سختی وجود داره که باعث از کم رنگ شدن انگیزه میشه ولی ما باید دور دست و هدف خودمون رو دنبال کنیم ، اینم فقط با شناخت خود میتوان بهتر پیدا کرد.
    من مطالبی درباره خود شناسی گردآوری کردم که دوست دارم در اختیار دوستانی که تمایل دارند قرار بدم.
    شاد و تندرست باشید.

    Thumb up 0

  • دوست می‌گه:

    استاد این چه نیرویی هست که باعث میشه شما شبانه روز برای رسیدن به هدفتون تلاش کنید؟ من الان کلی هدف های عالی دارم ولی انگیزه ندارم
    تا الان هم مدرک یا بدست آوردن کار خوب محرک من بوده ولی الان دیگه این ها هم برام عادی شده
    ممنون میشم منو راهنمایی کنید

    Thumb up 2

    • shabanali می‌گه:

      واقعاً جواب دادن بهش خیلی سخته.
      هیچ توضیحی براش ندارم. اما اگر تونستم در قالب کلمات بیان کنم، حتماً می نویسم…

      Thumb up 2

    • مجید می‌گه:

      نمیدونم چقدر احتمال داره برگردید و این کامنتها رو بخونید.ولی اگر خوندید خواهش و درخواست من رو هم – برای پاسخ دادن به این سوال – اضافه کنید.همه مطالعاتم رو محدود کردم به نوشته های شما

      Thumb up 0

  • محسن صلواتی می‌گه:

    سلام همکلاسی قدیمی!
    سال نو مبارک

    به قول شاعر:

    دیدار یار غائب دانی چه حال دارد؟
    ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد

    از دیدن موفقیت و بهروزی دوستان به ویژه همشاگردی های البرزی همیشه خوشحال شده ام. امیدوارم نوار کامیابی هایت همیشه برقرار باشد.

    Thumb up 0

  • شادی می‌گه:

    سلام.اون شعر کاشانی که شما خوندی رو تا حالا n بار گوش دادم خیلی دوسش دارم تا این حد که Alarm گوشیمه :) . الانم این شعرو نوشتم که فقط خودت بخونی نمیدونستم جاش این جا هست یا نه ولی قشنگه.. فقط برای شما

    عشقبازی به همین آسانی است…
    که گلی با چشمی
    بلبلی با گوشی
    رنگ زیبای خزان با روحی
    نیش زنبور عسل با نوشی
    کارهموارۀ باران با دشت
    برف با قلۀ کوه
    رود با ریشۀ بید
    باد با شاخه و برگ
    ابر عابر با ماه
    چشمه‌ای با آهو
    برکه‌ای با مهتاب
    و نسیمی با زلف
    دو کبوتر با هم
    و شب و روز و طبیعت با ما
    عشقبازی به همین آسانی است…

    شاعری با کلماتی شیرین
    دستِ آرام و نوازش‌بخش بر روی سری
    پرسشی از اشکی
    و چراغ شب یلدای کسی با شمعی
    و دل‌آرام و تسلا و مسیحای کسی یا جمعی
    عشقبازی به همین آسانی است…
    که دلی را بخری
    بفروشی مهری
    شادمانی را حرّاج کنی
    رنج‌ها را تخفیف دهی
    مهربانی را ارزانی عالم بکنی
    و بپیچی همه را لای حریر احساس
    گره عشق به آن‌ها بزنی
    مشتری‌هایت را با خود ببری تا لبخند

    عشقبازی به همین آسانی است…

    هر که با پیش سلامی در اول صبح
    هرکه با پوزش و پیغامی با رهگذری
    هرکه با خواندن شعری کوتاه با لحن خوشی
    نمک خنده بر چهره در لحظۀ کار
    عرضۀ سالم کالای ارزان به همه
    لقمۀ نان گوارایی از راه حلال
    و خداحافظی شادی در آخر روز
    و نگهداری یک خاطر خوش تا فردا
    و رکوعی و سجودی با نیت شکر

    عشقبازی به همین آسانی است

    مجتبی کاشانی

    Thumb up 1

  • مجتبي می‌گه:

    استاد میشه چندتا عکس از کتابخونت برامون تو سایت بذاری، خیلی دلم میخواد کتابخونتو ببینم.

    Thumb up 0

  • مهسا واعظ تهرانی می‌گه:

    امیدوارم در سال جدید، شناختی از خود و اهدافمان پیدا کنیم، که نه به سادگی در برابر آنها سر تسلیم فرود آوریم و از آنها صرف نظر کنیم و نه بیهوده، در تلاش و تکاپو برای به دست آوردنشان مستهلک شویم…
    چه جمله خوبی. من از شما به خاطر این جمله قدردانی میکنم. البته میدونم قدردانی درست اینه که بگم چه تاثیری بر من داشته… اینکه بیشتر فکر کنم و بتونم فاصله بین رها کردن و تسلیم شدن رو تو موقعیت های محتلف بشناسم و حفظ کنم. سخته خیلی…

    Thumb up 0

  • الهام می‌گه:

    سلام محمد رضای عزیز
    سال نو مبارک
    منم با مساله ای که مرتضی مطرح کرده بود خیلی درگیرم،بحث الهام و انگیزه ، واینکه چجوری میشه یه انگیزه دائمی داشت؟ یه انرژی دائمی که تا آخر راه همراهمون باشه؟
    خیلی خوب میشه اگر یه پست رو به این مطلب اختصاص بدی
    ممنون

    Thumb up 0

  • کربلایی می‌گه:

    سلام جناب شعبانعلی
    سال نو مبارک
    مدت زمان زیادی نیست که با شما آشنا شدم ولی بدلیل استفاده کردن از مطالب رادیو مذاکره که اخیرا در کارم بسیار به من کمک کرده بر خود لازم وواجب میدانم از شما تشکر کرده وبگویم قدر شناس مطالبی که آموخته ام هستم وامیدوارم در سال جدید بتوانم از کلاسهای حضوریتان استفاده کنم.موفقیت شما وتمام کسانی که به سایت شما سرمیزنند آرزوی من است.درضمن کار جدید تراست زون میتواند بسیار جالب باشد.اما یک سوالی ذهنم رااشغال کرده واون اینکه
    واقعا هیچ پیش بینی از نتیجه کارندارید؟

    Thumb up 1

    • shabanali می‌گه:

      واقعیت اینه که نه. هیچ پیش بینی ندارم.
      اما کارهای جدید، خوبیشون اینه که یا راه جدیدی رو برای ما و دیگران باز میکنند، یا بیراهه ای رو نشان میدهند که دیگران گرفتار آن نشوند.
      در هر دو حالت ما برنده ایم!

      Thumb up 3

  • خسرو می‌گه:

    سلام محمد رضا جان ، با تبریک سال جدید و بهترین آرزوها برات
    داشتم به این فکر می کردم چی محمد رضا رو محمد رضا کرده ؟
    از ۱۹ سالگی چه بسا جولوتر چه تفکری چه جمله ای ؟ چه کسی ؟ کجا بذر این حرکتو تو قلب و روحت کاشته ؟

    Thumb up 0

    • shabanali می‌گه:

      خسرو جان.
      اولاً که محمدرضا حداقل تا حالا هیچ چی نشده.
      اما من مشخصاً یک صفت بارز دارم و اون کار کردن و مطالعه زیاده.
      شبانه روز من به مطالعه و کار میگذره
      من خونه ساده ای دارم که تنها ثروت داخلش، حجم زیادی کتابه که هر جای دنیا رفتم به عنوان سوغاتی برای خودم خریده ام و آورده ام.

      Thumb up 5

  • میترا می‌گه:

    سلام. اول از همه عید شما مبارک. امیدوارم سال جدید بتونی به اکثر هدفایی که برای خودت تعیین کردی برسی. منم مثه خیلی از دوستان خوشحالم که امسال با شما آشنا شدم و البته فقط تونسم تو همایش انتخاب شما شرکت کنم و هرچند خیلی از اون همایش راضی نبودم اما برام یه خاطره شیرین بود از یه عصر شلوغ برای من که بعد از اسباب کشی اونم تنهایی وسایلمو وسط اتاق رها کردم و اومدم همایش و تهش ختم شد به یه شب بارونی شیرین تر.
    امیدوارم از این که نوشتم از انتخاب خیلی راضی نبودم ناراحت نشده باشی. من الانم همه ی فایلای رادیو مذاکره رو گوش می کنم گاهی انتقاد هم می کنم و بازم امیدوارم انتقادهام ناراحتت نکنه (اشاره به مطلبی که تعداد نظرات مثبت و منفی راجب به رادیو مذاکره مقایسه کردی) اما اینجا از صمیم قلبم ازت تشکر میکنم به خاطر همه ی تلاش هات چه برای نوشته های تو سایت چه برای رادیو مذاکره چه برای همایش انتخاب. باید بگم که چقدر ایده ی تراست زون باعث شادی من شد و چقدر وقتی حرفا و ایده هات رو میخونم امید میگیرم و حس می کنم درسته که اینجا ایرانه درسته که خیلی رفتارای من و هم وطنام اشتباهه اما میشه با تلاش و فکر اصلاح شد و اصلاح کرد. من از این گفتگوهای نوروزی هم خیلی یاد گرفتم.
    متشکرم محمدرضا. امیدوارم امسال سالم و موفق تر از همیشه باشی.

    Thumb up 0

    • shabanali می‌گه:

      میترا جان.
      به هر حال تنها روش خطا نکردن اینه که هیچ کاری نکنیم!

      اگر دست به کار بزنیم حتماً خطا هم داریم.
      من همیشه چیزی که سعی میکنم تو فرهنگمون جا بیفته اینه که به آدمها و سازمانها و کشور ها و … به صورت یک پکیج نگاه کنیم.
      با مجموعه ای از چیزهای خوب و بد.

      محمدرضا هم از این قاعده مستثنی نیست.
      من در طول این سالها، زیاد نوشته ام و زیاد حرف زده ام و زیاد درس داده ام و شرکتهای متعددی رو مدیریت کرده ام.
      طبیعیه که خیلی جاها اشتباه کردم، خیلی جاها ضعیف کار کردم. بعضی جاها هم شاید کارهای نو کرده باشم.

      تنها چیزی که خودم میتونم بگم اینه که اشتباه و ضعف در کارنامه شخصی و شغلی من کم نیست، اما امیدوارم برایند نکات مثبت و منفی موجود، از نظر مخاطبان و دوستانم، مثبت باشه نه منفی

      Thumb up 6

  • مجتبي می‌گه:

    من از امروز شروع به کار میکنم،خیلی خوشحالم استاد.

    Thumb up 1

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *