نه سالگی متمم

از نخستین سالی که متمم راه افتاد، هر سال دوم بهمن، مطلب کوتاهی دربارهٔ متمم نوشته‌ام. اسم‌شان را می‌شود گذاشت گزارش‌های تولد متمم (این مطالب). سال گذشته به جای نوشتن یک مطلب، در این روز یک فایل گفتگوی چند ساعته منتشر شد. امسال هم برنامهٔ دیگری داشتیم که با آوار غمی که بر سرمان فرود آمده، نه مناسب بود و نه معنا داشت. بنابراین صرفاً چند خط می‌نویسم تا این‌جا باشد، و یادم و یادمان بماند که این روزها بر ما چه می‌گذشت. پیشاپیش از این که کامنت‌های این نوشته را – بر خلاف همهٔ سال‌های گذشته – می‌بندم، عذر می‌خواهم. از یک سو نوشتن پیام‌هایی از جنس تبریک – که معمولاً زیر چنین نوشته‌ای ثبت می‌شود – در شرایط فعلی چندان معنا ندارد. از سوی دیگر، چون این روزها مشغول نگارش موازی چند مطلب […]

فرهنگ چیست؟ | چرا فسیل‌ها از فهم فرهنگ فرار می‌کنند؟ (برای فردا)

فرهنگ چیست

پیش‌نوشت یک: این نوشته بخشی از مطلبی است که پیش از این با عنوان برای فردا نوشتم و در واقع، ادامهٔ آن است. ممکن است بعداً این را از این‌جا بردارم و به همان مطلب اضافه کنم. شاید هم همین‌جا بماند. نمی‌دانم. پیش‌نوشت دو: چند وقت پیش یکی از دوستان بسیار عزیزم حرف جالبی به من زد. گفت تو می‌دونستی عقد آریایی داریم؟ گفتم نه. گفت داریم. دوستانم از من دعوت کرده‌اند که بروم برایشان عقد آریایی بخوانم. چون آن را به شیوهٔ عقد رایج ترجیح می‌دهند. به شوخی به دوستم گفتم: یعنی دوستانت، در اعتراض به سنتی که آن را قدیمی و متعلق به هزار سال قبل می‌دانند، به سراغ سنتی قدیمی‌تر که متعلق به سه‌هزار سال قبل است رفته‌اند؟ (جواب‌تان را می‌دانم. این را فقط نوشتم که بعداً وقتی بحث جلو می‌رود، جایی گوشهٔ […]

پیام‌ها و پیامک‌ها | دهمین نمونه

پیامها و پیامکها

باز هم چند جملهٔ تکراری در مقدمهٔ پیام‌ها و پیامک‌ها رو می‌نویسم و در ادامه، مجموعهٔ جدیدی از پیام‌ها رو نقل می‌کنم. *** آن‌چه در این‌جا می‌آید، چند نمونه از پیام‌هایی است که برای دوستانم فرستاده‌ام و در آرشیو مکالمه‌های روزها و هفته‌های اخیرم یافته‌ام. طبیعی است نمی‌خواهم و نمی‌توانم نام گیرنده و طرف گفتگو را بگویم. هم‌چنین ترجیح می‌دهم درباره‌‌ی صدر و ذیل گفتگوها هم چیزی ننویسم. اگر چه محتوای آن‌ها غالباً می‌تواند بستر بحث را مشخص کند. جز در مواردی که اشتباه دیکته‌ای بوده یا باید نام فردی حذف می‌شده، تغییری در متن پیام‌ها نداده‌ام. بنابراین در انتخاب پیام‌ها چندان نکته‌سنجی نشده و در انتخاب کلمات هم، راحت‌تر از چارچوب متعارف روزنوشته و نیز نوشته‌هایم در شبکه‌های اجتماعی بوده‌ام. پس شما هم آن‌ها را صرفاً در حد پیام‌هایی که برای زنده نگه داشتن […]

گزار و گذار | دربارهٔ گزارش نویسی روزمره و چیزهای دیگر

گزارش نویسی

نوع مطلب: گفتگو با دوستان توضیح: دوستان خوبم بهنام و هیوا زیر مطلبی که با عنوان استحاله کلمات نوشته بودم، موضوعاتی را مطرح کردند که در این‌جا می‌خواهم درباره‌شان کمی بیشتر بنویسم. ممکن است این موضوعات، دغدغهٔ بخشی از خوانندگان عزیز روزنوشته نباشد. با این حال، قالب «گفتگو با دوستان» طرح این حرف‌ها را توجیه‌پذیر می‌کند. همهٔ مطالبی که تا کنون در قالب گفتگو با دوستان منتشر شده‌اند (تا کنون بیش از هفتاد مطلب)، می‌‌توانستند در یک گفتگوی رودررو یا در مکالمه‌ای خصوصی و جمعی کوچک‌تر مطرح شوند. اما فرض من بر این بوده که طرح عمومی آن‌ها ممکن است برای افراد دیگری هم مفید باشد. بنابراین لطفاً آن‌ها را با سخت‌گیری کمتری بخوانید. حرف‌های بهنام و هیوا را دوباره در این‌جا می‌آورم تا مجبور نشوید به مطلب قبلی سر بزنید: پیش‌نوشت افراد صاحب‌نظر و محققان و […]

برای فردا | در دست نگارش

برای فردا

پیش‌نوشت صفر آنچه این‌جا می‌نویسم، امروز چندان به کار نمی‌آید؛ نه از جنس ارزیابی است و نه از جنس راهکار. بنابراین نوشتن از آن، حداقل امروز و در شرایطی که ما در آن قرار داریم،‌ به معنای واقعی کلمه «غیرضروری» است. با این حال بر این باورم که در آیندهٔ نه‌چندان دور، توجه به این مباحث، می‌‌تواند کمک مهمی برای تصمیم‌گیری، تحلیل و سیاست‌گذاری‌های کلان باشد. این حرف‌ها را می‌شد بعداً در زمان بهتری نوشت. اما چون هیچ‌کس از آیندهٔ خود خبر ندارد، نوشتن حرف‌های مربوط به آینده را نباید به آینده واگذار کرد. بنابراین من برای فردا می‌نویسم. و اگر شما این روزها حوصله ندارید، نخوانید. پیش‌نوشت یک این نوشته، مانند بسیاری از نوشته‌های دیگرم، به تدریج کامل می‌شود. نوشتن آن در ۱۴ آبان ماه ۱۴۰۱ شروع شده و به تدریج تکمیل خواهد شد. […]

داستان گاو سالزبورگ

گاو سالزبورگ

هنگام قدم زدن در شهر سالزبورگ اتریش، مجسمه‌های گاو در گوشه و کنار به چشم‌تان می‌خورد. در مغازه‌های کوچک فروش یادگاری هم، جدا از شکلات‌های موتسارت – که یادگاری اصلی آن شهر است – معمولاً مجسمه‌ها و جاسوییچی‌ها و عروسک‌هایی به شکل گاو می‌بینید. در قلعهٔ معروف سالزبورگ هم که روی فستونگزبرگ (Festungsberg) قرار دارد، باز هم مجسمهٔ گاو می‌بینید (Festung = قلعه و Berg = کوه). بسیاری از مجسمه‌های گاو در سالزبورگ، دو رنگ هستند. به این شکل که نیمهٔ چپ و راست‌شان رنگ متفاوتی دارد. مردم محلی داستان جالبی برای دو رنگ بودن این گاو تعریف می‌کنند. فرصت نشده صحت داستان را ارزیابی کنم. اما به هر حال، داستانی است که همهٔ مردم سالزبورگ آن را می‌دانند و اگر بپرسید برایتان تعریف می‌کنند. ظاهراً در قرن شانزدهم، رعیت‌ها و بردگان شورش می‌کنند و […]

دربارهٔ خداحافظی + بعدالتحریر

زیدآبادی

پیش‌نوشت صفر: این متن، دربارهٔ احمد زیدآبادی نیست. دربارهٔ ذهن‌های ضعیف و درک غیردموکراتیک از سیاست است که صرفاً در آن به یک مصداق آشنا و در دسترس هم اشاره شده است. این متن را اگر در زمان دیگری می‌نوشتم، قاعدتاً به نام یا نام‌های دیگری اشاره می‌کردم. پیش‌نوشت یک: احمد زیدآبادی از دنیای سیاست خداحافظی کرد. با شناختی که دورادور – در حد خواندن نوشته‌هایش – از او دارم، بر این باورم که این خداحافظی تکنیک و تاکتیک نیست. او واقعاً «در این لحظه» به نتیجه رسیده که از دنیای سیاست خداحافظی کند. این که در آینده چه روی خواهد داد را نمی‌دانیم. اما قطعاً اگر هم زمانی آرام‌تر شود و توان رفته را بازیابد و دوباره به قلمرو سیاست برگردد، نباید ملامت کرد و حتی به کنایه هم نباید یادآوری کرد که زمانی […]

استحالهٔ کلمات

استحاله کلمات

کلمات – یک کلمات را می‌توان یکی از مهم‌ترین دستاوردهای گونهٔ انسان دانست. «کلمات» حتی از «زبان» مهم‌ترند. بسیاری از جانوران دیگر هم، به زبانی برای گفتگو با یکدیگر دست یافته‌اند؛ از گربه‌ها در خیابان تا زنبورها در کندو. اما این انسان است که توانسته ابزاری تا این حد انتزاعی بسازد. به واژه‌هایی مثل آزادی، امید، انگیزه، انتخاب، زندگی و رشد فکر کنید. این‌ها سیب و گلابی و هلو و شلغم نیستند که مابه‌ازاء فیزیکی و مجسّم بیرونی داشته باشند. در عین حال، به مهم‌ترین چیزهایی که ما می‌فهمیم و می‌خواهیم، اشاره می‌کنند. کلمات، دو کارکرد مهم دارند. نخست اندیشیدن است و دیگری گفتگو. ما نمی‌توانیم به چیزی که برایش کلمه نداریم فکر کنیم و به فرض هم که فکر کنیم، نمی‌توانیم آن را عمیق بفهمیم و به فرض هم که بفهمیم، نمی‌توانیم از آن […]

دزدیده شدن فیل سفید | مارک تواین

داستان فیل سفید

پیش‌نوشت: از یک دهه قبل و حتی پیش‌تر، قصهٔ فیل سفید را در کلاس‌های استراتژی‌ام می‌گفتم و به بهانه‌های مختلف از آن می‌نوشتم. ماجرای فیل سفید را در متمم هم خوانده‌ و شنیده‌اید. خوش‌بختانه آن داستان به تدریج، بیشتر و بیشتر شنیده شد و طی سال‌های اخیر، به بخشی از نُقل و نمک صفحه‌های مدیریتی و آموزش‌های اینستاگرامی هم تبدیل شد. فیل سفید در مدیریت، به صرف پول و منابع برای پروژه‌ها و فعالیتی اشاره می‌کند که دیگر کارایی ندارند. اما چون برای مدت طولانی پای آن‌ها ایستاده‌ایم، جرئت نداریم رهایشان کنیم. اهمیت اصطلاح فیل سفید در این است که روی یک رفتار تکراری و تجربهٔ فراگیر، اسم می‌گذارد. همهٔ ما مصداق‌های «گیر کردن در باتلاق یک پروژه یا تصمیم» را دیده‌ بودیم، اما تعبیر سادهٔ عامه‌فهمی برای آن نداشتیم. اصطلاح فیل سفید صرفاً به […]

در حاشیهٔ راجر روزنبلات

روزنبلات

در این چند روز، تراکم کارها و فشار ذهنی‌ام در حدی است که حس کردم نمی‌توانم مطالب جدی و سنگین و تحلیلی بنویسم. حرف زدن از سیستم‌ها، سیاست، علوم اجتماعی، تاریخچه تحول دولت‌ها و …، ذهن آزاد و حالی متفاوت می‌خواهد. به همین علت فکر کردم خوب است در حد یک یا دو هفته، تا سبک‌تر شدن کارها، روزنوشته‌ها را با مطلب ساده‌تری به‌روز نگه دارم. سال‌هاست روش ثابتی برای کتابخوانی قبل از خواب دارم. معمولاً نویسنده‌ای را انتخاب می‌کنم و مجموعه آثارش را کنار دستم می‌گذارم تا هر شب قبل خواب، ولو در حد خط از او بخوانم و سپس بخوابم. در این چند هفته، مجموعه آثار راجر روزنبلات، کنار دستم بوده و به تدریج آن را می‌خوانده‌ام و می‌خوانم. البته حدس زدنش برایتان سخت نیست. در روزهای اخیر دو مطلب از پاراگراف فارسی متمم […]

yeni bahis siteleri 2022 bahis siteleri betebet
What Does Booter & Stresser Mean What is an IP booter and stresser