پیام‌ها و پیامک‌ها | هشتمین نمونه

پیامها و پیامکها

باز هم چند جملهٔ تکراری در مقدمهٔ پیام‌ها و پیامک‌ها رو می‌نویسم و در ادامه، مجموعهٔ جدیدی از پیام‌ها رو نقل می‌کنم. *** آن‌چه در این‌جا می‌آید، چند نمونه از پیام‌هایی است که برای دوستانم فرستاده‌ام و در آرشیو مکالمه‌های روزها و هفته‌های اخیرم یافته‌ام. طبیعی است نمی‌خواهم و نمی‌توانم نام گیرنده و طرف گفتگو را بگویم. هم‌چنین ترجیح می‌دهم درباره‌‌ی صدر و ذیل گفتگوها هم چیزی ننویسم. اگر چه محتوای آن‌ها غالباً می‌تواند بستر بحث را مشخص کند. جز در مواردی که اشتباه دیکته‌ای بوده یا باید نام فردی حذف می‌شده، تغییری در متن پیام‌ها نداده‌ام. بنابراین در انتخاب پیام‌ها چندان نکته‌سنجی نشده و در انتخاب کلمات هم، راحت‌تر از چارچوب متعارف روزنوشته و نیز نوشته‌هایم در شبکه‌های اجتماعی بوده‌ام. پس شما هم آن‌ها را صرفاً در حد پیام‌هایی که برای زنده نگه داشتن […]

کتاب نوت بوک ساراماگو | بهانه‌ای برای یادآوری اهمیت نوشتن

کتاب ساراماگو - نوت بوک

نوع مطلب: گفتگو با دوستان توضیح این مطلب: شهرزاد در زیر مطلبِ «لحظه‌نگار – گزارش این روزها» نکته‌ای نوشته و سوالی مطرح کرده بود که تصمیم گرفتم آن را در قالب یک مطلب جداگانه بنویسم. توضیحاتم نسبتاً کوتاه است و می‌شد به شکل کامنت نوشت. اما ترجیح دادم مطلبی مستقل باشد، تا مخاطب‌های ناآشناتر هم – که عادت یا حوصلهٔ خواندن کامنت‌ها را ندارند – آن را بخوانند. کتاب نوت بوک ساراماگو | مجموعه‌ای از خُرده‌جستارها کتاب نوت بوک ساراماگو، را به نوعی می‌توان آخرین کتاب ساراماگو در نظر گرفت. البته اگر از کتاب Cain که پس از مرگ ساراماگو منتشر شد – و در ساختار فعلی، بعید است به فارسی ترجمه شود – صرف‌نظر کنیم. نوت بوک، بر خلاف قالب کتاب‌های ساراماگو، از جنس داستان نیست. بلکه مجموعه‌ای از جستارهای ساراماگو است. البته نمونه‌ای یادم […]

فهرست اسامی و توضیحات و اشارات در گفتگو با دوستان متممی

blank

در گفتگوی شش ساعته‌ای که با دوستان متممی داشتم نام‌ها و اشاره‌های بسیاری مطرح شد که طبیعتاً به علت محدودیت زمان، فرصت توضیح بیشتر در مورد آن‌ها نبود. ضمن این‌که گاهی تشخیص نام‌ها صرفاً با تکیه بر شنیدن امکان‌پذیر نبود و ممکن است دوستانی که قصد بررسی بیشتر داشته باشند، نتوانند موضوعات مطرح شده را پیگیری کنند. به همین علت، تصمیم گرفتم در قالب یک مطلب مستقل، تعدادی از نام‌ها و اشاره‌ها را فهرست کنم و در مواردی که حس کردم حرف بیشتری برای گفتن وجود دارد، مختصر توضیحی هم اضافه کنم. اما از آن‌جا که این کار مستلزم گوش دادن به کل گفتگو بود و من هم مثل اکثر انسان‌ها از شنیدن صدا و حرف‌های خودم احساس خوبی ندارم، این کار را به تدریج انجام دادم. به همین علت، کمی طول کشید. بحش اول […]

لحظه‌نگار + گزارشی کوتاه از احوال این روزها

عکس محمدرضا شعبانعلی

مدت‌ها بود که متن‌های نصفه-نیمه در روزنوشته نداشتم و پیش از تمام کردن یک مطلب، به سراغ مطلب دیگر نمی‌رفتم. اما دوباره مدتی است تراکم کارها – در کنار شوق مهارنشدنی نوشتن – به نقطهٔ اوج تازه‌ای رسیده و باعث شده نوشته‌های تکه‌تکه‌ام زیاد شود. البته که آن‌ها را به تدریج جلو می‌برم (و تقریباً تمام جمله‌هایی که باید نوشته شود با دقیق‌ترین کلمات در ذهنم هست) اما کمتر پیش می‌آید که فرصتی برای نشستن و نوشتن پیدا کنم. یادم هست که دو سال پیش، یک ساعت پس از این که دوستی، در واتس‌اپ سوالی را از من پرسید، پاسخ دادم و او ده ساعت بعد پاسخم را دید. برایش نوشتم: «منطقی‌تر است وقتی فرصت خواندن پاسخ را نداری، سوال نپرسی.» هنوز دو سال از پیام نگذشته، خودم از دوستی سوالی پرسیدم و تقاضا کردم […]

«نکاتی دربارهٔ نگارش مطالب انتقادی» یا «چگونه مثل مهرداد خدیر ننویسیم؟»

تفکر نقاد

مدت‌هاست نوشته‌های جناب آقای مهرداد خدیر را دنبال می‌کنم. به گمانم می‌توانم ادعا کنم که در چهار سال اخیر، حداقل در سایت عصر ایران، مطلبی از ایشان نبوده که نخوانده باشم. سال‌ها پیش، یک بار هم این فرصت پیش آمد که به شکل حضوری در دفتر عصر ایران ایشان را ملاقات کنم (در گزارش هفتگی شماره دو اشاره‌ای مثبت و کوتاه به آن دیدار داشته‌ام). به قضاوت من، در جایگاه یک خواننده، مقاله‌های روایی ایشان، موفق‌ترین نوشته‌هایشان هستند. اما در نوشته‌های تحلیلی‌شان، «نوسان کیفیت» کاملاً مشهود است. از سوی دیگر، مدت‌هاست در پی فرصتی هستم تا دربارهٔ ویژگی‌های یک مقالهٔ «تحلیلی-انتقادی» مطلبی بنویسم. اما مثال و نمونه‌ای مناسب، که قابل بحث و بررسی باشد، پیدا نمی‌کردم. اخیراً آقای مهرداد خدیر، مطلبی در نقد سخنان دکتر محمد بقایی (ماکان) نوشتند. دکتر بقایی بر این باورند که […]

پیام‌ها و پیامک‌ها | هفتمین نمونه

blank

باز هم چند جملهٔ تکراری در مقدمهٔ پیام‌ها و پیامک‌ها رو بنویسم و مجموعهٔ جدید پیام‌ها رو نقل کنم. *** آن‌چه در این‌جا می‌آید، چند نمونه از پیام‌هایی است که برای دوستانم فرستاده‌ام و در آرشیو مکالمه‌های روزها و هفته‌های اخیرم یافته‌ام. طبیعی است نمی‌خواهم و نمی‌توانم نام گیرنده و طرف گفتگو را بگویم. هم‌چنین ترجیح می‌دهم درباره‌‌ی صدر و ذیل گفتگوها هم چیزی نگویم. اگر چه محتوای آن‌ها غالباً می‌تواند بستر بحث را مشخص کند. جز در مواردی که اشتباه دیکته‌ای بوده یا باید نام فردی حذف می‌شده، تغییری در متن پیام‌ها نداده‌ام. بنابراین نکته‌سنجی چندانی در انتخاب پیام‌ها نشده و در انتخاب کلمات هم، راحت‌تر از چارچوب روزنوشته و شبکه‌های اجتماعی بوده‌ام. پس شما هم آن‌ها را در حد پیام‌هایی که برای زنده نگه داشتن گفتگو میان دوستان رد و بدل می‌شوند در […]

دکتر مسعود حیدری و مثال‌های تکراری در آموزش مذاکره

دکتر مسعود حیدری

پیش‌نویس: اخیراً در نوشته‌هایم چند مرتبه از دکتر حیدری نام برده‌ام. یک بار در «فهرست اسامی، توضیحات و اشارات» و بار دیگر در پاسخی که برای هدی نوشتم (زیر مطلبی که در آن به دو کتاب آخر داوکینز پرداخته‌ام). یکی از موضوعات گفتگوی من و هدی، حرف‌ها و کارهای تکراری بود که به نوعی در ذات حرفهٔ معلمی است. معلم، باید بارها و بارها یک حرف را تکرار کند و اگر با این ویژگی شغلش کنار نیاید، بعید است بتواند شوق لازم برای تدریس را حفظ کند. درست است که در طول زمان، حرف‌ها کمی تغییر می‌کنند و نکته‌ها به‌روز می‌شوند، اما اصل تکرار که بخشی از ماهیت معلمی‌ است، چندان تغییر نمی‌کند. به هدی گفته بودم که در این باره، خاطرهٔ کوتاهی از دکتر حیدری نقل می‌کنم. داستان خاطره‌های تکراری تا همین اواخر، هرگز به […]

تعطیلی عید فطر | بررسی هدف از تصویب قانون تعطیلی عید فطر

تعطیلی عید فطر

پیش‌نوشت: طی سال‌های اخیر کمتر پیش آمده که بلافاصله پس از یک اتفاق اجتماعی، مطلبی درباره‌اش بنویسم؛ آن هم موضوع نسبتاً کم‌اهمیتی مثل جابه‌جایی تعطیلات، در شرایطی که کشور به انواع مشکلات مهم‌تر و جدی‌تر گرفتار است. با این حال، احساس کردم که بررسی این موضوع، می‌تواند حاوی نکات آموزنده‌ای باشد. صورت مسئله: امسال، پس از این که مشخص شد ماه رمضان ۲۹ روزه نیست و ۳۰ روزه است، اختلالی در تقویم تعطیلی رسمی کشور به وجود آمد. با عقب افتادن عید فطر، مردم بلاتکلیف بودند که تعطیلی‌ رسمی عید چه خواهد شد؟ عده‌ای بر این باور بودند که قاعدتاً تعطیلی تغییر نمی‌کند. چون نمی‌شود سازمان‌ها و شرکت‌ها و تک‌تک اعضای جامعه برای دو روز تعطیلی برنامه‌ریزی کرده باشند و بعد ناگهان چند لحظه قبل از شروع تعطیلات، این دو روز جابه‌جا شود. چون در این […]

کتاب‌ها زندگی می‌سازند | دربارهٔ دو کتاب آخر ریچارد داوکینز

کتابهای ریچارد داوکینز

پیش‌نوشت: پیش از این یک بار دربارهٔ سبک نگارش ریچارد داوکینز نوشته‌ام؛ زمانی که در مطلب با عنوان «سه درس از کتاب ریچارد داوکینز» سبک نگارش و نگرش او را در گردآوری و تدوین کتاب Modern Science Writing شرح دادم. این چند روز که مشغول مرتب کردن کتابخانه‌ام بودم، دیدم که تا کنون دربارهٔ دو کتاب از ریچارد داوکینز حرف نزده‌ام (یا اگر هم چیزی گفته‌ام، اشاره‌ای گذرا بوده و اکنون در خاطر ندارم): Science in the Soul (چاپ اول: ۲۰۱۷) Books Do Furnish a Life (چاپ اول: ۲۰۲۱) با توجه به این که در ادامه بارها لازم خواهد شد از این دو کتاب نام ببرم، کتاب نخست را به اختصار Soul و کتاب دوم را Books صدا می‌کنم. کتابی در دو جلد دو کتاب Soul و ‌Books را می‌توان جلد اول و جلد دوم یک […]

لحظه نگار | تایم‌لپسِ نوشتن یک مطلب در متمم

تایم لپس نوشتن پست در متمم

چند ماه پیش، از سر بیکاری تصمیم گرفتم زمانی را که مشغول نوشتن یک مطلب در متمم هستم در قالب یک ویدئوی تایم لپس ضبط کنم. جالب این‌جاست که پس از گذشت چند ثانیهٔ اول، به کلی فراموش کردم که دوربین را روشن کرده‌ام. به خاطر همین، ناخواسته به یک ویدئوی نسبتاً طبیعی تبدیل شد. شاید اگر یادم می‌ماند که موبایل در حال ضبط کردن است، کمی کمتر به صفحهٔ نمایش اخم می‌کردم. قاعدتاً چنین ویدئویی برای شما جذابیت و ارزش ندارد. اما روزنوشته‌ها، در دسترس‌ترین جایی است که می‌توانم چنین چیزهایی را در آن ذخیره کنم و نگه دارم. توضیح: طبیعتاً در ویدئوی تایم‌لپس نمی‌توان موسیقی را ثبت و ضبط کرد. اما چون آن روز یکی از کارهای علیرضا قربانی پشت سر هم در اتاق پخش و تکرار می‌شد، همان را روی این ویدئو […]

yeni bahis siteleri 2022 bahis siteleri betebet
What Does Booter & Stresser Mean What is an IP booter and stresser