مقدمه‌ای بر مقدمهٔ چرا ملت‌ها شکست می‌خورند | بخش دوم

چرا ملتها شکست می خورند

دی ماه سال گذشته در پاسخ به پرسشی که مصطفی خودمانی عزیز مطرح کرده بود، مطلبی نوشتم با عنوان «مقدمه‌ای بر مقدمهٔ کتاب چرا ملت‌ها شکست می‌خورند.» در آن مطلب به سوال مصطفی پاسخ ندادم و صرفاً با اشاره به مباحثی که داگلاس نورث و چارلز تیلی مطرح می‌کنند، توضیح دادم که درک آقای احمد میدری از مفهوم «انحصار در حوزهٔ امنیت» دقیق نیست یا اگر هست، لااقل شکل بیان‌‌شان می‌توانست بهتر باشد. کسانی مثل تیلی و نورث، انحصار در تأمین امنیت را نقد نمی‌کنند. قرار نیست تأمین امنیت، یک بازار باشد و سازمان‌ها با هم بر سر امنیت ملت رقابت کنند. تأمین امنیت در کشورها معمولاً انحصاری است یا حداکثر در اختیار چند سازمان محدود است. مثلاً در آمریکا: FBI و CIA و DoD (سازمان‌هایی مثل NSA و DIA و NGA و … همگی […]

تولد

این چند روز شرایط به گونه‌ای بود که فرصت نشد چیزی بنویسم. خواندن تبریک‌های دوستانم، چه در روزنوشته‌ها و چه در فضاهای دیگر، حس عجیبی داشت. از یک سو نمی‌توان لطف و محبتی را که در پیام‌ها وجود دارد نادیده گرفت و از سوی دیگر، شاد بودن از «سالگردِ به دنیا آمدن» برایم چندان قابل‌درک نیست. البته که این حس تازه نیست. اما گاهی مثل این روزها برایم پررنگ‌تر می‌شود. گفتم شاید با نوشتن دو جمله – ولو تلخ – هم به دوستانم بگویم که پیام‌ها را خوانده‌ام و قدردانم، هم بتوانم حس این روزهایم را در ظرف کلمات حبس کنم؛ برای آینده. به امید روزهایی بهتر؛ روزهایی آن‌قدر روشن، که فرزندان‌مان نتوانند داستان آن چه را بر ما گذشته، باور کنند: ما هرگز به «دنیا» نیامدیم. ما در عمق زمین زاده شدیم؛ مدفون در […]

پیام‌ها و پیامک‌ها | نهمین نمونه

پیامها و پیامکها

باز هم چند جملهٔ تکراری در مقدمهٔ پیام‌ها و پیامک‌ها رو می‌نویسم و در ادامه، مجموعهٔ جدیدی از پیام‌ها رو نقل می‌کنم. *** آن‌چه در این‌جا می‌آید، چند نمونه از پیام‌هایی است که برای دوستانم فرستاده‌ام و در آرشیو مکالمه‌های روزها و هفته‌های اخیرم یافته‌ام. طبیعی است نمی‌خواهم و نمی‌توانم نام گیرنده و طرف گفتگو را بگویم. هم‌چنین ترجیح می‌دهم درباره‌‌ی صدر و ذیل گفتگوها هم چیزی ننویسم. اگر چه محتوای آن‌ها غالباً می‌تواند بستر بحث را مشخص کند. جز در مواردی که اشتباه دیکته‌ای بوده یا باید نام فردی حذف می‌شده، تغییری در متن پیام‌ها نداده‌ام. بنابراین در انتخاب پیام‌ها چندان نکته‌سنجی نشده و در انتخاب کلمات هم، راحت‌تر از چارچوب متعارف روزنوشته و نیز نوشته‌هایم در شبکه‌های اجتماعی بوده‌ام. پس شما هم آن‌ها را صرفاً در حد پیام‌هایی که برای زنده نگه داشتن […]

سفیدشویی به چه معناست و با یوفمیزم چه تفاوتی دارد؟

یوفمیزم و سفیدشویی

صحبت‌های احمد در مطلبی که با عنوان رگولاتوری چیست؟ نوشتی، چند بار از اصطلاح «سفید شوئی» استفاده کرده بودی. می‌خواستم ازت بپرسم این اصطلاح چه فرقی با یوفمیزم داره؟ کمی که فکر کردم به نظرم رسید که یوفیمزم احتمالا عام‌تره و دایره شمول وسیع‌تری داره. به این صورت که حتی سفید‌شوئی را هم زیر چتر خودش می گیره. اما سفیدشوئی صرفا شامل اون بخشی از یوفمیزم میشه که کارش تحریف واقعیته (یا چیزی شبیه به این) و خلاصه این که بار منفی داره. آیا این استدلال درسته و تو به همین خاطر یوفیمزم را تو این نوشته به کار نبردی؟ پاسخ من چقدر عالی که این‌قدر به کلمات دقت داری و چقدر خوب که این واژه‌ها رو کنار هم قرار دادی و مقایسه کردی. من برداشت و شناخت خودم رو از این کلمات می‌نویسم: ‌ […]

رگولاتوری چیست و چرا در شرایط امروز کشور بی‌معناست؟

رگولاتوری چیست

پیش‌نوشت: معمولاً برای نوشتن دربارهٔ هر موضوعی در روزنوشته، ترجیح می‌دهم آن‌قدر صبر کنم که وقت و حوصلهٔ کافی پیدا شود. هم‌چنین منابع مورد نیاز در دسترسم باشد تا بتوانم با ارجاع دقیق و کامل، دربارهٔ یک موضوع بنویسم. اما طی دو ماه اخیر، گفتگوی نسبتاً مشابهی را با چند فرد و شرکت داشته‌ام که همگی به شکل مستقیم یا غیرمستقیم درگیر بحث «رگولاتوری فضای آنلاین» بوده‌اند. به نظر می‌رسد نهادهای مختلف حاکمیتی در چند جبهه با همکاری نمایندگان مختلفی از بخش خصوصی و شبه‌خصوصی در تلاش‌اند چارچوبی برای «رگولاتوری» تعریف و تدوین کنند. این کار در ظاهر چهرهٔ خوب و مقبولی دارد. به ویژه این که با همکاری بسیاری از افراد صاحب‌نام و مدیران کسب‌و‌کارهای بزرگ دیجیتال کشور انجام می‌شود. بنابراین طراحان و مشاوران و تدوین‌کنندگان و مجریان رگولاتوری، بعداً می‌توانند بگویند نظر صاحبان […]

لحظه‌نگار | برای خالی نبودن عریضه

لحظه نگار

این روزها، وقتی حدود هجده ساعت در روز کار می‌کنم، با خودم می‌گویم چه روز سبکی بود و چقدر راحت گذشت! بگذریم از سخت‌گیری‌هایی که بر خودم دارم برای محاسبهٔ گزارش عملکرد. برای ثبت گزارش کار در برگه‌های گزارش شخصی‌‌ام، هر پومودورو را ۲۵ دقیقه حساب می‌کنم. اما در عمل، تایمر روی میزم را هر بار روی ۳۵ دقیقه تنظیم می‌کنم که وقتی در گزارش‌هایم می‌نویسم «یک پومودورو» یقین داشته باشم که واقعاً و خالصاً ۲۵ دقیقه از آن ۳۵ دقیقه در می‌آمده است. سفرها و کارها و پروژه‌ها که سر جای خودش هست. اما علاوه بر همهٔ کارهایی که همیشه داشته‌ام، در این چند ماه اخیر، وقتی که برای نوشتن کتاب (به امید انتشار آن پیش از پایان سال) می‌گذارم، بار اضافه‌ای شده که باعث می‌شود فرصت تنفس کمتری داشته باشم. در این میان، […]

از گذشته – برای آینده

از گذشته برای آینده

حتماً شما هم در گوشهٔ موبایل یا گوشهٔ لپ‌تاپ‌تان، جایی دارید که بعضی چیزها را برای خودتان نگه دارید. برای این که دوباره ببینید. دوباره بخوانید. یا روزی در تأیید حرفی که خواهید زد، برای مخاطب خود ارسال کنید. شاید کانالی در تلگرام باشد، بدون مخاطب برای خودتان. شاید هم گروهی دو نفری در واتس‌اپ؛ تشکیل شده با دو شمارهٔ‌ تلفن مختلف از خودتان! شکلش مهم نیست. منظورم بیشتر محتواهایی از این جنس است که جایی برای خودتان نگه می‌دارید. سال‌ها با خود جابه‌جا کرده‌اید یا می‌دانید که سال‌ها قرار است با شما همراه بمانند. من هم چنین چیزهایی دارم و می‌خواهم چند مورد از آن‌ها را نشان‌تان بدهم. از کلیپی شروع می‌کنم که هنوز هم، هر با دیدنش بغضم می‌گیرد و گریه می‌کنم؛ از ایثارگران مظلوم «ارتش». در ادامه هم مصاحبهٔ دیگری را قرار […]

برای محمود جاوید | دربارهٔ تقلید، تفویض، ابلاغ و اجتهاد

blank

محمود جاوید عزیز در زیر گفتگوی ویدئویی من با بچه‌های متمم مطلبی را در قالب کامنت نوشته بود که دوست داشتم چند نکته‌ای را که هنگام خواندن آن کامنت برایم تداعی شد، در قالب پاسخ بنویسم. اما در نهایت با خودم گفتم شاید نوشتن آن‌ها در قالب یک مطلب مستقل مناسب‌تر باشد. بخش‌هایی از کامنت محمود جاوید را در این‌جا می‌آورم: … در قسمت اول گفت‌و‌گو رمز کسب اعتماد مدیرت را «تابع بودن و اجتهاد نکردن» بیان کردی؛ مشکلی که تا جهان بوده رهبران، مدیران و والدین دموکرات با مجموعهٔ همراه خود داشته‌اند. از نمونه‌های مشهور آن هم دوران حکومت علی است که از چالش‌های جدی حکمرانی او اجتهادهای همیشگی یارانش بود. یکی از دغدغه‌های فکری که اغلب همراه من بوده، همین است که کجای کارم  اشکال دارد که نمی‌توانم یاران و همراهان را به […]

پیام‌ها و پیامک‌ها | هشتمین نمونه

پیامها و پیامکها

باز هم چند جملهٔ تکراری در مقدمهٔ پیام‌ها و پیامک‌ها رو می‌نویسم و در ادامه، مجموعهٔ جدیدی از پیام‌ها رو نقل می‌کنم. *** آن‌چه در این‌جا می‌آید، چند نمونه از پیام‌هایی است که برای دوستانم فرستاده‌ام و در آرشیو مکالمه‌های روزها و هفته‌های اخیرم یافته‌ام. طبیعی است نمی‌خواهم و نمی‌توانم نام گیرنده و طرف گفتگو را بگویم. هم‌چنین ترجیح می‌دهم درباره‌‌ی صدر و ذیل گفتگوها هم چیزی ننویسم. اگر چه محتوای آن‌ها غالباً می‌تواند بستر بحث را مشخص کند. جز در مواردی که اشتباه دیکته‌ای بوده یا باید نام فردی حذف می‌شده، تغییری در متن پیام‌ها نداده‌ام. بنابراین در انتخاب پیام‌ها چندان نکته‌سنجی نشده و در انتخاب کلمات هم، راحت‌تر از چارچوب متعارف روزنوشته و نیز نوشته‌هایم در شبکه‌های اجتماعی بوده‌ام. پس شما هم آن‌ها را صرفاً در حد پیام‌هایی که برای زنده نگه داشتن […]

کتاب نوت بوک ساراماگو | بهانه‌ای برای یادآوری اهمیت نوشتن

کتاب ساراماگو - نوت بوک

نوع مطلب: گفتگو با دوستان توضیح این مطلب: شهرزاد در زیر مطلبِ «لحظه‌نگار – گزارش این روزها» نکته‌ای نوشته و سوالی مطرح کرده بود که تصمیم گرفتم آن را در قالب یک مطلب جداگانه بنویسم. توضیحاتم نسبتاً کوتاه است و می‌شد به شکل کامنت نوشت. اما ترجیح دادم مطلبی مستقل باشد، تا مخاطب‌های ناآشناتر هم – که عادت یا حوصلهٔ خواندن کامنت‌ها را ندارند – آن را بخوانند. کتاب نوت بوک ساراماگو | مجموعه‌ای از خُرده‌جستارها کتاب نوت بوک ساراماگو، را به نوعی می‌توان آخرین کتاب ساراماگو در نظر گرفت. البته اگر از کتاب Cain که پس از مرگ ساراماگو منتشر شد – و در ساختار فعلی، بعید است به فارسی ترجمه شود – صرف‌نظر کنیم. نوت بوک، بر خلاف قالب کتاب‌های ساراماگو، از جنس داستان نیست. بلکه مجموعه‌ای از جستارهای ساراماگو است. البته نمونه‌ای یادم […]

yeni bahis siteleri 2022 bahis siteleri betebet
What Does Booter & Stresser Mean What is an IP booter and stresser