زندگی هر انسان، مجموعه وقایعی که بر او گذشته نیست. زندگی هر انسان، حتی مجموعه خاطراتی که از زندگیش برای دیگران تعریف میکند نیست. زندگی هر انسان، خاطراتی است که وقتی تنها است، از زندگیش …
-
-
فایل 27 رادیو مذاکره، در خصوص مذاکره در محیط مجازی منتشر شد. در این فایل رادیو مذاکره به مذاکره از طریق تلفن، ایمیل، پیامک و … اشاره میشود. البته این موضوع در آینده نیز ادامه …
-
نامه به رها
نامه به رها (8): «واقعیت عینی» یا «تصویر ذهنی»
توسط محمدرضا شعبانعلیتوسط محمدرضا شعبانعلیرها جان. دنیای ما، دنیای داستان های شگفت انگیز است… در مورد انسانها و حیوانها و شهرها و بسیاری از موجودات، داستان های شگفتی نقل می شود. داستانهایی که بخشی از آنها حقیقت و بخش …
-
مقدمه ی یک: پنجم دبستان، با یکی از همکلاسیهایم رقابت شدید داشتیم و یک بار به دلگیری خیلی زیاد و قهر رسید. سر کلاسها، دیگر به درس گوش نمیدادم و بیشتر وقتم به حرص خوردن …
-
مقدمه ی اول: چند سال پیش، وقتی آموزش استراتژی و مذاکره را در ایران آغاز کردم، الگوهای آموزشی کشورهای توسعه یافته، پیش رویم بود. این بود که کلاسها را به همراه «مطالعات موردی» و «تمرین …
-
من نیاز دارم که شغل فعلی ام را ترک و جابجایی سازمانی برای کارم داشته باشم. البته در بخش اداری و مالی تجربه خیلی خوبی دارم و می توانم با صبر و حوصله جابجایی داشته …
-
مذاکره و فروش هم مثل هر بازی دیگر، اصول، فنون و ترفندها و استراتژی های خود را داردن. اما برخی از این ترفندها آنچنان کهنه و مستعمل شده که استفاده از آنها میتواند تصویر شما …
-
یکی از نخستین بارهایی که به خارج از کشور رفته بودم، در وین، پیرمردی از من پرسید: بزرگترین رویای تو چیست؟ گفتم: «معلمی و نویسندگی». اما به دلیل شرایط اقتصادی حاکم بر کشورم، شغل بازرگانی …
-
امروز فرصتی دست داد تا در جلسه ای که با هدف برنامه ریزی برای آموزش کارکنان بانک ملی ایران تشکیل شده بود، خدمت مدیران امروز و همینطور مدیران اسبق این بانک باشم. استاد سیدالماسی، از …
-
رها جان. برایت از داستان عزت و قدرت در روستای دورافتاده «شعبان آباد» تعریف کرده بودم. امشب میخواهم برایت، بیشتر از آن روستا بگویم. هیچکس باور نمیکرد دو مزرعه ی مجاور، که تنها با دیواری …
-
ملتی که تنها میتواند به گذشته اش افتخار کند، یک «ملت» نیست، یک موزه است… مجتبی کاشانی
-
با کمی دقت و حوصله، میتوان کتابهای یک کتابفروشی را به سادگی طبقه بندی کرد: کتابهایی که نخوانده ام کتابهایی که لازم نیست بخوانم کتابهایی که برای خواندن، نوشته نشده اند کتابهایی که از روی …
-
بر سر سفره افطار نشسته بود. سر در گریبان فرو برده و آب جوش، خرما، شیر و شیرینی را نگاه میکرد. امروز هم نشد. چه دروغها که نگفته بود. چه رفتارهای خشمآلود که نکرده بود. …
-
در زمان خفقان حاکم بر شرق، یک کارگر آلمانی تصمیم گرفت برای کار به سیبری برود. با توجه به اینکه میدانست همه نامه ها و مراسلات توسط اداره سانسور مطالعه میشود، با دوستانش قرار گذاشت: …
