زندگی چیست؟

زندگی هر انسان، مجموعه وقایعی که بر او گذشته نیست.
زندگی هر انسان، حتی مجموعه خاطراتی که از زندگیش برای دیگران تعریف میکند نیست.
زندگی هر انسان، خاطراتی است که وقتی تنها است، از زندگیش با خودش مرور میکند.

زندگی چیست؟ محمدرضا شعبانعلی

قوانین زندگی من - محمدرضا شعبانعلیقوانین بدبختی در زندگی - محمدرضا شعبانعلی در خصوص تکنیکهای بدبختی میگوید

+186
  
فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال


25 نظر بر روی پست “زندگی چیست؟

  • […] زندگی چیست؟ – روزنوشته های محمدرضا شعبانعلی […]

  • مصطفی گفت:

    اینکه من دارم برای شما می نویسم زندگی جریان دارد … شاید زندگی باشد…

  • یه بنده خدا گفت:

    خیلی مطلب زیبایی بود♥

  • نیلو گفت:

    زندگی زیباست!قدرش رابدانیم!

  • فائزه گفت:

    حتما خاطرها عکسها قسمتی از زندگی اند

  • مریم گفت:

    زندگی یعنی ارامش

  • مریم گفت:

    زندگی یعنی امتحان خدا بر بنده اش

  • مسعود گفت:

    زندگی اون چیزیه که خودت میسازیش و تفکرات درونته که زندگی بیرونت رو می سازه.

  • هومن گفت:

    زندگی یعنی گوش سپردن به درونی ترین درونتان. هر روز صبح وقتی را برای مراقبه صرف کردن و دریافت انرژی مربوط به آن روز و آنگاه انجام هر آنچه که دانائی جاری در خلقت در پیش روی ما می گذارد. زندگی یعنی زنده بودن و حیات همیشه در اطراف ما جاریست و ما را راهنمائی می کند. ورزش جزء تفکیک ناپذیر زندگی است. مثل نفش کشیدن چون باعث برون فکنی قسمتهای مرده وجود ما میشدو جای را برای ورود زندگی خالی می کند. یا حق

  • پوریا گفت:

    زندگی یعنی اون چیزی که میخوای اگر بهش فکر کنید و یه ذره هم اراده کنید حتما به خواستتون میرسید

  • شهاب گفت:

    هیچی هیچی تمام می شود و فقط ما میمانیم با گناه یا خوبی

  • رضاسبحانی گفت:

    چقدزیبا گفتی…بنابراین نمیشه زندگی وخوشبختی آدم هارو ازدورقضاوت کرد…ممنون استاددوست داشتنی

  • پرویز گفت:

    سلام محمدرضا
    ممنون که فیدخوان رو راه انداختی باز توی فیدخوانم می‌تونم پست هات رو ببینم.

    موفق باشی

  • طاهره گفت:

    مثل همیشه زیلا و فصیح بود…واقعا إحساس میکنم بعد از مدتها توی این وبسایت میشه یکم صداقت دید و حس کرد…

  • چقدر خوب که اینجا زود به زود میای

  • امير قرباني گفت:

    محمد رضا وقتی داشتم دوباره سلسله ویدیوهای مربوط به تغییرو در وبیاد نگاه می کردم یه سوال برام ایجاد شد و اون اینه که برای تشویق شاگرادم و تغییر عادات رفتاری شون در کلاس معلم چطوری می تونه فیل رو به حرکت در بیاره و از دانش آموزش یه فیل سوار هم بساز؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  • سهیلا گفت:

    سلام
    مرسی که هستید
    یه سوال دارم من میخوام توی بورس سرمایه گذاری کنم چه کتاب یا سایتی معرفی میکنید که اطلاعات درست پیدا کنم
    ؟ممنون

  • سمانه گفت:

    برخی انسان ها ،با گذشته شان زندگی میکنند ،با خاطرات خوب ،با اتفاق های خوب و آدم های خوبی که بوده اند وشاید دیگر نیستند و هرگز تکرار نمیشوند .
    برخی انسان ها ،در خیال آینده به سر میبرند ،با خاطرات و اتفاق ها وآدم های خوبی که تاکنون، هیچ وقت ،هیچ چیز را با هم به تجربه ننشسته اند .
    کم اند انسان هایی که در لحظه زندگی میکنند و نامش را میگذارند زندگی

    با این حال ،گاهی فکر میکنم بهتر بود هیچوقت بهترین ها را «تجربه» نمیکردیم،

    آنوقت ،در سطح پایینی از انتظارات ،مثل خیلی های دیگر ،ما هم خوشبخت و خوشحال

    در فضاهایی خالی از «احساس»، دست و پا میزدیم و اسمش را می گذاشتیم زندگی!

  • پگاه گفت:

    اون اسمش زندگی نیست اون اسمش گذشته یک انسانه….زندگی چیزیه که جاری همین الان که من دارم این کامنت و مینویسم و همین الانی که شما دار ی این کامنت و میخونیش… همین لحظه…زندگی زندس …وقتی مرد اونوقت میتونی مرورش کنی

  • سپید گفت:

    و گاهی خوشحال میشم و گاهی با ناراحتی سرمو به شدت تکون میدم که شاید از ذهنم فاصله بگیرن
    سلام آقای محمدرضا

  • محمد . مسیبی گفت:

    دروود محمد رضا جان
    این روز ها گرمای روز نوشته هات جزء معدوود نوشدارو هایی که در کنار سکوت معنی دارم آروومم می کنه ممنوون محمد رضا به امید روزی که تلاش های من هم به نتیجه بنشینه ودر کنار تو و همه کسانی که دلوشون هنوز می تپه واسه داشتن نسلی بدون … تلاش کنم .
    خیلی دوست دارم یه روزی یه گپ دوستانه از نزدیک باهات داشته باشم + یه استکان چایی 🙂 و می دوونم که این اتفاق افتادنی است .
    در آخر حرفم را با یه شعر که خیلی دوسش دارم تمام می کنم
    .
    .
    .
    خسرو گلسرخی :

    این استعمار
    این جامه سیاه معلق را
    چگونه پیوندیست
    با سرزمین من؟
    آن کس که سوگوار کـــرد خاک مـــرا
    آیا شکست
    در رفت و آمد حمل اینهمه تاراج؟
    این سرزمین من چه بی‌دریغ بود
    که سایه مطبوع خویش را
    بر شانه‌های ذوالاکتاف پهن کـــرد
    و باغ‌ها میان عطش سوخت
    و از شانه‌ها طناب گذر کـــرد
    این سرزمین من چه بی‌دریغ بـــود
    ثقل زمین کجاست
    من در کجای جهان ایستاده‌ام
    با باری ز فریاد‌های خفته و خونین
    ای سرزمین من !
    من در کجای جهان ایستاده‌ام؟

    فدات محمد رضا 🙂

  • دیدگاهتان را بنویسید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *