داستان بت پرستان…

شهری هزاران سال، اسیر فرهنگ بت پرستی بود. مردی آمد. بالا رفت و بر سکو ایستاد و به تنهایی همه بت ها را شکست. مردم که دیگر از بندگی بت ها رها شده بودند، به پاس زحماتش، مجسمه ای از آن مرد ساختند و بر روی سکو قرار دادند و در پای آن به تعظیم نشستند…

+82
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش


10 نظر بر روی پست “داستان بت پرستان…

  • زهرا می‌گه:

    ممنون به خاطر تمام ظرافت در کلام

  • م.ح می‌گه:

    ۱٫ شاید مردم تنوع طلب از بت های قبلی خسته شده بودند
    ۲٫ شاید مشکل اینجا بوده که به تنهایی فهمید چرا باید همه بت ها را شکست
    ۳٫ شاید مردم نادان، تنبل تر از اونی بودند که دنبال چیز جدیدتری به جز بت بگردند
    ۴٫ و شاید خیلی موارد دیگر

  • Neda.sh می‌گه:

    بت ها در ذهن انسانها ساخته میشوند و به صورتهای مختلفی در عالم واقعیت تجسم پیدا میکند شاید بیراه نباشه اگر بگیم :
    خود شکن ، بت شکستن خطاست!!

  • سارا.ر می‌گه:

    سلام
    بت ها شکستنی بودند باورها اما سخت ماندگار
    چه ساده دل بود ابراهیم

  • مينا می‌گه:

    جامعه ما سالهاست که این داستان را زندگی می کند…

  • رامیار می‌گه:

    مثل انتخاب کرامول است توسط مردم جهت یادشاهی بعد از اعدام یادشاه قبلی.یه مثل قدیمی است که میگه خود کرده را تدبیر نیست

  • مانا می‌گه:

    حدیث تلخ جامعه ماست

  • شیما می‌گه:

    قشنگ بود!
    ممنون به خاطر تلنگرهایی که همیشه به آدمای اطرافت میزنی

  • صفورا می‌گه:

    بت پرستی هست فقط نوع بت عوض میشه

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *