فایل صوتی آموزشی ویژگی‌‌های انسان تحصیل‌کرده

مسیرِ تبدیل شدن به یک انسان فرهیخته چیست و در این راه، باید به چه نکاتی دقت کنیم؟


تنهایی…

تنهایی همچنان که واژه اش نشان میدهد،

یک «تن» بودن نیست.

بلکه حضور «تن ها» در کنار هم است اما بی هم.

بیایید به جای «تنها» بنویسیم «تن ها»

فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال ویژگی‌های انسان تحصیل‌کرده آموزش حرفه‌ای‌گری در محیط کار


51 نظر بر روی پست “تنهایی…

  • یاسمن احمدیان گفت:

    عالی بود تا بحال به معنی این کلمه به این شکل نگاه نکرده بودم ، چون دیگر نه تنها معنی اش حس غمگینی ندارد بلکه پر از شوق و مهربانی ست ، آفرین به آقا محمدرضا

  • ش گفت:

    …دیگه حرف دل ندارید استاد؟
    دلم براتون تنگ شده.
    دل که آروم میشه؛حرفاش شنیدنی تر میشه…

  • rasool گفت:

    tanhaiy ro doos daram
    chon to tan ham gozashti

  • شیما گفت:

    سلام
    من برگشتم!
    🙂

  • آرامیس گفت:

    این” تن ها” یی رو خوب حس می کنم اما با وجود اینکه
    می دونم قراره تا آخر تنها ادامه بدم چرا بهش عادت
    نمی کنم؟!

  • مرجان گفت:

    استاد دلمون تنگ شده براتون
    سراغی هم که نمی گیرید از شاگرداتون…
    قبلنا یه کافه ای بود ما آخر وقت میومدیم ملت رو بیرون میکردیم و چراغارو خاموش میکردیم
    اونم که بسته شده انگار…

  • فاطمه گفت:

    تنهایی راترجیح میدهم به تن هایی که روحشان با دیگران است .

  • fatemeh&fahimeh گفت:

    من تو را دوست دارم و تو دیگری را…
    و در این میان همه تنهاییم…

  • بهنام گفت:

    من که فایلهای استاد رو زدم رو فلشم تو ماشینم بجای آهنگ اونارو گوش میکنم.
    کاش در این تنهایی تن ها تنی بود تا تن ها را از تنهایی ها تنها تر کند

  • فایزه گفت:

    حالم ک خوب نیس زیاد فلسفی فکر میکنم
    تنها
    یا
    تن ها
    بنظرم تن ها خیلی بدتره

  • الناز گفت:

    بعضی وقتها آخر نوشته هام اسم خودم رو اینجوری مینویسم:
    ا ل ن ا ز.

  • اسماء گفت:

    تن هایی…
    زینب جان …
    شرمنده ام…
    که بهای حسینی شدن ما
    بی حسین شدن تو بود
    و شرمنده تر آنکه
    تو بی حسین شدی،
    و ما حسینی نشدیم…
    محرم چقدر اندوهناک است…

  • گیتی گفت:

    از همه به خاطر متن های زیباشون ممنونم.
    اول از صاحب خونه که زیبا نوشت و بعد از بقیه ی دوستان خوبم خانم الهام، ساحل و بقیه…

  • Neda.sh گفت:

    سلام اسماء جان
    ميدونم محمد رضا جواب سوالت رو ميده
    منم يه پيشنهادهاي دارم (البته با اجازه استاد)
    براي مذاكره با جاريت:
    ۱-از استراتژي كالباسي استفاده كن (خورد خورد بده بخوره درسته ندي بهش خفه اش كني :))
    ۲- الگو هاي رفتاريتو تغيير بده بيشتر مواقع الگوي اجتناب رو به كار ببر خانمها بيشتر از اين الگو استفاده ميكنند (اينطوري اعصاب خودت هم آرومتره و در ضمن الگوي اجتناب مال مواقعي است كه مورد مذاكره پايين تر از كفه اهميت ماست يعني كلأ ريز ببينش 🙂 )
    الگوي تسليم هم بد نيست و الگوي رقابتي و تهاجمي هم
    شديد كارسازه(مواظب باش تهاجمش زياد نشه)
    ۳-ببين اهل معامله نيست؟!(بگو چند ميگيري بي خيال من بشي)
    ۴-رو ترفندهاي مذاكره هم كار كن(بايد فايلها رو كامل گوش بدي)
    ۵-منطق رو بي خيال شو فكر نكنم جواب بده 🙂
    مورد پنجم رو شوخي كردم عزيزم ودر آخر به اين جمله استاد خوب فكر كن
    “بازي مذاكره بايد برنده–برنده باشد
    اين نوع مذاكره رؤيايي و ايده آل است به شرطي كه طرف مقابلت هم بازي برنده–برنده رو بلد باشد
    برو ببينم چه كار ميكني
    بعد يادت نره نتيجه بازي رو بگي

    • اسماء گفت:

      ممنونم عزیز
      به خاطر مهربونیت

    • اسماء گفت:

      فکر میکنم مذاکره ایده آل برنده برنده زمانی ایجاد بشه که دو طرف همدیگرو دوست داشته باشن
      از اجتناب استفاده کردم و جواب داد یه خورده هم از رقابت
      اما من نمیدونم میتونم دوسش داشته باشم !
      هر چند که ما باید تو زندگیمون سعی کنیم همه رو دوست داشته باشیم
      تا هم خودمون موفق بشیم هم جامعه…

      • Neda.sh گفت:

        ((سلام محمد رضا جان ببخشيد بعضي از كامنتها ربطي به پست شما نداره فقط مذاكره بين دو تا دوسته كه تنها راه ارتباطيشون همين سايت شماست))
        اسماء دوست خوبم من رابطه بين دو تا جاري رو تجربه نكردم پس در موردش نميتونم با قاطعيت نظر بدم چون راههاي نرفته زيادي پيش روته اما دوست دارم يه مطلبي رو در مورد برقراري رابطه بهت بگم چون تجربه ش كردم هر چند براي يك بار:
        از بين تمام اصولي كه در برقراري يك رابطه نقش داره عشق و دوستي پررنگترين نقشه اما در صورتي كه عشق خوانده و خواهان داشته باشه يعني مني كه در دوستي با تو قدم اول رو برميدارم از تو انتظار قدم دوم رو دارم كه اين شايد شبيه بحث امتياز دادن و امتياز گرفتن در مذاكره است كه استاد ازش صحبت كرد
        به معجزه عشق و دوستي شك نكن و سعي كن قدم اول براي دوست داشتن رو تو برداري اگه نميتوني و زياد ازش بدي ديدي چشمت رو به روي بدياش ببند و خالصانه محبت كن شايد در كوتاه مدت آزارت بده و كم بياري يا پشيمون بشي اما اثر بسيار عميقي در دل ايجاد ميكنه چرا كه ديديم و شنيديم عميق ترين دوستيها از دل يك دشمني متولد شدن
        حالا براي برداشتن اولين قدم دوستي هم راه ورود به قلبشو پيدا كن(خالصانه) چون هر انساني يك قلب داره و هر قلبي هم يك راه ورود همينكه از خودت پرسيدي آيا ميتونم دوستش داشته باشم يعني دوستي رو شروع كردي
        خانمي به رفتارهاي خودت هم ميتوني فكر كني و احيانأ تغييرشون بدي (پرحرفيم رو ببخش هدفم نصيحت نبود به اشتراك گذاشتن تجربه بود)

  • فرهاد گفت:

    دلا خو کن به تنهایی که از تن ها بلا خیزد
    سعادت آن دلی دارد که از تن ها بپرهیزد

    مولانا

  • hadis گفت:

    سلام
    توصیف خیلی قشنگی کردین

  • سارا.ر گفت:

    سلام این کامنتم هیچ ارتباطی به این پست نداره فقط چیزیه که ۲روزی ذهنم و بیشتر از همیشه درگیر کرده، مگه نمیگن خدا این جهان و برپایه عدل آفرید، پس چرا یه عده از همون اول زندگی اسیر مشکلاتن و یه عده تو نازو نعمت؟ زندگی یه عده بهشته و زندگی یه عده جهنم؟ به خدا نمیخوام شعار بدم اما گاهی که مشکل زندگی دیگرون و میبینم خجالت میکشم واسه آرزوهام دعا کنم
    یه خواهش، اینکه در کنار همه خواستنهامون دیگران وفراموش نکنیم
    از ته دلم تو این شبا آرزو میکنم هیچ بچه ای غصه دار نباشه و گره مشکلات همه باز بشه
    محمدرضا ببخش اگه کامنتم و بی ربط با موضوعت گذاشتم، دلم طاقت نیاورد

  • الهام گفت:

    اگه صلاح دونستی کانفرم کن :

    پاسخ طوفانی سیمین بهبهانی به محمود احمدی نژاد

    احمدی نژاد در بیرجند با انتقاد از روشنفکران ایرانی و منتقدان خود گفته بود “ اینها شیطان پرستان مدرن اند….برخی
    قیافه روشنفکری می گیرند، به اندازه یک بزغاله هم از دنیا فهم و شعور ندارند.”

    پاسخ
    سیمین بهبهانی به احمدی نژاد :

    شنیــدم باز هم گوهر فشــاندی
    که روشنـــفکر را بزغاله خواندی

    ولی ایشــان ز خویشـانت نبـودند
    در این خط جمله را بیـجا نشـاندی

    سخن گفـتــی ز عدل و داد و آنرا
    به نان و آب مجــانی کشــاندی

    از این نَقلت که همچون نٌقل تر بود
    هیاهــو شد عجب توتـــی تکانــدی

    سخن هایت ز حکمت دفتری بود
    چه کفتر ها از این دفتر پراندی

    ولیـکن پول نفـت و سفره خلــــق
    ز یادت رفت و زان پس لال ماندی

    سخن از آسمان و ریسمان بود
    دریــغا حرفـی از جنــگل نراندی

    چو از بزغاله کردی یاد ای کاش
    سلامـی هم به میــمون میرساندی

  • مهتاب.ص گفت:

    واقعا تن هام ….

  • صفورا گفت:

    تن ها
    تن ها
    تن ها

  • اسماء گفت:

    من میخواهم صفحه فیس بوک شما را ببینم اما باز نمیشه
    چرا فیس بوک فیلتره؟
    ۴تا داداش دارم اما هیچکدومشون طریقه استفاده از فیس بوکو به من نمیگن! چطور باید استفاده کرد؟
    نظر شما در مورد رابطه ها در فیس بوک چیه؟
    من رابطه استاد و شاگرد را خیلی دوست دارم
    اینکه هر بار وارد سایت شما بشم سوالی بپرسم
    و از مطلبی آگاهی پیدا کنم،چیز جدیدی یاد بگیرم.
    از مطالب معنوی و عرفانی و دل نوشته لذت می برم
    اما رابطه عاطفی زن و مرد-دختر و پسر را نمی پسندم چون یه مسئله پنهانی در این رابطه ها هست که مشکل سازه… ونا محسوسه
    چون این وسط دختر است که احساساتی است و نابود می شود.
    آقای شعبانعلی شما استاتید و نشان دهنده راه
    و از همه مهمتر الگو
    رابطه دختر و پسر یه رابطه است که وجود داره ولی غیر قانونیه.
    مطلب بعدی اینکه
    همسر من راننده اتوبوس در مشهد است
    قصد دارم تمام فایل های صوتی شما را به همسرم دهم که در اتوبوس برای مسافران پخش کند تا همه از مطالب شما استفاده کنند از نظر شما اشکالی ندارد؟
    با سپاس فراوان از شما.

    • shabanali گفت:

      چه ایده ی خوبی. من که خوشحال میشم اما امیدوارم حوصله ملت سر نره

    • معصومه گفت:

      اسماء جان می تونم بگم ۹۰ درصد مطالبی که محمدرضای عزیز در صفحه FB اشون دارند مثل سایتش و سایت تکمیل تره.

      ولی اگه بازم می خواهی صفحه FB شونو ببینی یک ایمیل الکی درست کن و آدرس ایمیلتو اینجا بنویس تا من برات طریقه استفادشو بنویسم نگران فیلتر بودنشم نداشته باش بهت می گم چیکار کنی تا بدون هزینه برات تموم بشه.

      محمدرضای عزیز ببخشید من جواب اسماء رو دادم اگه دوست نداشتی تأییدش نکن

  • حامد احمدی گفت:

    من به آمار زمین مشکوکم/ اگر این سطح پر از آدمهاست
    پس چرا این همه دلها تنهاست
    بیخودی می گویند هیچ کس تنها نیست
    چه کسی تنها نیست، همه از هم دورند…
    همه در جمع ولی تنهایند
    من که در تردیدم، تو چطور؟
    “سهراب سپهری”

  • اسماء گفت:

    ببخشید من مزاحم میشم
    ولی درخواست دیگری هم دارم و اون اینکه
    ضمن تشکر از فایل های صوتی شما بزرگوار
    من نیاز دارم به اینکه بدونم چه جوری باید با جاریم مذاکره کنم که به من کاری نداشته باشه.
    به دلایل بی شماری نمی تونم تحملش کنم
    چون من در ارتباط با دیگران
    یا سکوت میکنم یا میخندم و از درون داغون میشم

  • کوچ بنفشه های مهاجر گفت:

    تنهایی گاهی وقت ها تقدیر ما نیست.
    ترجیح ماست…
    تن هایی تنها اتفاق این روزهای من است!!!

  • اسماء گفت:

    ترس تنهایی زمانی است که داریم جان میدهیم و می میریم
    تازه آن وقت می فهمیم که چقدر تنهاییمم
    تازه آنجا می یابیم که فقط خدا را داریم
    آن هم در صورتی است که …
    من مرگ را دیدم و از شدت ترس به او خندیدم.
    لحظاتی مرگ را تجربه کردم…

  • اسماء گفت:

    بنویسید از ترس
    ترس از گذشته-آینده
    ترس از گناه و اشتباه
    ترس از تاریکی و تن هایی
    ترس از دست دادن عزیزان
    ترس از مرگ

  • anahita.s گفت:

    اگر علاوه بر تن ها دلها هم کنار هم باشند دیگر تنها نیستی… اما اگر فقط تن ها (جسمها) باشند و روح ها در جای دیگر کنار دیگری آنوقت تنهایی…

  • عارفه گفت:

    یه موقعی این تنهایی رو با تمام وجودم حس میکردم اما الان باتنهایی کناراومدم یعنی بهش فکر نمیکنم .

  • پگاه گفت:

    یه بار یه جا خوندم از فواید داشتن یک آغوش و قضیه از این قرار بود که آغوش از بدو تولد و جدا شدن بدن بچه از بدن مادر نقش مهمی رو ایفا میکنهه در زنده موندن اون اون بچه و همینطور تا سالها که ادمی رشد میکنه….شاید تن ها هم به معنی یک تن بی اغوش باشه…ادم باید اول یاد بگیره چطوری خودش خودش و در آغوش بکشه تا بعد بتونه آغوش گرمی باشه واسه دیگری که بعد بتونه پذیرای آغوش گرم دیگری باشه.. اون موقع دیگه اون تنه تن ها نیست ….البته بازم به نظر من ذات ادمی تن هاییه …

  • پگاه گفت:

    ذات انسان تن هایی…انسان در دو تجربه بزرگ زندگیش تن هاس تجربه تولد و مرگ این وسطم خودش و الکی سرگرم میکنه ….نمی دونم شاید… ولی خیلی وقتها تو خیلی مسایل و مشکلات فقط تن هایی و سکوت که می تونه مشکل گشا باشه …با تمام سنگینی و سختیش…و آدمی که می دونه چطوری این تنهایی رو تاب بیاره به عمقش بره خفه بشه بمیره دیگر روز دوباره متولد می شود انسانی والاتر برتر….عمق تن هایی هر فرد به عمق درونیات اون آدمه… هرچه عمیق تر تن هاتر….تلخه خیلی تلخ ….من می ترسم ازش….:(

  • زیبا گفت:

    روزی یکی از دوستان خوبم بهم گفت: منو دوست داری؟
    با تعجب نگاش کردم و گفتم: معلومه که دوست دارم، بعد آروم شد و گفت : ممنونم. دلم گرفت … از اینکه یه دوست خوب دارم ولی اون کنارم احساس تنهایی کرده.

  • سارا.ر گفت:

    الهام تو کامنتی که تو fb واسه نوشتتون گذاشت خیلی خوب نوشت اینکه هرچیزی و با ها جمع میکنی از تنهایی در میاد مثل درخت ها و… اما تن رو وقتی با ها جمع میکنی تنهاتر میشه.
    معنای غریبی داره تنهایی

  • ساحل گفت:

    حتی اگر خودت هم نباشی , باز هم انگار چیزی توی هوا برق میزند…
    انگار خرده های نفست را تگانده باشی…
    و بعد , کسی بی هوا فوت کرده باشد….
    یا فوت….
    دیگر چه فرقی میکند
    حالا که خودت نیستی…
    مهم بودنمان در کنار هم بود که به حضورمان معنا میداد
    دیگر چه فرقی میکند…
    تن ها باشیم یا تنها.
    ( وقتی کلمه تنهایی رو دیدم وسوسه شدم یکی از نوشته هامو که یه جورایی خیلی دوستش دارم اینجا بنویسم)

  • زهرا گفت:

    جانا سخن از زبان ما میگویی!

  • fahimeh گفت:

    این روزها خیلی احساسش میکنم

  • Neda.sh گفت:

    بعضي مواقع از “تن ها” به “تنهايي” پناه ميبريم
    تنهايي حسي است
    زهر آلود و بسيار تلخ
    قبل از اينكه زهر تمام بدن رو فرا بگيره و بخواد از پا درت بياره بايد دنبال پادزهر بود
    اما چه پادزهري؟؟؟!!

  • سمانه گفت:

    از من يك” تن” وتو يك” تن ”
    آغاز شد اين تنها
    بامن تو وتو من ها
    نه “تنها”يي ما باشد نه “تن ها”يي تو جانا!(محمدرضا)
    اي كاش چنين باشد
    آن وقت همه “ماييم” آن روز كه عياري با ما عجين باشد.

  • پرویز گفت:

    محمد رضا تنهایی در ذهن و قلب انسان است نه در دنیایی بیرونی اش…..