امشب می نشینم در وبلاگم…

یکی از مشکلات وبلاگها و از جمله وبلاگ من، این است که ارتباط مستقیم و مشخص با نویسنده برقرار نمیشود. کامنتی گذاشته میشود و با تأخیر فردای آنروز تأیید میشود یا اینکه پرسشی مطرح میشود و به علت تنگی وقت پاسخی نمیگیرد و …

تصمیم گرفتم امشب در سایتم بنشینم! یعنی امشب (چهارشنبه ۳ آبان) از ساعت ۱۰ تا ۱۲ شب، آنلاین باشم و کامنت های زیر این پست را بخوانم و همانجا جواب بدهم و اینطوری کمی بیشتر دوستان خوبم را ببینم.

اگر این کار موفق بود، میشود هر هفته یک شب تکرارش کنیم و اگر جمع شدنمان در زیر یک پست وبلاگ (!) لذت بخش بود، من ماژول چت را به سایت اضافه خواهم کرد تا راحت تر کنار هم باشیم.

برای اینکه موضوعی برای بحث کردن داشته باشیم، من یک پیشنهاد اولیه دارم. سوالی که در آغاز برنامه آموزشی سفر از جهنم از دوستانم میپرسم:

«اگر قرار بود دوباره به دنیا بیایید و همه چیز در اختیار شما بود، کدام مقطع تاریخ، کدام نقطه جغرافیا و کدام جنسیت را انتخاب میکردید؟»

میروم و ساعت ۱۰ شب برمیگردم…

خوب. ساعت به ده نزدیک میشود و وقت آن شده که من هم جواب سوال بالا را (از نظر خودم) بنویسم:

در مورد جنسیت:

من زن بودن را جنس برتر میدانم. مولد بودن، آرام بودن، احساس عمیق، درک بهتر دیگران، همدلی، زیبایی شناسی همه ویژگیهای این جنس برتر است. دنیا را میتوانم بدون مردان تصور کنم اما بدون زنان هرگز.

با این وجود به دلیل اینکه از اکثر ویژگیهای فوق بهره ای نبرده ام، اگر زن بودم، افتخاری برای جامعه زنان محسوب نمیشدم. ضمن اینکه طاقت تحمل  این همه فشار و تحقیر تاریخی را که هزاران سال است بر این جنس میرود نداشتم. این است که ترجیح میدهم همچنان مرد باشم.

در مورد کشور:

ایران را دوست دارم. اگر وطن پرست باشیم، باید ایران را انتخاب کنیم و اگر نباشیم و مدعی جهان وطنی باشیم، این روزها جز ایران کمتر نقطه ای در جهان وجود دارد که آباد کردنش، وضعیت عمومی کل جهان را به میزان قابل ملاحظه ای بهتر کند (چندان که ویران کرده ایم این خاک را…). این است که در هر حال پاسخ من ایران است.

در مورد زمان:

هر چه بیشتر در آینده باشد، راضی ترم. تکامل فیزیکی و معنوی و تکنولوژیک را با محور زمان همسو میدانم. هر چه دیرتر بهتر…

 

فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی

آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال

ویژگی‌های انسان تحصیل‌کرده آموزش حرفه‌ای‌گری در محیط کار



411 نظر بر روی پست “امشب می نشینم در وبلاگم…

  • hadis گفت:

    سلام، چقدر خوشحالم که همه آنلاین اینجا هستند. مخصوصا شما. انگار که با دوستای قدیمیم یه قرار گذاشته باشم.

  • Neda.sh گفت:

    امشب چه شبي است… مهندس جان
    خيلي ممنون كه به حرفهامون گوش ميديد راستي اگه دوباره متولد ميشدم دوست داشتم باشما زودتر آشنا ميشدم حداقل تو دوره نوجواني 🙂

  • مهرنوش گفت:

    جدی جدی الان آنلاینی محمدرضا؟؟؟؟

  • N.B گفت:

    سلام
    من دوست داشتم اینقدر به گذشته یا آینده میرفتم که فقط خودم باشم از مرد بودنم راضیم متعاقبا وقتی فقط خودم باشم جاش زیاد فرقی نمیکنه.احساس الانم این بود اگه قشنگ نیست معذرت میخوام

    • shabanali گفت:

      احساس زشت و قشنگ هم داره مگه؟!

      • N.B گفت:

        دوباره رسیدیم به این که من بگم آره شما هم بفرمایید نه.بیخیال جواب خودتون کامل و پر معنی بود
        با این که دوست ندارم زن باشم ولی با حرفتون موافقم به نظرم جامعه خیلی مردونه ساخته شده و این خوب نیست

  • کامیار گفت:

    اگه دست خودم بود هیچوقت حضور در این دنیا رو انتخاب نمیکردم ولی متاسفانه با اراده من نبود. بخاطر همین هیچوقت نمی خوام باعث قدم گذاشتن دیگری به این دنیا بشم.این دیگه دست خودمه.

    • shabanali گفت:

      این نوشته میتونست نوشته من باشه. اما تو زودتر نوشتی کامیار

    • م.س گفت:

      من زندگی رو یه بخش از یه پروسه میبینم مثل بازی آتاری باید جون بگیری آماده بشی بری مرحله بعد! مثل یه جنین تو زندگی ۹ ماهه! مثل الان تو این بدن فیزیکی، بعدشم بعدا میفهمم! باید از این مرحله گذشت واسه تعالی روح بعد تو مرحله بعد این کاور فیزیکی جنسیت رو نداریم! و نقش و اهمیت آدما رو زمین غیر از آماده شدن کمک به حرکت چرخه است، با تولید مثل، من حتما به این چرخه کمک خواهم کرد به عنوان یه شهروند زمین که شانس زندگی بهش داده شده، جنسیت یه پوسته است درون همه آدما از خدا نشات میگیره وقتی موتور یکیه چه فرقی داره حالا آردی باشی یا پیکان، وطن و مرز همش قرارداده یه واقعیت نیست! قراردادای ذهنی و وضع شده ی انسانهاست در راستای متمدن شدن.

      • shabanali گفت:

        من چون به چیزی فراتر از تن اعتقاد ندارم، یک کم درک حرف تو برام سخته. اما میتونم تصورش بکنم.

        • م.س گفت:

          اینکه یه موضوع رو بدون درکش تصور کنی خیلی خلاقانه است! روح و روان آدما یه موضوع ثابت شده اس 🙂 و تن زنده ما جدا از این موضوع نیست در هم تنیده شده نمیشه تفکیکش کرد! اینجوری عالم خوابو ، ناخودآگاه و …همه رو میبرید زیر سوال!

          • shabanali گفت:

            همه اینها توضیح منطقی علمی ساده دارن. بدون نیاز به زیاد کردن تعداد موجودات عالم! کافیه کمی نوروبیولوژی بخونیم.

          • م.س گفت:

            میشه منطق رو توضیح بدید؟ من به عالم فیزیکی چیزی اضافه نکردم نگران نباشید دست زیاد نمیشه:)

          • shabanali گفت:

            چیزی رو که با ده سال مطالعه میشه بهش رسید با ده خط کامنت نمیشه توضیح داد. بنابراین من و تو احتمالاً تو این حوزه به توافقی نمیرسیم. ما دیدگاه درست و غلط نداریم. دیدگاه مفید و مضر داریم. من به مفید بودن دیدگاهم معتقدم.

          • م.س گفت:

            باشه، توضیح ندید:) معتقدم وقتی یه موضوع رو خوب فهمیدی میتونی به ساده ترین زبان توضیحش داد و اینکه به علم معتقدید در عجبم چرا انیشتین یه عمر تلاش و مطالعه وتحقیق رو با یه فرمول بیان کرد، یا باز نیوتن چطور تونست خودسرانه اینقد راحت راجع به جاذبه حرف بزنه! شب خوش.

          • shabanali گفت:

            توضیح اون فرمول یک عمر طول میکشه دوست من. نوشتنش یک دقیقه است. من هم در یک دقیقه نتیجه رو نوشتم! مشکل توضیحشه!

  • جواد گفت:

    سلام محمدرضا
    دوست داشتم هر جا و هر زمانی که به دنیا می اومدم تجربه های این ۲۶ سال عمرو اون موقع داشتم و با اونا زندگیمو شروع می کردم .
    این جوری دیگه نه هیچ شکستی و نه هیچ پیروزیه ان چنانی ای قادر به دگرگونی حالت من نبود و من ان گونه خوش و ارام می بودم .
    البته هنوز هم دیر نیست . برای هیچ کس .
    شاید اگر ساعتی از عمر مانده باشد و به معنای دقیق زندگی پی ببریم ان ساعت با تمام عمر برابری خواهد کرد ….
    هنوزم شاگرد زانو زده ی صف اول درس استاد هستیما .
    گر چه که باز مدتی در کار ما تاخیر شد … ( البته این تاخیر صرف نگارشی بود و الا دستی از دور بر اتش درس استاد داشتیم و داریم … )

  • حامد احمدی گفت:

    محمد رضا جان، یه سوال (اگه جسارت نباشه):

    – خودتون چه مقطع تاریخ، نقطه جغرافیا و کدام جنسیت را انتخاب میکردید؟

    راستی یه پیشنهاد، اگه قرار شد این بحث هفتگی ادامه دار باشه یه عنوانی مثل رادیو مذاکره تو سایت درست بشه(مثلاً بحث/گفتگوی هفته یا … که هر هفته با یک موضوع مشخص حالا از طرف شما یا به صلاحدید خودتان به پیشنهاد دوستان)، فکرکنم با توجه به شرایط فعلی و مسائل موجود و آزادی بیان حاکم بر جامعه :)، استقبال خوبی بشه ( لااقل از الان که ۱ ساعت به ۱۰ شب مونده، ۶۰ کامنت در عرض کمتر از یک روز میتونه بیانگر استقبال خوب دوستان باشه، اگر اشتباه نکنم بعد از پست “یک معما” و “همچنان ساده اندیشیم”، این پست تا حالا بیشترین کامنت رو داشته)

    “یا حق”

    • shabanali گفت:

      حامد جان.
      توصیه هات رو گوش میدم و حتماً یک ساختاری بهش میدم! به نظر من هم تعداد کامنتها نشون میده که میشه جدی تر به همچین جمع هایی فکر کرد. منم سر ساعت ۱۰ جوابم رو می نویسم!

  • شیما گفت:

    من هیچ جای دنیا رو نمیشناسم
    از هیچ تاریخی آگاهی خوبی ندارم
    و مرد بودن رو هم تجربه نکردم
    چطور می تونم انتخاب کنم؟

    فقط میدونم از اونچه هستم خشنودم ، بودن رو دوست دارم و خوشحالم که بالاخره یه روز تمام میشم. این دنیا جای خوبی برای جاودانه بودن نیست!

    ساعت ۱۰ میام. امیدوارم شب خوبی رو داشته باشیم 🙂

  • motahare ht گفت:

    مذکرو انتخاب میکردم/ایران بهترین مکان برای زندگیه/مقطع تاریخ هم چون اونطور که باید آشنایی ندارم نمیدونم

  • تبسم گفت:

    داشتم فکر میکردم اگه دنیا اومدنه اجباری باشه
    من زندگی در زمان پادشاهی کوروش هخامنشی رو در ایران انتخاب میکردم و صد البته همچنان زن بودن رو ترجیح میدادم.

    • shabanali گفت:

      دارم به این فکر میکنم که ۳۰۰۰ سال بعد، شاید یکی بگه: در زمان جمهوری اسلامی. تنها حکومت دموکراتیک تاریخ ایران! 😉

      • تبسم گفت:

        آره بعید نیست.البته با این سرعتی که داره پیش میره یهو میبینی ۳۰۰۰ سال که سهله، مثلا به صد سال نرسه که اینو بگن!!!

      • حامد احمدی گفت:

        مخصوصاً ۸ سال طلایی ۸۴ تا ۹۲ 🙂

      • ندا گفت:

        سلام آنلاین
        چه خبررررررررررررررررررررره 🙂
        من جوابم همون آرزوی روز تولد خودتونه
        دنیایی که هر روزش بدتر از دیروز نباشد.

        دنیایی که دنیای محدودیت ها نباشد.

        شاید دنیایی را میدیدم که آزادی، تنها دینش باشد و رفاه تنها ارزشش و آرامش تنها ثمرش.

        دنیایی که در آن ایمان اگر هم هست، مایه نان نباشد…
        یعنی میشه در آینده چون تو تاریخ که تا اون جایی که من میدونم نبوده همچین دوره ای
        جغرافیا هم ایران آباد

  • فرزانه گفت:

    تهران-بازم سال ۶۸ جنسیتمو دوست دارم یعنی بازم زن بودنو انتخاب میکردم ولی بعضی وقتا دلم واسه خودم خیلی میسوزه چون به آدمایی اعتماد کردم که اصلا بویی از انسانیت نبرده بودن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    • shabanali گفت:

      این مشکل تو نیست. مشکل دهه شصتی ها هم نیست. مشکل ایران هم نیست. مشکل انسان بودنه فرزانه در میان آدمهای زیادی که همه «هم شکل» هستند و نه الزاماً «هم نژاد»

  • rasool گفت:

    سلام
    امروز صبح فقط دوتا کامنت بود
    منم فکر کردم که حتما باید ساعت ۱۰انتخابامو بگم
    اما الان میبینم ۵۰نظر ثبت شده
    دم همه گرم
    استاد امشب چه خبره!!!
    اما من همین مقطع چون بیشتر باهاش اشنایی دارم
    ایران رو چون معتقدم که جاهای دیگه برای پیشرفت ادمی خوبن اما سرزمین مادری باید اباد بشه
    دوباره که نه صد بار دیگه هم متولد میشدم بازم مرد
    اما هیچ وقت عاشق کسی نمیشدم چون (فهمیدم عشق وجود نداره اما لحظه های عاشقانه چرا^شعبانعلی^)

  • کیا گفت:

    دوست داشتم با داریوش و فرهاد و ابی و فریدون فروغی میبودم و سال ۵۷ هم میمردم – ۲ سال زندگی کوتاه و باحال می ارزه به ۱۰۰ سال زندگی توی غربت حتی سویس و امریکا که همش بخوای کار کنی که نمیری از گشنگی و بدون عشق و حال

  • الهه گفت:

    ادمیزاد هیج وقت جایی رو که هست خوش نداره. /شازده کوچولو/

  • محمد گفت:

    البته من سهم یه کامنتمو نوشتم، طولانی هم نوشتم، اما از صبح این سواله بدجوری گرفته منو، توی تاکسی که نشسته بودم یه راه حل عجیب به ذهنم رسید.

    یه برنامه می نوشتم، ورودی اولش شونصد میلیارد آدم روی زمین بود از ابد تا ازل (طبیعتا خودم هم یکیشون بودم) ورودی دوم استعداد های ذاتی اون آدما، ورودی سوم تک تک نقاط جهان به تفکیک خونه و محله با دقت یک متر، ورودی سوم تعریف پیش شرط هایی که کدوم استعداد های ذاتی توی کدوم منطقه بهتر شکوفا میشه،خروجی رو هم می گرفتم ماکزیمم شدن رشد فردی تک تک اون آدما و در نتیجه ماکزیمم شدن سعادت بشر بعد از مثلا ۱۰۰۰۰ سال.
    برای جنسیت و تاریخ تولد هم همین کارو می کردم. با فرض ایده آل بودن برنامه و اشتباه نداشتنش، خداییش اگه اونوقت برنامه می گفت ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد بین آدمخوارهای جنگل آمازون باید متولد شی، متولد می شدم. ولی جدا بعید می دونم وقتی همچین راه حلی به ذهن ناقص من می رسه، پیش از تولد من به فکر خدا نرسیده باشه.

    • pal گفت:

      سلام محمدرضا
      اگر انتخابی بود، من هرگز نمیخواستم دوباره به دنیا بیام.

    • shabanali گفت:

      محمد جان. گاهی فکر میکنم، هستی چنین برنامه ای داشته و داره. فقط به دلیل نامتناهی بودن زمان، فرصت آزمایش و خطا خیلی زیاده. شاید هزاران سال دیگه، اون دنیای بهینه ای که من و تو دوست داریم، ایجاد شده باشه. ژن های بد، جای خودشون رو به ژن های خوب داده باشند و شاخه های ضعیف درخت تکامل بشری، جایی، لای سنگ ها به فسیلی تبدیل شده باشند. آمین!

  • علی گفت:

    سلام محمد رضا جان ؛
    به نظر من زمانی انسان به این نتیجه میرسه که ” کاشکی من اینی که الان هستم نبودم ” که از شرایط فعلیش ناراضی باشه

    به نظر من ما اگه در قلب شهر رویایی مون و در زمان دلخواهمون هم باشیم ولی بازهم نخواهیم حرکتی + انجام دهیم خوب چه تفاوتی می کند؟

    • shabanali گفت:

      باهات موافقم.
      راستش علی. من یک وقتهایی احساس میکنم «اعتراض» یک وجه اصلی «انسان بودن» است. هیچ حیوانی به وضع موجودش اعتراض نداره.
      گاهی میگم آدمی که هیچ اعتراضی به محیطش نداره، زندگی انسانی رو تا حد زیادی ترک کرده.
      مهم نیست در کجای دنیا، اما تاریخ، ادبیات، فلسفه و هنر رو کسانی ساخته اند که به شرایط موجود اعتراض داشته اند.
      نمیدونم نظر تو چیه…

  • مرضیه گفت:

    ایران -تهرای- سال ۶۷ -زن. با اینکه عاشق ایرانم اما الان تو این شرایط از زندگی تو ایران خییییییییییلی ناراضیم .عقلم میگه ول کن برو بابا ولی دلم میگه بری یه عمر حسرت چیزایی که اینجا داری رو می خوری!!!!!!

    • shabanali گفت:

      مرضیه جان. من فکر میکنم شاید کمتر نسلی در گذشته ما، حسی و تعارضی رو که امروز من و تو احساس میکنیم، درک کرده باشند.
      جام جادویی بلورینی که به تو، در عین اینکه در سختی و بدبختی زندگی میکنی، زندگی آسوده کسان دیگری رو که چندان هم دور از تو نیستند، به تو نشون میده.
      و چه سخت میشه زندگی در این شرایط.
      کاش جام بلورین دیگری در کار بود و تصویری زیبا تر نشانمان میداد، نه از سرزمین های دور، بلکه از زمینی که بر روی آن ایستاده ایم…

  • Setareh گفت:

    شاید حتی اگر موقعیت مکانی و زمانی و جنسیتی رو که آرزوش رو دارم ،بازم پاسخگوی میل بی نهایت خواهم نباشه و هنوز هم دنبال یه بهترین بگردم.
    جنسیتم رو دوست دارم اما وقتی در حقم ظلم میشه میگم ای کاش مرد بودم،ای کاش حقوق برابر داشتم،اینجا کسی برای حق من ارزش قایل نیست،اما با همه ی این ناعدالتی ها که در حق این جنسیت میشه ، عاشق ایرانم هستم و برای آبادانیش تلاش میکنم.نمیدونم باید قید چی رو بزنم تا بشه به این سوال جواب داد؟!!!!
    شما خودتون نمیخواین جواب این سوال رو بدین؟

  • سلام
    من اولين باره كميام اينجا . تبريك ميگم . وبلاگ پرطرفداري داريد . من فقط يكي دوتا از مطالبتون رو خوندم كه درموردشون نظرم رو هم ميگم . و خوشحال ميشم شما هم به من سري بزنيد و نظرتون رو بفرماييد .
    ما فقط توي اين دوره از تاريخ زندگي كرديم و من به شخصه چون در هيچ دوره ي ديگه اي نبودم نمي تونم در مورد هيچ دوره ي ديگه اي جز الان نظر بدم قطعا هر دوره ي زماني خوبي ها و بدي هاي خاص خودش رو داره . اما از لحظه ي تولدم تا ۴ يا ۵ سال پيش نسبتا راضي ام .
    به لحاظ جغرافيا همينجا رو انتخاب ميكردم . دليلشو تو وبلاگم نوشتم تو پست امن ترين جاي دنيا .
    و من تمام دخترانگي هامو دوست دارم . و باز هم دختر بودن رو . فقط اونجا از خدا ميخواستم منو از شر اون خواستگار حسودم كه هزار و يك مشكل تا حالا براي من درست كرده راحت كنه .و از خدا ميخواستم كه اگر اون بخواد باز هم باشه من با وجود اون ترجيح ميدم پسر باشم .
    سوال جالبي پرسيده بوديد . غير تكراري بود و جديد . ممنون

  • farshad گفت:

    sanction ,i like this experience , Iran ,2012, with disappointing

  • ثنا گفت:

    دنیای مردا رو دوس ندارم، به نظرم دنیاشون خیلی کوچیکه، ولی بدم نمیاد اندازه یکی دو ساعت تجربه ش کنم، فقط واسه رفع کنجکاوی اونم یه لحظات خاصیشونو،من چون متولد مهرم یا شاید بواسطه شغلم و محیط کارم- رشته عمران- تا حدودی در ارتباط با روحیات زنانه و مردانه، تعادل حس می کنم در خودم ولی دنیای عمیق و وسیع زنانه رو با هیچ چیز تو دنیا عوض نمی کنم.

  • ثنا گفت:

    غیر از زن بودن دوست داشتم بقیه ش تصادفی باشه، اینجوری هیجانش بیشتره

  • negR گفت:

    من همین جنسیت رو انتخاب می‌کردم، هرچند توی شرایط‌های مختلف محدودیت‌های بیشتری رو به آدم تحمیل می‌کنه. شاید سی سال پیش و توی پاریس زندگی می‌کردم. جایی که شرایط راحت‌تری داشتم تا علایقم رو ادامه بدم. یا حتی توی ایران دهه ۵۰٫
    اما در کل ترجیح می‌دم توی مکان و زمانی بودم که می‌تونستم یه حرکت موثر کنم، یه قدم خوب. جوری که بودن و نبودنم فرق کنه. حالا چه توی گذشته چه توی آینده

  • من این کامنت رو دیر خوندم ولی دوست دارم جواب سوال رو بدم .

    من دوست داشتم همین کسی باشم که الان هستم ولی اینجا (ایران امروز) نباشم … به قول اخوان عزیز ((هر جا که اینجا نیست)) به این خاطر که ((من ایجا از نوازش نیز چون آزار ترسانم ))

  • مهتاب.ص گفت:

    سلام
    من همیشه میگم ما دهه شصتی ها نسل سوخته ایم…به هزارتادلیل.اما بازم سال ۶۶ روبرای تاریخ تولدم انتخاب میکنم.بازم به هزارتادلیل.جنسیت هم famale.دوست داشتم الان آبان سال ۸۴ بود تامیتونستم بهترین تصمیمها وبهترین انتخابها روبرای زندگیم داشته باشم.بعضی وقتها واقعا غصه میخورم که چرا زنگی ماآدمها دکمهbackwardنداره…

  • گیتی گفت:

    چه سوال خوبی!

    همین سنی که هستم
    همین جوری که هستم miss
    اما آمریکا!

    مرسی از سوالتون…

    • Neda.sh گفت:

      سلام محمد رضا جان خيلي كار جالبيه مثل اينه كه بيايم خونه شما مهموني و شما خودتون در رو به رومون باز كنيد يه حس خيلي خوبيه براي من مرسي
      زمان و مكان برام مهم نيست اما زن بودنم خيلي برام مهمه و بهش اعتقاد كامل دارم در پاسخ سوال شما بايد بگم هر جا و هر زمان كه ميخواد باشه فقط انساني به معناي واقعي باشم كه در راه رضايت خالق و مخلوقاتش قدم بردارم ودر آخر هم دغدغه ها و دلبسته گيهامو با خودم داشته باشم فقط هميشه ميگم اي كاش با تجربه ها و آموخته هاي الانم برميگشتم به ده سال قبل
      ببخشيد توي ماژول چتي كه قراره راه اندازي بشه ارتباط چه طوري برقرار ميشه؟ مثل كامنتها كه در صورت تاييد همه ميخوانند يا فرق ميكنه؟

  • بهنام گفت:

    جا و زمان و جنس برام مهم نیست.
    فقط جایی باشه که به خدا اعتقاد دارن-شاد هستن-همه دل هاشون صافه و بهم اعتماد دارن-(که اینجور جایی هیچ جا نیست)

  • ریحانه گفت:

    من دوست داشتم زمان قاجار داخل ایران به دنیا می اومدم 🙂 جنسیتم هم همین بود 🙂

  • علي گفت:

    سلام دوست من
    از راديو مذاكره خبري نيست ؟؟؟؟

  • سارا.ر گفت:

    سلام نمیدونم امشب بتونم بیام تو بحث شرکت کنم یا نه واسه همین الان مینویسم
    سوال خوبی و مطرح کردید، با وجود محدودیت های فراوون همچنان زن بودن و ترجیح میدم.
    مثل هر ایرانی دیگه عاشق وطنمم عاشق زندگی تو کشوری که امروز مجبوریم به گذشتش افتخار کنیم، این به این معنی نیست که از شرایط الان راضیم اصلا، کشوری که تو اوج خواستن و تلاش واسه رسیدن به هدفت باید بین آدماش دنبال وسیله بگردی جای سختیه واسه زندگی کردن، متاسفانه ایران امروز ما داره بدترین روزاشو سپری میکنه البته این نظر شخصیه منه،جدای از منیت یه عده و بلایی که سر ایران آوردن که فکر نمیکنم حالا حالاها بتونه نه به جلو که به گذشتش برگرده من عاشق سرزمینمم اما برای بهترین سالهای جوونیم این دوره از تاریخ و نمیپسندم.

  • سمانه گفت:

    اگر دوباره به اين دنيا مي اومدم
    همين مقطع تاريخ
    همين جغرافيا
    ودوباره زن بودن رو انتخاب ميكردم
    اما با يك تفاوت
    اينكه بيشتر وبيشتر از آنچه تا امروز براي خودم ودنيايي كه در اون زندگي ميكنم
    تلاش ميكردم .
    “هميشه فرار از آنچه هستيم مارا به همان نقطه نزديك ميكند ”
    سلام
    آقاي شعبانعلي
    مدتهاست كه منتظر يه فرصت اين چنيني بودم تا مسقيم با شما ارتباط داشته باشم وخوشحالم كه ا ين اتفاق افتاد
    من اززماني كه شما به برنامه ماه عسل اومديد به سايت شما سر ميزنم وتاحدودي با نظرات وعقايد شما موافقم
    اما سولات زيادي هم به ذهنم خطور ميكنه !!!
    امشب در مورد سوالام با شما صحبت ميكنم

  • شیوا گفت:

    Or,Jeddah,K.S.A 2012,Male 🙂

  • شیوا گفت:

    LA,U.S 2012,Female

  • سمیه گفت:

    همین زمان و مکانی که دنیا اومدم…نه بیشتر نه کمتر .
    به نظرم زمانی که ما طی کردیم ، زمانی بین امکانات محدود و فراوانی امکانات بوده..
    من فرصت دیدن یه دنیا زیبایی در عین بی امکاناتی رو داشتم
    که شاید با یه دنیا شرایط عالی نتونی حسشون کنی

  • hadis گفت:

    سلام
    اول از همه باید بگم که با خوندن این پست واقعا ذوق زده شدم. این لطف بزرگی، خیلی ممنون
    در مورد سوالی که پرسیدین، من نمی تونم به این سوال به صورت یکپارچه جواب بدم
    تو شرایط فعلی زندگیم یعنی زمان و مکان فعلی، زمان هایی بوده که دوست داشتم پسر می بودم، به طور کلی از جنسیتم راضی هستم ولی خب تعداد دفعاتی که جمله « اگه من پسر بودم….» رو تکرار می کنم، کم نیست
    یه موقع هایی که تو مسائل اعتقادی به بن بست می خورم و مبهم بودن خیلی چیزها اذیتم می کنه، آرزو می کنم که کاش تو زمانی بودم پیامبر حضور داشت. یا حتی دوست دارم یه موقع هایی قیامت شه، همه حقایق آشکار شه.
    از لحاظ مکانی هم واسم فرقی نمی کنه، این رو می دونم که هر جایی بدنیا بیام بازم مثل الان دوست دارم زندگی تو جاهای دیگه رو هم تجربه کنم و شیوه زندگی، تفکرات، اعتقادات، تفریحات، امکانات و … طبقات، قشرها و نژادهای مختلف رو از نزدیک ببینم و لمس کنم

  • حامد احمدی گفت:

    سلام محمد رضا جان، وقت بخیر

    الان هم دست کمی از شب که میخواین آنلاین باشی، نداره 🙂

    فکر کنم، جواب دادن به این سوال تا حدودی برگرده به راضی بودن از شرایط فعلی حاکم بر جامعه و زندگی شخصی خودمان و تا حدی هم به مقصر دانستن خودمان یا جامعه در بوجود آمدن شرایط فعلی ( یا بعبارتی همون مرکز کنترل درونی/بیرونی). ؟؟!

    منکر این نمیشم که یکسری شرایط جامعه بر زندگی مان تأثیر گذار بوده و هست، مثلاً اوضاع اقتصادی، اجتماعی، سیاسی کشور در دوران سازندگی، اصلاحات و ۷سال اخیر، ولی معتقدم در نهایت به خودمون بستگی داره که چطور از زمان و شرایط مختلف استفاده کرده باشیم.

    به شخصه، مثل سابق انتخاب میکردم، دهه ۶۰، تهران و مرد، به جرأت میگم حتی جزئی تر از مقطع تاریخ، جغرافیا و جنسیت(نحوه تفریح کردن، درس خوندن و …).

  • امیر موسوی گفت:

    دهه ی ۶۰، ایران، تهران مذکر : )

  • بنفشه گفت:

    دقیقاً همین مقطع فعلی تاریخ و همین مملکت بی سر و سامون و همین جنسیت (مونث)…چون دیگه سخت تر از این نمیشه .. هر چند که فعلاً از وطن دورم اما وقتی به آدمای اینجا که در شرایط همه چی تموم دارن زندگی میکنن نگاه میکنم..اصلا آرزو نمیکنم کاش من هم اینجا زاده میشدم چون شاید در اون صورت ارزش خیییلی مسایل و امکانات رو تا این حد درک نمیکردم…اصولا هر چی سختی بیشتر ، رشد هم بیشتر (بگذریم از سایر عوامل تاثیر گذار )

  • Nasim گفت:

    با دیدی که الان به زندگی دارم ، برام فرقی نمیکرد که کی و کجا به دنیا بیام چون همه ما این اختیار رو داریم که هرجور که میخواهیم و هر کجا که دوست داریم زندگی کنیم و این در طول تاریخ همیشه وجود داشته ، مهم اینه که دنبال اصل زندگی باشیم ، اون حقیقتی که بخاطرش بوجود آمدیم اما ترجیح میدادم همین جنس لطیفی که خدا بهم هدیه داده رو داشته باشم .
    میخوام اینجا از فرصت استفاده کنم و ابیاتی که چند شب پیش به ذهنم رسید رو براتون بذارم :
    وصال رویت را اگر یک شب تو مهمانم کنی
    تا آخر عمرم تو را مستان جانان میشوم
    در حلقه ی دیوانگی غرق تماشا میشوم
    تنها ز تو میخوانم و یاری ز رندان میشوم

  • پرویز گفت:

    اگر انسانی نتواند در زمان و مکان خودش زندگی کند، چگونه می‌تواند در زمان و مکانی دیگر زندگی را تجربه کند؟
    من همین زمان را انتخاب می کنم چون به جملۀ بالا باور دارم، جایی که الآن هستم بهترین جای دنیا نیست در بهترین زمان تاریخ نیستم، اما اعتقاد راسخ دارم که اگر امروز پرویزی هستم که بهش در حد خودش افتخار می کنم نتیجۀ همین تجربیات تلخ، تأسف بار و یا شیرین و مسرت بخش هست که تا به امروز داشتم، از شرایط الآنم راضی نیستم ولی می دونم که در هر شرایط و زمانی باید تغییر کرد، حتی زمانی که همه چیز خوب هست! انسان بی تغییر مرده است چه در زمان چه در مکان حالا هر کجای دنیا که می خواد باشه و حتی در هر زمانی که فکر می کنه…

    پ.ن۱: دیشب Prometheus رو دیدم پیشنهاد می کنم ببینید نگاه جالبی پشتش هست شاید جواب این سئوال توش بود، جستجوی خالق و دلیل خلقت گاهی آدم رو به این سمت و سو هدایت می‌کنه…
    پ.ن۲: اگر تونستم شب زود به خونه برسم حتماً بهتون سر می‌زنم… ایدۀ خوبی هست.

  • مینا گفت:

    ببخشید من فکر کردم امروز ۴ آبان.

  • م.س گفت:

    همون سالی که به دنیا اومدم ،همون جنسیت، همون مکان!کلا از مشخصات شناسنامه ایم راضیم،من از آدمای اطرافم خیلی یاد گرفتم با اینکه سالهای جنگ دنیا اومدم، شیر خشک قاچاق خوردم، نسلم انفجار جمعیت داشته، کلی تحریم بوده و کلی دغدغه های خانوادگی داشتم ولی مطمئنم هیچ جا و هیچوقت دیگه ای نمیتونستم با سن و سال الانم به این مفهوم از زندگیم برسم! من از پیش فرضای برنامه راضیم.

    • shabanali گفت:

      یه جمله ای ویل دورانت داره توی اولین جلد تاریخ تمدن. نمیدونم خوندی یا نه. میگه «فرهنگ» و «تمدن» در سختی ها شکل میگیره. هیچ فرهنگ عمیق یا تمدن غنی رو نمیتوانید در جایی پیدا کنید که همه شرایط مساعد و سهل باشد.
      نمیخوام بگم حتماً جمله درستیه اما فکر میکنم ارزش فکر کردن داره. نظر تو من رو یاد این جمله ویل دورانت انداخت.

      • پگاه- گفت:

        خب اگر این جمله درسته امیدوارم این شرایط سخت همچین نتیجه ای رو داشته باشه تا الانش که هرچی جلوتر میریم بدتر تر میشه …وضعیت اخلاق تو این جامعه اصلا خوب نیست با تمام سختیهاش …میدونید من بیشتر از تحریمها و جنگها و نبودن کالاهای مصرفی از بی اخلاقی عادی شده تو جامعه میترسم….از فرهنگ دروغ و ریا و چاپلوسی

      • م.س گفت:

        نه نخوندم، من کلا ویل دوررانت رو از دور میشناسم! و آدم متفکری نیستم بهتر بگم وقتی مثل الان همه جمع شدن بیشتر به اینکه الان وقت پذیرایی هست فکر میکنم ، در ضمن انگار همه به این نتیجه رسیدن همینجا ، همین الان همه چی خوبه!

  • محمد گفت:

    من فک می کنم، روزی که خدا می خواسته روز و جای فرستادن ما رو به زمین تعیین کنه، نشسته برای تمام آدمایی که از ابد تا ازل قراره به دنیا بیان برنامه ریخته و برای تک تک آدم ها در جهت تبدیل شدن زمین به بهترین جای ممکن برای زندگی، یه رسالت تاریخی تعریف کرده و بعد با توجه به اون،استعدادایی را در وجودشون قرار داده و تاریخ و مکان تولد و جنسیتشون رو هم دقیقا مطابق همین ماموریت تعیین کرده، به قول هنری فورد ” زندگی مثل بافتن قالی از روی نقشه است” نقشه ی قالی سرنوشت ماست، و ما بافنده و استعدادها و زمان و مکان تولد نخ هایی اند که برای بافتن اون نقشه لازمه، نقشه قالی های مختلف با هم فرق می کنه اما لزوما هیچکدوم از بقیه قشنگتر نیست، اگه دل به کار بدیم، زندگی هرکدوم از ما فارغ از نقطه و مکان تولدمون تبدیل به یه اثر بی بدیل می شه. و اگه یه زمانی همه آدما رسالت تاریخیشونو پیدا کنند و مطابق اون عمل کنند دنیا تبدیل به بهترین جایی میشه که می تونیم تصورش کنیم.

  • مینا گفت:

    سلام .کاش زودتر اعلام میکردی که دیشب آنلاین هستی.اگه میدونستم حتما میومدم.

  • عليرضا گفت:

    دوستان قدر اين وقتي كه استاد براي دانشجوها و دوستان خود ميگذارند را بدانند كه اين روش بزرگان است و اميدوارم انشاءالله خداوند متعال محمدرضاي عزيز را هميشه براي اين كشور و براي اين جهان و براي خانواده و دوستان و دانشجويان و مردم نگهدارد انشاءالله

  • مهدی رجبی گفت:

    اگر قرار باشد در تغییر مقطع تاریخ به عقب برگردم کدام نقطه جغرافیا معنی پیدا میکند ولی گر قرار باشد به جلو برویم معلوم نیست که کدام نقطه جغرافیا بهتر باشد
    ولی به شخصه ترجیح میدادم در زمانی به دنیا بیایم که مهدی موعود ظهور کرده باشد در اون زمان دیگه مهم نبود که کدوم جنسیت وکدوم نقطه جغرافیا را انتخاب کنم زیرا در ان زمان این قدر درک وشعور مردم جهان بالا رفته است که میشود معنی عدل و عدالت واقعی را چشید

  • پرهام گفت:

    ّآینده- آمریکا- مرد

  • امیر از شیراز گفت:

    سلام محمدرضا.
    ببخش من امشب دسترسی به اینترنت ندارم.پس الان کامنت میذارم.
    این سوالی که پرسیدی رو همیشه موقعی که عرصه بهم خیلی تنگ میشه و نا امید میشم از خودم میپرسم.
    همیشه دوست داشتم همین امیر فعلی باشم.احساساتی ،عاشق و ساده.ولی خیلی دوست داشتم جایی زندگی میکردم که وقتی تو صف بانک جلو نمیزنی اونی بهت نگن احمق.وقتی فحش نمیدی بهت نگن بچه مثبت.وقتی با خوندن یه جمله پر معنی اشک میریزی بهت نگن ضعیف.
    وقتی توی خیابون راه میری بیشتر از اون که درخت ببینی پلیس امنیت اخلاقی ببینی که مثل گرگ منتظر طعمه هستن .جایی که پسرها کینه دخترها رو نداشته باشن و دخترها نیز
    نمیدونم کجای دنیا رو دوست دارم.؟بارسلون.نیویورک.پاریس؟…
    فقط میدونم ایران امروز رو که یه روزی خیلی دوستش داشتم جای خوبی نیست.هیچ چیزمون به هیچ چیزمون نمیاد.کاش واقعا میشد هرجا که دوست داشتی میبودی محمد رضا….
    فقط میدونم تو ایران امروز من که یه روزی حس خوبی از ایرانی بودنم داشتم

  • saeed گفت:

    Berlin, Germany 2012, Male

    • shabanali گفت:

      نمی دونم الان هم در برلین زندگی میکنی یا نه. من مقطع کوتاهی برلین بودم. مثل تو حس خوبی به اونجا دارم. راستش رو بخوای شرقش رو از غربش بیشتر دوست دارم.

  • پگاه- گفت:

    مقطعی از تاریخ که انسان به چنان آگاهی رسیده که چیزهایی مثل جنگ و خونریزی این حق مسلمهای احمقانه رو حتی تو بازی بچه هاشون هم دیده نمیشه یعنی دقیقا عصر ارتباطات و اطلاعات و رد کرده و آخرای عصر دانشه….
    نقطه جغرافیاش هم خوب اگر تو اون مقطع تاریخی باشه مسلما چیزی به اسم جهان اول و جهان سوم معنایی نداره ولی حالا واسه احتیاط یه کشور جهان اولی
    زن بودن رو.. با تمام سختیهاش زیباس…تنها چیزی که هیچوقت بابتش اعتراضی نداشتم اعتراضی هم بوده به خاطر اینکه زن بودن تو یه کشور جهان سوم خیل خیلی سخت تره ولی همونقدر زیباس…:)

  • دیدگاهتان را بنویسید (مختص دوستان متممی با بیش از ۱۵۰ امتیاز)


    لینک دریافت کد فعال

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *