مذاکره با آمریکا|چگونه رهبران را رهبری کنیم؟

امروز کتاب Leading Leaders را میخواندم. کتابی بسیار جذاب در مورد آنکه چگونه «رهبران» را رهبری کنیم. کتاب در مورد نظریه های رهبری بسیار است اما کار زیبای سالاکوز این است که در مورد هدایت و کنترل خود رهبران کتاب نوشته است. Salacuse از دانشمندان برجسته ای است که در حوزه فرهنگ و مدیریت کارهای ارزشمند و منحصر به فردی دارد.

کتاب بخش های مختلفی دارد و در آنها به نحوه ایجاد انگیزش در رهبران، نحوه هدایت آنها، نحوه مذاکره با آنها و … صحبت کرده است.

از آنجا که قول داده بودم هر وقت کتابی را میخوانم، بخش هایی را برای شما تعریف کنم، میتوانید به این ماجرای جالب در مورد نقش زبان بدن در مذاکره توجه کنید.

در سالهای ۱۹۹۷، کشورهای آسیایی به دلیل بحران شدید اقتصادی، با مشکلات متعدد مواجه بودند. برای تأمین منابع دلاری مورد نیاز، برخی از این کشورها به صندوق بین المللی پول، روی آوردند. یکی از کشورهایی که به شدت نیازمند این وام بود اندونزی بود. در آن زمان دیکتاتوری سوهارتو در آنجا حاکم بود. مذاکرات صندوق بین المللی پول و اندونزی بسیار پیچیده و طولانی شد. صندوق بین المللی پول، خواسته های زیادی داشت که باید قبل از اعطای وام، در کشور اندونزی اجرا میشد. پس از مذاکرات سیاسی و اقتصادی سخت و دشوار، اندونزی خواسته های صندوق بین المللی پول را پذیرفت و مقرر شد در ازاء آن ۳۴ میلیارد دلار وام دریافت کند.

جامعه جهانی، بیشتر به سمت صندوق بین المللی پول تمایل داشت. بسیاری از ناظرین، از اینکه فرصتی پیش آمده تا حکومت دیکتاتور سوهارتو تحت فشار اصلاحات قرار بگیرد خوشحال بودند.

همه چیز خوب پیش رفت تا زمانی که میشل کامدسوس در ژانویه ۱۹۹۸ به جاکارتا پرواز کرد تا توافقنامه نهایی را امضا کند. هنگام امضای توافق نامه، تصویر زیر در رسانه ها منتشر شد:

سوهارتو و صندوق بین المللی پول

سوهارتو و صندوق بین المللی پول

تصویر زیر نیز دومین تصویری بود که منتشر شد:

سوهارتو و صندوق بین المللی پول

سوهارتو و صندوق بین المللی پول

شاید به نظر شما این تصاویر غیرعادی نباشد. اما فضای رسانه ای دنیا ناگهان تغییر کرد. ایستادن دست به سینه کامدسوس بالای سر سوهارتو، نمادی از تسلط سرمایه داری غربی بر کشورهای آسیایی و اسلامی تفسیر شد. منتقدان سوهارتو نیز به دفاع از او پرداختند. فضا به حدی سنگین شد که کامدسوس مجبور شد در مصاحبه ای اعلام کند که عادت دست به سینه ایستادن را در دوران کودکی از مادر خود آموخته و به صورت ناخودآگاه به کار می برد!

همه چیز به هم ریخت. آن توافق اجرا نشد و ماهها مذاکره، با گاردهای بسته دستان کامدسوس، به حالت تعلیق درآمد…

 



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+221
  


39 نظر بر روی پست “مذاکره با آمریکا|چگونه رهبران را رهبری کنیم؟

  • جعفر می‌گه:

    با جستجو در اینترنت دیدم که این کتاب ترجمه شده است.
    با نام “رهبری رهبران” با ترجمه غلامحسین خواجه علی و محمد شفیق زاده از انتشارات شرکت مهندسی نیروی نفت و گاز سپانیر
    قیمت کتاب هم شش هزار تومان هست
    این دو لینک هم برای خرید آنلاین کتاب دیدم.
    http://iranbuybook.com/9786006228310
    http://www.adinehbook.com/gp/product/6006228310/ref=sr_1_1000_5/498-7636292-4822164

    Thumb up 3

  • محمد حسن بهرامی می‌گه:

    سلام
    محمدرضای عزیز این جمله فراموش نشود:
    “از آنجا که قول داده بودم هر وقت کتابی را میخوانم، بخش هایی را برای شما تعریف کنم، میتوانید به این ماجرای جالب در مورد نقش زبان بدن در مذاکره توجه کنید”
    ممنون

    Thumb up 4

  • محمد می‌گه:

    الان سوهارتو کامدوسرو مدیریت کرده یا کامدوس سوهارتو را؟

    Thumb up 1

  • شاهین سلیمانی می‌گه:

    به نظرم یکم کادر بندیه جناب خبرنگار هم کم تاثیر نبوده ( به قول دوستان عکاس شیطنت کرده ) …مثلا اگر عکاس می رفت از پشت عکس می گرفت ، و زاویه تابش نور یا نور عکس طور دیگری بود ، می شد برداشت دیگری کرد….چقدر رسانه قدرت تعیین کننده داره…
    توی فیلم های کوبریک ، مخصوصا the shining تاثیرات کادر را میشه دید .
    مخصوصا که عکاس نقاط طلایی عکس را هم خوب در نظر گرفته . ( یه جور نظر دادم ، الان همه فکر می کنم من چقدر استادم :) )

    Thumb up 5

  • علی می‌گه:

    محمد رضا جان شما چندین بار راجعبه بادی لنگویج نکاتی گفتی فکر کنم وقت مناسبی باشه که مطلب یا رادیوی ریلیز کنی!
    ممنون میشم اگر چند کتاب خوب هم در این زمینه معرفی کنی

    Thumb up 0

  • hossein می‌گه:

    سلام
    من میخام این کتاب رو به فارسی ترجمه کنم. چون داخل نیستم میشه لطف کنید بگید که این کتاب تا به حال ترجمه شده یا نه؟
    ممنون میشم.

    Thumb up 0

  • sina marashi می‌گه:

    اولا تیتر این پست عمدا یا سهوا کمی ژورنالیستی انتخاب شده بود! بخصوص تو حال و هوای این روزها: ماجرای مذاکره با آمریکا! حدس میزنم مثالهای مشابه وطنی زیادی برای این مطلب وجود داشته باشه.

    دوما محمدرضا ای کاش میشد تو برای آقایانی که در دولت جدید قرار است از طرف کشور مذاکرات بین المللی انجام بدهند چه در حوزه سیاست و چه در اقتصاد، یک دوره فشرده تحلیل زبان بدن با استفاده از مثالهایی از تصاویر مذاکرات نمایندگان ایران با طرفهای غربی و عربی (به خاطر حساسیت بیشتر این دو حوزه) را (شبیه مذاکره با شیطان سابق) برگزار میکردی.

    سوما باید بگم از این کار ارزشمند و بخصوص طرح متمم واقعا ذوق زده و البته نگرانم چون به قول انگلیسا It seems too good to be true البته نه از جنبه واقعی و اصیل بودن بلکه نگرانی از اینکه نتونه تداوم پیدا کنه. آیا راهی هست تا ما مخاطبان و بهره‌مند شوندگان از این ارائه بی نظیر و بی بدیل دانش و فضایل محمدرضا شعبانعلی بتونیم کاری بکنیم تا به تدواوم این جریان کمک کنه؟

    Thumb up 0

    • هیوا می‌گه:

      این نگرانی رو من هم دارم .
      امیدوارم این دوره به صورت منظم و مدون ادامه پیدا کنه و بهتر بشه.
      به نظرم این طرح بیش از حد انتظار موفق خواهد بود اگر ادامه پیدا کنه.

      Thumb up 0

  • Azimeh می‌گه:

    سلام خدمت تمامی مخاطبین گرامی
    بهتر دانستم که من نیز توضیحی در رابطه با فرهنگ و روابط در بین الملل داشته باشم: “در تمامی روابط بین المللی، فرهنگی جهانی تعریف شده که تمامی روابط جهانی بر اون اساس هست”. در فرهنگ بین المللی، رفتار ظاهری آقای کامرسوس تعریف ندارد و چه بسا که در رفتار غیر کلامی نباید دیده شود. دلیل عدم رفتار خارج از چارچوب فرهنگ بین الملل این است که در کشورهای مختلف این رفتارهای غیر کلامی یا زبان بدن، معانی متفاوتی را دارد که مسلماً در تصمیمات و ادامه روابط موثر خواهد بود…

    Thumb up 0

  • آرتین می‌گه:

    به نظر من تو تصویر اولی طوری نگاه میکنه که انگاری داره به چشمهاش شک میکنه که واقعا سوهارتو داره توافقنامه رو امضا میکنه.
    اما تصویر دوم به نظرم کار رو پیچیده کرده و باعث بغرنج شدن مسئله شده و اون تسلط و حاکمیت رو از زبان بدن کامدسوس و سوهارتو به صورت تلفیقی میشه استنباط کرد

    Thumb up 1

  • رضا می‌گه:

    سلام مهندس
    میشه این کتاب رو تو «تراست زون» هم ارائه کنی؟

    Thumb up 0

  • محسن می‌گه:

    سلام
    پس برا همینه که دیگه برای امضا توافق نامه همه سر جاشون میشینن ؟؟ 😀

    Thumb up 1

  • مرتضی می‌گه:

    تفسیر زبان بدن در این تصویر، به افراد در اون هم بستگی داره.
    شاید مثلاً اگر به جای سوهارتو، وینستون چرچیل قرار میگرفت، بیننده میگفت : آخی، بیچار کامدسوس چه مظلومانه ایستاده و گوشه ای و داره تماشا میکنه.
    بنظرم تعریف واقعه در این پست باعث بوجود اومدن سوگیری ذهنی میشه که میتونه سبب برهم زدن محتوای احساسی تصویر بشه.
    شاید اگر تعریف میشد که صندوق پول به اندونزی گفت جان عزیزت بیا از ما وام بگیر، مخاطب این طور برداشت میکرد که سوهارتو با بی اعتنایی به کامدوس داره سند رو همراه با بی میلی امضا میکنه و کامدسوس با حالتی عاجزانه گوشه ای ایستاده.
    یا از طرفی اگر گفته میشد که سوهارتو با گریه و زاری طلب وام کرد، بیننده به این نتیجه میرسید که کامدسوس با غرور و تکبر داره امضا شدن سند رو تماشا میکنه.
    ——-
    اگر این عکس رو بدون هیچ تعریف و ایجاد پیش زمینه ای به کسی نشون بدیم، به احتمال خیلی زیاد، کامدسوس برنده میدان تاثیرگذاریه.

    Thumb up 2

  • sahar می‌گه:

    من کاملا با مائده موافقم چون اولین حسی که من از این عکس گرفتم حس درماندگی سوهارتو بود بعد که دقیق تر دیدم متوجه حالت سلطه کامدسوس شدم البته به قول محمد رضا تعامل این دو رفتار هست که این حس رو ایجاد میکنه.فکر میکنم یه حدیث در موردش هست که در مقابل افراد متکبر نباید تواضع داشت

    Thumb up 1

  • مجتبی کریمی می‌گه:

    من زیاد از داستان تاریخی این اتفاق خبری ندارم. ولی حتی چهره کامدسوس هم نشون میده که اونا قصد تسلط رو داشتن. انگار منتظره که فقط سوهارتو برگه رو امضاء کنه. به نظرم تفسیر درستی از زبان بدنش بوده. dominancy

    Thumb up 1

  • مائده می‌گه:

    حسی که این تصویر میده، برآیند زبان بدن سوهارتو و کامدسوس با هم است.
    اگر که کامدسوس دست به سینه ایستاده، سوهارتو هم حالت نیمه نشسته ای داره
    حس آدم درمانده و مستاصلی را نشون میده که داره از روی اجبار کار را می کنه.

    Thumb up 4

    • آره مائده.
      من هم بعد از خواندن کامنت تو و میلاد و بقیه، الان که عکس رو نگاه میکنم می بینم که «ترکیب» زبان بدن سوهارتو و کامدسوس این معنی رو داره ایجاد میکنه. اگر فقط کامدسوس رو نگاه کنیم، حتی میشه ادب رو هم از رفتارش تفسیر کرد…

      Thumb up 4

  • ص.شویکلو می‌گه:

    واقعا زبان بدن چقدر تاثیر داره………..
    اایا رهبران ما هم مطلع اند/……………

    Thumb up 0

  • رادمهر می‌گه:

    سلام
    من فکر میکنم اگه بیشتر دقت کنیم میبینیم تصویر اول لبخند موزیانه کامدسوس ب همراه تکبر داریم درکنار اون تعظیم و افتادگی سوهارتو ک باعث شده مثل آدمای بدبخت تن به امضای توافق نامه بده.شاید اگه سوهارتو پروتوکل درست نشستن رو رعایت میکرد این همه جنجال بوجود نمیومد

    Thumb up 0

  • میترا می‌گه:

    سلام
    در مورد زبان بدن، اینکه چطور تفسیر کنیم و چطور این مورد را در خودمون اصلاح کنیم چه توصیه هایی دارین؟

    Thumb up 0

  • حمیده می‌گه:

    سلام
    شمافکرمیکنی میتونیم زبان بدنو عوض کنیم؟اشکالاتمونو رفع کنیم؟

    Thumb up 0

  • میلاد می‌گه:

    چطور این حرکت اینگونه تفسیر نشده که ” در حالی سوهارتو در حالت نشسته مشغول امضای توافقنامه نهاییه، کامدسوس دست به سینه رو به روی میز ایشون ایستاده”؟

    این شعر سعدی نگاه شرقیه من رو شاید بهتر برسونه:

    به دست آهن تفته کردن خمیر به از دست بر سینه پیش امیر

    Thumb up 0

    • میلاد فکر میکنم دلیلش این باشه که دست بر سینه پیش امیر، باید نگاه به زمین خیره باشه، اما دست بر سینه خیره به طرف مقابل معنای برتری میده. شاید این تصویر خیلی ها رو یاد روز امتحان و نگاه ممتحن می اندازه که دست در پشت یا دست بر سینه، از موضع قدرت به دانشجو و دانش آموز نگاه میکنند…

      Thumb up 5

      • میلاد می‌گه:

        نمیدونم اینکه شما و نویسنده کتاب و فضای رسانه ای اون زمان چنین احساسی پیدا کردید پس حتما چنین احساسی رو میتونه ایجاد کنه. البته هر چی من به عکس نگاه می کنم متمایل شدن کامدسوس به سمت چپ و افتادگیه سرش و نگاهی که خیره به میزه تا به شخص سوهارتو و همچنین حالت صورت خود کامدسوس نمیتونه در من چنین احساسی ایجاد کنه.

        Thumb up 0

        • دنیا می‌گه:

          فکر کنم باید به کامدسوس و سوهارتو همزمان در یک تصویر کلی نگاه کرد. من هم وقتی تصویرها رو دیدم قبل از خوندن متن حس کردم مردمی که خوشحال بودند از اینکه سوهارتو تحت فشار قرارگرفته بعد از این تصاویر ضعیف کشون تغییر موضع بدن و حس کنن سوهارتو مظلوم واقع شده و در صدد حمایت بربیان.

          Thumb up 0

      • محسن می‌گه:

        من فکر میکنم . اون امیری که جناب سعدی منظورش .
        به صورت مستحکم سر جاش سفت نشسته و نه اینکه اینجوری 😀
        ولی به هرحال نتیجه این شد که اندونزی وام رو نگرفت یا بهتر بگم غربیا وام رو ندادن .
        در کل چیزی شد که غربیا میخاستن .
        این روزا چی بهش میگننننن؟؟؟؟ اهان چماقو هویج .
        درست نمیگم استاد؟
        😀

        Thumb up 0

  • سعیده (آذر) می‌گه:

    حالا علاوه بر نوع ایستادن، اون لبخند هم خیلی آخه مرموزه!!!!!!!!!!

    Thumb up 0

  • سعیده (آذر) می‌گه:

    سلام…چقدر جالب بود..

    یاد کتاب سوگند خورده فراری اثر جان گریشام افتادم…

    قسمتهای زبان بدنش بی نظیر بود، بخصوص برای من که اون موقعی که این کتاب رو خوندم، در مورد زبان بدن و اهمیت عجیب و غریبش توی بعضی موضوعات چیزی نمی دونستم.

    Thumb up 0

  • حتی اگر عادت بچه گیش هم که باشه بادی لنگوییجش همه چیزو ریخت به هم.به هر حال تاثیر قوی داشت.

    Thumb up 0

  • M.H.B می‌گه:

    بیشترین چیزی که آمدن به اینجا ، به این فضای مجازی به من دهد “امید” هست! امیدی که کمتر جایی می توان پیدا کرد! امید به این که من هم تا حدی می توانم در سرنوشت خودم دخیل باشم! امید به اینکه بالاخره کاری هم هست که من انجام دهم تا شده نیم قدمی به جلو برویم! :)

    Thumb up 0

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *