متمم دو ساله شد (تشکر و قدردانی)

 امروز دومین سالگرد تولد متمم است.

دو سال پیش، در دوم بهمن ۹۲، دوستان عزیزی که نام آنها را قبلاً فهرست کرده‌ام، برای ثبت نام در متممی که جز یک ایده (و البته چند سال سابقه‌ی تلاش‌های شکست خورده و فرساینده‌ی یک معلم) چیزی نبود، پول پرداخت کردند. عددی که شاید به نظر خودشان عدد کوچکی بود و عملاً نمی‌توانست حتی هزینه‌های همان نخستین روزهای ما را هم پوشش بدهد، اما یک پیام مهم داشت: تاکیدی بر اینکه، می‌توان به متمم در آینده به عنوان یک مجموعه‌ی خودگردان نگاه کرد و این کار قرار نیست نیمه کاره رها شود. چون قرار نیست به تلاش‌ها و منابع مالی یک نفر وابسته باشد.

متمم، با حمایت آن دوستان و دوستان زیادی که بعداً به جمع حامیان آن پیوستند، رشد کرد. بخشی از این حمایت، مالی بوده و بخشی دیگر، حمایت در قالب تولید محتواهای ارزشمند و مشارکت در بحث‌ها و تبدیل کردن متمم به یک فضای تعاملی آموزشی. قطعاً اگر هر یک از این دو گروه حمایت‌ها نبودند و نمی‌ماندند، امروز متممی وجود نداشت و امروز هم، خوب می‌دانیم که زنده ماندن و زنده نماندن متمم، در گرو اراده‌ی هزاران نفری است که در قالب یکی از دو شیوه‌ی فوق یا هر دو شیوه‌ی فوق، در مورد بقای آن تصمیم می‌گیرند.

سال گذشته، با افتخار و خوشحالی نوشتم که ما پربازدیدترین سایت آموزش مدیریتی و مهارتی هستیم. امسال هم وضعیت همان است. جز اینکه سال قبل بر اساس آمار الکسا در ایران، حول و حوش رتبه‌ی ۱۶۰۰ تا ۱۷۰۰ می‌چرخیدیم و این روزها حول و حوش ۸۰۰ و ۹۰۰ در نوسان هستیم و برای سایتی که بازدیدکننده‌ی عام ندارد و دسترسی به محتوای آن نیازمند لاگین کردن است، مقدار فعلی این شاخص فراتر از حد انتظار ما بوده است.

اگر چه گفتن این شاخص، بیشتر برای مخاطبان دوری است که معیارها و اصول و ارزش‌های ما را نمی‌دانند. درست مثل پدری که برای همکارش، از زیبایی فرزندش می‌گوید و خود می‌داند که اعتبار و ارزشی که برای فرزندش قائل است، به اتکای این زیبایی نیست و رویایش برای آینده‌ی فرزندش، زیباتر شدن نیست. بلکه اثرگذار بودن است.

دوستان متممی‌ (که در کنار ما، آنجا را ساخته‌اند) می‌دانند که معیارهای ما چیز دیگری است و هرگز خودمان را با این معیارها نمی‌سنجیم. اگر معیار ما کمیت بود، درس‌ها را باز می‌گذاشتیم و به دنبال تبلیغ و بنر و بازدیدکننده و فروش و مشتری و کسب درآمد می‌رفتیم. نه اینکه با تمرین گذاشتن و محدود کردن، محتواهایی تولید کنیم که بعضی از آنها (مانند تصمیم گیری پیشرفته و یا پرورش استعدادها) جز چند ده نفر، خواننده‌ای ندارد و نمی‌تواند داشته باشد.

متمم، نسبت به دو سال پیش رشد زیادی کرده، اما در مقایسه با جایی که باید باشد (و می‌تواند باشد) فاصله‌ی زیادی دارد. ما متممی‌ها،‌ دوست داشته‌ایم و داریم که متمم در کنار افزایش دانش و توسعه نگرش و مربی‌گری برای بهبود مهارت‌ها، خانه‌ای برای امید به روزهای بهتر باشد. محلی برای به اشتراک گذاشتن آموخته‌ها. محلی برای اثبات اینکه، اگر آموزش درست و اصولی و به دور از بازاری مآبی باشد، می‌تواند نشان دهد که رابطه‌ی بین تلاش و دستاورد آنقدرها که همیشه به ما گفته‌ند، مبهم نیست. محلی که به تدریج، به جای فارغ التحصیلان جویای کار، دائم التحصیلانی را پرورش دهد که کارفرماها، به دنبال آنها هستند. محلی برای مدیران، تا با دانش روز آشنا شوند و برای جوان‌ترها، تا آموزش را همراه با امید به روزهای بهتر برای کشورمان، تجربه کنند.

در اینجا می‌خواهم از دو گروه دوستانم، با ذکر نام و اشاره به شناسنامه‌ی آنها در متمم، تشکر کنم:

گروه اول، کسانی هستند که بیشترین پرداخت را در متمم داشته‌اند و عملاً بیشترین حمایت مالی را از ما انجام داده‌اند. برخی از این دوستان، در حدی عضویت چند ماهه و چند ساله خریده‌اند و تمدید کرده‌اند که الان نگرانی اصلی من برای شب اول قبر هستند! چون اعتبار کاربری آنها تا سال‌های سال، تمدید شده و هر بلایی سر من یا – زبان لال – متمم بیاید، ما باید مراقب دین‌مان به آنها باشیم. اگر چه می‌دانم که اگر عمر و مجالی بود، سالها بعد که گزارش این سالها و حاشیه‌هایش ارائه شود، آنها بیشتر از امروز، احساس غرور و رضایت خواهند کرد.

گروه دوم هم، کسانی که بیشترین حضور و مشارکت را در بحث‌ها داشته‌اند و از دوستانشان امتیازهای زیادی دریافت کرده‌اند و سیستم تحلیل محتوای متنی متمم هم، مجموعه اطلاعات عرضه شده در نوشته‌های آنها را بیشتر از سایرین ارزیابی کرده است. همه‌ی ما خوب می‌دانیم که اگر از متمم، بحث‌های این دوستان و سایر دوستان متممی را بگیریم، چیز چندانی باقی نمی‌ماند.

متمم برنامه ‌های زیادی برای آینده دارد که بخشی از آنها را در پیام اختصاصی به دوستان متممی گفته‌ایم و آنها که نخوانده‌اند، می‌توانند اینجا بخوانند. امیدواریم که بتوانیم به شکلی جلو برویم و حرکت کنیم که شرمنده‌ی محبت‌های متممی‌ها نباشیم و همچنانکه در این یک سال، تحولات بزرگی در متمم روی داده است، متمم سال بعد، با متمم امسال،‌ قابل قیاس نباشد.

دوستانی که بیشترین حمایت مالی از متمم را داشته‌اند:

۱-سیده سکینه شفیعی نژاد

۲-عبداله ایپکچی

۳-سامان عزیزی

۴-علی کریمی

۵-شهرزاد

۶- هومن کلبادی

۷-صلاح الدین قوی پنجه

۸-منوچهر اسکویی

۹-سید اشکان میرحسینی

۱۰-شراره ش

۱۱-شهروز رفعتی

۱۲-شایان عالمیان

۱۳-حمیدرضا دهقانی

۱۴-آفاق رحمانی

۱۵-فهیمه یزدانی

۱۶-علیرضا محمدی

۱۷-مهدی

۱۸-علی توکلی

۱۹-محمد تقی امینی

۲۰-مریم کاظم خانلو

۲۱-گلاله یزدان پناه

۲۲-مهدی خانی

۲۳-بابک یزدی

۲۴-محسن ملک پور

۲۵- شهاب فرمانی نژاد

۲۶-نیکی کیان

۲۷-هادی احمدی

۲۸- وحید وهابی

۲۹-آرام آخوندی

۳۰- کامیار مهران پور

۳۱-عظیمه حسن زاده

۳۲-کیوان علیمحمدی

۳۳-احسان جلال الدینی

دوستانی که بیشترین مشارکت و تولید محتوای آموزنده را داشته‌اند:

۱- هومن کلبادی

۲- علیرضا داداشی

۳- هیوا شم

۴-سامان عزیزی

۵-شهرزاد

۶-پیمان اکبرنیا

۷-سیمین ابراهیمی

۸-محسن سعیدی پور

۹-سارا

۱۰-طاهره خباری

۱۱-فواد انصاری

۱۲-داوود شاکری

۱۳-حامد

۱۴-علی کریمی

۱۵-علیرضا امیری

۱۶-چراغی

۱۷-مریم. ر

۱۸-سیده سکینه شفیعی نژاد

۱۹-شراره ش

۲۰-م وحیدنیا

۲۱-نیما ظهیریان

۲۲-یاسین اسفندیار

۲۳-معصومه خزاعی

۲۴-عبداله ایپکچی

۲۵-سعید عباسپور

۲۶-سمانه عبدلی

۲۷-ضیاء شیخ الاسلامی

۲۸-یاور مشیرفر

۲۹-سجاد سلیمانی

۳۰-اعظم روحی

۳۱-آتبین مقصودی

۳۲-معصومه شیخ مرادی

۳۳-محسن رضایی

۳۴-آرام آخوندی

۳۵-حمید طهماسبی نژاد

دلم می‌خواهد در پایان یک تشکر ویژه هم داشته باشم. شاید در طول این دو سال،‌ اسم من در رابطه با متمم، زیاد شنیده شده باشد. یا نام شادی قلی پور، را به خاطر اینکه مدیر برنامه‌های من (در گذشته) و مسئول روابط عمومی متمم (امروز) بوده است را، شنیده باشید.

اما نام سمیه تاجدینی، که مدیریت توسعه نرم افزاری متمم را بر عهده داشته، معمولاً کمتر دیده و شنیده شده است. امروز، نقش فرایندها در متمم، بسیار بیشتر از نقش محتواست و متمم هر روز به یک پلتفرم آموزشی هوشمندتر نزدیک می‌شود. ما حتی بخش‌های زیادی از قابلیت‌های متمم را، هنوز معرفی نکرده‌ایم و قابلیتی مثل محتوای پویا و رفتارشناسی کاربران و تحلیل سمانتیک، بخش کوچکی از زیرساخت‌های پیچیده‌ی متمم هستند و اینها جز با دانش و تخصص و پیگیری‌های سمیه، عملی و پیاده سازی نمی‌شده است.

امیدوارم همه‌ی کسانی که اسم آنها در این مطلب برده شد و دیگرانی که کنار ما و با ما هستند و به بهانه‌های مختلف به لطف و محبت‌هایشان اشاره کرده‌ام و می‌کنم، بتوانیم در کنار هم، فضای بهتری  را برای آموختن و آموزاندن، بسازیم و توسعه دهیم.



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+280
  


103 نظر بر روی پست “متمم دو ساله شد (تشکر و قدردانی)

  • داود شاکری می‌گه:

    وقتی اسم خودمو امروز توی لیست دوم دیدم از شدت خوشحالی گریه کردم، چون بعد از ۴۰ روز برای سومین بار تونستم به اینترنت دسترسی داشته باشم و شوکه شدم. خیلی سخته سرباز باشی، عاشق متمم باشی، هرروز دلت بخواد پیام اختصاصی متمم رو چک کنی ولی بهت اجازه ندن. الان که مثل گذشته به متمم دسترسی ندارم به اندازه خانواده خودم دلم برای متمم تنگ میشه. هیچ وقت فکر نمیکردم که تا این حد به متمم و مخصوصا محمدرضا دلبسته شده باشم. توی این مدت تنها کاری که تونستم انجام بدم این بود که آخر هفته با کلی التماس از فرمانده دو ساعت مرخصی بگیرم تا بتونم به اینترنت دسترسی داشته باشم و از مطالب منتشر شده پرینت بگیرم. این روزها وقتی کاغذهای پرینت شده رو بقیه سربازا می بینن دائم می پرسن چی می خونی؟ داری برای دکترا می خونی؟! تا حالا هیچ وقت به اندازه الان ارزش زمان رو درک نکرده بودم. چند روز قبل توی میدون تیر منتظر بودم تا نوبت تیراندازی من بشه و مثل همیشه کاغذهام رو همراهم داشتم و روزنوشته های محمدرضا رو داشتم می خوندم، با خودم فکر میکردم که شاید خود محمدرضا شعبانعلی هم فکرشو نمیکرد که روزنوشته هاش در کنار تیرهایی که از اسلحه کلاشنیکف شلیک میشن هم داره خونده میشه! تجربه غم انگیزیه وقتی نتونی دیگه مثل سابق به متمم سر بزنی، فعالیت کنی و از آموخته ها و تجربیات بقیه استفاده کنی. نمی دونم این دوره تلخ بعدا چه دستاوردی میتونه داشته باشه.

    Thumb up 45

    • داود جان.
      از همه‌ی لطف و محبتی که به من و به متمم داری ممنونم.
      و همینطور ممنونم که از بین انواع گزینه‌هایی که برای گذران وقت (آن هم وقت محدود تو) وجود دارد، نوشته‌های من و درس‌های متمم را انتخاب می‌کنی.
      چند سال پیش، وقتی در میانه‌ی کویر مرکزی ایران، درگیر راه آهن بافق – مشهد بودم، وضعیتی شبیه به این روزهای تو را تجربه می‌کردم (البته صرفاً شبیه. چون من به عنوان شغل آنجا رفته بودم و تو به اجبار قانون، در وضعیت فعلی قرار گرفته‌ای).
      دستم به هیچ جا بند نبود. امروز با دیروز تفاوتی نداشت و فردا با امروز.
      با نصب تراورس‌ها، به آرامی جلو می‌رفتیم. اما هیچ نقطه‌ای با نقطه‌ی قبل تفاوتی نداشت و هیچ تغییری (نه در اطراف، که حتی در خط افق) هم دیده نمی‌شد.
      روزهایی که هوا گرم بود، سایه هم، کمکی نمی‌کرد. باید مراقب می‌بودی که در سایه هم، پشت به باد بنشینی و دائم مراقب جهت باد باشی. چون اگر مستقیم به صورتت می‌خورد، پوستت را می‌سوزاند.
      شبها، گاهی اوقات در میانه‌‌ی کویر، قدم می‌زدم.
      نه از این کویر رفتن‌هایی که دختر و پسرها این روزها می‌روند و بیشتر یک تور سافاری هیجان انگیز است.
      از آن کویرهایی که هر صدای خش خش ناآشنایی، می‌توانست تهدیدی برای زندگی‌ات باشد.
      با خودم فکر می‌کردم که مگر عمر ما چقدر است؟ چرا اینجا؟ چرا اینطوری؟ چرا روزها و هفته‌ها باید اینجاها بمانم و بچرخم؟
      “تکرار روزهای مشابه” و مشغول بودن به کاری که احساس می‌کنی، چندان اثرگذار نیست یا اگر هم هست، هر کس دیگری هم به جای تو باشد، می‌تواند با همان کیفیت یا بهتر از آن کیفیت انجام دهد، احساس خوبی نیست.
      فکر کردن به اینکه دنیایی موازی دنیای تو، در چند صد کیلومتر آن سوتر در جریان است و مردم نوع دیگری از روزها و شبها را در آنجا می‌گذرانند، چندان ساده نیست.
      این “احساس تلف شدن زمان”، قطعاً احساس شیرینی نیست و از سوی دیگر،‌ دوران سربازی، از جمله فضاهایی است که گاهی اوقات، این احساس را در “اوج خود” به ما می‌چشاند.
      اما امروز که برمی‌گردم و آن سالها (و سالهای بعد از آن و امروز) را مرور می‌کنم، می‌بینم که زندگی، بیش از آنچه به نظر می‌آید، خودش را تکرار می‌کند. چیزی شبیه همان فیلم کوتاه اتاق ۸ یا Room 8 (کار Griffiths)
      از هر جعبه‌ای که به در می‌آیی، به جعبه‌ی بزرگتری وارد می‌شوی که همان بازی در حال تکرار است.
      گاهی احساس می‌کنم که زندگی شبیه بازی موش‌ها در آن چرخ‌های کوچک سیرک است.
      خوب که می‌دوی، چرخ تو را جابجا می‌کنند و به جای بزرگتری می‌گذارند و باز، همان بازی تکرار می‌شود.
      شاید هم میله‌ها و دیوار چرخ را، از جنس بهتری بسازند. اما بازی، همان بازی است.
      همان تکرار بی‌فایده‌ی روزمرگی‌ها:
      یک بار،ایستادن در صف شلیک تیر به سمت دشمنی فرضی
      یک بار، نشستن و گپ زدن و خندیدن با دوست فرضی.
      ——
      پیشنهاد می‌کنم در لا به لای خواندن روزنوشته‌ها و متمم، یک مشق اختصاصی هم انجام بدهی.
      دفترچه‌ای بردار و برای کسی که هزار سال دیگر، آن دفترچه را پیدا می‌کند، نامه‌ بنویس.
      فکر کن تنها سندی است که قرار است از این سالها، بماند و کشف شود.
      برایش وضعیت این روزهای دنیا را توضیح بده.
      همه چیز را بگو.
      یادت باشد که او بسیاری از چیزهایی را که ما می‌دانیم و می‌فهمیم، نخواهد فهمید.
      او نخواهد دانست که پول چیست.
      او معنی موبایل را نخواهد فهمید.
      در زمان او، “شغل” وجود نخواهد داشت.
      در زمان او، کسی ابتدای عالم هستی را به خوبی امروز نمی‌داند
      و همه با تمام سرعت و توان، مشغول ساختن مسیر آینده‌ی آن هستند.
      در آن زمان، شاید ازدواج هم نباشد. عشق هم شاید.
      شاید هم باشد.
      برایش در این “مهم‌ترین سند باقی مانده از این سالها”، همه چیز را در مورد دنیای امروز ما، توضیح بده.
      به تو قول می‌دهم که این دفترچه، برایت ارزشمند خواهد بود و مستقیم و غیرمستقیم به کارت خواهد آمد.
      اگر نیامد، این بار که دیدمت، من آن را از تو می‌خرم و برای همان‌ آدمها، نگه می‌دارم.
      من کارکردن و ذخیره کردن برای کسانی که هنوز نیامده‌اند و آمدنشان را هم نخواهم دید، را دوست دارم.

      Thumb up 49

  • سیروس احمدخانی می‌گه:

    سلام
    استاد تبریک میگویم
    امیدوارم همیشه صحیح و سلامت باشید
    خداوند شما را یاری جامعه ما نگه دارد

    Thumb up 0

  • محمد تقی امینی می‌گه:

    درود بر تمامی تلاشگران متممی و دست مریزاد به محمد رضای عزیز
    باری دیدن به بار نشستن زحمات دوستان و شاهد جوانه زدن بر نهال دوساله براستی که لذت بخش است .
    سخن کوتاه میکنم که دوستان بسیار خوب از دل سرودن و گفتند آنچه ستودنی بود .
    اما براستی این وظیفه خطیر بر دوش تمامی دوستان متممی است ، که آگاهانه از این نهال در برابر طوفان منفعت طلبی بسیاری کوته نظران خودبین دفاع کنند و در این مسیر با همدلی و همکاری انرژی لازم بزای ادامه تلاش محمد رضای عزیز فراهم کنند . ایمان دارم که روزی رهروان زیادی از سایه و میوه این درخت تنومند لذت خواهند برد گرچه آن روز این کویر تشنه را جنگلی زیبا متصورم .
    به امید جشن تولد های دیگر ، شاد و بهروز و پایدار باشید.

    Thumb up 1

  • سارا می‌گه:

    سلام بر متمم عزیز، تولدت مبارک، صد و بیست ساله بشی الهی :)
    حدود شش ماه است که رابطه دوستی ما شکل گرفته و رفیق شفیق من شده ای. با تو لحظه های نابی را تجربه می کنم که شاید هیچگاه تصورش را نمی کردم. دوستی با تو موجب بالندگی من شده و تو سهم بزرگی از لحظه های مرا به خودت اختصاص داده ای. شور و اشتیاق و ولع آموختن را در درونم شعله ور تر کردی. از تو سپاسگزام که من را به دوستی پذیرفتی و مشعوفم که مرا لایق بودن در لیست دوستان قدیمی و فعالت دانستی ، هر چند که سهم من اندک ترین است.
    به رسم دوستی از گرانبهاترین دوستم ـ جواد عزیز ـ نهایت قدردانی را دارم که با معرفی تو به من، زندگی مرا متحول کرد.

    Thumb up 5

  • فائزه مقدم می‌گه:

    متمم عزیز
    خداروشکر که تو دوسال پیش متولد شدی. خداروشکر که دو سال عمر کردی و خدا را شکر که هر روز کامل تر شدی ، هر روز پرمحتوی تر شدی ، هر روز بزرگ تر شدی و هر روز خانواده ات پر جمعیت تر و فرزندانت بیشتر و بیشتر شد . متمم عزیز همیشه ازت یاد گرفتم و همیشه از سر زدن به سایت تو لذت بردم و همیشه از محتوی مطالب تو تازه شدم . متمم عزیز تو تازه ای ، جوانی و بسیار بکر و نوآور .
    متمم عزیز تو در یک روز متولد شدی اما من با تو هر روز از نو متولد می شوم. از تازه بودنت ممنونم. از نو و جدید بودنت ممنونم. از به روز بودنت و از پیش بودنت از همه ممنونم. همیشه مطالب جدید دنیا را به فارسی روان و سلیس و با تصاویر جذاب و تاثیر گذار به من یاد دادی . همیشه از بودنت خرسند و شاکر بودم. ازت ممنونم متمم عزیز.
    خداروشکر می کنم که هستی و دعا می کنم همیشه باشی. خیلی خیلی ممنونم

    Thumb up 1

  • سپیده می‌گه:

    این شعر کوتاه رو با تمام وجودم به متمم و متممی ها تقدیم می کنم هرچند چند روز پیش هم همین رو برای متمم فرستادم ولی هیچ حرفی بهتر از این که وصف حال من بعد از متممی شدن باشد، پیدا نکردم و باز تکرار می کنم:
    “برای آنکه کمی، حتی اگر شده کمی زندگی کرد، دو تولد لازم است:
    تولد جسم و سپس تولد روح. هر دو مانند کنده شدن هستند.
    تولد اول بدن را به این دنیا می افکند و تولد دوم روح را به آسمان می فرستد.
    تولد دوم من زمانی بود که تو را دیدم!”
    کریستین بوبن- ترجمه استاد الهی قمشه ای
    متمم عزیزم تولدت مبارک.
    از همه کسانی که دلشان با متمم بود و باعث شدند متمم دو ساله شود ممنونم، تشکر ویژه از محمدرضا جان، سمیه جان و شادی عزیز بابت ایجاد و حفظ این فضای همدلی.

    Thumb up 2

  • پوریا می‌گه:

    سلام به محمدرضای عزیز وهمکاران بسیار محترمشون
    تولد متمم رو به ایران آینده تبریک میگم.ازخدا میخوام به شما عزیزان انرژی هرروز و هر روزه بده برای ادامه ی هرچه پربارتر این راه.کم لطفی مارو بپذیرید لطفا ، کسالت متاسفانه اجازه نداد روز تولد متمم خدمت برسم با تاخیر ولی از صمیم دل تبریک میگم.هرچند همه میدونیم دیدن رشد وبزرگ شدن بسیار زیبای متمم خوشحالیش بیشتره.پاینده باشید

    Thumb up 0

  • مهدی می‌گه:

    سلام و عرض تبریک به تمامی متممی ها به ویژه محمد رضای عزیز و فوق العاده دوست داشتنی امیدوارم این روند سالهای متمادی و بدون وقفه در جریان باشد و من بتوانم به عنوان عضوی کوچک از این مجموعه عظیم نهایت استفاده را ببرم و از شخصیت افرادی که در این وادی با موفقیت فعالیت میکنند الگو برداری نمایم با آرزوی توفیق روز افزون برای تک تک اعضا.با تشکر

    Thumb up 0

  • نازی شکیبا می‌گه:

    تبریک میگم همیشه موفق و شاد باشید . مرسی برای بودنتون مرسی

    Thumb up 2

  • محمدعلي می‌گه:

    سلام
    دو سالگی متمم مبارک
    ممنون از تلاشتان

    Thumb up 1

  • محمد می‌گه:

    سلام و درود
    امیدوارم لایق متمم باشیم…
    پاینده باشی متمم

    Thumb up 1

  • مجید امیداله می‌گه:

    سلام
    تبریک میگم و خیلی خوشحالم که در متمم عضو هستم و افتخار می کنم که در این خانواده پذیرفته شدم.دلگرم به وجود جناب محمد رضا شعبانعلی فرهیخته و گروه توانمندی که متمم رو اداره می کند.
    تولدت مبارک

    Thumb up 3

  • سمیرا می‌گه:

    سلام

    قطعا مهم ترین و بهترین اتفاق امسال من آشنا شدن با متمم بود و هست .
    صمیمانه از گروه متمم بویژه شما سپاسگزارم.

    تولد متمم دوست داشتنی مون مبارک.

    Thumb up 3

  • حميدرضا مهاجر می‌گه:

    صمیمانه تبریک می‌گم. متمم رو دوست دارم و به بعضی از دوستانم هم معرفی‌اش کرده‌ام. از تیم متمم ممنونم و برای تیم و کاربران متمم روزها و سال‌های بسیار خوبی رو آرزو دارم.

    Thumb up 3

  • رضا سبحاني می‌گه:

    من که تا همیشه کنار تو و گروه متمم هستم محمدرضای عزیزم

    Thumb up 4

  • یاسمن احمدیان می‌گه:

    با سلام به معلم عزیزمان آقای شعبانعلی و دیگر دوستان عزیز متمم
    تاسیس این سایت پر بار اتفاق خجسته ای بود که با ایده های نو توسط شما و دوستانتان ایجاد شد بنظرم تا قبل از این ما نمونه اش را در کشورمان نداشتیم یا حداقل من نشنیده بودم .در طی مدتی که توانسته ام با متمم در تماس باشم ، حقیقتا احساس میکنم که از نظر دانش ، علوم رفتاری ، روانشناسی و ،،،،،،،، غیره خیلی رشد کرده ام و آموخته ام با اینکه میدانم متاسفانه هنوز آنطور که دلم میخواهد وقت برای مطالب بسیار ارزشمند متمم نگذاشته ام ، احساس غرور و شادمانی میکنم که عضو چنین محفل پر باری هستم وپیوسته هم در جمع دوستانم از مطالبی که یاد گرفته ام صحبت میکنم.
    سالگرد دو سالگی متمم را به همه دوستان عزیزم تبریک می گویم

    Thumb up 2

  • حامد می‌گه:

    از متمم انقدر به خوبی یاد شده و انقدر ارزشمنده که نیاز به تکرار مکررات نیست. ارزش وجود محمدرضا و کاری هم که انجام داده هم انقدر عظیمه که به تسخیر کلمات در نمیاد اما یه پیشنهاد داشتم.
    همونطور که در متن اشاره شده، برخی از دروس هستند که مخاطب خیلی کمی دارند اما همون تعداد کم مخاطب علاقه زیادی دارند که درس ها به صورت کاملا تخصصی دنبال کنند؛ پیشنهاد میکنم نوعی عضویت برای این دسته افراد تعریف بشه تا با پرداخت حق عضویت متفاوت به مطالبی که خاص اونها تهیه میشه دسترسی داشته باشند و پیشرفتشون هم به صورت خاص رصد بشه. یه رابطه دوسویه و برد برد ایجاد میشه؛ ضمن اینکه دیگه مخاطبان برای همه درسها وقت نمیگذارن و میرن سراغ درسهای تخصصی (استراتژیک عمل میکنند)،
    مطمئنم به زودی متمم در حد دانشگاههای بزرگ و باسابقه قد علم خواهد کرد، به امید اون روز همگی تلاش میکنیم

    Thumb up 5

  • نادره می‌گه:

    تولدمون مبارک باشه
    دست همگی شما عزیزان رو می بوسم

    با افتخار بگم که جشن دو سالگی ماهم هست
    در این دوسال به تمامی افرادی که می شناختم متمم رو معرفی کردم
    امیدوارم به قول قدیمیا جشن ۱۲۰ سالگیش رو آیندگان هم ببینند
    محمدرضای عزیز و دوستان همراه تبریک و سپاس بابت همه ی تلاشهاتون

    Thumb up 4

  • امير مظهري می‌گه:

    محمدرضا
    سلام
    خودمونی بودن منو ببخش
    چون برای من بیش از یک معلم دلسوز هستی، یه دوست خوب یا شاید معلمی دلگداخته ! :)
    صرفا این کامنت رو برای این زدم که بعد از مدت ها دستم به کامنت باز شه و هیچ ارزش علمی نداره و فقط یک اثر هنری هست !
    نمیدونم چرا کامنت فوبیا دارم ولی خب بسه دیگه.
    واقعا از این فرصتی که ایجاد کردی برای ما ممنونم
    سپاسگزارم شاکرم و چاکرم مخلصم
    یه دونه باشی

    Thumb up 3

  • MaReza می‌گه:

    سلام به محمدرضا شعبانعلی عزیز، شادی قلی پور، سمیه تاجدینی و دوستان خوب متممی ام
    تبریک دو سالگی متمم به همگی.
    چند جمله حرف دل بود که گفتم اینجا و به این بهونه براتون بنویسم.

    محمدرضا جان! استاد عزیزم
    متممی که تو برای توسعه مهارت ها ایجاد کردی، فضایی گرم و صمیمی – برعکس فضای خشک کلاس های دانشگاه – هست که من بعد از مدت کمی تجربه ی فضای متمم، به این نتیجه رسیدم که قید تحصیلات تکمیلی را (به شیوه ی متعارف آن) بزنم و علایق شخصی ام را در متمم، که فکر میکنم از بسیاری از دانشگاه ها پربازده تر هست، پیگیری کنم. همچنین، در یکسالی که نسبتا جدی مباحث را دنبال کرده ام، چیزهای زیادی از متمم آموخته ام و از این بابت از تو ممنونم و خود را مدیون تو می دانم که علی (ع) فرموده هر کس یک کلمه به من یاد بدهد، مرا تا اخر عمر برده خود کرده و حال آنکه من از تو هزاران کلمه آموخته ام. رضایت از زندگی (که از خود تو آموخته ام که بزرگترین دستاورد زندگی است) را برایت از خدا می خواهم.

    شادی پر انرژی و سمیه عزیز!
    از شما هم صمیمانه ممنونم. شمایی که بار اجرایی متمم روی شانه های شماست و بدون وجود و کمک های شما، به هیچ وجه متمم سرزندگی حالا را نمی داشت. امیدوارم همیشه سالم و سرحال باشید.

    راستیییی! امروز صبح، بعد از چندین هفته به تعویق انداختن، فایل وردی را ویرایش و برای چاپ آماده می کردم که حاوی مطالب کانال تلگرام Justfor30days بود (دلیلش هم این بود که مباحث کانال تلگرام را خیلی دوست داشتم و میخواستم چاپش کنم تا با تمام وجودم آنها را لمس کنم!). الان که این مطلب را خواندم، به عنوان عضو کوچکی (شاید کوچکترین عضو) از خانواده متمم احساس خوبی پیدا کردم… این بود که گفتم شاید بد نباشد آن را اینجا بگذارم:
    (سعی کردم هیچ چیزی از مطالب کانال حذف نشه و در چاپ هم خوانا باشه. ۴۲ صفحه شده.)

    http://cloud.zigur.com/index.php/apps/files/download/justfor30days.pdf

    دوستدار شما
    محمدرضا زمانی (مَرِضا)

    Thumb up 16

  • مهدی نوری اظهر می‌گه:

    سلام و عرض تبریک به مناسبت دو سالگی مدرسه متمم و خدا قوت خدمت همه عزیزانی که چیزی بیش از یکسال با آنها بوده ام و به طور ویژه از استاد بزرگوارم محمدرضا شعبانعلی که بیش از هر چیز گشودن پنجره ای جدید به دنیای پیش رو را مدیون اویم. بسیار خرسندم که با متمم آشنا شدم و متاسفم که مشغله زندگی و شغلی فرصتم را محدود کرده است برای یادگیری بیشتر و مشارکت بیشتر در مباحث متمم . با این حال و تا این حد هم برایم مغتنم بوده است و اثر گذار . همیشه شاد و سلامت باشید و توفیقتان روزافزون. پر توان باشید و پاینده.

    Thumb up 3

  • zohreh می‌گه:

    سلام
    برای شما و گروه متمم و همه اعضای متمم ارزوی رشدو موفقیت روز افزون دارم.

    Thumb up 3

  • محمدجواد مقومی می‌گه:

    پاینده باد متمم و استاد عزیزما.از شما بسیار ممنونیم.قطعا خانه امید من هست متمم و برای این دوست دارمش.وقتی دلم گرفته هم میتونم برم اونجا و حالم بهتر بشه.

    Thumb up 2

  • ابی می‌گه:

    امیدوارم روزی برسه که متمم هم مثل سایت ویکی پدیا ویکی باشه برای انواع مهارت. ویکی مهارت.
    ولی بعد از دو سال درست نیست تو متنتون پرانتزها رو درست تایپ نکنید. ) البته فقط یه شوخی (
    و امیدوارم روزی کارتهای اعتباری بین اللملی در ایران راه اندازی بشه تا ماهاییکه خارج از ایران هستیم هم بتونیم حمایت مالی کنیم.

    Thumb up 3

  • علی طوسی فرد می‌گه:

    ممنون پرتوان تر ازگشته با ذکر پیشرفت های فروان

    Thumb up 3

  • علی طوسی فرد می‌گه:

    ممنون خیر دنیا وآخرت

    Thumb up 3

  • مریم می‌گه:

    تولد متمم مبارک باشه.

    Thumb up 3

  • انصار می‌گه:

    سلام
    به به، چه مناسبت خوبی ۳> 3>
    اون روزی که تو کرج دفتر مدیران ایران به موضوع متمم اشاره کردی رو هرگز یادم نمیره.
    یادمه گفتی دنبال مترجم محتوا اینام هستی و همون روز شمارتو بهمون دادی.
    جدیت کار تو حرفا و چهره ت مشخص بود.
    خوشحالم که از روزای اول بودم و به نظرم یکی از بهترین تصمیم های زندگیم بوده و هست
    راستی این روزا شاید سرم خلوت تر باشه، برای متمم همکار افتخاری اگه میخاین در خدمتم. از نظافت و چایی دم کردن تا هرچیزی که در توانم باشه. اطلاعات تماسم رو که دارین…
    ارادت

    Thumb up 6

  • علیرضا داداشی می‌گه:

    سلام و صد سلام.
    «هیجان » – بدون شک این احساسی است که دکمه های کی برد زیر انگشتان من دارند احساسش می کنند.
    سردم شد.
    من الان وسط دو ترم دانشگاه هستم. یک تعطیلی دو هفته ای. فشردگی برنامه های درسی برای من که هیچ وقت دانشگاه را محلی برای اخذ مدرک و مدرک های تازه تر و تازه تر ندیده ام، فرصت مغتنمی است برای پرداختن به پژوهش های عقب افتاده؛ برای رسیدن به کارهای علمی نیمه کاره مانده؛ برای خواندن کتابهایی که خریده ام و منتظر پایان ترم بوده ام تا مطالعه شان کنم.
    در حال حاضر در مرحله ی آغاز فرایندی هستم که می خواهم به تز پایان دوره منتهی اش کنم. خوشبختانه خیلی شلوغم.
    الان در شرایط فشردگی برنامه هایم، تنها دلشوره ای که دارم این است که پس چرا کارهایم تمام نمی شود تا به متمم برسم.
    احساس شاگرد تنبل بودن را دوست ندارم؛ آن هم در بهترین دانشگاه؛ ولی وجاهت و جایگاه مهم متمم باعث می شود که تنها در وضعیتی به سراغ متمم بیایم که می دانم در بهترین و آماده ترین وضعیت خودم هستم.
    ———-
    می خواهم برای تان چند خاطره بنویسم. شاید تکراری باشد.
    ۱- وقتی حدودا دو سال پیش فهمیدم که قرار است «متمم» شکل بگیرد، علی رغم اینکه بانی آن را مدت کوتاهی بود می شناختم و او را انسانی متفاوت می دانستم، ولی باز نگران شدم. حدود نیم ساعت (آن موقع سرم خلوت تر بود) نشستم و با خودم فکر کردم که آیا این انسان متفاوت، آن قدر متفاوت هست که چنین اقدامی را عملی کند. راستش تجربه های جسته و گریخته ی دیگر علاقمندان محترم این حوزه را دیده و شنیده بودم که تقریباً هیچکدام – دست کم تا آن روز – به موفقیت ختم نشده بود.)
    برای اینکه با آموزش مجازی بیشتر آشنا شوم و بهتر بتوانم این فضا را بشناسم و اگر لازم شد – چه فکرهایی می کرده ام – به محمدرضا کمک کنم ، به سراغ دوستانی رفتم که تجربه ی درس خواندن مجازی را داشته اند.
    اعتراف می کنم که با تردید و محافظه کارانه به اعضای متمم پیوستم.
    ۲- من امسال سه مصاحبه ی خیلی مهم علمی داشتم که در دو مصاحبه، از میانه ی صحبت ها، بحث به «متمم» کشیده شد و به «محمدرضا شعبانعلی». چه حس خوبی به من دست می داد!
    ۳- بارها و بارها متمم را به دیگرانی که احساس می کرده ام می توانند مخاطب بالقوه ی آن باشند معرفی کرده ام و به این نتیجه رسیده ام که تشخیصم در بالقوه بودن آنها اشتباه نبوده.
    این قدر هست که الان برای همکلاسان دکترا هم به این نکته رسیده ام که متمم را به تمام شان نمی توان معرفی کرد. (آخر حق با محمدرضا است. در آنجا هم تعداد «علاقمندان پژوهش» و «کاربردی کردن علم» خیلی کم است. من و دو نفر دیگر.)
    ۴- بارها و بارها از آموخته های متممی ام سر کلاس های درس برای دانشجویان توضیح و تشریح و مثال آورده ام. (البته با ذکر منبع). هیچ وقت از هیچ دانشی این قدر مطمئن نبوده ام که از این آموخته های متممی.
    ۵- موضوعی که برای پژوهش های حال حاضرم انتخاب کرده ام و قصد دارم به تز پایان دوره تبدیلش کنم، در حوزه ی «برندینگ» است. خیلی فضاهای علمی را به دنبال منابع گشته ام و رفرنس های خوبی هم پیدا کرده ام، اما حتما آموزش های سری «برند و برند سازی» متمم تامین کننده ی بخشی از منابعم خواهد بود. ضمن اینکه مطمئناً هر جا شک داشته باشم، محتواهای دیگر را با «متمم» چک خواهم کرد.
    ——-
    همیشه خودم را مدیون «محمدرضا شعبانعلی» ، «شادی قلی پور» و «سمیه تاجدینی» می دانم. همچنین بقیه ی کسانی که در گروه متمم به امر مهم و خطیر «تولید محتوا» مشغول هستند و نیز دوستان عزیزی که از کامنت های شان بسیار آموخته ام.
    حالا دیگر مدتهاست که هربار نقل قولی می کنم یا به هر دلیلی دیگری از متمم و محمدرضا صحبت می کنم، با حس خوبی می گویم:« دوست و استاد عزیزم : محمدرضا شعبانعلی».
    سایه پر مهرتان برقرار و روزگار عزتتان مستدام.
    سالگرد تولد متمم بر من و شما مبارک.

    Thumb up 43

    • علی کریمی می‌گه:

      علی رضا جان به نوبه خودم تولد دوسالگی را به همه متممی خصوصاً شما تبریک می گویم. اعتراف می کنم کامنتی از شما در روزنوشته ها و متمم ندیده ام که نخوانم و رد شوم. فقط خواهش کوچکی از شما و همه دوستان دارم که نوشته های بیشتری از خودشان به ما هدیه بدن. که یاددادن و یادگرفتن کسب و کار ما متممی است.

      Thumb up 7

  • شهره می‌گه:

    از تمام زحمات شما سپاسگزاریم انهم از نوع فراوانش، که بی منت و بی دریغ متنهای خوب می گزارید چه اینجا چه تلگرام ، شاید خیلی قبل شما بودند ولی شما یک کس دیگری بودید و هستید، بهترین برایتان باشد

    Thumb up 6

  • امین ساغر می‌گه:

    سلام ..تولد دو سالگی متمم رو تبریک میگم….فرایند به پیشرفتی میگن که یع مقدار شیب به سمت بالا داره ومن خوشحالم به خاطر اینکه عضو کوچکی از متمم هستم ومطمین هستم که جای خوبی هستم ….پایداری متمم رو از خداوند خواستارم

    Thumb up 3

  • میلاد کا می‌گه:

    سلام

    خب گفتنی ها رو دوستان خوبم گفتند با بهتره بگم نوشتند. هر آن چیزی که می خواستم بنویسم زیباتر و کامل تر در نوشته های دوستان متممی خودم بیان شده اما خواستم به سهم خودم از معلمی که به جد شایسته ی مفهوم و معنای معلمی ست تشکر کنم و همین طور از تیم خوبش که افتخار آشنایی و دیدن این بزرگواران از نزدیک رو دارم یعنی خانم قلی پور و خانم تاجدینی که احساس می کنم به عنوان عضو کوچکی از مجموعه ی بسیار خوب متمم به این دو عزیز به خاطر تلاش هاشون مدیونم.

    از تک تک دوستانم در متمم ممنونم و باید بگم من از خیلی از نظرات و جواب هایی که به تمرین ها میدن یادداشت برداری می کنم و یاد میگیرم. هر چند معتقدم که شاگرد متعهد و پرتلاش متمم نبودم اما تمام تلاشم اینه که مسیری رو برای رسیدن به تعهد به این محیط تأثیرگذار طی کنم.

    پی نوشت: وسط نوشتن نظرم ، رفتم و مطلب معلمی که از ماه آمده بود… (http://www.shabanali.com/ms/?p=3983) رو خوندم و خواستم بگم : محمدرضای عزیز برای شما میستر ساعتی معلمی بود که از ماه آمده بود و برای من شما معلمی هستید که از ماه آمده اید. مطمئنم دیگر کسی را مانند شما نخواهم دید. سلامت باشید معلم عزیز

    بهترین آرزوها

    Thumb up 10

  • علی می‌گه:

    روزها گذشت و سالی به متمم تمام شد
    گنج نهانی که به کوشش به نام شد

    آسوده شد هر آنکه نفهمید راز عشق
    آسودگی به لطف متمم حرام شد

    بی بهره بودم ز خرد تا به لطف دوست
    خورشید دانش ز متمم به بام شد

    دیوانه باش ای دل آگَه در این سرا
    آگاهی و خرد سبب اتهام شد

    شاعر غنیمت شمر و یاد گیر از عمر
    آن کَس که به نام شد ز همین اهتمام شد

    اهتمام: تلاش و کوشش (در اینجا منظور کار هست)

    ببخشید اگه از شعر خوشتون نیومد :)
    دو سالگی متمم مبارک باشه و امیدوارم همیشه موفق باشید.

    Thumb up 30

    • na3r می‌گه:

      من تازه متمم رو پیدا کردم و حسابی سورپرایزم ازش ..!
      تولدت مبارک …! به امید عرضه متمم در مقیاس های بزرگتر و سازمانی …

      Thumb up 1

    • محمد تقی امینی می‌گه:

      باران که شدی مپرس این خانه ی کیست
      سقف حرم و مسجد و میخانه یکی ست

      گر درک کنی خودت خدا می بینی
      درکش نکنی کعبه و بتخانه یکی ست

      Thumb up 1

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *