برای دختران سرزمین من…

روز دختر

تقدیم به همه دختران سرزمینم که کمتر به خاطر «خودشان» و «بودنشان» تحسین شده اند. کسانی که حتی وقتی خواستیم تحسینشان کنیم گفتیم: «میتوانند مادران خوبی باشند و جامعه ی فردا را بسازند» و فراموش کردیم که جامعه ی امروز نیز، با اشک ها و لبخندهای آنها ساخته میشود…:

 وقتی برای کودکی که در فیلم مُرد، گریست، گفتیم گریه اش دخترانه است.

وقتی با ساده ترین اتفاق، از ته دل خندید، گفتیم رفتارش دخترانه است.

وقتی با کلمات زندگی کرد و رویا پرداخت، گفتیم ذهنش دخترانه است.

وقتی که قهر کرد و میدانستیم که زود باز میگردد، گفتیم: قهرش دخترانه است.

وقتی رنگ و زیبایی را فهمید و گفت، گفتیم: نگاهش دخترانه است.

وقتی برای رابطه ای که ساخت، زندگیش را باخت، گفتیم: دوستیش دخترانه است…

همه ی آن چیزی را که از ما یک «انسان» میساخت، رفتارهای دخترانه نامیدیم. طوری که اگر رفتار دخترانه را از یک «انسان» بگیریم، دیگر «انسان» باقی نمی میماند!

اشتباه هم نگفته ایم. بی دلیل نیست که مردها، پس از ترک همه رفتارهای دخترانه و پس از سالها جستجوی بزرگی و بزرگمنشی، تکیه گاه و توانمندی، آرامش و احساس، قدرت و قاطعیت، دیر یا زود می آموزند که انسانیتی را که جستجو می کنند باید در وجود یک دختر بیابند.



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+384
  


98 نظر بر روی پست “برای دختران سرزمین من…

  • اتوسا می‌گه:

    مچکرم از اینکه ی مرد از حقوقم از إحساسم دفاع میکنه و مطلب مینوسه مچکرم از سایته خوبتون أفکارای فوق العادتون مرد سرزمینم مچکرم…از درد دلم تسکین دادید …

    Thumb up 3

  • سمیرا می‌گه:

    سپاس ویژه از نگاه و اندیشه متعالی شما استاد گرانقدر…

    Thumb up 3

  • محبوبه می‌گه:

    سلام آقای شعبانعلی
    مدتی است که این نامه((دخترکم برای کسی که برایت نمیجنگد نجنگ….چرا اشکهایت را هر روز پاک کنی….کسی که باعث گریه ات میشود پاک کن…دخترکم به سوی کسی که ناز میکنددست نیاز دراز نکن…بیاموز این تو هستی که باید ناز کنی….دخترکم تو زیباترینی… .همیشه با این باور زندگی کن…خودت را فراموش نکن… .شاید گریه یا خنده ات برای بعضی ها بی ارزش باشد….اما به یاد داشته باش….کسانی هستند که وقتی میخندی جان تازه میگیرند….دخترک من هیچگاه برای شروع دوباره دیر نیست….اشتباه که کردی برخیز….اشکالی ندارد….بگذار دیگران هر چه دوست دارند بگویند…..خوب باش ولی سعی نکن این را به دیگران بفهمانی کسی که ذره ای شعور داشته باشد خاص بودنت را در می یابد…. زمستان است…. زیاد میشنوی هوا دو نفره است!!!!به درک که دو نفره است تنها قدم زدندنیای دیگری دارد..دخترکم شاید شاهزاده را همه بشناسند اما باور داشته باش….برای پدرت تو ملکه هستی….گریه کرده ای؟؟؟؟ رنج کشیده ای؟؟؟؟ سرت کلاه رفت؟؟؟اذیتت کرده اند؟؟؟ عیبی ندارد…. نگذار تکرار شود….گاهی تکرار یک درد دردناک تر است!!!احساس تو با ارزش است خرج هر کسی نکن…از تمام مردهایی که میبینی و متلک نثارت میکننداز تمام مردان این شهر ممنون باش…ممنون باش که هر روز لطافت تو را،ظرافت تو را، زیبایت را یادآور میشوند… .تو قدرتمندی که با تمام ضعیف بودنت در برابرت ناتوانند…آری …. ناتوانند دخترکم تو با ارزشترین موجود زمین هستی
    هیچ گاه فراموش نکن…..
    تقدیم به دختران سرزمینم )) در فیسبوک دست به دست میچرخد .من اولین باری که این نامه را خواندم احساس کردم شما باید نویسنده آن باشید. آیا این نامه یکی از نوشته های شماست؟

    Thumb up 7

    • محبوبه جان. نوشته‌ی من نیست. مشابه بعضی جملاتش را من هم نوشته‌ام اینجا و آنجا. اما احساسم این است که آن هم تصادفی بوده. چون فضای فکری کمی فرق دارد…

      Thumb up 5

      • كيان می‌گه:

        چه جالب که من فرقش رو میفهمم، خیلی تفاوت داره با شما،ولی من دیگه انقدر با شما در همه نوشته ها همذات پنداری کردم که مغزم درد گرفته. کاش یه مدتی بتونم این اعتیادتشدیدشونده به سایت شما رو ترک کنم، چند وقته که انقدر اینجا زندگی کردم که دیگه دنیای واقعی برام غریبه شده.کاش انقدر تاثیر گذار ننویسید !!!
        شما خودتون راه حلی سراغ ندارین یا کسانی که قبل از من به همین مشکل دچار شده باشند و تونسته باشند حلش کنند؟
        یا شایدم
        “درد بیدردی علاجش آتش است”

        Thumb up 5

  • پگاه می‌گه:

    خوب بود. آقای شجاع

    Thumb up 2

  • بیتا می‌گه:

    جناب شعبانعلی میدونم واسه کامنت گذاشتن این پست دیر شده ،یه مدت سر نزده بودم، قبلا هرگز کامنت نذاشتم چون فکر میکنم هنوز اونقدر بزرگ نشدم که بتونم پستهاتون رو مورد نقد قرار بدم اما این پست رو که خوندم دخترانه گریم گرفت!خیلی عالی بود.

    Thumb up 4

  • بیتا می‌گه:

    جناب شعبانعلی میدونم واسه دامنت دادن این پست دیر شده اما یه مدت بود که به سایتتون سر نزده بودم،هرگز دامنت نذاشته بودم چون هنوز حس میکنم اونقدر بزرگ نشده ام که پستاتون رو بفهمم، اما این بار واقعا بعد از خوندن دخترانه گریم گرفت!!احساسم رو خوب میدونید!

    Thumb up 1

  • تنها می‌گه:

    ازاینکه یک دخترهستم خیلی ناراحتم! چون دردنیای ما دختر هیچ جایگاهی نداره

    Thumb up 1

  • فائزه می‌گه:

    پسندیدم :)

    زیرا من هم دخدری هستم با احساسات خام دخدرانه ! 😉

    Thumb up 4

  • shirin می‌گه:

    خیلی قشنگ بود استاد ممنون ازتون.. شماهم جز آدم هایی هستید که جنستون مرد هست و روحتان زن .. لطافت رواز حرفها تون میشه کاملا حس کرد استاد :)

    Thumb up 3

  • معصومه می‌گه:

    سلام
    دریغ که گاهی تمامی این زیبایی ها را در لوای تعصبات و تصمیمات نابجا می پوشانیم و حتی گاهی خود دخترانگی هایمان را از یاد می بریم
    روزهایی که به ما یاد دادند چون مرد باشید.
    روزهایی که گفتند از مردها فاصله بگیرید آنروز ما دیگر نتوانستیم خود را بشناسیم چون کسی نبود که با آن متفاوت باشیم و در این تفاوت ها خود وزیبایی هایمان را بشناسیم. لطافت و مهربانی خود را خواهر بودنمان را و…
    روزهایی که گفتند سر به زیر باشید جیغ هایمان، فریادهایمان در بغض هایمان شکست.
    روزهایی که گریه هربه زنان شد نه ذات زیبایشان و ندانستند گریه چه نعمت بزرگی ست برای انسانها.
    دستهایم را در باغچه می کارم
    می دانم
    می دانم سبز خواهم شد.

    Thumb up 2

  • نیلماه می‌گه:

    اگرچه دیره اما از نگاه زیباتون ممنون و سپاسگزارم
    کامنت بعضی از بچه هارو که میخوندم نتونستم بی تفاوت و بی جواب از کنارش رد بشم.
    یه عده فقط دنبال بهانه ایراد گرفتنن . فقط میخوان مو از ماست بکشن بیرون. من حساسیت یه عده رو بین تفاوت دختر و زن رو نمیفهمم ! مگه دخترا وقتی تبدیل به زن میشن حالت دگردیسی براشون رخ میده که انقدر رو این دوتا کلمه حساسن؟ 😉
    واقعا که … !

    Thumb up 0

  • رها_اسفند می‌گه:

    چقدر پنجره دور است تا پرنده شدن/ برای یک زن تنها میان این همه تن
    به بادهای جهان آشناتر از هر دشت/ به روشنای غمش ماه آسمان روشن
    زنی که چادری از جنس ابرها دارد / و چشمهاش که زل می زند مدام به من…..

    Thumb up 0

  • سیناکوچولو می‌گه:

    سلام درسته من سنم کمه (۱۵سالمه)ولی متنهاتونو میخونم ولذت میبرم .اتفاقی با سایت شما آشنا شدم و جدا راضیم از پست هاتون.ممنونم از شما

    Thumb up 3

  • سارا می‌گه:

    سلام استاد متنتون خیلی زیبا ودلنشین بود خوشحالم انسانهایی با دید شماهم وجود دارند.ممنوووووووووونم

    Thumb up 0

  • محبوبه می‌گه:

    زن بودن کار مشکلی است. مجبوری مانند یک بانو رفتار کنی، مانند یک مرد کار کنی، شبیه یک دختر جوان به نظر برسی و همتای یک خانم مسن فکر کنی. درود و سپاس

    Thumb up 4

  • فاطمه می‌گه:

    ممنون دلگرمی گرمی بود در این روز ها که …
    شاید گناهمان دختر بودن است

    Thumb up 0

  • رها_اسفند می‌گه:

    چقدر پنجره دور است تا پرنده شدن/ برای یک زن تنها میان این همه تن
    به بادهای جهان آشناتر از هر دشت/ به روشنای غمش ماه آسمان روشن
    زنی که چادری از جنس ابرها دارد / و چشمهاش که زل می زند مدام به من…..

    Thumb up 0

  • مهران فرجزاده می‌گه:

    سپاس

    Thumb up 0

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *