آخرین نسخه کتاب پیچیدگی و سیستمهای پیچیده

توضیحات مربوط به آخرین نسخه:

در آخرین ویرایش، صفحه‌های ۴۵ تا ۴۹ به کتاب پیچیدگی اضافه شده است.

سعی کردم در این چند صفحه توضیحاتی بسیار ساده و ابتدایی در مورد دیاگرام فاز ارائه کنم.

این بحث را باید در آینده در قالب یک فصل مشخص و کامل مطرح کنم. فقط به خاطر اینکه نیازمند مکانیک همیلتونی است، هنوز نمی‌دانم که چگونه بحث را آرام و بی‌دردسر جلو ببرم که خواننده زمانی که به آنجا رسید با شوق و علاقه حاضر باشد بخواند و ادامه بدهد.

دانلود آخرین نسخه فایل PDF کتاب پیچیدگی و سیستمهای پیچیده

توضیحات مربوط به نسخه‌ی قبلی:

نسخه‌ی فعلی کتاب به ۱۵۸ صفحه رسیده و نسبت به نسخه‌ی قبلی (که لینک آن در قسمت پایین‌تر آمده و احتمالاً قبلاً دانلود کرده‌اید)‌ تفاوت‌های زیر را دارد:

  • صفحه‌های ۱۲ و ۱۳ و ۱۴،‌ جدید هستند. در آنها به بحث قدیمی تفاوت Complex و Complicated اشاره کرده‌ام. قبلاً در روزنوشته‌ها در موردش چیز‌هایی نوشته‌ام؛ اما با خواندن وبلاگ بچه‌ها، احساس کردم لازم است توضیحات بیشتری در موردش بنویسم. خصوصاً اینکه منطقی بود در اوایل کتاب چنین بحثی وجود داشته باشد.
  • مطلبی که قبلا‌ً در زمینه‌ی نظم و بی‌نظمی نوشته بودم را جابجا کردم و کمی جلوتر آوردم. الان پاراگراف اول صفحه‌ی ۴۱ و نیز صفحه‌های ۴۴ و ۴۵ و ۴۶ جدید هستند. به نظرم مهم بود که بحث تصادفی بودن و نظم از هم جدا شوند. چون در حالت عادی هم معمولاً بی‌نظمی را معادل تصادفی بودن در نظر می‌گیرند و قرار دادن این دو موضوع پشت هم، می‌توانست احتمال تقویت این خطای ذهنی را افزایش دهد.
  • تغییرات و اصلاحات جزئی دیگری هم بوده است که در حدی نیست که نیاز باشد به صورت مستقل مورد اشاره قرار بگیرند.

دانلود نسخه PDF قدیمی‌تر کتاب پیچیدگی و سیستمهای پیچیده

———————————————————————————-

نسخه‌ی قبلی و قدیمی‌تر کتاب پیچیدگی:

به تدریج ویرایش و بازخوانی بخش‌های قبلی را هم شروع کرده‌ام. به همین علت، شاید بتوانم طی چند هفته‌ی آتی به تدریج نسخه‌ی تمیزتری از کتاب پیچیدگی را ارائه کنم.

اگر نسخه‌های قبلی را خوانده‌اید در نسخه‌ی فعلی، مقدمه‌ی دومی به کتاب اضافه شده و می‌توانید آن را در صفحه‌های ۶ و ۷ و ۸ بخوانید.

همچنین از صفحه‌ی ۱۳۳ تا ۱۴۰ هم مطلبی تحت عنوانِ درباره اهمیت همسایگی وجود دارد که فعلاً بسیار ناپخته است و بعداً باید اصلاح و تکمیل شود. حتی در مورد جای این مطلب هم مطمئن نیستم. هنوز به نتیجه نرسیده‌ام که باید بعد از سوال‌های پیج و میلر باشد یا قبل از آن. بعد از اینکه در مورد CA و SO بنویسم (Cellular Automaton و Self-organizing)، خودم بهتر می‌فهمم که این چند آجر را چگونه باید کنار هم بگذارم تا سقفی که مد نظر دارم بهتر و استوارتر بر روی آنها بنا شود.

فعلاً تا اینجا، آخرین نسخه PDF کتاب پیچیدگی را که به ۱۵۲ صفحه رسیده است می‌توانید از طریق لینک زیر دانلود کنید:

دانلود فایل PDF کتاب پیچیدگی و سیستمهای پیچیده

پی‌نوشت: از اینکه نابسامانی‌ها و بی‌نظمی‌ها و انواع غلط‌های دیکته‌ای و نگارشی و بعضاً بی‌دقتی‌ها در منابع و موارد مشابه را تحمل می‌کنید ممنونم. من اینها را بیشتر از فیش‌های اولیه‌ برای نوشتن کتاب در نظر نمی‌گیرم، امیدوارم شما هم انتظاری بیشتر از این – حداقل در این مراحل – نداشته باشید.

+122
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش


3 نظر بر روی پست “آخرین نسخه کتاب پیچیدگی و سیستمهای پیچیده

  • […] محمدرضا شعبانعلی در کتاب “پیچیدگی” خود، مثالی از گروه ماهی‌ها مطرح می‌کند. این گروه […]

  • محمد جواد آسرایی می‌گه:

    سلام و درود.
    وقتی داشتم به مفاهیم و ۸سوال درباره سوآرم ها فکر میکردم. به ابهاماتی برخوردم. شاید با نوشتن آنها در اینجا بتوانم بهتر درباره اش فکر کنم یا پاسخ سوالم را بیابم :
    اگر یک ماهی با حرکت خود فضا را برای ماهی دیگری تنگ کند، ماهی دیگر در مواجهه با این موقعیت مجبور به تغییر مسیر می شود. این عمل و عکس العمل درکتاب از جنس رفتار دانسته شد.
    سوالی که من در این باره دارم این است که مگر منبع تغییر رفتار چیز غیر از تغییر اطلاعات دریافتی (از کانال های مختلف) است؟ اگر این طور باشد میتوان تعامل رفتاری(سوال ۴) را زیرمجموعه ای از تبادل اطلاعات(سوالات۱ و۲) دانست؟ یا آن دو را دارای اشتراک بدانیم؟ یا رفتار-تبادل اطلاعات را در یک طیف ببینیم؟یا مانند میلر و پیج این دو را جدا انگاریم؟ کدام یک از این نگاه ها به فهم بهتر سوارم ها منجر خواهد شد؟
    مثلا فرض کنید من در اتوبان در خط سمت چپ با سرعتی زیاد در حرکت هستم که در آینه میبینم اتومبیلی با شتابی بیشتر به سرعت از عقب در حال نزدیک شدن است.
    طوری که مجبور میشوم لاین خود را عوض کنم و به خط سمت راست که دارای سرعت کمتری است وارد شوم.
    در این مثال کاری که آن ماشین انجام داده از جنس تبادل اطلاعات است یا از جنس رفتار؟با توجه به اینکه با “دیدن او” مجبور به “تغییر محیط” رانندگی خودم شدم. (آن ماشین چراغ یا بوق نزد و صرفا با سرعت به سمت من می آمد)

    پی نوشت : البته فرضم این است که ترافیک راه هارا میتوان یک سوارم دانست. اگر چنین نیست بابت کج فهمی ام عذرخواهم.
    واقعا مطالعه کتاب پیچیدگی لذت بخش است. گاهی پاورقی ها از خود متن بیشتر درگیرکننده اند. خدا رو شکر بابت این نعمت که به تدریج نازل می شود!

    • محمد جواد.
      قطعاً ترافیک رو می‌شه سوآرم دونست.
      اتفاقاً‌ – شاید چک کرده باشی – خیلی از جاهایی که سوآرم رو مثال می‌زنن با ترافیک این بحث رو مطرح می‌کنن.
      من اگر با مثال ماهی شروع کردم به خاطر تقدم تاریخیش بود (در تاریخ کامپلکسیتی، حرکت ماهی‌ها قبل از ترافیک بررسی شده).

      من یه نکته‌ی کوتاهی هم اونجا نوشتم. اینکه به نظرم ضمن اینکه سوال‌های میلر و پیج خیلی ارزشمند هستند – و همه هم بر ارزشمند بودن اونها تاکید می‌کنند – باید یادمون باشه که ممکنه همه جا برای همه‌ی اون سوال‌ها پاسخی وجود نداشته باشه و اصلاً لازم نباشه هر هشت سوال مورد بررسی قرار بگیرن.

      مثلاً اگر مدل‌سازی ترافیک یا سایر مدل‌های ساده رو ببینی (که گاهی بهشون می‌گن: Particle Swarm)؛ واقعاً میشه اسم همه‌ی اینها رو رفتار گذاشت.
      ممکنه فرد دیگری بگه: تغییر مکان و سرعت رو به عنوان «رفتار» در نظر می‌گیریم. اما میزان بنزین هر ماشین یه Data حساب می‌شه و مثلاً ممکنه ماشین‌ها با یه سیستم ارتباط داخلی (مثل همون مدل V2V که یه بار در متمم بحث شده بود) مانده‌ی بنزین‌شون رو به هم اطلاع بدن.
      ممکنه در جایی هم مثل بازار بورس، خرید و فروش رو از جنس رفتار در نظر بگیریم و «پیش بینی هر فرد نسبت به تغییر قیمت شاخص در روز آتی» رو به عنوان «اطلاعات» فرض کنیم.
      در کل به نظرم تا حد زیادی به شیوه‌ی مدلسازی ما برمی‌گرده و باید سوال‌های میلر و خیلی نمونه‌های دیگه رو به عنوان «چارچوب ایده‌پردازی برای مدلسازی» در نظر بگیریم؛ نه یک دستورالعمل قطعی که باید گام به گام اجرا بشه.
      اما در مدل‌های خیلی پیچیده‌ی اقتصادی، تفکیک رفتار و اطلاعات می‌تونه ارزشمند باشه.
      فرض کن در مورد تعامل بانک‌ها با هم حرف می‌زنیم.
      اینکه بانک‌ها چه تراکنش‌های مالی با هم و بین هم دارن رو می‌شه از جنس رفتار دونست و اینکه هر کدوم از Internal State اون یکی چه می‌دونند رو جزو اطلاعات.
      بخشی از ابهام‌ها هم به خاطر تقدم و تأخر نامناسب بعضی توضیحات در نوشته‌ی من هست که اتفاقاً سرگرم اصلاح کردنش هستم.

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *