بخشی از صحبتهای پدرام سلطانی در یلدا سامیت

صحبت‌های پدرام سلطانی در یلدا سامیت امسال (۱۳۹۸ یا ۲۰۱۹)، حرف‌های تازه‌ای نیست. نکاتی است که هر کسی اندک تجربه‌ای در اقتصاد و کسب و کار داشته باشد، آن‌ها را با تمام وجود درک کرده است.

اما وقتی شوق عجیب جذب سرمایه‌گذار – حتی به قیمت دولتی بودن سرمایه‌گذار – را در استارت‌آپ‌ها می‌بینم، حس می‌کنم هر چقدر این حرف‌ها تکرار شوند باز هم کم است.

بالاخره باید روزی بین ما جا بیفتد که آلودگی کسب و کارهای خصوصی به پول دولتی، بدترین شکل ناپاکی و آلودگی است و سرمایه‌گذاری دولتی در کارهایی که ماهیت خصوصی دارند، جز فساد و ناکارآمدی، هیچ چیز ایجاد نمی‌کند.

کلیپ را از اکانت اینستاگرام startupdaily برداشتم.



5 نظر بر روی پست “بخشی از صحبتهای پدرام سلطانی در یلدا سامیت

  • نجمه عزیزی گفت:

    حرفهام ممکنه خیلی بدوی باشه چون در مقوله ای که طرح کردید کاملا ناوارد هستم. اما چرا با این وجود به خودم اجازه حرف زدن میدهم؟ چون ناخواسته درگیر کاری شده ام که به نظر میرسه با آنچه گفته اید مرتبط باشه. چندی پیش طرح یک نمایشنامه موزیکال و شعرهای آن را نوشتم تا برای آموزش شهروندی در حوزه کاهش زباله در مدارس اجرا شود. طرح به پیشنهاد عضو یک سمن (انجیو) محیط زیستی آماده شده بود. حالا موسس و مسئول این سمن به شدت درگیر این هست که از شهرداری برای اجرای این کار بودجه بگیرد و سیستم ناکارآمد و پیچیده با او همکاری نمیکند و در واقع چنان سر کارش میگذارد که خود پشیمان شود. از انجایی که با شخص شهردار نسبت فامیلی دارم از من انتظار میرود که واسطه و تسهیلگر این همکاری باشم اما این خویشی بیشتر مانع کار شده تا مددرسان آن. بلد نیستم که ماهیت انجیو چیست اما حس میکنم نیاز داشتنش به حمایت دولتی از نیاز بخش خصوصی هم مخربتر باشه چون هزینه اش ناامیدی آدمهای داوطلب کارهای عام المنفعه هست. به نظر شما من گیجم یا درست تشخیص داده ام؟

    • بهنوش گفت:

      اگر خانم آیه حمداوی را نمی شناسید ایشان را در اینستاگرام پیدا کنین. اکوبلاگر موفقی هستن و شبکه سازی خوبی هم بر اساس رصدهای من در این حوزه دارند. شاید اگه از این طریق اقدامی کنید به خاطر قدرت رسانه ای بهتر جواب دهد.
      یوزر ایشان : ayehhamdavi

      • نجمه عزیزی گفت:

        ممنون بهنوش جان. خوشحالم که میشناسید آیه را. کاش همه مردم ایشون را بشناسند و تحت تاثیرش باشند. آدم عملگرا و خونسرد و موثریست که دغدغه‌اش بر سرنوشت حال و آینده همه ما تاثیر میگذاره

    • نجمه جان.
      فکر می‌کنم تا حدی، سختی و دردسر وضعیتی را که در‌ آن گرفتار شده‌ای می‌فهمم.
      تو به سهم خودت، پیگیر کار تخصصی خودت (طرح نمایشنامه و شعر و تولید محتوای برنامه‌) را انجام داده‌ای و حالا باید نقش نامربوطی را هم بر عهده داشته باشی (جذب منابع به واسطه‌ی رابطه‌ی فامیلی با شهردار).
      تجربه‌ی من در کار با NGO‌ها محدود است و نظر و قضاوتم، ارزش چندانی ندارد. اما به هر حال، چند نکته که به ذهنم می‌رسد را در این‌جا می‌نویسم:

      اول این‌که بیشتر سمن‌ها معتقد هستند که نباید از دولت‌ها و شهرداری‌ها و نهادهای عمومی، بودجه بگیرند. همان‌طور که از اسم آن‌ها هم پیداست، سمن‌ها، «سازمان‌های مردم نهاد» هستند و نه «شاخه‌ی مشارکت مردمیِ شهرداری» یا «شاخه‌ی مشارکت مردمی دولت».

      دوم این‌که در همه‌جای دنیا مواردی هست که سمن‌ها از دولت و سازمان‌های عمومی پول می‌گیرند. اما معمولاً این پول – که به صورت کمک بلاعوض پرداخت می‌شود – به مجموعه‌هایی پرداخت می‌شود که خودشان، به اندازه‌ی کافی تثبیت‌شده هستند و جامعه آن‌ها را می‌شناسد.
      مثلاً فرض کن یک سمن، گردش مالی ده میلیاردی دارد و ممکن است برای کار خاصی، کمک بلاعوض پنجاه میلیونی یا صد میلیونی از یک نهاد دولتی یا عمومی بگیرد.
      استدلالی که در این‌جا می‌شود، «کارآمدی» است. یعنی مثلاً دولت می‌گوید من سازمانِ مردم‌نهادِ X را با توجه به سال‌ها فعالیتی که دارد و گردش مالی بزرگی را مدیریت کرده و مورد اعتماد مردم است (= مردم آن را بیشتر از من قبول دارند) انتخاب می‌کنم. برای یک پروژه به آن‌ها کمک مالی می‌کنم یا آن‌ها را به عنوان بازوی اجرایی به کمک می‌طلبم.

      فکر می‌کنم بخشی از مسئله به خاطر این است که «برنامه‌ریزی» و «بودجه‌ریزی» در ذهن بسیاری از فعالان و مدیران سمن‌ها، از یکدیگر طلاق گرفته‌اند و برنامه‌ریزی بیشتر به «هدف‌گذاری و تدوین بخش غیرمالی طرح‌ها» محدود شده.
      نتیجه این‌که طرح‌های زیبایی تدوین می‌شود. اما بعد مدیران متوجه می‌شوند که «ظرفیت‌ کافی» برای اجرای «طرح‌های دوست‌داشتنی و جذاب» خود ندارند. در این مرحله، یادشان می‌افتد که باید از این و آن کمک بگیرند و دنبال «اعانه» می‌گردند.
      در حالی که روش درست این است که ابتدای سال (یا ابتدای فصل یا هر دوره‌ی برنامه‌ریزی دیگر) ابتدا برآوردی انجام شود که: «منابع مالی موجود ما چقدر است و منابع مالی قابل جذب ما چقدر خواهد بود؟»
      سپس بر این اساس، برنامه‌ریزی‌ها و تدوین طرح‌ها شروع شود و اگر بودجه‌ی مورد نیاز با منابع موجود، اندکی اختلاف داشت، در آن‌جا دست به دامن مردم، موسسات دیگر، دولت، شهرداری یا هر مجموعه‌ی دیگر شوند.
      کلمه‌ی کلیدی در این‌جا «اختلاف اندک» است.
      به نظرم اگر می‌خواهی فسادآفرین بودن کمک‌های حمایت دولتی را برای یک مجموعه بسنجی، یک شاخص مهم این است که ببینی «کمک مورد درخواست» چه کسری از «گردش مالی مجموعه» را تشکیل مي‌دهد.
      بیشتر مواردی که من دیده‌ام، سمن‌هایی بوده‌اند که نه برای ۵٪ یا ۸٪ یا ۱۰٪، بلکه برایِ ۵۰٪ یا ۸۰٪ یا ۳۰۰٪ و حتی ۱۰۰۰٪ گردش مالی خودشان، آویزان مجموعه‌های دیگر شده‌اند و همیشه گله‌مند هستند که «اگر به ما بودجه می‌دادند، ما چنین و چنان می‌کردیم.»

      خلاصه این‌که من هم با تو موافقم و به نظرم اثرات منفی چشم داشتن به حمایت‌های دولتی و نهادهای عمومی، بسیار زیاده که صرفاً یک موردش، ناامید کردن داوطلبانیه که به امید انجام کاری خیر و سازنده، با سمن‌ها همراه می‌شن.

      • نجمه عزیزی گفت:

        احتمالا هیچ گاه نخواهید دانست که با این پاسختان چه کمک بزرگی به من کردید. سعی میکنم نتیجه کار را به شما هم اطلاع دهد. حالا چشمم به طرفین مخاصمه بیشتر باز شده و این تصمیمگیری و چانه‌زنی را تسهیل می‌کند.

  • دیدگاهتان را بنویسید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *