فایل صوتی آموزشی حرفه‌ای گری در محیط کار

در دورانی که انسانها روی کاغذ و بر اساس مجوزها و گواهینامه ها و تاییدیه ها، بیش از هر زمان دیگری شبیه یکدیگرند،
اثربخش ترین ابزار متمایز شدن و متمایز ماندن، حرفه ای گری است.

لذت کمک به دیگران

You have not lived today until you have done something for someone who can never repay you

امروزت را زندگی نکرده ای، اگر لطفی نکرده باشی به کسی که میدانی هیچ وقت توانایی جبران ندارد…

john Bunyan

پی نوشت: این یک جمله نیست. یک آیه است…

+81
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش


9 نظر بر روی پست “لذت کمک به دیگران

  • مجید می‌گه:

    سلام .
    یک مطلبی نوشته بودید درباره سازمان های خیره که بیشتر از افراد باحسن نیت تشکیل شده و حسن نیت تنها کافی نیست. هر چه گشتم نتونستم اون مطلب رو پیدا کنم لاجرم اینجا مزاحم شدم.
    من به واسطه شغلم و علاقه شخصی با تعدادی از این سازمان های غیر دولتی فعال در حمایت از کودکان در ارتباط هستم و از نیت پاک آنها با خبرم ولی به قول شما فقط نیت پاک کافی نیست. و اگر یاد بگیرند که به جای دادن ماهی، ماهیگیری یاد نیازمندان بدهند تا آخر عمر آنها رو بی نیاز کردند.
    من می تونم تعداد زیادی از آنها را برای آموزش ، توانمندسازی یا هر فعالیت دیگری گردهم بیارم. اگر ایده یا برنامه ای برای اینکار دارید خوشحال میشم که به من اطلاع بدید.

  • الف می‌گه:

    سلام

    موفقیت در سیستمی که هیچ مهارتی را پرورش نمی دهد چگونه ارزش گذاری می شود !؟

  • زیبا می‌گه:

    سلام مهندس
    این کاملا مصداق شماست. ما رو دریاب مهندس.
    این رادیو مذاکره کی برنامش پخش میشه؟

  • رضا ج می‌گه:

    راستی چه روزهایی زیادی که من زندگی نکردم.شاید در پس اکثر روابطم فقط انتظار وجبرانه . و چه حیف

  • سارا.ر می‌گه:

    برای پستی که نخواستن باشه یاد ترانه ای از داریوش افتادم

    این روزا گوزنو سَر نمی بُرَن…می شکنن شاخِشو می فرستن تو باغ

    این روزا طاقو نمی ریزن سرش…سرِ گَلَّشونو می کوبن به طاق

    آخر نمایشا عوض شده…همه نقش همو بازی می کنن

    اونایی که چشمشون به قدرته…هم پیاله هاشو راضی می کنن

    نمی دونم اگه برگردیم عقب…دلِ طوقی واسه کی پَر می زنه

    اگه فرمونو یه شب دوره کنن…چند تا چاقو پشت قیصر می زنه

    نمی دونم اگه برگردیم عقب…داش آکُل به عشق کی سَر می کنه

    اگه رستمو ببینه روی خاک…پشتشو بازم به خنجر می کنه

    پای روضه ی خودت گریه نکن…وقتی گریه ننگِ مردونگیه

    دوره ای که عاقلاش زنجیری ان…سوته دل شدن یه دیوونگیه

    این روزا دوره ی غیرت کُشیه…کی می دونه قیصر این روزا کجاست

    بکُشی و نکُشی،می کُشنت…اینجا بازارچه ی آب مَنگُلیاست

  • رها(اسفند) می‌گه:

    باران باش و ببار و مپرس که پیاله های خالی از آن کیست…

  • جواد می‌گه:

    حقا که چنین است و او شاید قران نخوانده به این بلندای روح رسیده که چنین تراوشات فکری – که مسلما در سایه ی ان در عمل نیز بروز می نماید – حاصل ان است .
    در شگفتم از ما قران خوانان که ….

  • پرویز می‌گه:

    امروزت را زندگی نکرده‌ای اگر باور نداشته باشی که می‌توانی کارهای بزرگ بکنی بی قید و شرط….

  • پگاه می‌گه:

    مانند نسیم باش بی آنکه بخواهندت …مهربانی کن و بگذر..
    .البته میشه اون نسیم وبا وازه هایی چون ..خورشید…ماه…پگاه :) و….جایگزین کرد

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *