دیگر کمال گرا نیستم…

آموختم که زندگی خوش وجود ندارد اما لحظات خوش چرا.

آموختم که تفکر عمیق وجود ندارد اما جمله های عمیق چرا.

آموختم که عشق وجود ندارد اما لحظه های عاشقانه چرا.

آموختم که حکمت وجود ندارد اما حرفهای حکیمانه چرا.

و نیز آموختم که رنج جاودانه وجود ندارد اما زخم جاودانه چرا…

فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال ویژگی‌های انسان تحصیل‌کرده آموزش حرفه‌ای‌گری در محیط کار


44 نظر بر روی پست “دیگر کمال گرا نیستم…

  • saba گفت:

    مرسی بابت حوصله و خیرخواهیتون برای عموم مردم

  • مریم گفت:

    سلام.
    من فک میکنم این جمله ها پارادوکسن، در واقع در دنیای خارجی وجود ندارند!( ی جورایم کلمه ها بصورت زیبا کنار هم قرار گرفتن ولی معنی و مفهوم زیبایی ندارن) مگه میشه تفکر عمیق نباشه ولی جمله عمیق باشه!!! همین جمله عمیق نشات گرفته از فکر عمیق بوده که به صورت جمله و نوشته دراومده… .

  • بانى گفت:

    عشق وجود ندارد اما لحظه هاى عاشقانه چرا…

  • ناشناس گفت:

    استاد سلام
    اگه می شه این جملات و توضیح بدین

    آموختم که تفکر عمیق وجود ندارد اما جمله های عمیق چرا.

    آموختم که عشق وجود ندارد اما لحظه های عاشقانه چرا.

    من فکر کردم اما نتونستم متوجه شم چرا.

  • آرامیس گفت:

    چه خوب می فهمم الان این زخم جاودانه را…

  • سحر گفت:

    یه روز یه بنده خدایی بهم گفت سحر هیچ وقت عاشق من نشو. گفتم عشق؟ من ۲۶سالمه ، عشق یه هورمونه که تو سن ۱۸ تا بیست و چند سالگی تو مغز ترشح می شه و احساس دوست داشتن عمیق همراه با غمه که من از اون سن گذشتم و هر هر بهش خندیدم. ولی بعدش …فک کنم من معلول مغزی بودم . یه خورده دیر ترشح شد:( همیشه ضایع می شم . حالا شاید شما هم مشکل منو داشته باشید؟

  • Nasim گفت:

    سلام
    همه اینا رو با تمام وجودم درک میکنم و شاید تا چند وقت پیش بهش اعتقاد ۱۰۰% داشتم اما از وقتی طی یه حادثه و آشنایی با یه مکتب بی نظیر دیدگاهم به جهان و زندگی عوض شد ، میبینم که میتونه همه این چیزای قشنگ وجود داشته باشه وقتی هدف زندگیت رسیدن به تعالی و کمال انسانی است . اون وقته که زندگیت خوش ، تفکرت عمیق ، عشقت یه شعور بی نهایت که عاشقانه تر از خودت به سمتت می یاد و کم کم حکمت ها برات روشن میشه و بیهوده گشتن اطرافینت و تهی بودن افکارشون میشه رنج جاودانه که کم کم باید از خودت دورش کنی تا به هدفت نزدیک بشی …

  • برزخی گفت:

    salam ostad
    mamnoonam azatoon

  • فايزه گفت:

    بسيار خوشم امد اينو ديروز خوندم و نوشتم روي جلد دفتررياضي عموميم!البته برا همه ديد نداره اون جا يه جاي خاص بود که اوايل فکرميکردم خوبه اين باريکه رو جلدشو بکنم اما ديروز ديگه کاغذ نداشتم حالا اون باريکه معلم خيلي از لحظاتم خواهد ماند!انقدر واقعي بود که حس کردم مال حکيمي دانشمندي بزرگي چيزي باشه اما اسم کسي نبود.شعاررادوست ندارم و نميگم نميدهم اما…راستشو بخواي فکر نميکردم حرفاي خودت باشه انگار هست اما!خب قشنگ بود.خوشحالم از اينکه حرفاي تازه تر از تازه اي نوشته اي

    • shabanali گفت:

      سنت من در نوشتن اینه که اگر حرف کسی رو نقل کنم یا در نوشته هام، از گفته های کسی الهام بگیرم، حتماً از اون نام می برم و در زیر نوشته هام مینویسم فایزه جان.

  • ص.ش گفت:

    زخم جاودانه!!
    موافقم شدیدا

  • الف گفت:

    شب بخیر

    تفکرعمیق عشق و حکمت از جمله مواردی اند که آدمها همیشه به دنبالش بودند و انکار آنها راحت نیست اگر چه ممکن است کیمیاگری ای بی نتیجه باشد.

    البته بعضی ها هم از هر زخمی رنجی جاودانه می سازند.

  • زیبا گفت:

    سلام
    چقدر سخته بخوای عشق رو از زندگیت حذف کنی. مگه بدون عشق لحظه عاشقانه وجود داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  • zahra گفت:

    آره دلم میخواد شادیهای کوچولو کوچولوی توی جاده رو جمع کنم بدون اینکه همش به مقصد فک کنم و از این شادی های کوچولو باز بمونم همون لحظه هایی که شما گفتین
    که اگه به جایی هم نرسیدم این خوشی های کوچولو رو دست کم داشته باشم

  • میثم گفت:

    آموختم که صد در صد صحبت نکنم.

    شاید تفکر عمیق باشد، عشق باشد، حکمت باشد، شاید.

  • علیرضا گفت:

    ا …. یه آقا داره با گوشی صحبت میکنه تو عکس دومی . . .!
    مگه نگفتین گوشی و این جور چیزا قدغن ؟!

  • مینا گفت:

    سلام وبا هرض ادب و احترام
    خدمت شما
    خوشحال ام که سه ماه با هاتون آشنا شدم
    .لطفا به من جواب میدید.
    منظورتون از این چهار جمله چیست ؟این که تجربه به شما فهمونده که نوعی از کمال گرایی در این مفاهیم وجود دارد.؟آیا کمال گر ایی تنها به این مفاهیم برمیگردد.که اکنون با درک صحیح ازاین مفاهیم این دیدگاه را دارید . که دیگر کمال گرا نیستم .
    تشکر میکنم

  • عاطی گفت:

    سلام اگه اینجوری به عشق و زندگی نگاه کنیم پس باید در لحظه زندگی کرد اونوقت اینده چی میشه بهتر نیست زندگی خوش و عشقو باور کنیم و فقط در لحظه نمونیم

  • ماهتاب گفت:

    دیگر کمال گرا نیستم…
    خیلی خوش گذشت ممنونم از اینکه شرایط رو فراهم کردید:)

  • سارا.ر گفت:

    سلام
    عالی بود مثل همیشه، اینکه هیچ چیزی مطلق نیست و کامل قبول دارم
    اما جمله های عمیق تفکر عمیقی نمیطلبه؟
    یا لحظه های عاشقانه نیازمند عشق نیست؟

  • شیما گفت:

    وقتی خوندمش حس کردم با نوشته های اخیر فرق داره
    حس زندگی توش پر رنگ تر
    سفر همیشه کار خودشو میکنه

  • معصومه گفت:

    آموختم عشق وجود دارد به همراه لحظه های عاشقانه
    اما

    آموختم لحظه های عاشقانه وجود دارد بدون اینکه عشقی وجود داشته باشد چون انسان از دل خویش خبر دار با اینکه می داند عشقی وجود ندارد لحظه های عاشقانه به وجود می آورد برای اینکه نیازش به عشق را ارضا کند و این نوع انسان ها هستند که ما را به این تجربه می رسانند که عشق وجود ندارد…
    نظر شما چیست؟

  • hadis گفت:

    سلام
    آموختم که زندگی خوش وجود ندارد اما لحظات خوش چرا

  • سمیه گفت:

    دقیقا درست فرمودین

  • امیر گفت:

    آموخته ام که باید دائما اموخت.

  • امیر موسوی گفت:

    و نیز آموختم که رنج جاودانه وجود ندارد اما زخم جاودانه چرا…

  • گل گفت:

    آموختن اینا لازمه بلوغه.حیفه که آدم اینا رو کلاما و عملن یاد بقیه بده ولی خودش هنوز به یقین نرسیده باشه.امیدوارم اینا دروغ سفید نباشه

  • مهتاب گفت:

    واقعا
    واقعا
    واقعا
    واقعا
    واقعا

  • N.B گفت:

    سلام استاد
    رسیدن به خیر.سفر خوش گذشت؟امیدوارم خوش گذشته باشه
    در همایش انتخاب یه مثالی زدین درباره کسی که۵۰تومن از پولشو گم میکنه و کسی که بلیط ۵۰ میخره و گم میکنه و فرمودین که فرق میکنه من متوجه نشدم به نظرم ۵۰ تومن ۵۰ تومنه چه فرقی میکنه بلیط خواننده محبوبم باشه یا وجه نقد باشه واقعا معنا جملتون رو نمیفهمم.
    راستی عشق وجود داره

    • shabanali گفت:

      من گفتم از نظر آماری، عموم مردم بین بلیط گم شده و پول گم شده فرق میگذارن. این آماره. شامل حال همه نمیشه.

  • فرشته کرمیان گفت:

    استاد خیلی چیزا مونده که نیاموختم حالا حالاها باید شاگردی کنم

  • مهتاب گفت:

    آموختم که عشق وجود ندارد اما لحظه های عاشقانه چرا…

  • پگاه گفت:

    سلام واقعا باهاتون موافقم مخصوصا با این جملتون( آموختم که عشق وجود ندارد اما لحظه های عاشقانه چرا.)

    • پگاه- گفت:

      از اونجایی که می بینم یک پگاه دیگه هم اینجا داریم از این به بعد با اسم (پگاه- )کامنت میذارم….آموختم که زندگی بدون لحظات خوش هم میگذرد پس سعی کردم لحظات خوش را زیاد کنم..:)

  • ME گفت:

    آموختم که عشق وجود ندارد اما لحظه های عاشقانه چرا.

    واقعا…;)

  • Neda.sh گفت:

    سلام مهندس جان رسیدن به خیر 🙂
    باور کنید خیلی دلتنگتون بودیم خوشحالم که صحیح و سالم برگشتید
    معلمومه حسابی شارژ شدین ها 😀
    منظورتون عشق مطلق و مداومه؟؟ آخه من تا حالا فکر میکردم عشق نباشد لحظه های عاشقانه ساخته نمیشود حتی اگر عشق در لحظهاتفاق بیفته البته شاید استدلالم درست نباشه
    کاش این آموخته ها به تجربه تبدیل نمیشد چون دو سه تا از این حرفهای حکیمانه شمابزای من از حد آموخته فراتر رفته و به تجربه ماندگار تبدیل شده

  • زهرا گفت:

    چرا؟؟

  • Farzaneh.p گفت:

    سلااااااام…
    نمیدونی چقدر خوشحال شدم وقتی که پست جدیدتو خوندم، خیلی دلم تنگ نوشته هات شده بود.
    منتظر خبرها و تصاویر سومین دوره “سفر از جهنم” هستیم…