Tag: مثبت اندیشی

درباره امید، مثبت اندیشی و معصومیت

سالها پیش، در اتاق هتلم نشسته بودم و شبکه ORF1 اتریش را میدیدم که با شرکت کنندگان در یک تظاهرات مصاحبه میکرد. خبرنگار از یک شرکت کننده پرسید: «شرکت در این تظاهرات را تا چه حد اثربخش میدانید؟». پاسخ داد: «بعید است اثر خاصی داشته باشد. اما مسلماً فعالیت مدنی بهتر از خانه نشینی است».

شبکه بی بی سی، سال ۲۰۱۰ با شهروندان در مورد دیوید کامرون مصاحبه میکرد. از یک نفر پرسید: «وجود کامرون تا چه حد میتواند اوضاع اقتصادی انگلستان را با توجه به افول اقتصاد جهانی بهبود بخشد؟». پاسخ داد: «به هر حال، کامرون از بهشت نیامده است، او هم یکی مثل ماست. امیدواریم همه تلاشش را بکند و اوضاع را بهتر کند. اما قطعاً نباید خیالبافی هم بکنیم».

لذت بردم و «تمدن» را تحسین کردم. مقایسه کنید با تلویزیون خودمان: «به نظر شما اثر این راهپیمایی تا چه حد است؟» و پاسخ میشنویم: «بسیارررررررررررررررر مهم است. از همه راهپیماییهای قبلی مهمتر است. خیلیییییییییییییی مهم است».

در روزنامه میخوانیم: «۳۵% ازدواج ها به طلاق منجر میشود».

از دوستم که به تازگی ازدواج کرده و لیسانس آمار و احتمال هم دارد!! میپرسم: احسان. احتمال اینکه ازدواج شما به طلاق منجر شود چقدر است؟ میگوید: صفر!

ما مردم خوشبینی هستیم. بیش از حد خوشبین. واقع گرا نیستیم. دوست نداریم حرفهای منفی را بشنویم.

همین است که فیلم راز،و سخنرانی های مثبت اندیشانه حتی از نوع افراطی، در بین ما فروش سرسام آور دارد.

آیا این بد است؟

من فکر میکنم بد است.

روی دیگر خوشبینی افراطی، بدبینی افراطی است. خوش بینی انرژی میدهد، روحیه میبخشد. حرکت میدهد. اما هر مسیری که به رشد و پیشرفت میرسد، در راه موانع متعدد هم دارد. قبلاً نوشته ام که راه شکست است که سراشیبی و هموار است. راه موفقیت و رشد، سنگلاخ دارد. نخستین زمین خوردن در مسیر پیشرفت، خوشبین افراطی را به بدبین بالفطره تبدیل میکند!

کسانی که به راحتی، امید می بندند به راحتی نیز ناامید میشوند و این یک خطر است.

این همان ویژگی کودکانه است که زمانی تحت عنوان «کودکی ملت ما» از آن نوشتم.

خوشبینی به معنای ندیدن سیاهیها نیست. به معنای دیدن سیاهی ها و تلاش کردن است.

آنکس که چشم خود را بر روی سیاهی ها می بندد خوشبین نیست، نابیناست.

من آن خوشبینی نابینا را «معصومیت» مینامم. معصومیتی که در کودک مشاهده میشود. آن هنگام که فکر میکند، حمایت والدین همیشه هست و همه خوبند و به همه اتکا میکند و حتی دنبال غریبه هم میرود.

اما وای به ملتی که در معصومیت باقی بماند…

پ.ن.: روزهای نخست پس از ماه عسل، ایمیلهای فراوان داشتم که ما چقدر روحیه گرفتیم، چقدر انرژی گرفتیم، چقدر… با خودم می لرزیدم و میترسیدم چون میدانستم که اینها پیامهای معصومانه است. حالا که نوشته های دیگرم را میخوانند همانها ایمیل میزنند که متأسفیم. ای سیاه نما! ای ناامید! ای بدبخت بی انگیزه!

من همان محمدرضا هستم! شخصیتی که در ۳۳ سال شکل گرفته در ۳۳ روز تغییر نمیکند. چه اتفاقی افتاده؟ سکه خوشبینی و معصومیت آنها از روی دیگر آن بر زمین افتاده است!

 



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+102