Tag: شبکه های اجتماعی

فضیلتِ دورانِ جدید

آنچه در اینجا می‌نویسم حرف تازه‌ای نیست. اما بر این باور هستم که تکرار کردن آن، همچنان می‌تواند مفید باشد. هر دورانی، به اقتضای خود، برخی ویژگی‌ها را به فضیلت و برخی دیگر را به رذیلت تبدیل می‌کند. هزاران سال قبل، حجم کارهای فیزیکی چنان زیاد بود که قدرت بدنی، می‌توانست یک فضیلت باشد. به این معنا که کسی را در موقعیتی برتر نسبت به دیگران قرار دهد. در دورانی دیگر، زمانی که به علت قلمروخواهی و کشورگشایی، نبرد و جنگیدن به بخش جدایی‌ناپذیر زندگی انسانی تبدیل شده بود، شجاعت و جنگ‌آوری به یک فضیلت تبدیل شد. نجیب‌زادگی یا همان «داشتنِ ژنِ خوب»، فضیلت دوران دیگری بود که تا همین اواخر هم رگه‌های آن را می‌شود در فرهنگ‌های سیاسی و اجتماعی نقاط مختلف جهان، تشخیص داد. به فرض اینکه بپذیریم تکنولوژی خنثی نیست، سوال بجایی است اگر بپرسیم: دوران جدید، دوران تکنولوژی، […]

عبور از واقعیت‌: پدیده‌ی اجتماعی-سیاسی سال‌های اخیر جهان

در سال ۲۰۱۶ میلادی،‌ لغت Post-truth توسط آکسفورد به عنوان لغت سال انتخاب شد. البته این عبارت قدمتی بیش از ده سال دارد و رالف کیز در عنوان کتاب The Post-truth Era از آن استفاده کرده است. قبل از آن هم گاهی در نوشته‌ها از این تعبیر استفاده می‌شده و معمولاً منظور اشاره به دورانی بوده که حقیقت‌ها آشکار می‌شده و به قول خودمان، ماه از پشت ابر بیرون می‌آمده است. همان یوم تبلی‌ السرائر معروف. اما طی یکی دو سال اخیر، این اصطلاح معنای کاملاً متفاوتی پیدا کرده و به مفهومی کلیدی در گفتمان سیاسی و اجتماعی جهان تبدیل شده است. تعریف Post-truth در‌ دیکشنری آکسفورد را می‌توانید در بالای همین نوشته ببینید. اما چون این اصطلاح از مقالات و نوشته‌های معاصر وارد دیکشنری شده است، جستجوی کاربرد آن در مقالات، می‌تواند تصویر کامل‌تری از‌ آن در […]

من از توییتر، و فرهنگِ توییتری می‌ترسم. خیلی می‌ترسم.

پیش نوشت: ندارد. اصل بحث: عادت دارم نوشته‌هایم را با پیش‌نوشت آغاز کنم. در پیش‌نوشت‌ها به نکات مختلفی اشاره می‌کنم که خواننده‌های دائمی نوشته‌های من به نوعی آنها را حفظ هستند. معمولاً اشاره می‌کنم که این حرف‌ها بیشتر از جنس سلیقه است و شاید هم درست نباشد و البته هر کس نظری دارد و من هم از سر بیکاری آنها را نوشته‌‌‌ام و نخواندید هم چندان مهم نیست و حرف‌هایی از این دست. اما این‌بار، احساس کردم که نوشتن هیچ کدام از آن حرف‌ها – چه مثل عموم وقت‌ها که واقعاً صادقانه و از ته دل آن‌ها را می‌گویم و چه حتی معدود زمان‌هایی که به عنوان تعارف می‌گویم – صحیح نیست. این است که بدون پیش‌نوشت بحثم را شروع کردم. امروز در راس قدرتمندترین اقتصاد جهان، فردی مانند ترامپ نشسته که واقعاً موجب نگرانی […]

برای نگاه، محمدرضا، امین و سمانه: موضع گیری در فضای دیجیتال (۲)

نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: نگاه، محمدرضا، امین، سمانه پیش نوشت: این نوشته، قسمت دوم مطلبی است که قبلاً با همین عنوان (موضع گیری در فضای دیجیتال) منتشر کردم. به خاطر اینکه مطالعه‌ی حرف‌های نگاه و محمدرضا و امین و سمانه، هر کدوم جرقه‌هایی برای حرف‌های دیگری شد، خواستم اسم دوستانم رو اینجا بنویسم که یادم باشه بحث در ادامه‌ی چه حرف‌ها و دغدغه‌هایی داره مطرح می‌شه. فکر می‌کنم اگر کامنت‌ها و حرف‌های دوستانمون رو در قسمت اول بحث نخوندین، مناسب‌تر هست که اول اون حرف‌ها رو هم بخونید و مروری بهشون داشته باشید. نمی‌دونم که توی همین قسمت دوم، حرف‌ها تموم میشه یا به قسمت‌ دیگری هم کشیده می‌شه. حالا به هر حال می‌نویسم تا ببینیم به کجا می‌رسیم. ادامه بحث در مورد موضع گیری در فضای دیجیتال: فکر می‌کنم برای اینکه این […]

زندگی در جهان کاریکاتوری

جان لینچ، در کتاب تاریخچه کاریکاتور، کاریکاتور را به صورت زیر تعریف می‌کند: به تصویر کشیدن یک شخص یا یک شیء با بزرگنمایی برخی از ویژگی‌ها و ساده‌سازی بیش از حد سایر ویژگی‌ها. مدتی است که این تعریف، هر روز به بهانه‌ای در ذهنم تداعی می‌شود. احساس می‌کنم دنیای امروز برای بسیاری از ما – و شاید برای همه‌ی ما – به تدریج به یک کاریکاتور تبدیل شده است. گاهی رویدادی که اهمیت نسبی پایینی دارد، بسیار بزرگ می‌شود و همه آن را می‌شنوند و گاهی رویداد دیگری که اهمیت بالایی دارد، به دست فراموشی سپرده می‌شود. سیاست و شهرت، دو صنعتی می‌شوند که بیش از همه توجه مردم را به خود جلب می‌کنند و زندگی روزمره (که سهم زیادی از عمر ما را به خود اختصاص می‌دهد) در هیاهوی خبری به دست فراموشی سپرده می‌شود. نمی‌دانم این واکنش‌های […]

آینده‌ی سایت‌های خبری ایرانی چه خواهد بود؟

پیش نوشت: این مطلب، خیلی کوتاه و ناقص است. صرفاً اینجا نوشتم تا با دیدن دوباره‌اش، کمی بیشتر فکر کنم. اصل مطلب: هر روز، صبح قبل از شروع کار روزانه، تعدادی از سایت‌های خبری ایرانی و خارجی را مرور می‌کنم. چند روز اخیر، احساس کردم که روند افت کیفی سایت‌ها بسیار محسوس شده است. در این قضاوت من، این مسئله را هم لحاظ کنید که تقریباً با دست‌اندرکاران تمام سایت‌هایی که چک می‌کنم، رابطه‌ی دوستی بسیار نزدیک دارم و احتمالاً سوگیری ذهنی مثبت، باعث شده که خیلی دیرتر از سایر مخاطبان، احساس نارضایتی کنم. ترجیح می‌دهم به نام هیچ‌یک از سایت‌ها اشاره نکنم. اما روند مشخص است: سایت‌ها به وضوح از #شبکه های اجتماعی عقب افتاده‌اند. منظورم از عقب‌افتادگی، این نیست که مثلاً خبرهایی در شبکه‌های اجتماعی هست که در سایت‌ها نیست (این یک واقعیت است که […]

استیو جابز، آی پد، مک لوهان و ترس عقب ماندن از روندی که نمی‌شناسیم

بخش اول: ما استفاده از تکنولوژی را برای بچه‌ها محدود کرده‌ایم نیک بیلتون، در سال ۲۰۱۴ مقاله‌ی معروفی را در نیویورک تایمز منتشر کرد و در آن، رابطه‌ی استیو جابز با تکنولوژی را در نقش پدر خانواده توضیح داد. عنوان مقاله چنین انتخاب شده بود: Steve Jobs was a Low-Tech Parent. او در این مقاله توضیح می‌دهد که سال ۲۰۱۰ با استیو جابز مصاحبه‌ای داشته و ظاهراً به خاطر مقاله‌ای که در مورد برخی نواقص آی پد نوشته بوده، استیو جابز او را تکه پاره می‌کند. نیک بیلتون برای اینکه بحث را عوض کند و بیش از این خورده و جویده نشود، از جابز می‌پرسد: پس بچه های شما باید آی پد را دوست داشته باشند. جابز توضیح می‌دهد که: آنها از تبلت استفاده نکرده‌اند. ما کلاً استفاده بچه هایمان از تکنولوژی را در خانه محدود کرده‌ایم. نیک […]

ایلان ماسک و توسعه سایبورگ های مبتنی بر Neural Lace

امروز بعد از چند هفته فرصتی دست داد تا ویدئو‌ها و متن مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های Code 2016 را ببینم. طبیعتاً بحث‌های ایلان ماسک را دوست دارم و آن‌ها را هم دنبال کردم. ایلان ماسک بر خلاف فضای رایج، برای من بیش از آنکه یادآور خودروهای تسلا و پی پل و سولارسیتی باشد، به این دلیل دوست داشتنی است که احساس می‌کنم مانند من (حتی شاید کمی کمتر از من!) به نقش تکنولوژی به عنوان چیزی فراتر از ابزار انسان در آینده‌ی هستی، ایمان دارد. او مدتهاست از Neural Lace حرف می‌زند و تاکید می‌کند که با توجه به سرعت توسعه‌ی یادگیری ماشینی (Machine Learning)، اگر انسان‌ها می‌خواهند به یک “حیوان دست آموز خانگی” برای تکنولوژی تبدیل نشوند، لازم است برای مغز آنها کاری بکنیم. فعلاً لایه‌ی کورتکس، روی لایه‌ی لیمبیک نشسته و کمک کرده که […]

نظریه اطلاعات – کلود شانون و درک کلان سیستمهای پیچیده (+کمی طعم ریاضی)

پیش نوشت یک: دوست داشتم بیام یه چیزی همین‌طوری الکی توی روزنوشته بنویسم که به روز بشه. فشار کار هم خسته‌ام کرده بود و مغزم کار نمی‌کرد. بنابراین، مطلب تحلیلی نمی‌شد بنویسم. گفتم یه چیزی بنویسم که خیلی به مغزم فشار نیاره و بیشتر از جنس ریاضی و مبانی اولیه اطلاعات سیستم‌ها باشه. اینطوری دل هما رو هم به دست میارم که یه زمان بهم چنین دستوری داده بود: برداشت من از نوشته هاتون اینه علاقه ندارید این جا بحث های ریاضی بکنید، ولی یک پیشنهاد: اگه میشه با یه سرفصل مشخص این بحث های ریاضی رو بکنید. فکر کنم خیلی جذابه و در مورد خودم باعث میشه ریاضیات رو بهتر بفهمم. فکر کنم افرادی هم باشند که به این بحث ها علاقه دارن. پیش نوشت دو (برای هما): هما جان. همون‌طور که مطمئناً به […]

پنج نوع مخاطب برای کسب و کار (خصوصاً‌ در شبکه های اجتماعی)

در گذشته‌های دور (از حدود سه هزار سال پیش تا حدود ده سال پیش) وقتی انسان در مورد کسب و کار فکر می‌کرد، دیگران را به سه دسته تقسیم می‌کرد: آنها که مشتری هستند. آنها که مشتری نیستند و نخواهند شد. آنها که مشتری نیستند و ممکن است مشتری بشوند. دوران جدید، مفهوم دیگری را در کنار مشتری و شاید به جای مشتری مطرح کرده است: مخاطب. امروز، سازمان‌ها با مخاطب خود حرف می‌زنند. مخاطب ممکن است هرگز مشتری نباشد. اما مخاطب است. مشتری هم ممکن است مخاطب نباشد. سازمان‌ها با مخاطب حرف می‌زنند و به مشتری می‌فروشند. البته این دو گروه، می‌توانند با یکدیگر هم‌پوشانی داشته باشند. شاید هم تا حد زیادی نزدیک باشند. اما به نظر می‌رسد که دنیای جدید و فرهنگ جدید و ابزارهای جدید، فاصله‌ی بالقوه بین مخاطب و مشتری را […]

وقتی همه نویسنده ایم – مروری بر چالشهای استراتژی محتوا در دوران جدید

محسن امین، در کنار همه‌ی تخصص‌هایش، تیترنویس خیلی خوبی است. همان چیزی که فرنگی‌ها به آن Copywriter می‌گویند. امیدوارم فرصتی پیدا کند و با هم یک فایل رادیو مذاکره در مورد نوشتن و رسانه تهیه کنیم. حتی در پیام‌های شخصی هم، مینیمال می‌نویسد. دیروز برایم دو عکس فرستاد و زیرش نوشت: روزنامه‌ی فردا! محسن عزیز لطف کرده و گزارشی از بخشی از جلسه‌ای که قبلاً در روزنامه‌ی همشهری داشتیم و در مورد آینده روزنامه نگاری و رسانه و تولید محتوا با دوستان عزیزم در همشهری گپ زدیم را منتشر کرده است. عنوان اصلی و عنوان دوم متن را هم انتخاب کرده که من خیلی دوست داشتم: وقتی همه نویسنده‌ایم مروری بر بایدها و نبایدهای استراتژی محتوا در روزگاری که تعداد نویسنده ها بیشتر از تعداد خواننده هاست البته محسن امین همیشه حرفی می‌زند که درست […]

در حسرت یک کلاه قدیمی

پیش نوشت: مطلبی که اینجا می‌نویسم مربوط به ماه قبل است. در یادداشت‌هایم نوشته بودم که به آن اشاره کنم و متاسفانه طی هفته‌های اخیر، چنان درگیر فعالیت‌های شغلی و شخصی بودم که فرصتی برای مطرح کردن آن نشد. اما به هر حال، به دلیل اینکه ریشه‌ی مطلب، آشناست و می‌تواند محرکی برای گفتگو کردن و اندیشیدن باشد، به نظرم ارزش دارد که مرور کوتاهی به آن داشته باشیم. مقدمه: ماجرا مربوط به یک کلاه است. کافی است نگاهی به عدد ۶ روی صفحه کلید خود بیندازید و علامت ^ را ببینید. کلاهی که بر سر عدد شش قرار گرفته است. در فارسی کهن (منظورم حدود ۱۰ سال پیش است) به این علامت، هشتک (با کاف و نه با گاف) می‌گفتند. نام بسیار زیبایی هم بود. در آن زمان به # هم می‌گفتند: Number Sign […]

شبکه های اجتماعی و تفاوت آنها با گروه های اجتماعی

پیش نوشت یک: در زمینه تفاوت شبکه های اجتماعی با کامیونیتی‌ها، مدتی قبل مطلب کوتاهی را در وبلاگ انگلیسی نوشته‌ام. هنوز آنجا هم فرصت نکرده‌ام این بحث را تکمیل کنم. اما چون برای خودم مطلب مهمی بود، دوست داشتم اینجا هم به آن اشاره کنم. پیش نوشت دو: تا جایی که من می‌دانم و می‌فهمم، متاسفانه در زبان فارسی امروز، ما واژه‌‌ی رایجی که معادل مناسب Community باشد نداریم. از میان گزینه‌های جمع، جامعه، انجمن، اجتماع، گروه، حلقه، مجلس، جماعت، جمعیت،‌ مجمع، محفل و سایر واژه‌های خویشاوند آنها، هیچکدام دقیقاً معادل Community نیستند. خودم به شخصه، واژه‌ی انجمن را به عنوان معادل این کلمه، زیبا می‌دانم. اما متاسفانه امروز، معنای انجمن محدودتر ازمعنای گذشته‌ی آن است. انجمن‌های صنفی، انجمن فیزیک، انجمن اولیا و مربیان و سایر ترکیب‌های انجمن، کمی رسمی هستند و عموماً معنای حقوقی […]

کارخانه داران سرمست، کارگران خواب، کارخانه‌های بیدار

این مطلب را برای عصر ایران نوشتم. گفتم برای شما هم اینجا بگذارم: می گویند یک کارخانه مواد غذایی بزرگ در دنیا است که می‌تواند بخش قابل توجهی از مردم دنیا را تغذیه کند. در ایران هم شعبه دارد. حتی قبل از توافق و با وجود تحریم‌ها. البته تعداد کارگرانش به حدی زیاد است که سهم کمی از محصولات به بیرون از کارخانه فرستاده می‌شود. جز عده‌ی بسیار محدودی، اکثر کارگران، بخشی از محصولات غذایی کارخانه را به عنوان مزد دریافت می‌کنند.  کارخانه تمام ساعت‌های روز و تمام روزهای هفته فعال است. تعطیل و غیرتعطیل ندارد. کارگران هم اعتراض خاصی ندارند. اکثر آنها قراردادی هستند. اما زمانی که به استخدام کارخانه در می‌آمدند، قرارداد خود را نخواندند و صرفاً زیر آخرین جمله را امضا کردند. آخرین جمله قراردادشان این بود: همه جملات دیگر این قرارداد را […]