Tag: حافظه بیرونی

درباره فراموش کردن و ویژگی‌های دیگر حافظه بیرونی

پیش نوشت صفر: این مطلب، هنوز ساختار کامل و درست ندارد. فقط اینجا آن را نوشتم تا با توجه به نظرات و بحث‌های دوستان، به تدریج آن را تکمیل کنم. لطفاً آن را چیزی بیشتر از یک چرکنویس در نظر نگیرید. پیش نوشت یک: قبلاً مطلبی نوشتم تحت عنوان دنیای دیجیتال و شکل گیری حافظه بیرونی و بعداً آن بحث را در مطلبی تحت عنوان شکل گیری حافظه بیرونی و درد جاودانگی ادامه دادم. در اینجا می‌خواهم همان بحث را در قالب چند سوال ادامه بدهم. پاسخ‌هایی که برای آنها می‌نویسم، صرفاً پاسخ‌های پیشنهادی است و طبیعتاً ممکن است تحلیل‌ها […]

دنیای تکنولوژی، حافظه بیرونی و درد جاودانگی

پیش نوشت صفر: این متن ادامه قسمت اول بحث در مورد حافظه بیرونی است. پیش نوشت ۱: مادر بزرگ، وقتی که همه‌ی فرزندان و نوه‌ها در نخستین روزهای سال در خانه‌اش جمع می‌شدند، بعد از غذا، با علاقه و هیجان، آلبوم عکس‌های بچه‌ها را می‌‌آورد. آنها را باز می‌کرد و برای چندمین سال متوالی، داستان‌های مربوط به هر عکس را تکرار می‌کرد. داستان‌های تکراری مادربزرگ اما، شنیدنی بودند. چه آنکه می‌دانستیم، فرصت شنیدنشان محدود است و اگر به آنها گوش ندهیم و با آنها نخندیم و اشک نریزیم، تا عید سال بعد، فرصت دیدن و شنیدن آنها را نخواهیم داشت. […]

دنیای دیجیتال و شکل گیری حافظه بیرونی – قسمت اول

پیش نوشت نامربوط: مدتی پیش با یکی از دوستان غیرایرانی، در یکی از خیابان‌های تهران قدم می‌زدیم. مغازه‌ای را دید که پشت آن کاغذهای زیادی چسبانده شده بود. او که گاه و بیگاه به ایران سر می‌زند گفت: اینجا را می‌شناسم! اینجا را می‌شناسم! فارسی بلد نیستم. اما اینجا را می‌شناسم! پرسیدم کجا؟ گفت: این مغازه را می‌شناسم. بنگاه معاملات املاک است. در سفر قبلی خودم یاد گرفتم. پیشنهادهای جذابشان را روی شیشه می‌چسبانند. لبخندی زدم و گفتم: آره. قبلاً این کار را می‌کردند. اما الان کمتر شده. خیلی کمتر. اطلاعاتشان را در کامپیوتر و یک شبکه مرکزی ذخیره می‌کنند. با […]