فایل صوتی آموزشی حرفه‌ای گری در محیط کار

در دورانی که انسانها روی کاغذ و بر اساس مجوزها و گواهینامه ها و تاییدیه ها، بیش از هر زمان دیگری شبیه یکدیگرند،
اثربخش ترین ابزار متمایز شدن و متمایز ماندن، حرفه ای گری است.

Category: پرسشهای خوانندگان

قورباغه ای درون تخم مرغ یا ماجرای تناسخ…

قورباغه ای درون تخم مرغ یا اعتقاد به تناسخ

«آیا به تناسخ اعتقاد داری؟»

بعضی وقتها در میان ایمیل ها و کامنتها،‌ سوالهایی می بینم که بسیار شخصی هستند. مثلاً اینکه نماز میخوانی یا نه. یا به تناسخ اعتقاد داری یا نه؟ یا اینکه موسیقی سنتی را ترجیح میدهی یا موسیقی پاپ و …

در نگاه اول، معمولاً این سوالها را کنار میگذارم. احساس عمومی من بر این است که مسائل شخصی، کاملاً شخصی هستند. اما از طرف دیگر، گاهی احساس میکنم کسی که به روزنوشته ها سر میزند (بر خلاف سایت رسمی من) شاید علاقه داشته باشد که این دوست آنلاین خود را بیشتر بشناسد و فکر میکنم که این خواسته حق یک دوست در یک رابطه ی جدی و واقعی است.

این بود که تصمیم گرفتم هر از چند گاهی به برخی از این سوالات جواب دهم. پاسخ به این نوع سوالات،‌ به معنای «علمی بودن» یا «درست بودن» نیست و من هم به هیچ وجه مدعی نیستم که آنچه میگویم یا آنچه انجام میدهم درست است. بنابراین لطفاً صرفاً به عنوان یک نظر شخصی بخوانید…

ادامه نوشته

+141
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

مذاکره با شیطان؟ ترویج بی اخلاقی یا دفاع از اخلاق؟

کلاس آموزش اصول و فنون مذاکره حرفه ای (همان مذاکره با شیطان سابق) از این هفته آغاز شده است. هم در میان حاضران کلاس و هم در میان ایمیلها، سوال مشابهی را شنیدم و دریافت کردم:

آیا درست است که در یک کلاس، راجع به دروغ، فریب، خیانت در رابطه عاطفی وسازمانی، قدرت طلبی، زیاده خواهی، متقاعدسازی، ضعف های رفتاری و شخصیتی انسانها و نحوه فرو رفتن آنها در دام نیرنگ و فریب صحبت شود؟ آیا حرف زدن از این واژه ها و مفاهیم، قبح و زشتی آنها را از بین نمیبرد؟

دوره مذاکره حرفه ای یا مذاکره با شیطان محمدرضا شعبانعلی

آنچه در اینجا پاسخ میدهم، یک نظریه ی علمی نیست. یک نظر شخصی است. باوری که به عنوان یک معلم، پس از سالها تدریس در نقاط مختلف این آب و خاک، به آن دست پیدا کرده ام. با حرف نزدن از زشتی ها، و مطرح نکردن آنها، زشتیها از بین نمیروند. بلکه در لایه های زیرین ذهن و رفتار ما پنهان میشوند.

ادامه نوشته

+188
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

تغییر سیاست کامنت ها…

مدت زیادی بود که فرصتکامنت در وبلاگ محمدرضا شعبانعلی برای پاسخ دادن به کامنت ها نبود. همه را میخواندم اما کمتر فرصت میشد تا پاسخ بدهم. از این به بعد سیاست مواجهه با کامنت ها را تغییر داده ام. لطفاً به نکات زیر توجه کنید:

۱) کامنت ها ممکن است غیر از من توسط تیم من هم خوانده یا تأیید شوند. بنابراین لطفاً کامنت های خود را با توجه به این نکته بنویسید و مشکلات خاص تر را از طریق ایمیل مطرح فرمایید.

۲) مکانیزمی را در نظر گرفته ایم که هر کس کامنتی در سایت گذاشت، در صورتی که به کامنت وی پاسخ داده شد توسط ایمیل این کامنت را دریافت کند. بنابراین لطفاً آدرس ایمیل خود را با دقت وارد نمایید.

۳) در صورتی که مطالب مطرح شده در کامنت ها بین تعداد بیشتری از خوانندگان عزیز مشترک باشد، آنها را در قالب پاسخ به سوالات، به بحث و بررسی خواهیم گذاشت.

امیدوارم پس از این بتوانم بیشتر از گذشته، پاسخ گوی بازدیدکنندگان عزیز در سایت باشم و کمتر از گذشته، شرمنده ی تأخیرها بشوم…

شاد باشید.

امضای محمدرضا شعبانعلی

+74
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

آموزش مهارت مذاکره خوب نیست…

زمانی که تازه شروع کرده بودم به خوندن سایت شما و به فایل های صوتی گوش میدادم فکر میکردم چه طرز دید قشنگی و چقدر جالب به همه ی ثانیه ای زندگی نگاه میکنید.

ولی الان فکر میکنم وارد کردن این سیاست ها تو زندگی روزمره چقدر ناقشنگ و حتی زشته. فکر میکنم اگه همه ی مردم نوشته ها رو بخونن و به فایل های صوتی گوش بدن چقدر هر مسئله و ارتباطی که آدما با هم دارن پیچیده میشه و چه فاجعه ای رخ میده: آدمایی که مثل ربات، تنها چیزی که بهش فکر میکنن اینه  که چه طور منطقشون رو به کار بگیرن که تو رابطه هاشون پیروز باشن.

و حتی زشت تر از اون اینکه چه طور احساسات هم رو تحریک کنن تا به خواسته شون برسن و برنده ی معامله باشن! همه به هر ارتباط روزمره به چشم معامله نگاه میکنن و این دردناکه. اینکه هر کسی فکر کنه اگه <فلان جور> با <فلان رفیق> یا حتی پدر و مادر رفتار کنم فلان بازخورد رو دارم و بهتر نتیجه میگیرم دردناک نیست؟

اینکه به هر اتفاقی تو زندگی به شکل معامله نگاه کنی و بخوای برنده  معامله باشی دردناک نیست؟ به نظرم این جور نگاه زندگی رو تو یه جور منگنه میذاره و ذهنیات آدما رو پیچیده میکنه.یه جور وسواس فکری ایجاد میکنه. امیدوارم تونسته باشم مفهومی که تو ذهنم هست رو منتقل کنم و جواب ایمیلم رو بدید.

و البته فکر کنم انتخاب واژه ی معامله  برای بیان مفهومی که تو ذهنمه مشخص باشه.

ادامه نوشته

+121
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

تغییر مسیر شغلی به «فروش»

من نیاز دارم که شغل فعلی ام را ترک و جابجایی سازمانی برای کارم داشته باشم. البته در بخش اداری و مالی تجربه خیلی خوبی دارم و می توانم با صبر و حوصله جابجایی داشته باشم و در سازمان دیگری مشغول شوم. اما به خاطر علاقه به کار در محیطی با فعالیت بازرگانی و کسب مهارت های جدید، شاید مجبور شوم که ریسک زیادی را بپذیرم. مثلا اینکه بخواهم برای آغاز تجربه جدید، به عنوان کارمند فروش کار کنم.
همچنین، اینکه من در فروش به مشتریانی که خود به بازارمورد نیاز برای خرید مراجعه میکنند تجربه خوب و رضایتمندی دارم؛ اما در فعالیت بازاریابی نه…
الان این سوال برایم هست که آیا صحیح هست که با تجربه ای در بخش اجرایی و اداری دارم، روی مهارتهای فروش و بازاریابی متمرکز شده و شاخه فعالیت جدیدی رو آغاز کنم؟
یا اینکه در سمت خود در سازمانی با فعالیتهایی چون بازرگانی یا تولیدی شروع به فعالیت کرده و با آشنایی بیشتر وارد مهارت فروش و بازاریابی نیز شوم؟ و یا راه کاری بهتر…

سلام.

واقعیت این است که تصمیم گیری در این خصوص، بسیار شخصی است و شاید از بیرون کسی نتواند به سادگی کمکی کند. من چند نکته به ذهنم می رسد که در اینجا عرض میکنم:

ادامه نوشته

+101
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

در مذاکره دروغ میگوید…

شما همیشه در کلاسها و در کتابهای خود، تأکید کرده اید که دروغ طرف مقابل را مستقیم به وی نگوییم. گفتن این حرف وقتی در یک «سمینار» مطرح میشود، ساده است، اما در دنیای واقعی این کار امکان پذیر نیست. راه حل کاربردی چیست؟

دوست من. واقعیت این است که راه حل کاربردی دقیقاً همین است. به همین دلیل هم هست که در تمام کتابهای مذاکره در شرق و غرب جهان، میتوانید این توصیه را مشاهده کنید. اجازه بدهید بحثم را با یک سوال شروع کنم:

فرض کنید طرف مقابل به شما دروغ میگوید. آیا قصد دارید به رابطه (شغلی، عاطفی، زندگی مشترک، معامله و …) با وی ادامه دهید یا رابطه با او را به خاطر این دروغ قطع کنید؟

سوال درباره دروغ

اگر میخواهید هرگز با او رابطه نداشته باشید و رابطه را قطع کنید، ممکن است مطرح کردن مستقیم دروغ، حس انتقام شما را تخلیه کند و ضرر زیادی به شما نزند. اما اگر میخواهید رابطه را ادامه دهید، دو نکته مهم را به خاطر داشته باشید:

ادامه نوشته

+97
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

سد کنکور: ده نکته درباره “این ده ثانیه…”

شما در حالی از توسعه مهارتهای فردی صحبت میکنید که من به عنوان یک جوان در دوم دبیرستان، مهمترین دغدغه ام سد کنکور است […] عملاً چهار سال زندگی ما – به فرض اینکه در سال اول قبول شویم – صرف این میشود که وارد دانشگاه شویم […] شما هم مخاطبان سایت را مدیران و دانشجویان میدانید. این از تمام مطالب شما مشخص است…

سد کنکور

واقعیت این است که عمده مخاطبان من – نمیگویم همه – تا کنون بیشتر از دانشجویان و فارغ التحصیلان و مدیران بوده اند و من هم عمدتاً این گروه را مخاطب قرار داده ام. به بهانه حرف شما چند نکته ای را اینجا مینویسم. من به دلیل اینکه همیشه کار کرده ام و درس خوانده ام و هرگز درآمد کافی برای ثبت نام در کلاسها و استفاده از معلمها و … نداشته ام، مجبور بوده ام از روشهای ارزان اثربخش استفاده کنم. خوشحالم که نتیجه آن در چند کنکوری که طی سالهای اخیر داده ام (یک بار کارشناسی و چند بار کارشناسی ارشد و نیز آزمونهای مشابه)، عموماً رتبه های خوب تک رقمی بوده و امروزاحساس میکنم که نگاهم، چندان از واقعیت دور نیست…

————————————————————————————

واقعیت اول: زمان برگزاری کنکور بسیار محدود است. شما – حداقل – چهار سال وقت صرف میکنید و قرار است در چند ساعت، نتیجه بگیرید. اگر نسبت و تناسب ساده ای بگیرید، شبیه این است که شما یک شبانه روز کامل، مطالعه کنید و کسی از شما بخواهد که حاصل آن را در «ده ثانیه» بیان کنید.

ادامه نوشته

+185
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

کارکردهای تهدید در مذاکره

«سوال من در مورد نحوه استفاده از ابزار تهدید در مذاکره است. اطلاعات زیادی از زندگی شخصی و همینطور کارهای غیرقانونی مدیرم دارم. اما احساس میکنم مهارت تهدید کردن را ندارم. مدیرم برای فروش یک دستگاه، پاداشی را اعلام کرده بود که الان، پس از فروختن آن دستگاه، میگوید: من شوخی کردم! تو چرا جدی گرفتی؟! میدانم که با تهدید کردن میتوانم حق خودم را بگیرم. اما زمان و نحوه این کار را نمیدانم. آیا اول درخواست خود را به صورت منطقی مطرح کنم؟ یا از همان ابتدا به مدیرم یادآوری کنم که اطلاعات زیادی در اختیار دارم؟ البته خودش میداند که من بسیاری از این اطلاعات را دارم و میتوانم علیه او به کار ببرم».

threat

ادامه نوشته

+95
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

ادامه تحصیل و استراتژی تصمیم گیری درباره کارشناسی ارشد

 ادامه تحصیل با کدام سبک میتواند موفق تر باشد؟ اینکه در رشته خودمان ادامه تحصیل بدهیم یا در رشته متفاوت؟».

تا آنجا که طی سالهای اخیر در جامعه  دانشگاهی و نیز در بازار کار ایران تجربه کرده ام، پاسخ به این سوال تا حد زیادی بستگی به استراتژی شغلی شما دارد. در صورتی که علاقمند به تحقیق، عضویت در هیأت علمی دانشگاه ها و تدریس باشید، به نظر میرسد بهترین راه این است که در یک زمینه واحد ادامه تحصیل دهید. به عنوان مثال اگر در رشته مهندسی الکترونیک وارد دانشگاه شده اید همین رشته را به شکل تخصصی در مقطع کارشناسی ارشد و دکترا نیز ادامه دهید.

اما در صورتی که تمایل دارید بعد از ادامه تحصیل وارد بازار کار در حوزه های مختلف (مثلاً بازرگانی یا صنعتی یا خدماتی) شوید، تا آنجا که من مشاهده کرده ام، ادامه تحصیل در رشته های متفاوت میتواند یک مزیت نسبی محسوب شود (من کارشناسی را مهندسی مکانیک خوانده ام و ارشد را مدیریت و اگر بخواهم روزی دکترا بخوانم احتمالاً روانشناسی خواهم خواند!). البته لازم به ذکر است که من اساساً بازار کار را بازار بخش خصوصی میبینم و بازار کار دولتی مد نظر من نیست…

من چند دلیل مشخص برای تغییر رشته تخصصی به ذهنم میرسد که اینجا مطرح می کنم و خوشحال میشوم دوستان اگر نظراتی در رد یا تأیید دارند در قسمت کامنت ها بنویسند:

۱) در بازار کار، بسیاری از مدیران کسانی که به صورت تخصصی در یک رشته کارشناسی ارشد یا دکترا خوانده اند را Overqualified می دانند. به عبارتی معتقدند توانمندی آنها بیشتر از نیاز سازمان است و به خاطر این تحصیل بیشتر، باید «حقوق» و «امتیازهای بیشتر» را برای ایشان در نظر بگیرند که طبیعتاً مدیران به این کار تمایلی ندارند.

۲) در زمان به کار گیری نیروهایی که در چند زمینه تخصص دارند، چانه زنی و مذاکره بر سر حقوق بسیار ساده تر است. کسی که بخواهد من را برای یک کارخانه استخدام کند، در واقع دو نفر را استخدام کرده: یک مهندس با دانش فنی و یک مدیر با دانش مدیریتی. پس در مذاکره استخدام، دست پرتری دارم.

۳) داشتن علم در چند حوزه میتواند «هم افزایی» نیز داشته باشد و تا حدی نیز «تفکر سیستمی» ایجاد کند. کسی که مثلاً پزشکی خوانده و روانشناسی نیز خوانده است، ممکن است ایده ها و نظرات ارزشمندی داشته باشد که یک متخصص پزشکی یا یک متخصص روانشناسی، به سادگی به آنها دست پیدا نکنند.

۴) به نظر می آید که روند تولید علم نیز تا حدی به سمت فضاهای «میان رشته ای» حرکت کرده است و کسانی که چند رشته مختلف را مطالعه کرده اند در فضای امروز شانس بیشتری دارند. رشته هایی مثل Neuroeconomics یا Neuromarketing یا Agent-based Market Analysis یا Fractal Indicator of financial market یا Psychonegotiation نمونه هایی از این ترکیب ها هستند…

———————————————————————

پی نوشت: نکاتی که در پاسخ به نامه ها یا پرسشهای خوانندگان مطرح میشوند، صرفاً نظر شخصی اینجانب بوده و هیچگونه ارزش علمی، فلسفی، تجربی، کاربردی، اقتصادی و … ندارد! بنابراین لطفاً صرفاً به عنوان نظر یک فرد عادی جامعه (سبک اظهار نظرهای داخل تاکسی و اتوبوس) و نه به عنوان نظر کارشناسی در نظر بگیرید.

+326
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

داوکینز یا کالینز؟

فرانسیس کالینز را بدون شک میتوان از بزرگترین دانشمندان زنده در حوزه ژنتیک دانست. او مدیریت پروژه «ژنوم انسان» را بر عهده داشته است. او به شدت مذهبی است. معتقد است دانش و مذهب تضادی با هم ندارند و ژنتیک را زبان خداوند در کلام طبیعت میداند (کتاب Language of God). سالهاست در زمینه تبلیغ مذهب تلاش، تألیف و سخنرانی میکند.

ریچارد داوکینز، سخنوری قدرتمند است که در حوزه زیست شناسی تخصص دارد. از لحاظ پشتوانه علمی، اگر از کالینز عقب تر نباشد، قطعاً جلوتر نیست. او مخالف وجود «خداوند» است و معتقد است «دانش و مذهب» تحت هیچ شرایطی، نمیتوانند یکدیگر را تأیید کنند (کتاب Devil’s Chaplain).

نقش عوامل محیطی در متقاعد سازی داوکینز و کالینز

داوکینز و کالینز: نقش عوامل محیطی در متقاعدسازی

از میان این دو، داوکینز به شدت شناخته شده تر است و احتمالاً مخاطب نوشته های من نیز، اگر تنها نام یکی از این دو را شنیده باشد، این نام به احتمال زیاد داوکینز است…

بحثی که میخواهم اینجا بنویسم، احتمالاً خارج از علاقه و حوصله بسیاری از خوانندگان عزیزم است. تنها دلیلی که باعث شد این متن را بنویسم عبارتی در کامنت یکی از دوستان بود که خواسته بود تا از نگاه «ارتباطات، مذاکره و متقاعدسازی» به این مسئله نگاه شود.

پس چند نکته:

۱) اگر حوصله خواندن یک بحث بر سر مذهب و معنویت ندارید، شاید خواندن این بحث برایتان خسته کننده باشد.

۲) با توجه به اینکه در بحثهای مذهبی و ضد مذهبی صاحب نظر نیستم، صرفاً از دید «متقاعدسازی» به این مسئله نگاه میکنم.

۳) بنابر این قسمتی از این متن را از دیدگاه یک «مخاطب عامی» سخنرانی های داوکینز و کالینز مینویسم و قسمتی را به عنوان «معلم مذاکره». هیچ ادعای بیشتری وجود ندارد.

۴) میتوانید این متن را با این عنوان بخوانید: «نقش عوامل محیطی در متقاعدسازی» یا «Persuasion and Contextual Factors»

ادامه نوشته

+98
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش