دسته بندی: پرسشهای خوانندگان

تغییر سیاست کامنت ها…

کامنت در وبلاگ محمدرضا شعبانعلی

مدت زیادی بود که فرصت برای پاسخ دادن به کامنت ها نبود. همه را میخواندم اما کمتر فرصت میشد تا پاسخ بدهم. از این به بعد سیاست مواجهه با کامنت ها را تغییر داده ام. لطفاً به نکات زیر توجه کنید: ۱) کامنت ها ممکن است غیر از من توسط تیم من هم خوانده یا تأیید شوند. بنابراین لطفاً کامنت های خود را با توجه به این نکته بنویسید و مشکلات خاص تر را از طریق ایمیل مطرح فرمایید. ۲) مکانیزمی را در نظر گرفته ایم که هر کس کامنتی در سایت گذاشت، در صورتی که به کامنت وی پاسخ داده شد توسط ایمیل این کامنت را دریافت کند. بنابراین لطفاً آدرس ایمیل خود را با دقت وارد نمایید. ۳) در صورتی که مطالب مطرح شده در کامنت ها بین تعداد بیشتری از خوانندگان عزیز […]

آموزش مهارت مذاکره خوب نیست…

آموزش مهارت مذاکره خوب نیست

زمانی که تازه شروع کرده بودم به خوندن سایت شما و به فایل های صوتی گوش میدادم فکر میکردم چه طرز دید قشنگی و چقدر جالب به همه ی ثانیه ای زندگی نگاه میکنید. ولی الان فکر میکنم وارد کردن این سیاست ها تو زندگی روزمره چقدر ناقشنگ و حتی زشته. فکر میکنم اگه همه ی مردم نوشته ها رو بخونن و به فایل های صوتی گوش بدن چقدر هر مسئله و ارتباطی که آدما با هم دارن پیچیده میشه و چه فاجعه ای رخ میده: آدمایی که مثل ربات، تنها چیزی که بهش فکر میکنن اینه  که چه طور منطقشون رو به کار بگیرن که تو رابطه هاشون پیروز باشن. و حتی زشت تر از اون اینکه چه طور احساسات هم رو تحریک کنن تا به خواسته شون برسن و برنده ی معامله باشن! […]

تغییر مسیر شغلی به «فروش»

تغییر مسیر شغلی به فروش

من نیاز دارم که شغل فعلی ام را ترک و جابجایی سازمانی برای کارم داشته باشم. البته در بخش اداری و مالی تجربه خیلی خوبی دارم و می توانم با صبر و حوصله جابجایی داشته باشم و در سازمان دیگری مشغول شوم. اما به خاطر علاقه به کار در محیطی با فعالیت بازرگانی و کسب مهارت های جدید، شاید مجبور شوم که ریسک زیادی را بپذیرم. مثلا اینکه بخواهم برای آغاز تجربه جدید، به عنوان کارمند فروش کار کنم. همچنین، اینکه من در فروش به مشتریانی که خود به بازارمورد نیاز برای خرید مراجعه میکنند تجربه خوب و رضایتمندی دارم؛ اما در فعالیت بازاریابی نه… الان این سوال برایم هست که آیا صحیح هست که با تجربه ای در بخش اجرایی و اداری دارم، روی مهارتهای فروش و بازاریابی متمرکز شده و شاخه فعالیت جدیدی […]

در مذاکره دروغ میگوید…

سوال درباره دروغ

شما همیشه در کلاسها و در کتابهای خود، تأکید کرده اید که دروغ طرف مقابل را مستقیم به وی نگوییم. گفتن این حرف وقتی در یک «سمینار» مطرح میشود، ساده است، اما در دنیای واقعی این کار امکان پذیر نیست. راه حل کاربردی چیست؟ دوست من. واقعیت این است که راه حل کاربردی دقیقاً همین است. به همین دلیل هم هست که در تمام کتابهای مذاکره در شرق و غرب جهان، میتوانید این توصیه را مشاهده کنید. اجازه بدهید بحثم را با یک سوال شروع کنم: فرض کنید طرف مقابل به شما دروغ میگوید. آیا قصد دارید به رابطه (شغلی، عاطفی، زندگی مشترک، معامله و …) با وی ادامه دهید یا رابطه با او را به خاطر این دروغ قطع کنید؟ اگر میخواهید هرگز با او رابطه نداشته باشید و رابطه را قطع کنید، ممکن […]

سد کنکور: ده نکته درباره “این ده ثانیه…”

سد کنکور

شما در حالی از توسعه مهارتهای فردی صحبت میکنید که من به عنوان یک جوان در دوم دبیرستان، مهمترین دغدغه ام سد کنکور است […] عملاً چهار سال زندگی ما – به فرض اینکه در سال اول قبول شویم – صرف این میشود که وارد دانشگاه شویم […] شما هم مخاطبان سایت را مدیران و دانشجویان میدانید. این از تمام مطالب شما مشخص است… واقعیت این است که عمده مخاطبان من – نمیگویم همه – تا کنون بیشتر از دانشجویان و فارغ التحصیلان و مدیران بوده اند و من هم عمدتاً این گروه را مخاطب قرار داده ام. به بهانه حرف شما چند نکته ای را اینجا مینویسم. من به دلیل اینکه همیشه کار کرده ام و درس خوانده ام و هرگز درآمد کافی برای ثبت نام در کلاسها و استفاده از معلمها و … […]

کارکردهای تهدید در مذاکره

«سوال من در مورد نحوه استفاده از ابزار تهدید در مذاکره است. اطلاعات زیادی از زندگی شخصی و همینطور کارهای غیرقانونی مدیرم دارم. اما احساس میکنم مهارت تهدید کردن را ندارم. مدیرم برای فروش یک دستگاه، پاداشی را اعلام کرده بود که الان، پس از فروختن آن دستگاه، میگوید: من شوخی کردم! تو چرا جدی گرفتی؟! میدانم که با تهدید کردن میتوانم حق خودم را بگیرم. اما زمان و نحوه این کار را نمیدانم. آیا اول درخواست خود را به صورت منطقی مطرح کنم؟ یا از همان ابتدا به مدیرم یادآوری کنم که اطلاعات زیادی در اختیار دارم؟ البته خودش میداند که من بسیاری از این اطلاعات را دارم و میتوانم علیه او به کار ببرم». +۱۱۳   فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی […]

ادامه تحصیل و استراتژی تصمیم گیری درباره کارشناسی ارشد

 ادامه تحصیل با کدام سبک میتواند موفق تر باشد؟ اینکه در رشته خودمان ادامه تحصیل بدهیم یا در رشته متفاوت؟». تا آنجا که طی سالهای اخیر در جامعه  دانشگاهی و نیز در بازار کار ایران تجربه کرده ام، پاسخ به این سوال تا حد زیادی بستگی به استراتژی شغلی شما دارد. در صورتی که علاقمند به تحقیق، عضویت در هیأت علمی دانشگاه ها و تدریس باشید، به نظر میرسد بهترین راه این است که در یک زمینه واحد ادامه تحصیل دهید. ب ه عنوان مثال اگر در رشته مهندسی الکترونیک وارد دانشگاه شده اید همین رشته را به شکل تخصصی در مقطع کارشناسی ارشد و دکترا نیز ادامه دهید. اما در صورتی که تمایل دارید بعد از ادامه تحصیل وارد بازار کار در حوزه های مختلف (مثلاً بازرگانی یا صنعتی یا خدماتی) شوید، تا آنجا […]

دکترا نمیخوانم: ساعت رولکس برای شکم گرسنه

ادامه تحصیل در مقطع دکترا

از سال ۸۰ که مدرک لیسانسم را با معدلی بالا، از دانشگاه صنعتی شریف گرفتم تا سال ۱۳۸۴ باید دائماً جواب دوستانم را میدادم که چرا فوق لیسانس نمیگیری. دو باری هم کنکور شرکت کردم و با رتبه خوب در دانشگاه خودم قبول شدم اما نرفتم. سال ۸۶ که کارشناسی ارشد مدیریت را از دانشگاه شریف گرفتم (با رتبه و معدل بالا) باز تا امروز، دوستان زیادی می پرسند که چرا ادامه تحصیل نمیدهی و  دکترا نمیگیری… پراکنده در جاهای مختلف جواب داده ام. اما گفتم یک پاسخ تفصیلی اینجا بنویسم… +۹۶۳   فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال ویژگی‌های انسان تحصیل‌کرده آموزش حرفه‌ای‌گری در محیط کار

هزینه موفقیت

قسمتی از پاسخ به یک ایمیل: «اول اینکه موفقیت برای هر کس تعریف خودش را دارد و دوم اینکه اگر کسی موفق نیست، به احتمال زیاد نخواسته هزینه اش را پرداخت کند». پی نوشت: ایمیل زده که «خوش به حالت. حرف میزنی و پول میگیری و در این شرکت و آن شرکت، مشاوره میدهی و … دوست داشتم جای تو بودم». برایش ایمیل زده ام که: «هنوز هم دیر نشده. حدود ۲ یا ۳ هزار کتاب بخوانی، ۳ زبان زنده دنیا را بدانی، حدود دو سال در بیابان زندگی کنی تا فرصت تفکر و بلوغ فکری پیدا کنی، شبی ۲ ساعت بخوابی و ۲۲ ساعت باقیمانده را کار کنی. روزی ۲ صفحه کتاب بنویسی یا لااقل ترجمه کنی و تنش مدیریت کردن صدها نفر را حدود ده سال تحمل کنی، دقیقاً همینجایی قرار میگیری که […]

در پاسخ به یک کامنت: علی خلیلی کیست…

کتاب مذاکره من به «علی خلیلی» تقدیم شده است. علی خلیلی، یک نام عام است. شاید شما «علی خلیلی» بوتان را بشناسید، شاید «علی خلیلی» را در صنعت خودرو. اما «علی خلیلی» که من میشناسم، کسی است که سالها در صنعت ریلی فعالیت کرده است. تصمیم گرفتم به بهانه پاسخ به یک کامنت، که در مورد «علی خلیلی» پرسیده بود، موضوع مهمی به نام «Mentoring» را مطرح کنم. من زمانی «علی خلیلی» را دیدم، که بیست سال داشتم. تجربه محیط رسمی کسب و کار را نداشتم و از کسب و کار خیابانی و کارگاهی وارد فضای رسمی سازمانی شدم. حوصله اش در تربیت و آموزش و ریسک کردن روی کارکنان، ستودنی بود. یادم نمیرود که مرا برای نخستین بار با گروهی از مدیران ارشد به اتریش می فرستاد و برای من که فرق «مک دونالد» […]