۲+۲ چند میشود؟

۲+۲ چند میشود؟ این سوال در فرهنگ های مختلف و برای انسانهای مختلف پاسخهای مختلفی دارد:

در فرهنگهای دیکتاتوری، جواب ممکن است سه یا پنج یا هر عدد دیگری باشد. این پاسخ روزی سه بار در تلویزیون و روزی صدبار در کتابها و روزنامه ها تکرار میشود تا همه آن را یاد بگیرند. ضمناً ممکن است بسته به شرایط جواب عوض شود. مثلاً تا دیروز جواب ۵ باشد اما از امروز جواب را ۱۲ اعلام کنند.

در فرهنگ های دموکراتیک، همه حق دارند همصدا، جواب را فریاد بزنند. معمولاً صداها آنقدر در هم و شلوغ است که شما جواب درست را نمیشنوید.

در فرهنگ های مذهبی، میگویند این سوال دوهزار سال قبل حل شده و در نسخ خطی به دنبال پاسخ میگردند. البته در طول زمان، نقل قولهای درست و نادرست آنچنان در هم مخلوط میشود که یافتن پاسخ کمی دشوار خواهد بود.

در فرهنگ های فلسفه زده، پاسخ را آنچنان پیچیده میدهند که از پرسش خود صرف نظر کنی.

در فرهنگ هایی که اختلاف طبقاتی را پذیرفته اند، جواب برای بعضی ۴۰۰ و برای بعضی ۴ است.

در فرهنگهای عدالتخواهانه، جواب را مساوی بین تمام مردم تقسیم میکنند و سهم شما ممکن است ۰٫۴ یا ۰٫۰۴ باشد.

در فرهنگ های دارای نوستالژیا، به شما ثابت میکنند که کوروش یا کسی مانند او، سه هزار سال قبل جواب را فهمیده و به خط میخی روی ستون های مختلف حک کرده است. و احتمالاً ملت شما، اولین ملتی بوده که به این سوال فکر کرده است.

نمیدانم من و شما در کدام فرهنگ زندگی میکنیم، اما میدانم در هیچیک از فرهنگ ها، به ریاضی دانها برای حل این مسئله، حق تقدم نمیدهند…



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی

+49
  


47 نظر بر روی پست “۲+۲ چند میشود؟

  • MiladInk می‌گه:

    جناب شعبانعلی
    من سوالی داشتم که اگر احساس کردید شخصی است جواب من رو ندید.
    میخواستم بپرسم که تا به حال احساس پوچی کردین؟و وقتی این حس بهتون دست میده چیکار میکنید؟کاش یه مطلب در موردش مینوشتید حدس میزنم درد خیلی از مردم هست.لااقل درد من که هست.

    Thumb up 2

  • شهرزاد می‌گه:

    خیلی جالب بود این مطلب…
    فکر کنم در “فرهنگ بی تفاوتی” که امروزه زیاد هم به چشم میخوره اگه بپرسی ۲+۲ چند میشه بهت میگن “بیخیااااال “…!:)

    Thumb up 3

  • گیتی می‌گه:

    استاد ما پیگیره نقشه های راه موفقیت هم هستیما!

    از ۲۷ مرداد منتظریم!

    ممنون!

    Thumb up 0

  • مینا می‌گه:

    جناب مهندس ما یه مقدار طلا داریم میخواهیم بفروشیم یه خونه باهاش پیش خرید کنیم به نظرتون کار درستی در این شرایط؟ممنون از جوابتون.

    Thumb up 1

  • ocean می‌گه:

    اگر می خواهی پس از مرگ فراموش نشوی ، یا چیزی بنویس که قابل خواندن باشد، یا کاری بکن که قابل نوشتن باشد

    بنجامین فرانکلین

    Thumb up 0

  • گیتی می‌گه:

    only دموکراتیک!!!

    چون همه جوابا تو این حالت درست به نظر می آد!

    تازه… میشه هر روز نظرتو راجع به جواب عوض کنی!

    Thumb up 0

  • مهدیه می‌گه:

    درجایی که من کارمیکنم ۲+۲هیچ وقت بزگتریا مساوی ۴ نمیشه
    همیشه کمتراز۴ بعضی موقع هم منفی
    برام خیلی عجیبه!
    به نظرشمامن توچه فرهنگی کار میکنم؟؟؟

    Thumb up 1

  • بیتا می‌گه:

    فرهنگ ذهنی پوچ گرایی؟
    به عنوان خواننده مطالب شما به هیچ عنوان در مورد شما نمیتونم قبول کنم…!؟!
    شما در هر لحظه داری خلق میکنی ،گاه کتابی ،گاه سمیناری گاه جرقه ای در ذهنی ،گاه حرفی گاه متنی…تو خالق تمام آنها هستی و هیچ وقت بنا را بر پوچی نمیزاری. ایا به این فکر میکنی که تمام کارهایت پوچ است؟!
    هیچ کدوم ازینها نه برای تو پوچ است نه برای مخاطب تو …
    خلق شده های خالقی هستیم که قانونمند خلق شده ایم…
    تو در هر روز ساعتها کتاب میخوانی مطالعه میکنی حرف میزنی متن مینویسی فکر میکنی و باعث میشی که دیگران هم ،تمام کسانی که تو را دوست دارند و حرفهایت را میخوانند و میشنوند ،فکر کنند حرف بزنند مطالعه کنند و انتخاب کنند…
    شاید زیاد دانستن و زیاد فهمیدن تنهایی بیاره اما پوچی نمیاره…شاید زیاد فهمیدن درد دونستن بیاره اما پوچی نمیاره…
    تو معتقد تر از خیلی ها هستی انسان معتقد هیچ گاه به پوچی نمیرسه اما شاید فقط از روی تیزهوشی بخواهد آن را هم تجربه کند…
    شاید دانستن و زیاد فهمیدن مارا به اینجا برساند که دنیای زمینی که ما انسانها ساخته ایم پوچ است اما خوب است که دراین پوچی به یک پوچ خوشبخت برسیم.
    خدا به تو قدرت قلم داده .خدا به تو جای تفکر داده و میتوانی جهانی را از آن خود کنی.
    اما ما انسانها در تمام کتب آسمانی به یک جمله و آیه مشابه میرسیم که مشترک است:انسان فراموش کار است او در دیای هلاکت بود و مارا فریاد میزد و ما او را به ساحل نجات رساندیم و باز او فراموش کرد….این تیلیغ هیچ دینی نیست….در تمام عرفان غرب و شرق و اگر فلسفه غرب و شرق را زیر و رو کنیم به همین جمله میرسیم.تمام درد بشر این است که انسان دچار درد فراموشی میشود….درد فراموشی و نسیان است که مارا به پوچی میرساند.زمانهایی ما دچار تنهایی و بدترین روزها میشویم که دچار فراموشی شده ایم…
    خدا تو را دوست دارد .قدرت قلم قدرت خلق قدرت تکلم قدرت بیان حرف دل…………که دل هیچ گاه پوچ نیست.

    Thumb up 1

  • سارا.ر می‌گه:

    سلام مطلب بالا رو ۲بار خوندم چیزی که ازش به ذهنم رسید درست یا نادرست نمیدونم ولی حس کردم منظورت اینه که همه باورهای امروز ما درگیر فرهنگ های مختلف شدن و در انتها به ما دیکته شدن در صورتی که اصل قضیه یه چیز دیگست که پاسخ به اون به علمی نیاز داره که همه ی فرهنگ ها جدای از اون سعی در اثباتش داشتن.
    اینجوری همه چی پوچ میشه و این اون فرهنگ ذهنی پوچ گرایی که تو میگی؟

    Thumb up 1

  • ماهتاب می‌گه:

    سلام ،اولا” از خوندنه کامنتها متوجه شدم آقای محمدرضا امروز سر حال وخوشحالترن ومن هم خوشحال شدم براشون
    گفتید که به فرهنگ دموکراتیک اعتقادی ندارید میتونید بگید به چه فرهنگی اعتقاد دارید؟
    و اینکه وانمود کردن به چیزی که نیستیم اصولا” از نظر شما درسته؟

    Thumb up 1

  • ایمان می‌گه:

    فکر میکنم بجز این طبقه بندی که شما کردین ۲ دسته دیگه هم وجود داره
    دسته اول کسایی هستند که مطمئن نیستند چی درسته چی غلط و همیشه تو یکی از این فرهنگ ها سیر میکنند
    و دسته دوم کسایی هستند که از یکنواختی و حرف های تکراری خسته شدن و دنبال اضافه کردن به انواع فرهنگ هستند
    فکر میکنم جواب واحدی وجود نداره و با گذر زمان همه چیز تغییر میکنه

    Thumb up 0

  • ُSetareh می‌گه:

    شاید اگه بخوایم خودمون رو جز یه فرهنگ دسته بندی کنیم ، اولین انتخاب به احتمال زیاد فرهنگ دموکراتیک باشه.
    شاید این آمار خیلی هم کم باشه و اشتباه بگم ، اما ظاهر جامعه این رو نشون میده که همه ی کارامون تظاهر و وانموده.

    دوست داریم که دموکراتیک باشیم اما دیکتاتوریم و سایر گزینه هایی که ازشون فراری ایم اما وانمود میکنیم اون چیزی رو که نیستیم.

    Thumb up 0

  • رحیمه می‌گه:

    سلام به نظر من ۲+۲ بستگی به هرفرد فرق می کنه چون هرکی عقاید خودشو داره و فرهنگ خودش شاید حتی دنیایی که توش زندگی می کنه با بقیه فرق کنه

    Thumb up 0

  • حامد احمدی می‌گه:

    راستی از وقتی که شنونده رادیو مذکره شدم، بیشتر از پیش سکوت اختیار می کنم و سعی میکنم بیشتر شنونده باشم، در ادامه به گفتگویی که بین یکی از دوستانم و سرهنگ راهنمایی رانندگی رخ داد، اشاره میکنم که شاید یه جورایی نشاندهنده فرهنگ حاکم بر جامعه در مقیاس کوچکترش باشه (شخصاً فقط نظاره گر این بحث بودم):

    ۱- جناب سرهنگ سلام
    ۲- من سرهنگ نیستم
    ۱- اقای *** خسته نباشید
    ۲- بگو
    ۱- ماشینمو بردن
    ۲- ماشین واسه بردنه. کجا بوده حالا؟
    ۱- فرمانیه. کوچه نسترن کوچه ***(دقت کنید تو چند تا فرعی)
    ۲- با عصبانیت تمام و بعد از چند ثانیه دوستمو نگاه کرد، میدونی کجا پارک کردی؟
    ۱- نه
    ۲- اونجا بال شرقی خونه آقای لاریجانیه
    ۱- کدومشون؟
    ۲- به تو چه
    ۱- گفتش مگه جرمه؟
    ۲- می خوای ماچتم کنیم؟
    ۱- اونجا تابلو توقف ممنوع یا پارک ممنوع نبود که؟
    ۲- نبود که نبود. ما و همکارانمون ارجحیم به قانون
    ۱- گفتش پس تو کتاب آموزش آیین نامه ادرس خونه حضرات رو بذارید. مثل اینکه از تابلوها واجب تره
    ۲- (با صدای بلند)سرباز رحیمی این بلبل زبون بازداشته و …

    “یا حق”

    Thumb up 4

  • حامد احمدی می‌گه:

    بنظر من، فرهنگی که ما توش زندگی می کنیم، تلفیقی از فرهنگ های حاکم بر جامعه، بر سازمان محل کار /تحصیل، بر خانواده و فرهنگ خاص اون فرد است( مانند همون سه بعد منطقی/احساسی/عرف وسنت که تو رادیو مذاکره فرمودین درون همه وجود داره، ولی یه قسمتش پررنگتره) و
    بستگی به خودمون داره که بخواهیم از کدامین فرهنگ تأثیرپذیری بیشتری داشته باشیم.

    تو کشور/جامعه ما که فرهنگ موارد ۲و۶ (دموکراتیک و عدالتخواهانه) فکر نمیکنم وجود داشته باشه و حتی خیلی از مردم نیز تظاهر به دارا بودن فرهنگ دموکراتیک میکنن(حتی خود من)

    بنده به شخصه شاید دارای فرهنگی خنثی/خاص خود باشم که تو ۷ فرهنگ فوق جای نگیرم، چون حتی به نتیجه ۲+۲ نیز کار ندارم و سعی میکنم از دید یک فرصت برای بهتر زندگی کردن(که از دید هرکس متفاوت است) به ۲+۲ نگاه کنم.

    راستی محمد رضا جان، مذاکره چی، فرهنگ خاص خودش را داره؟ یا برگرفته از شخصیت و فرهنگ کشور شخص مذاکره کننده داره؟

    Thumb up 0

    • shabanali می‌گه:

      حامد جان. من فکر میکنم آدمها تمام المان های فرهنگی خودشون رو سر میز مذاکره میارن. همینه که جنس مذاکره ای که در هر فرهنگ و کشور میبینیم با جای دیگه کاملاً متفاوته

      Thumb up 1

      • حامد احمدی می‌گه:

        محمد رضا عزیز، بنظر شما بهتر نیستش که مذاکره فرهنگ خاص خودش رو داشته باشه(هر چند خیلی سخت خواهد بود که بخواهیم محدودیت هایی برایش بگذاریم)، یعنی یه المانهای خاص خود را در چارچوبی مشخص براش تعریف کنیم که فرد مذاکره کننده آموزش ببینه؟؟

        فرضاً میگن ایرانی جماعت احساسی/تعارفی، آلمانی ها منطقی/رک وصریح، اگر یه فرد ایرانی تمام المانهای فرهنگی خودشو رو سر میز مذاکره ببره، ناموفق نخواهد بود و اون امتیازهای لازم را میتونه بگیره؟

        با سپاس

        Thumb up 0

  • sahar_golbon می‌گه:

    ای ول
    جامعترین جوابی که میشد دادو حسین پناهی داده.البته شاید چون حرف دل منم همین بود ولی فکر میکنم با نظر خود محمدرضا هم موافق باشه از جوابی که به علی داده اینطوری برداشت میشه کرد. درست فهمیدم استاد؟

    Thumb up 0

  • ندا می‌گه:

    سلام
    گفتین ریاضی داغ دلم تازه شد من ۲ سال ریاضی (محض)میخوندم متاسفانه یا خوشبختانه به عنوان کسی نظرمو میگم که دو سال دو رو برم پر از ریاضی دانایی بود که حتی اسمشونم سند بود(که خیلی جالبه ولی در عین حال تلخه) یعنی مثلا شما وقتی برای مصاحبه ازمون دکتری بری اگه ببینن شاگرد فلان استاد بودی قبولی که حالا دلیلش بماند:)(خنده تلخه)
    شما هیچ وقت نمیتونید به این اساتید بگید ۲+۲ میشه ۵ یا هر چیزی به جز ۴ چون اونا توی دنیایی زندگی میکنن که قانونش اینه حتی خیلی هاشون نمیدونن چرا این یه قانونه ولی همشون ازش تبعیت میکنن و در ج شما میگن این یکی از اصوله که ما پذیرفتیم نمیخوام بگم اشتباه میکنن یا درست میگن ولی شما نمیتونی هیچ وقت با این آدما در مورد ۲+۲ بحث کنی چون اونا در نهایت به چیزی میرسن که اصول بهشون مقنن کرده به همین دلیل هیچ وقت احساس نمیکنی با یه آدم متفکر داری صحبت میکنی احساس میکنه این آدم میخواد تو رو ببره به جایی که اون اصول گفتن. هیچ کس سراغ اونا نمیره چون دنیاشون با ما فرق داره البته این احساس منه.

    Thumb up 0

  • حسین پناهی می‌گه:

    می دانی
    یک وقت هایی باید
    روی یک تکه کاغذ بنویسی
    تـعطیــل است
    و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت
    باید به خودت استراحت بدهی
    دراز بکشی
    دست هایت را زیر سرت بگذاری
    به آسمان خیره شوی
    و بی خیال ســوت بزنی
    در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که
    پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند
    آن وقت با خودت بگویـی
    بگذار منتـظـر بمانند

    Thumb up 0

  • بهرنگ می‌گه:

    ضمنا داستان شهر موشها رو تموم نکردی. تازه شنیدم موشها بدجوری برای گربه ها کری میخونن و یک فندق هایی اختراع کردن که طی یک عملیات شیمیایی بادی تولید می کنه که همه گربه ها که هیچی، پلنگ ها رو هم با خودش می بره!

    Thumb up 0

  • زیبا می‌گه:

    سلام.
    نمیدونم چند میشه.

    Thumb up 0

  • بهرنگ می‌گه:

    محمدرضا! الکل چه می کنه!!!

    Thumb up 0

  • پگاه می‌گه:

    در مورد خودم خب اولی که اصلا..دومی هم به نظرم جایی که سرو صدا زیاده حرفی زده نمیشه که ارزش شنیدن داشته باشه…سومی هم نه زمان با تغییر عجین شده چیزی در این دنیا ثابت نیست ….فلسفه زده هم اصلا واقعیت همیشه ساده است نه پیچیده…اختلاف طبقاتی هم اگر منظور مادیاته نه اگر چیزه دیگه جای فکر داره ….عدالتخواه هم که رویایی بیش نیست من اهل واقعیت…نوستالژیا هم نیستم حافظه هر چند وقت یکبار فرمت میکنم :)………الان من کدومم؟؟؟

    Thumb up 0

  • علی می‌گه:

    محمد جان یک سوال :

    چی میشه که اعضای یک جامعه در عین نیاز شدیدی که به تفکر و بیداری و تحول دارند (درحالی که خودشان هم بدان علم دارن) ولی به متفکرانشان اجازه تفکر نمی دهند یا حرفهاشون رو توهم می دونند؟؟

    Thumb up 0

  • بهرنگ می‌گه:

    میدونی چرا؟ چون وقتی یک ریاضی دان بیاد و خیلی خشک و منطقی بگه جواب چیه، دو تا اتفاق میافته. اول مردمی که دنبال یک سحر و جادو و “رویا” و “امید” برای یک چیز بهتر یا متفاوت می گردن، سرگردان و حیران و نا امید میشن..و دوم کسانی که از فروش این “رویا” به دسته اول گذران زندگی می کنن،از زندگی می افتن..
    پس واقعا چه کسی به یک ریاضی دان احتیاج دارد؟

    Thumb up 1

  • روجا می‌گه:

    هر کسی دانشی دارد ! عده ای نمی دانند و فکر می کنند آنچه که می گویند درست است ! عده ای می دانند وبه آنچه می گویند باور دارند ! عده ای نمی دانند و حتی نمی دانند آنچه که دیگران ادعا می کنند میدانند، درست است یا نه ! حال چه کسی می داند ٢+٢ چند می شود ؟

    Thumb up 0

  • الف می‌گه:

    البته به بعضی ها هم هر چی از قبل بگن و بوده همونو قبول می کنن.فکر می کنید چند نفر فکر کردن ۲+۲ غیر از ۴ جواب دیگه ای هم داره یا اگه ثابت بشه ۵ می شه چند ساله دیگه کسی یادش می مونه ۴ هم بوده .
    ذهن آدمها معمولا خیلی زود به خیلی چیزها عادت می کنه!
    من نمیدونم واقعا جواب ها با ذات طبیعت هم باید هماهنگ باشه ؟
    یا طبیعت جواب واحدی داره یا کلا دنبال جواب نیست؟

    Thumb up 0

  • علی می‌گه:

    من شما رو در ۳ جلسه از نزدیک دیدم و صحبت هاتون رو گوش کردم
    به نظرم شما وانمود می کنید که یک فرهنگ عدالتخواهانه – دموکراتیک دارید
    بر همین اساس من از شما شدیدا خوشم می آد و الان حدود ۵ ماه هست که روزی ۲ بار سایت رو چک می کنم و در همایشاتون شرکت می کنم و رادیو تون رو هم گوش میدم

    متشکرم که من رو با دنیای مذاکره آشنا کردی

    Thumb up 2

    • shabanali می‌گه:

      درست ترین کلمه در کل کامنت تو میدونی چی بود؟ «وانمود».
      خوشحالم که کسی راجع به من نظر میده که من رو میشناسه و از انتخاب دقیق کلماتت فهمیدم که خوب هم شناختی.
      راستش من خیلی به فرهنگ دموکراتیک اعتقاد ندارم اما تلاش میکنم ظاهر رو حفظ کنم.

      Thumb up 6

  • صفورا می‌گه:

    همیشه اونی که باید نظر بده رو در نظر نمیگیرم ۲+۲ فقط به علم ریاضی برمیگرده اما مثل خیلی مسیله های دیگه همه حق اظهار نظر دارن الا اونی که تخصصشو داره

    Thumb up 0

  • کیا می‌گه:

    در فرهنگ استاد شعبانعلی ۱۰۰ تا سمینار و ۲۰۰ تا کلاس های جور واجور و با تبلیغات و برچسب های هوشمندانه میذارن که بگن که حالا که شما اومدیدسرکلاس یادمیگیرید که میشه ۴ دوستت دارم استادددددددددددددددددد

    Thumb up 3

  • علی می‌گه:

    سلام
    من در مخلوطی از سه فرهنگ دموکراتیک – مذهبی – عدالتخواهانه زندگی می کنم
    راستی محمد جان (استاد شعبانعلی) خودت چه فرهنگی داری؟؟

    Thumb up 0

  • مسعود نصیری می‌گه:

    بازم سلام خدمت آقای شعبانعلی…شب بخیر
    میتونم بپرسم چرا ذهنیت پوچ گرا دارید؟
    پوچی ای که میگین از چه نوعیه؟
    فکر کنم این سوال باعث بشه من و بقیه دوستان ،یشتر به روحیات شما آشنا بشیم.

    Thumb up 1

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *