چگونه در یک جامعه، همه مجرم میشوند…

پیش نوشت ۱: ملکه انگلیس زمانی گفته بود، قانون برای یک جامعه مثل یک لباس است، اگر آنرا زیادی تنگ درست کنیم، زمانی که جامه را بر تن جامعه میکنیم، از جاهای مختلف شکافته و پاره میشود…

پیش نوشت ۲: اگر مصادیق جرم را افزایش دهیم، مجرمان را افزایش داده ایم بی آنکه ارتکاب جرائم واقعی، افزایش یافته باشد.

متن:

یادم می آید نخستین روزها که فیس بوک ف.ی.ل.ت.ر شد، من جزو کسانی بودم که استفاده از آن را کنار گذاشتم. حوصله مکانیزمهای پیچیده عبور از ف.ی.ل.ت.ر را نداشتم و عطای فیس بوک را به لقایش بخشیدم. اما زمانی که حلقه محدودیتها تنگ و تنگ تر شد، زمانی رسید که دیدم برای پیدا کردن تصاویر معمولی نیز با صفحه معروف «پیوندها» مواجه میشوم. به هر مصیبتی بود راهکارهای عبور از دیوار ف.ی.ل.ت.ر را یاد گرفتم تا بتوانم اسلایدهایم را درست کنم. اسلایدهایی که قرار نبود برای کفار و معاندین پخش شود و عمده مخاطبان آن مسئولین بودند!

وقتی که دیدم به لطف نرم افزارهای عبور از دیوار ف.ی.ی.ل.ت.ر دسترسی به جهان آزاد دوباره امکان پذیر شده، اکانت فیس بوکم را دوباره فعال کردم و مجدداً به جمع کاربران فیس بوک پیوستم. اگر محدودیتها تا این اندازه شدید نبود هیچگاه زحمت این همه مصیبت را به خودم نمیدادم.

هنوز میشناسم کاربران زیادی را که حوصله عبور از دیوار ف.ی.ل.ت.ر را ندارند و به سهم کوچکی از دنیای آزاد که «برادر بزرگ» برای آنها صلاح دانسته است قناعت کرده اند. اما احساس می‌کنم تنگ کردن دیوار این زندان و توسعه‌ی این روش ف.ی.ل.ت.ر کردن عمومی، عملاً نقض غرض خواهد بود و ایرانیان را بیش از هر زمان دیگر به شکستن موانع و ورود به دنیای آزاد ترغیب خواهد کرد.

هر بار که یک ایرانی از طریق ف.ی.ل.ت.ر شکن وارد دنیای آزاد میشود، «حرمت دولت و نظام» یک بار شکسته میشود. و با اعمال محدودیت های بیشتر، هر ایرانی به صورت روزمره نیازمند عبور از دیوار ف.ی.ل.ت.ر خواهد بود. در این میان حرمت نظام و قوانین آن به کجا خواهد رفت؟ جامعه ای خواهیم داشت که همه در آن مجرمند. این لباس تنگ شکافته میشود و این اصلاً اتفاق خوبی نیست…

پی نوشت: در تفکر سیستمی میآموزند که اگر کاری میکنی، فقط به یک دقیقه بعد از آن فکر نکن، به یک سال پس از آن و اثرات دور دست هم فکر کن. کاش تفکر سیستمی بر بدنه اجرایی کشور حاکم بود.



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی

+200
  


45 نظر بر روی پست “چگونه در یک جامعه، همه مجرم میشوند…

  • یاسر می‌گه:

    با توجه به مخالفت کاربران با این دیدگاه این نظر پنهان شد، . برای مشاهده کامنت کلیک بفرمایید و در صورتی که متن کامنت مورد تایید شماست، لطفا به آن رای مثبت دهید.

    Thumb up 7

  • مجتبی می‌گه:

    و همچنین تفکر سیستمی میگه نوع ساختار پدید آورنده ی رفتار اعضاست،حالا یا باید اعضا از پایین به بالا درست شن یا از بالا به پایین سیستم درست شه،که البته تو تفکر سیستمی بالا و پایین خیلی مفهوم گذشته ی خودش رو نداره.

    Thumb up 1

  • فاطمه می‌گه:

    سلام

    در راستای همون تفکر سیستمی….

    برای این دو خانواده‌ی بی‌سرپناه کاری کنیم:

    http://fardayesabz.sharif.ir/2014/04/2423/

    Thumb up 0

  • احمد می‌گه:

    سلام استاد عزیز
    این قصه هر روزه در بسیاری از زمینه هاست . جائیکه انسان ها تمرین می کنند تا از موانع کوچک قانونی بپرند و برای روز مسابقه جهش های عظیم خود را آماده کنند .
    ایستگاه مترویی را می شناسم ( طرشت – شریف )که در میانه یک بلوار کوچک است . اطراف آن جایی برای پارک خودروها در نظر گرفته نشده و در طول این بلوار چهار ردیف تابلوی توقف مطلقا ممنوع به فواصل غیر معمول کوتاه کاشته شده است . یعنی حتی دو ردیف در میانه بلوار و مجاور بلوک ها و چمن کاری جداکننده مسیرهای رفت و برگشت ؛ که غیر عادی به نظر میاد .
    از صبح خودروهایی که رانندگان شان مسافران مترو هستند , به ناچار در محل ممنوع خودرو خود را پارک می کنند و بعداز ظهر با برگ جریمه تحویلش می گیرند . هر بار که از آن مسیر عبور می کنم ؛ با خودم می گم آیا این رانندگان به مرور بی احترامی به قانون را نخواهند آموخت و . . .
    اما هر سیستمی راه حل های مسایل خود را در درون خود می سازد !! در این مورد راننده راضی است که جایی برای پارک داشته ؛ نهادی راضی است که برگ های جریمه اش بی مصرف نمانده ؛ ملتی راضی است که مسیر تخم مرغ دزدی هنوز بسته نیست و . . .

    Thumb up 0

  • داوود می‌گه:

    دقیقاً درسته.
    زمانی بود -زمانی دور البته و اوایل ورود اینترنت به کشور یا کمی بعد از ورود- که عبور از ف.ی*ل.ت*ر خجالت داشت و طرف می‌رفت پیش افراد ماهر تو امور رایانه و با شرمندگی ف*ی.ل*ت.رش*ک.ن درخواست می‌کرد. بعدتر فقط ف.ی*ل.ت.ر*ی.ن*گ سیاسی بود و مثلاً معاندین و گروه‌های سیاسی اپوزیسیون سایت‌هاشون ف۰ی۰ل۰ت۰ر بود که باز هم افراد خاصی به ف-ی.ل-ت.رش.ک.ن نیاز داشتند. اما الان، هر بنی بشری به شکنندهٔ فیل*تر نیاز داره برای سایت‌هایی که از نظر هیچ فرد عاقلی هیچ موردی هم ندارند…

    Thumb up 2

  • کیانوش می‌گه:

    سالها پیش از شخص مسن با تجربه ای شنیدم که می گفت :حرف من حرفه و ارزش داره ” نباید حرفی بزنم یا کاری کنم “که
    حرمت من بشکنه این حرمته خیلی مهمه
    در جامعه ای که حرمت شکنی عادی بشه دیگه سنگ رو سنگ بند نمی شه متاسفانه !

    Thumb up 4

  • shahab می‌گه:

    چه قدر بده که حتی اگه بخوایم بگیم ف.ی.ل.ت.ر چیز خوبی است باید اینطوری بنویسیمش…

    Thumb up 6

  • محمدعلی می‌گه:

    محمدرضا جان ، مصداق دیگری برای این مطلب خوبت :

    http://www.khabaronline.ir/detail/349764

    http://www.khabaronline.ir/detail/349778

    Thumb up 2

  • shiva می‌گه:

    سلام محمدرضا آوردن تیتر مجرم و اشاره به کاربران فیسبوک در متن کنار هم فقط یک چیز رو برام تداعی میکنه اونم اینکه به عنوان یک مجرم دارم برای یک مجرم دیگه کامنت میذاردم! به نظرت درسته؟ :)

    Thumb up 3

  • ابوالفضل می‌گه:

    محدودیت همیشه کنجکاوی و برای فاعلش همیشه بی اعتمادی می آورد.زودتر تغییر کنیم.

    Thumb up 0

  • ریحانه می‌گه:

    اندر احوالات من و نرم افزارهای رفع مسدودی – (قصه این روزهای من)
    امروز صبح که از خواب بیدار شدم طبق معمول شروع کردم به چک کردن نوتیف های شبکه های اجتماعی ام. اما متوجه شدم نرم افزار رفع مسدودی گوشی ام کار نمی کنه! بعد از چندبار وارد کردن پسورد و روشن و خاموش کردن گوشی به یاد آوردم احنمال زیاد مسئول رفع مسدودی محترم در عوض دو ماه، اکانتم رو برای یک ماه شارژ کرده و حداقل در اون لحظه نمی تونم ازش استفاده کنم.
    حس خیلی بدی بود، فکر می کردم که دیگه گوشیم به درد نمی خوره و من هیچ ارتباطی با دنیای خارج از خودم ندارم…
    کاملا خواب از سرم پریده بود! در حالت خواب و بیداری به ذهن ام فشار آوردم که برای روز مبادا اپلیکیشن جایگزین چی دارم و در کمال نا امیدی به سراغ گزینه دوم رفتم چون شک داشتم بتونم باهاشون کار کنم. ولی اپلیکیشن بیچاره در کمال ناباوری خوب تر از قبلی به من اجازه توییت کردن می داد.
    اتفاق شوکه کننده ای بود ولی باعث شد ذخائر نرم افزار رفع مسدودی ام رو بازبینی کنم تا دوباره مشکلی پیش نیاد.

    Thumb up 1

  • سیمین-الف می‌گه:

    سلام استاد عزیز
    سلام همراهان
    بعضی وقتها بزرگترها چون می خوان راحت باشن یا دغدغه ایی براشون پیش نیاد از یه سری مسائل، بچه هاشونو دور می کنن و یا، موانعی براشون ایجاد می کنن. غافل از اینکه بیشتر از اون چیزی که فکر می کردن، هم خودشون هزینه می دن و هم بچه هاشون.
    کافی بود یه مقدار آگاهی و خلاقیت داشتن و یا وسیعتر و با دید بازتری به اطراف و شرایط متقابلشون نگاه می کردن تا به نفع هر دو، مساله پیش می رفت.
    و حالا ما…
    آرزو می کنم این مسائل و مسائل این چنینی در کشورمون با آگاهی عمومی و اجتماعی حل و برطرف بشه تا نیروی جوانان مستعد و فعالمون صرف سازندگی و شکوفایی شود، نه صرف شکستن و شکافتن!
    پایدار و برقرار باشید.

    Thumb up 0

  • علیرضا می‌گه:

    می دونم که به موضوعه بحثت مربط نیست….!!! ولی…
    محمد رضا خیلی خوبه که به مطالب قدیمی و مهم دوباره بر می گردی ولی مطالب مهم تری هم هست که به اونا بپردازی.
    مثلا تو حوزه مذاکره یه بحثی بود که می گفتی مذاکره کننده حرفه ای احساس باهوش بودن به طرف مقابل می ده و طرف در مقابلش بهش امتیاز میده، یا اونو منصف جلوه می ده یا…. . حالا اگر شخصیت ما طوری باشه که در همچین جایگاهی قرار بگیریم (بالاخره هر کس ضعف هایی داره که همش هم مربوط به دانش مذاکره نیست) اونوقت بستگی به شخصیتش چه طوری باید با مذاکره گر حرفه ای برخورد کنه؟

    Thumb up 3

  • رها-اسفند می‌گه:

    دارم از این همه دروغ و جهل و عقب ماندگی و محدودیت و تکراربالا می آورم……….

    Thumb up 4

  • نويد می‌گه:

    نمیدونم اهل دیدن سریال های سوپر مارکتی هستید یا نه اما در این بین {شاه گوش} شهرت خوبی پیدا کرد و من هم ترغیب شدم چند قسمتی از اونو ببینم. عنوان بلاگ رو که دیدم دقیقا یاد اون افتادم. همه ی نقش های این فیلم طرحی از نقش های تیپیکال جامعه است……همه متهم میشن….جرمشون اون اتهام نیست اما مجرمند!!!! :) نتیجه اش با بلاگ شما یکی نیست اما بسیار جالب بود.

    Thumb up 4

  • کیان می‌گه:

    “می گویند تنهایی پوست آدم را کلفت می کند
    می گویند عشق دل آدم را نازک می کند
    می گویند درد آدم را پیر می کند
    ومن امروز
    کرگدن دل نازکی هستم که پیر شده است”
    مهدی صادقی/کتاب ذهن خطرناک یک انسان معمولی

    Thumb up 8

    • شهرزاد می‌گه:

      کیان عزیز … این مطلب زیبایی که گفتی، منو به یاد قطعه ای از شعر زیبای «مسافر» سهراب سپهری، انداخت که میگه :
      “وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت …”
      که گفته میشه سهراب این قسمت از شعرش رو از گفتاری از «بودا» الهام گرفته :
      بودا میگه: (من تکه هایی از گفتار زیبایش را انتخاب می کنم)
      ” از همراهی محبت زاید، و از محبت، رنج؛ چون این زهر را که از محبت برمی­تراود بینی، به کردار کرگدن تنها سفر کن.
      با دلسوزیِ یاران یکرنگ خود، مرد، با دلی دربند، از مقصد غافل می­ماند، چون در دوستی این بیم را بینی،به کردار کرگدن تنها سفر کن.
      در همه جا آزاد، تک و تنها، و به این و آن نیک خرسند، خطرها را بیباک به جان خریدار، به کردار کرگدن تنها سفر کن.
      اگر دوستی بیابی که با او سفر کنی، مجذوب و ثابت قدم، لایق، برخطرها همه غالب، آگاه و خوشدل همسیر او باش.
      چون کسی را که به همسفری ارزد نیافتی، کسی که ثابت قدم و مجذوب نیست، هم بدان سان که راجه سرزمین فتح شده را وامی­گذارد، به کردار کرگدن تنها سفر کن.
      آز رفته، تزویر رفته، تشنگی رفته، شک رفته، و فریب­ها را همه بر باد داده، از جهان یکسره بی­نیاز گشته، به کردار کرگدن تنها سفر کن.
      در تلاش یافتن دورترین مقصد، نه در اندیشه سست، و نه در راه­ها تن ­آسان، در آغاز نیرومند، استوار، پایدار، به کردار کرگدن تنها سفر کن. “

      Thumb up 2

  • ضیاء می‌گه:

    با توجه به مخالفت کاربران با این دیدگاه این نظر پنهان شد، . برای مشاهده کامنت کلیک بفرمایید و در صورتی که متن کامنت مورد تایید شماست، لطفا به آن رای مثبت دهید.

    Thumb up 11

  • آرام می‌گه:

    با این روش فقط برچسب زدن به ملت و برچسب خوردن حکومت داره اتفاق میفته با خیلی عوارض جانبی که در این مقوله «برچسب» هست
    در کنار محدودیتها و مشکلاتی که ایجاد میکنه در دستیابی به دنیای سالم ارتباطی

    Thumb up 0

  • zoorba.booda می‌گه:

    این متن رو ۶سال پیش از یه معلمی شنیدم که میگفت یکی از دانش آموزاش برای پدرش نوشته بود(اون تفکر سیستمی رو نمی شناخت ولی به معنای واقعی داشت سیستمی فکر میکرد)
    “اگر مجبورم کنی که به بهشت بروم، آرزومندانه به دنیای پشت درهای بهشت خواهم اندیشید.
    اگر مجبورم کنی که مثل تو باشم،تمام سعی ام را خواهم کرد تا هر کسی باشم بجز آنکه تو میگویی.
    اگر مجبور باشم که دوست بدارم،خیانت دریچه نجاتم خواهد شد.
    اگر اجبارم کنی چشمهایم را به دنیا ببندم،پشت دریچه ی پلکهایم آنرا باشکوهتر ازآنچه هست تصویر خواهم کرد.
    اگر مجبورم کنی که جسمم را بپوشانم،با روحم برهنه خواهم شد.
    اگر دستهایم در بند باشد،دندانهایم را بکار خواهم گرفت.”
    و چقدر خوب میشد که اون مسئولینی که خودشونو پدر مردم فرض میکنن کمی هم با این تفکر آشنا میشدن

    Thumb up 21

  • نوه ی حاج فتاح می‌گه:

    سلام؛
    به عنوان یک گرافیست دو نکته به ذهنم رسید عرض می کنم: ۱٫ نسخه قبلیِ (Home page) سایت صمیمی تر و برای مخاطب جذاب تر بود تا این که ام روز دیدم و شبیه این سایت های خبری بود. ۲٫ فایل لوگوتایپ بسیار حجیم است و عملا می توانم بگویم برای دانلودش با اینترنت نفتی ملت، صبر ایوب می خواهد. پیشنهاد می کنم فایل را با مود رنگی RGB و فرمت PDF در نرم افزار corel خروجی بگیرید که نهایتن ۱ مگابایت ناقابل می شود.
    جسارتم را ببخشید.

    Thumb up 3

    • yalda می‌گه:

      می خواستم بگم که با نظر ایشون تا حدی موافقم.سایت خیلی طول می ده که کامل لود(بارگذاری)بشه.و این یکم اذیت می کنه از این بابت که ما عادت کردیم به زود لو ود شدن صفحه ها.
      ب هر حال برای خوندن مطالب با ارزش شما صبر و تامل این وقفه خیلی بر ما گران نیس .بلکه هم در برخی موارد شیرین!
      اما اگر رفع شه بیــــشتر متشکریم :)

      Thumb up 1

  • شهرزاد می‌گه:

    این مطلب رو قبلا هم خونده بودمش و همون لحظه احساس کردم چقدر حرف دل منه … به نظرم نمیتونستم چیزی زیباتر از این مطلب، در این مورد، در جایی بخونم.
    یکی از مصادیقی که این موضوع رو در اونجا، کاملا لمسش می کنم؛ در وبلاگ خودمه. برای جزئی ترین و ساده ترین چیز، موضوع، فایل یا مطلبی که خودم با تمام وجودم حسش میکنم و دلم میخواد توی وبلاگ بذارم، همیشه یه ترس پنهانی توی وجودم، وجود داره که : نکنه از این خوششون نیاد، نکنه نباید چنین چیزی بذارم، نکنه بعدا مشکلی پیش بیاد … (خیلی سخته … :( )

    Thumb up 2

  • طاهره جلیلی می‌گه:

    ناخودآگاهی که همیشه بدون اینکه مرتکب جرمی بشه منتظر اینه که مچش رو بگیرن نمیتونه سالم بمونه… و جامعه ما پره از این ناخودآگاه ها… از مسائل اجتماعی و دینی بگیر و برو تا برسی به یه عالمه مسائل super persoanl…

    Thumb up 3

  • احسان می‌گه:

    فیلترینگ باعث شده از جستجوی ساده اینترنتی تا دیدن سایتهایی که غیرسیاسی و اخلاقی هستند تا شبکه‌های اجتماعی و ارتباط با دوستانمان از فیلترشکن استفاده کنیم
    و رمزها و اطلاعات سایتهایی که بازدید میکنیم را در اختیار سرویس دهنده فیلترشکن که معلوم نیست چقدر میتواند از اطلاعات کاربران محافظت کند قرار بدهیم و یا با اطلاعات رد و بدل شده چه کاری میتواند کند؟

    فیلترینگ و به سبب آن استفاده از فیلترشکن باعث شده که از اطلاعات کاربرهای داخلی سوء استفاده بشه

    برای همین است که به فیلترشکنها نباید براحتی اعتماد کرد چون میتوانند به وسیله فیلترشکن رمزهای ما را سرقت کنند و از اطلاعات ما سوء استفاده کنند و یا در قبال بازگشت اطلاعاتمان از افراد سوء استفاده مالی و جنسی کنند

    مثل ماجرای هکری که در ۳ ماه پیش دستگیر شد و از ۳۰۰ دختر دبیرستانی با سرقت اطلاعاتشان (رمز ورودی به فیسبوک آن دختران) سوء استفاده جنسی کرده بود : http://www.tabnak.ir/fa/news/375878

    Thumb up 6

  • ادریس می‌گه:

    حرفی بود که این روزها به دوستان می گفتم.
    البته نه به زیبایی یه پست وبلاگ. سرسری.

    Thumb up 0

  • فرشته حسن آبادي می‌گه:

    یاد سریال برره ره می افتم که رفتن مانور ، از دشمن فرضی شکست خوردن و با کلی تلفات لت و پار برگشتن !

    Thumb up 2

  • ص.شویکلو می‌گه:

    با توجه به مخالفت کاربران با این دیدگاه این نظر پنهان شد، . برای مشاهده کامنت کلیک بفرمایید و در صورتی که متن کامنت مورد تایید شماست، لطفا به آن رای مثبت دهید.

    Thumb up 0

  • روجا می‌گه:

    با کلام زیبا و رسایتان باز هم حرف دلم را زدید ! دردمندان میدانندو آنرا مرور می کنند ! درد آوران کی خوی خویش را فراموش خواهند کرد؟

    Thumb up 0

  • میلاد می‌گه:

    یاد مهران مدیری افتادم تو برره
    “بزنیم شیشه های خونه خودمون رو بشکونیم برای اعتراض”

    Thumb up 6

  • سروش می‌گه:

    سلام استاد، خیلی مطلب کامل و عالی ای بود، بد نیست یک نکته رو هم بگم که دارن هدایتمون میکنن که از VPN هایی که در اختیارمون قرار میدن استفاده کنیم چون کنترل و پی گیری چند تا آدرس IP بهتر از کنترل این همه آدرس هست. توصیه میکنم از هر vpn ای استفاده نکنید.

    Thumb up 3

  • م.ح می‌گه:

    درس توسعه اقتصادی رو با ۱ استاد خیلی بزرگوار داشتم که حرفاش گهر بود. ۱ مثال جالب برای تعریف دولت در جوامعی که توهمی از اجرای دموکراسی دارند رو عنوان کرد و مطلب شما برام دقیقا تداعی کننده همان مثاله. دولت- این به تعبیر شما برادر بزرگ- و به تعبیر من پدر در یک خانواده مرد و پدر سالار- علاوه بر این که به مسئولیت ها و اختیاراتش آشنایی نداره بلکه گاهی با سوء تعبیر و نادانی(در شرایط خوش بینانه) هیزم هم به آتش اضافه می کنه. این قدرتی که حرمت انسانی برای یک مسلمان عاقل رو که صاحب کامل ترین دین خداست رو می گیره و چارچوب شریف یودن رو دست قانونی میده که ضد قانون بودن رو ترویج می کنه.

    Thumb up 2

  • Alireza Mirlatifi می‌گه:

    in lebas benazare man az hamoon 1000 sal pish dorost tane ma Irani ha naraft! kolan ma Irani ha shayad ziyad doost nadarim ye nafar dige, lebas tanemoon kone. ya shayad ham doost darim zood be zood, lebasemoon ro avaz konim ya taghir bedim. bademoon ham nemiyad ke bazi jahaye lebasemoon baz bashe !? 😀
    Bebakhshid ke font Farsi naneveshtam.

    Thumb up 0

  • سارا.ر می‌گه:

    سلام، واقعا نمیدونم چی باید بگم، به نام اسلام دارن تفکرات پوچ خودشون و به خورد مردم میدن، همیشه برای مردم راهی هست
    نوشته شما عالی بود حرفی برای گفتن نذاشت

    Thumb up 2

  • نازنین می‌گه:

    به واقع آستینهای زیادی برای متنفر کردن ما از مقدساتمان
    بالا رفته است.
    متاسفانه علاوه بر نابود کردن مقدسات ،ارزش های انسانی نیز در پی آن کم و بیش از بین رفته .

    Thumb up 1

  • مينا می‌گه:

    همه این موارد به ریشه تربیتی و فرهنگی ما بر می گرده که از بچگی یاد گرفتیم..هنوز فیلم های ویدیویی که شبانه به در خانه ها می آمد….کیسه های پلاستیکی سیاه….یادمان نرفته ..ما سال های سال است که فقط دور زدن را یاد گرفتیم اما یکبار زمان برای ایجاد یک راه جدید ، یک فکر جدید نگذاشته ایم.

    Thumb up 2

  • مرجان می‌گه:

    سلام

    استاد ممنون از متن عمیق و زیباتون.
    من هر وقت با صفحه پیوند ها مواجه میشم تنها چیزی که یرام یادآوری میشه اینه که ما تو این جامعه آزادی فکر و انتخاب نداریم.
    ما رو محدود میکنن به خوندن مطالبی که خودشون تجویز میکنن و به نظرم بیخود نیست که الان از تحریم ها نمی ترسن چون خودشون سالهاست راه های دور زدن از تحریم ها رو به مردمشون یاد دادن البته ناخواسته.

    به نظرم ف.لیتر کردن فقط توهین به شعور مردم هست.

    Thumb up 2

  • پگاه می‌گه:

    آقا این لباس خیلی وقته شکافته به خسال خودشون دارن رفوش میکنن

    Thumb up 2

  • عليرضا می‌گه:

    پی نوشت نامربوط دو دیدگاه جالبی از فیلترینگ بود!

    Thumb up 0

  • حامد فردوس آرا می‌گه:

    استاد واقعیت داره! الان با فیلتر شکن ایمیل چک می کنیم
    موتور جستجو هم عوض کردیم…
    در آینده نزدیک از طریق چاپار باهاتون در ارتباطیم
    تو یاهو هم جستجوی عکس (بخدا مجازها منظورمه) فیلتره…
    واقعا مسخرست…
    اگر یادتون باشه دیدید که چطور Elsevier تحریم کردیم؟
    من به این کارا میگم خود زنی… اونم از ترس چیزی که هنوز اتفاق نیافتاده…

    Thumb up 1

  • فاطمه.ش می‌گه:

    من در مورد بحث فیلترینگ چیزی نمیگم چون مدت زمان طولانی هستش که همه در گیرش هستند.امروز شما وقتی میخواین حتی در مورد محیط زیست هم تحقیق کنید با صفحه ی به قول شما استاد ؛ پیوندها روبرو میشیم.
    مطلبی هم که در پ.ن ۲ نوشتیدچندی پیش دقیقا من رو به این سوال واداشت که واقعا هدفشون از اینکه تصویر مرقد امام رضا رو گذاشتند چیه ؟؟؟خیلی راه وجود داره تا بتونیم خیلی چیزها رو بسازیم.

    Thumb up 2

  • صفورا می‌گه:

    ما همه فرزندان آدمیم خدا اونو محدود کرد واون رفت به سمت میوه ممنوعه
    … نا خلف باشم اگر من به جویی نفروشم
    ذات آدمی در برابر محدویت مقاومت میکنه بعضی وقتا باید اجازه بدی بچه دستش به بخاری بخوره و بسوزه تا خودش بفهمه که اگه میگی دست نزن بخاطر خودشه

    Thumb up 2

    • جواد می‌گه:

      سلام
      البته صفورا خانم هر محدودیتی لزوما به معنای دریدن پرده های حیا و قانون و نظم نیست .
      و چه بسیار محدودیت هایی که صرفا از نظر ما نام محدودیت را یدک می کشند و چه بسا راهی برای بزرگی و تبعیت بیش از پیش باشند . مثل قضیه ی میوه ی ممنوعه .

      Thumb up 0

      • صفورا می‌گه:

        آقا جوا حرفتون درسته منظور من اینه که اینجور مسایل با محدود کردن حل نمیشه که بذتر هم میشه چون با فیلتر شکن هم اصل قضیه پا برجاست هم یه جور توهین میشه به کسی که محدود کرده
        در خیلی از مسایل باید چهارچوب ومحدودیت باشه شما برای تربیت فرزند حتما باید یه سری محدودیت داشته باشید
        در جامعه هم همینطوره والا سنگ روی سنگ نمیمونه و باید فاتحه اون جامعه رو خوند من یه جای دیگه هم این مثالو زدم
        اگه ایرانی ها از فیس بوک برن فیس بوک نیمه تعطیله اگه فیلتر و این محدودیت جواب میداد باید اونجا جواب میداد
        سازندگان فیس بوک میدونن ایران اونو فیلتر کرده بعد از یه طرف میبینن این همه ایرانی اونجا عضو هستن و دارن فعالیت میکنن خب این یه بازخورد منفی داره اونا این فکرو میکنن که ایرانی ها اونا رو بیشتر قبول دارن

        Thumb up 1

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *