ما کامل نیستیم…

فردا صبح، در یک شرکت خصوصی، درباره رفتار سازمانی با نگرش تحلیل رفتار متقابل سخنرانی دارم. متن نخستین اسلایدم را گفتم برای شما هم بنویسم:

 

ما انسانها، در طول عمر خود، به صورت یکنواخت و همه جانبه رشد نمیکنیم.

بسته به شرایط محیطی، بعضی وقتها در یک جهت رشد میکنیم و بعضی وقتها در جهت دیگر.

هیچیک از ما کامل نیستیم. در یک حوزه به بلوغ رسیده ایم و در حوزه دیگر، همچنان کودکیم.

گاه گذشته مان، ما را در دام خود میاندازد.

گاه آینده مان، بر امروزمان سایه میاندازد.

و گاه، امروزمان، ما را از گذشته و آینده فارغ و غافل میکند.

ما از لایه ها و بخش های مختلفی ساخته شده ایم و در هر لحظه، یکی از این بخشها بر ما حکومت میکند…



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+51
  


22 نظر بر روی پست “ما کامل نیستیم…

  • مينا می‌گه:

    سلام..

    کلاس روز ۵شنبه خیلی خوب و آموزنده و کاربردی بود و امیدوارم بتونم تو دوره های دیگه شما هم شرکت کنم. … با تشکر

    Thumb up 0

  • فایزه می‌گه:

    کتاب “زندگی نزیسته ات را زیست کن” نویسنده:رابرت الکس جانسون ، مترجم:سیمین موحد، انتشارات: بنیاد فرهنگ و زندگی/من هنوز نخواندمش اما تعریفشو شنیدم.احتمالا هفته اینده کیلکشو میزنم

    Thumb up 0

  • خودم می‌گه:

    می گم این یارو سمینار انتخاب همون فالو آپ نیست که قرار بوده هر دو ماه یکبار و اونهم بصورت رایگان اجرا شه.

    Thumb up 0

    • shabanali می‌گه:

      دوست عزیز. Follow-up فقط برای کسانیه که کلاس مذاکره پیشرفته اومدن (در هر سه مرتبه یک مورد برنامه عمومی داریم مثل برنامه من و آقای نخجوانی، یا مدل جامع شخصیت شناسی سال قبل). سمینار انتخاب به درخواست گروه دیگری از آدمها و با هدف دیگری تشکیل شده و مخاطب عام داره. آخرین Follow-up عمومی برنامه من و آقای نخجوانی بود و برنامه بعدی قاعدتاً به روال گذشته و به صورت محدود صرفاً برای دانشجویان برگزار خواهد شد.
      ضمناً از نظر تیم ما، برنامه انتخاب هم تقریباً داره رایگان برگزار میشه.

      پی نوشت: ادبیات شما ادبیات دانشجوی من نیست. دانشجوی من به سمینار نمیگه: «یارو». شما فکر کنم دوره ادبیات مقدماتی، بعدش مذاکره، بعدش مذاکره پیشرفته لازم داری اونوقت ان شاء الله Follow-up هم دعوتت میکنیم!

      Thumb up 14

  • فایزه می‌گه:

    یه چیزیو یادم رفت بپرسم شما کتاب”زندگی نزیسته ات را زندگی کن “را خوانده ای؟چطوربوده اگه خوندیش؟نظرتونو لطف کنین بگید

    Thumb up 0

    • shabanali می‌گه:

      این کتاب رو نخوندم متأسفانه. میشه راجع بهش بیشتر توضیح بدید؟

      Thumb up 2

      • تینا می‌گه:

        سلام.کتاب زندگی نزیسته ات را زندگی کن از جمله کتاب هایی که توسط موسسه ی بنیاد فرهنگ آقای سهیل زضایی منتشر شده و بیشتر مربوط به افرادی است که در نقطه ای از زندگی به یکباره احساس بی هدفی می کنند و مبنای زندگی اشان بر اساس تصمیم گیریمبتنی بر عدم سلامت روانی فردی و کنترل و اعمال نقش والدین می باشد.

        Thumb up 0

  • ocean می‌گه:

    “هیچیک از ما کامل نیستیم. در یک حوزه به بلوغ رسیده ایم و در حوزه دیگر، همچنان کودکیم.” و کاش میشد این را هم درمورد خودمان و هم دیگران درک کنیم که در اینصورت انتظاراتمان از خود و دیگران منطقی تر میشد .
    ((سایت شما شده بخشی جدا نشدنی از زندگیمان پیروز باشید و سربلند))

    Thumb up 3

  • بهنام می‌گه:

    سلام محمد جان.
    فک نکنی به فکر فایلهای صوتیت نیستیما.
    اینجا یه ملت منتظرن.اونارو ۱۰۰ بار گوش دادم فک کنم.مرسی

    Thumb up 0

  • صفورا می‌گه:

    سلام
    تعریف کاملی بود خوشم اومد و بازم با اجازه ای که قبلا ازتون گرفتم با ذکر اینکه مطلب از شماست توی شبکه اجتماعی به اشتراک گذاشتم

    Thumb up 1

  • اطهر می‌گه:

    سلام.واقعا ممنونم بخاطردقت نظرتون وبخاطراینکه درکم میکنید.من تو ایمیل یه موردی گفتم اگرهم که نشدبازهم منوببخشیدوازتون متشکرم

    Thumb up 0

  • فایزه می‌گه:

    نقشه راه موفقیت و فایلهای صوتیتان چندوقته پیداشان نیست.گفتم گفته باشم منتظرم!دوسال پیش توی کلاس زبان بچه ها که میخواستن کتابارو جمع کنن دنبال واژه ای بودند تا به معلم حالی کنن ما خسته شدیم بسه دیگه میگفتن:خااانووم خسته نباشید به انگلیسی میشه چی؟ومعلم میگفت:اونا چنین واژه ای را ندارند اصلا این حرف بی معنیه.خب امیدوارم این واژه برایت بیمعنا باشه”خسته نباشی”میشه بازم یه قسمت خوشگل همایشتو بذاری رو سایت؟شنیدن کی بود مانند دیدن؟درهرصورت هردو از خواندن بهترن!نه که خواندن به دردنخوره اما برامن که اوندوتا بیشترموثرن راستی یه عکس جدیدبذار از ارشیوتوبااون اولیش که واقعا اوج گرفتم!

    Thumb up 0

  • عباس حسني می‌گه:

    سفر
    این نوشته را با عشق تقدیم می کنم به : جناب آقای دکتر شیری یکی از معدود معلمهای زندگیم ،آقای مهندس محمدرضا شعبانعلی و تمام خوانندگان این وبلاگ که قدم درراه سترک به خود رسیدن گذاشته اند.
    چند روز پیش بدون اینکه کاری بکنم؛ نشسته بودم که نمی دونم سرو کله این پرسش ، که چرا من تو بچگی دوست داشتم پلیس راه بشم ؟ توذهنم پیدا وآپلود شد ! با خودم گفتم : حالا چرا پلیس راه ، نه یه پلیس معمولی ؟؟؟
    به قول آقای دکتر که میگه : بچه که به دنیا می آد اسمش رو هم با خودش میاره . این سوال من هم جوابشو با خودش آورده بود . وجوابش کلمه ” راه ” بود؛ کمی که به این کلمه فکر کردم ؛ در یک لحظه انگار اتم شخصیتم شکافته شد واون هسته ای رو که باید می دیدم رو دیدم واینجا بود کهDNA شخصیتی ام کاملا” رمز گشائی شد . یکبار دیگه تمام افکار، مفاهیم وعلاقه مندیهام که همیشه فکر می کردم چقدر با هم بی ارتباط و شاید هم ، متضاد ! هستند رو مرور کردم . دیدم تمام افکار ، احساسات ، شخصیت ، منش ، عادتها ، رفتارهای من و…. همگی مثل الکترونهای هستند که به دور یه هسته دارن می چرخن و اون هسته چیزی نبود جز یه “کانسپت ” یا “مفهوم ” که خداوند در سی پی یو وجودم گذاشته بود که ناخودآگاه همیشه بر اساس اون عمل می کردم یا اگه بخوام تشبیه دیگه ای بکنم دونه های تسبیحی بودن که من فکر می کردم نخ ندارن و ریخته بودمشون تو یه لیوان و گذاشته بودم کناری و نمی دونستم باید باهاشون چکار کنم . ۳۹ سال طول کشید تا من پی به وجودنخ نامرئی شون ببرم و برم از داخل لیوان ورشون دارم و ببینم که سالم بوده ! چه کانسپتی باعث شده بود که من در زندگی صورتکهای خودم رو بزنم و کدوم مفهوم بود که آرکتایپ های من پشت * باد اون خوابیده بودند ؟
    کانسپت یا مفهومی که شاکله وجودیم رو بنا کرده چیزی نیست جزکانسپت آشنای ” سفر” .
    یه باردیگه انبوه کتابهای رو که خونده ولذت بردم رومرور کردم که تو چند دسته ی معنا دار، میشد طبقه بندیشون کرد؛ رمانهای مثل میشل استروگف ، کنت مونت کریسو، رابینسون کروزوئه ، قصه های مجید (این چند تا رو برای اینکه سلیقه م رو بدونید آوردم ) کلی کتاب مدیریتی وروانشناسی ، تمام کتابهای شاخص فیلمنامه نویسی ، آینده پژوهی ، انواع و اقسام زندگی نامه ها از نهج ابلاغه وتذکره اولیای عطار و کلیله و دمنه گرفته تا زندگینامه های کارآفرینان داخلی مثل بهروز ، مهرام ، بیژن و…. خارجی مثل: ماتسوشیتا، هوندا، تویودا(بنیانکذار تویوتا) ، ماهاتیر محمد(نخست وزیر سابق مالزی)، ماندلا و….. یا تعداد زیادی فیلم ، که من با اونهایی که قهرمان یا شخصیت های متفاوتی داشتن ارتباط برقرار می کردم مثل بیلیارد باز،رنگو،گانگسترآمریکائی ، رهائی از شائوشنگ ، وال استریت ، تلما و لوئیز، کابوی نیمه شب ،ریش قرمز،عشق سگی ، سگهای انباری ، بعد ازظهر سگی، سگهای پوشالی ، سگ اندلسی (سینما چقدرسگ داره!شایدم عیب از سلیقه منه !)، آثار شاخص سینمای وسترن و… صدها فیلم دیگه ؛ که همگی اینها یه وجه اشتراک دارن و اون الگو، نقشه راه و قهرمان بود که من برای خودم تو اینها دنبالشون می گشتم یا به عبارت بهتر خودمو تو اینها جستجو می کردم و دوره های فیلمنامه نویسی و فیلمسازی وفیلمی که ساختم ازاینجا نشات می گرفت ، راستی مجله فیلم داشت از قلم می افتاد. ( برای سفر ما نیاز به نقشه یا بلده راه / راهنما داریم )
    مدرسه که می رفتم تو کلاس درس ،موتور و مخصوصا” ماشین طراحی سه بعدی می کردم و علاقه زیادی به تکنولوژی جدید در زمینه موتور ، ماشین ، هواپیما و قایق داشتم (هنوزم دارم، غرش موتورپرحجم یه ماشین یا موتورسیکلت برام خیلی جذابیت داره) وخوره مجله ماشین بودم .
    (برای سفر ما نیاز به وسیله نقلیه مناسب داریم و علاقه های من به این موضوعات از اینجا سرچشمه می گرفت .)
    علاقه زیادم به مباحث اقتصادی ، سرمایه گذاری ، کارآفرینی و خلاقیت در این زمینه و موضوعاتی از این دست که در روزنامه ها ، مجلات ، برنامه و فیلمهای تلویزیونی یا کلاسهای ثروت آفرینی مهندس مظاهری و نبوغ زندگی آقای دکترمطرح میشد رو مرور کردم و دیدم کانسپتم این موضوعات روهم پوشش میده .( برای سفر کردن نیاز به پول داریم تا بتونیم از عهده مخارج بربیایم و وسط راه نمونیم یا به قولی باید مستطیع باشیم – لامصب این استطاعت داشتن بدجوری به آدم اعتماد به نفس میده !)
    علاقه ام به ساختمانهای شکیل و معماری جذابشون یا سرمایه گذاری در اونها رو بررسی کردم ، باز دیدم کانسپتم این موضوع رو هم کاور می کنه .( در طول سفر یا مقصد باید جای امنی برای استراحت یا موندن داشته باشیم )
    با خودم گفتم ، من از دنیای مد هم خوششم می آید ولی چطور میشه که دوست دارم ساده زندگی کنم ؟ ( هر مسافری باید یه کوله یا چمدون داشته باشه ولی چه بهتر که سبک بار باشه! )
    سرتونو درد نیارم چند تا دیگه از علاقه های به ظاهر بی ربطمو مرور کردم و در کمال تعجب دیدم کانسپتم قشنگ پاسشون می کنه مثل علاقه به سرمایه گذاری در صنایع کشاورزی درزمینه پرورش آبزیان ، طیورو…( مسافر باید توشه راه داشته باشه )
    حالا متوجه شدم که کارها و رفتارهائی که ناخودآگاه از من سرزده بیخود و بی هدف نبوده وحالا که کانسپتم رو شناختم ومی بایست در جهت مفهوم خودم گام بردارم ( هر قطعه موسیقی که می شنویم در یک گام نوشته و اجرا شده مثل ماژور، مینور…. ومن در ابتدافکر می کردم گامهای موسیقی باعث میشه دست و بال آدم برای خلاقیت بسته بشه ولی بعد فهمیدم اینطور نیست بلکه گامها هستن که به موسیقی معنا و انسجام میدن ) حالا خیلی راحت می تونم تصمیم بگیرم و کجاها بگم ” نه ” ، کجاها برم کجاها نرم ، با چه کسانی معاشرت داشته باشم و…..
    موضوع رو با خواهرم مطرح کردم ، ایشون دانش آموخته مکانیک با گرایش ساخت و تولیده و خیلی به کارش علاقه داره و با اینکه دختره ولی بچه کف کارگاه س وهمون ظرافت و دقتی رو که تو خیاطی و نوازندگی ساز دهنی و….داره تو کارش با سازه های فلزی بزرگ هم داره . دو روزفکرکرد و وقتی نشستیم علاقه ها و تصمیمات زندگیش رو بررسی کردیم دیدیم شاید بتونیم اسم کانسپتشو ” آفرینش” بذاریم .
    دوستان وخوانندگان محترم ، اگر نظر یا تجربه ای در ارتباط با این نوشته دارید مطرح بفرمایید تا شاید بتونم موضوع رو بیشتر گسترش بدم و ایده های دیگری رو فراهم کنم .
    عباس حسنی
    Abbas.hassani485@gmail.com

    * اصطلاح در باد کسی خوابیدن (درتمرینات دوچرخه سواری برای اینکه دوچرخه سوارها فشار کمتری را تحمل کنند معمولا” یک موتورسیکت در جلوی آنها حرکت می کند و آنها در خلائی که در پشت موتور سوار ایجاد میشود بصورت خطی وپشت سریکدیگرحرکت می کنند یا در مسابقات ، هم تیمی ها به نوبت جای خود را با هم عوض می کنند کاری که پرندگان مهاجر انجام میدهند )

    Thumb up 0

  • سارا.ر می‌گه:

    سلام، اسمش از بس طولانی بود به نظر سخت میومد
    اما مثل همیشه حرف دل بود. موفق تر از همیشه باشی.

    Thumb up 0

  • شبنم می‌گه:

    سادگی در عین حال پیچیده ای داره!!!
    خوبی نوشته هاتون اینه که آدم یه چند ساعتی و اون یه چند ساعت به تمام زندگیش فکر میکنه از گذشته تا حال……..

    Thumb up 0

  • ندا می‌گه:

    سلام
    جمله ی سوم به نظرم یه حقیقت تلخ وشیرینه. تلخ برای آدمای جاه طلب (البته نه جاه طلبان حریص که به هر قیمتی میخوان به هدفشون برسن منظورم بعد مثبتش بود)و شیرین و امیدوارکننده و محرک برای لحظه های ناکامی همراه با نا امیدی

    Thumb up 0

  • زیبا می‌گه:

    سلام محمدرضا
    کاش اسم این قسمت رو شب نوشته های من بزاری. منتظر فایلهای صوتی شما هستیم. ما رو دریاب…

    Thumb up 1

  • حامد احمدی می‌گه:

    سلام محمد رضا جان، خسته نباشی

    چقدر خوب گفتی، تازه این متن اول اسلاید بود.
    تو دانشگاه اینقدر بد تدریس می کنن که به شخصه از هر چی تئوری مدیریت/رفتار سازمانی زده میشم.(ای کاش میشد سر کلاسهای تدریست حضور داشت :) )

    و گاه ترجیح میدیم که زیر سایه اسم و قدرت کسان دیگری باشیم و بدون هیچ تلاشی در دام عدم شناخت نیازها و ضعف های خود میفتیم و با گفتن “من نمیتونم/برای این کار ساخته نشده ام” خود را قانع میکنیم…

    Thumb up 0

  • جواد می‌گه:

    سلام محمدرضا
    شاید اکسیری نیاز باشد تا از تک بعدی بودن رها شویم و رو سوی اکثر الاطراف شدن پیش رویم گر چه جامع الاطراف شدن شاید ممکن نباشد .
    اما ان اکسیر کدامین عنصر کمیاب است ؟؟

    Thumb up 0

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *