نمیگویم درس نخوانید، می‌گویم درس خواندن خاصیتی ندارد

با توجه به ایمیلی که دریافت کردم، احساس کردم که حرف من در مورد دانشگاه و تحصیل درست و کامل تفهیم نشده. من به عنوان کسی که در این کشور درس خوانده و درس میدهد نمیتوانم و نمیگویم که: «درس نخوانید».

به قول قدیمیها، «رطب خورده منع رطب کی توان کرد؟»

من حرفم این است که در دنیای امروز تحصیلات در بهترین حالت میتوان شرط لازم برای موفقیت باشد نه شرط کافی.

شرط دیگری که میتواند شانس موفقیت را افزایش دهد «تمایز» است.

در کشوری که صد سال مردم بستنی «اکبر مشدی» خوردند، «آیس پک» ثروتمند شد این قانون دنیاست: «متمایز باش یا بمیر!».

دو راه مشخص برای تمایز وجود دارد:

راه اول) رها کردن مسیر دانشگاهی و در پی مسیر زندگی رفتن (مدیران زیادی در کشور در این شرایط هستند)

راه دوم) درس خواندن و در همان مسیر درسی و دانشگاهی راهی برای تمایز پیدا کردن.

در کلاسی که استیو جابز رسم الخط می آموخت ۳۰ نفر دیگر هم بودند اما فقط رسم الخط یاد گرفتند. استیو بود که تصمیم گرفت زیبایی رسم الخط را به دنیای دیجیتال هدیه دهد.

من زمانی که مکانیک میخواندم فهمیدم که عمده دانشجویان مکانیک از برق و کامپیوتر سر در نمی آورند. این بود که وقتم را برای برنامه نویسی و میکرو کنترلر ها و طراحی مدارهای واسط و … گذاشتم. و همانها شد که موفقیت بیشتر در کار فنی را برای من به همراه آورد.

به عنوان آدمی که در ده ها مجموعه درگیر کسب و کار است صریحاً میگویم که اگر در بدنه دولت کار کنید فرق لیسانس و فوق لیسانس میشود چند ده هزار تومان افزایش حقوق. دکترا هم همینطور.

در بخش خصوصی هم هیچکس پول مدرک شما را نمیدهد، بلکه پول تواناییهای شما را میدهد و «ثروت»ی که برای شرکت خلق میکنید.

من در برنامه نوجوان توانگر به همراه دکتر شیری، از بچه هایی که قبل از دوران دیپلم و کنکور هستند میخواهم «بیانیه تمایز» بنویسند و به من ثابت کنند چرا با بغل دستی خود تفاوت دارند و چگونه میتوانند روی این تفاوت سرمایه گذاری کنند.



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی

+176
  


3 نظر بر روی پست “نمیگویم درس نخوانید، می‌گویم درس خواندن خاصیتی ندارد

  • علی می‌گه:

    سلام.
    درباره ی قسمتی از نوشته ی شما سوالی برای من به وجود اومده که ممنون میشم پاسخ بدید. شما نوشتید:
    “در بخش خصوصی هم هیچکس پول مدرک شما را نمیدهد، بلکه پول تواناییهای شما را میدهد و «ثروت»ی که برای شرکت خلق میکنید.”
    سوال من این هست که اگر مثلا کسی به شغل یک مهندس مکانیک یا برق علاقه مند باشه چطور میتونه خارج از دانشگاه دانش این کار رو به دست بیاره؟ به فرض که به دست آورد آیا بدون مدرک اعتباری داره؟
    مسأله ی من نیست ولی دوست دارم در این مورد بیشتر بدونم.

    Thumb up 2

  • داود می‌گه:

    سلام
    در تایید فرمایشات شما:
    من دانشجوی مکانیک ترم ۸ هستم اما برق صنعتی،PLC و دوره های مکاترونیک رو گذروندم و الان قبل از اینکه graduate بشم (فارغ التحصیل رو استفاده نکردم چون روزنوشته “روح های پاک!جیب های پوچ!مغزهای پوک!” شما رو خوندم!) و قبل از اینکه حتی سربازی برم دو جا استخدام شدم! و اینم مدیونی دوستانی هستم که دید منو نسبت به مهندسی عوض کردن…

    Thumb up 4

  • سارا می‌گه:

    منم کاملا موافقم تحصیل شرط لازم موفقیته اما اصلا کافی نیست باید برگردیم به توانایی هایی که داریم و استفاده از اونها اما میگم یه عده با هوش ذاتی که دارن میتونن از تواناییهاشون به بهترین شکل استفاده کنند ولی اکثر افراد برای شناختن توانمندی هاشون و حرکت رو به جلو به یه نیرومحرکه احتیاج دارن که دانشگاه و قبل از اون مدرسه باید تو این مسیربه شخص کمک کنه که متاسفانه جز تکرار علم دیروز، نوآوری چندانی دیده نمیشه.

    Thumb up 5

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *