دروغ سفید: بیایید اعتراف کنیم…

در سالهای گذشته، در بخشی از کلاسهای مذاکره و ارتباطات، از دروغ حرف می زدم و در مورد نحوه مواجهه با آن صحبت می کردم. دروغ ها را به دو گروه تقسیم میکنند: دروغ سیاه  و دروغ سفید. دروغ سیاه دروغی است که با گفتن آن به زندگی فرد دیگری آسیب می زنیم. مثلاً فردی که به همسر خود خیانت میکند اما به او میگوید که هنوز عاشقانه دوستش دارد. شرکتی که درآمد سرشار دارد اما در اظهارنامه های مالیاتی، خود را ضررده معرفی میکند. کسی که از شرکت خود دزدی میکند ولی کس دیگری را برای این دزدی متهم می کند.

دروغ سفید

دروغ سفید دروغهایی است که برای آسیب به دیگران گفته نمی شوند. در جاده با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت رانندگی میکند اما در جمع دوستان میگوید که کمتر از ۱۲۰ کیلومتر در ساعت نمیرود. روزی یک صفحه کتاب میخواند اما در حضور دیگران میگوید اگر کمتر از ده صفحه در روز بخوانم نمیخوابم! هر روز تا ساعت ۱۱ صبح خواب است اما میگوید: من از هفت بیدار هستم! و …

چند روز اخیر که کتابهای پل اکمن را بیشتر و دقیق تر میخواندم جمله ای نظرم را جلب کرد:

«من دروغهای سیاه را بخشودنی می دانم چون انسانها به دلیل حفظ منافع خود و در تلاش برای پیروزی در تنازع برای بقا، همنوعان خود را فریفته اند. این نوع دروغ حتی در رفتار حیوانها نسبت به همنوع خود نیز مشاهده میشود. اما دروغ سفید نابخشودنی است. این دروغ انسانها را به پرتگاه نابودی می برد».

بیشتر و بیشتر خواندم و دیدم راست میگوید. ما با دروغ سفید دیگران را فریب نمیدهیم بلکه خود را فریب میدهیم. به اندازه ای که تصویر بیرونی ما با واقعیت درونی ما تفاوت دارد، دچار تعارض و استرس و تنش میشویم. به همان اندازه وادار میشویم در مواجهه با دیگران نقاب بر چهره بزنیم و به همان اندازه از تحقق برنامه های توسعه تواناییهای فردی خویش، جا می مانیم.

اگر من روزی یک صفحه کتاب میخوانم و خود را متعهد کنم که در حضور دیگران نیز همین حرف را بزنم، زودتر به افزایش میزان کتابخوانی خود تشویق میشوم. اگر روزها ساعت ۱۱ از خواب بیدار میشوم و این را به دیگران نیز بگویم، انرژی من برای بیدار شدن در ساعت ۹ افزایش می یابد و به دیگران هم میتوانم با افتخار بگویم: «اخیراً هر روز ۲ ساعت زودتر بیدار میشوم».

اما کسی که ساعت ۱۱ بیدار میشود و به همه میگوید ساعت ۷ بیدار است، حتی وفتی دو ساعت از خواب خود کم میکند (و ۹ صبح بیدار میشود) دو گزینه برای دروغ گویی سفید پیش رو دارد:

گزینه اول: همچنان به همه بگوید ساعت ۷ بیدار میشود (پس هیچ جایزه ی بیرونی برای این تلاش دریافت نمیکند و بی انگیزه میشود)

گزینه دوم: از این به بعد به همه بگوید: من ساعت ۵ از خواب بیدار میشوم (و به این صورت در باتلاق دروغ سفید بیش از قبل فرو میرود و عزت نفس او نیز خدشه دار میگردد)

بیایید با هم قرار بگذاریم هیچوقت دروغ سفید نگوییم. اثرات این دروغ از هر نوع دروغ سیاهی بدتر است.

اعتراف من: من مدتهاست در هفته یک یا دو صفحه کتاب مینویسم اما هنوز به عادت قدیم به همه میگویم شبی یک صفحه مینویسم (هفت برابر واقعیت!) تا به دروغ تصویر یک نویسنده حرفه ای را حفظ کنم. از این به بعد این دروغ سفید را نخواهم گفت.

شما هم اگر جرأت اعتراف داشتید، کامنتهای این پست میتواند یک نقطه شروع باشد… بنویسید…

———————————————————————————————

پی نوشت: با مراجعه به پست‌های قدیمی این سایت، احساس می‌کنم که برخی از آنها نیاز به ویرایش دارد. یا آن زمان به اندازه‌ی کافی روی آنها بحث نشده و یا نیاز روز هستند یا الان فرصت و دانش بیشتری دارم تا در کامنت‌ها به بحث در موردشان بپردازم. گهگاه، آنها را به قسمت بالای سایت منتقل می‌کنم تا فرصتی برای خواندن و بررسی و بحث بیشتر باشد.

+259
  
فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال


150 نظر بر روی پست “دروغ سفید: بیایید اعتراف کنیم…

  • […] هم برایم جالب است و هم اندکی آزار دهنده. سپس یادماجرای دروغ سفید که از محمدرضا شنیده بودم افتادم. بیشتر فکر کردم. از […]

  • […] پی‌نوشت: دروغ سفید: بیایید اعتراف کنیم…. […]

  • […] های می شویم که نمی توانیم خود را ببخشیم ،زیرا پدیده دروغ گفتم و فریب خوردم در این مرحله می تواند بسیار مشهود اتفاق بیافتد . (در فصل […]

  • امیر گفت:

    به همه میگم توی بورس برای یه شرکت سرمایه گذاری کار میکنم.
    که واقعیت نداره و چند وقتی میشه حتی توی بورس فعالیت هم نمیکنم
    دیگه همچین دروغی رو نمیگم.

  • الهه غیثی گفت:

    با سلام
    راستش به نظرم خیلی موقع ها دروغ سفید به خاطره اینه که ما نظره بقیه خیلی برامون مهمه و تایید بقیه از تایید خودمون از خودمون مهم تره , بعضی موقع ها اگه نگرش کلی خودمون رو عوض کنیم دیگه این دروغ ها رو هم نمیگیم . اگه ما از بیرون به خودمون نگاه کنیم و واقعا اون مدلی که میخوایم بشیم این دروغ ها کمتر و کمتر میشه.
    من سعی میکنم همیشه خودم باشم تحت هر شرایطی , این جوری نیازی به دروغ های سیاه و سفید پیدا نمیکنم.

  • atena گفت:

    سلام.مطالب شما رو خوندم ولی بازم به نتیجه ای نرسیدم چون دیگه من دروغ هارو گفتم اونم به کسی که عشقمه و میپرستمش.خیلی پشیمونم ولی فایده نداره .فقط یه خواهشی دارم هیچوقت به جنس مخالفتون دروغ نگید چون ممکنه اون طرف تمام زندگیتون بشه و در نهایت دل کندن از زندگیتون سخت بشه…

    • قاسم زارع گفت:

      دوست عزیز خانم اتنا
      باید به عرضتون برسونم فکر میکنید تموم شده
      اگر شما با کمال راستی در صدد جبران گفته های خود برایید فکر کنم نه تنها کوچک بلکه بزرگتر و عزیز تر خواهید شد در ضمن باید این موضوع هم را در نظر گرفت که ظرفیت طرف مفابل چی هست ایا اهل بخشش هست یا فردی انتقام جو هست
      یه وقت بیان مطلب مسبب این بشه که پتکی به دست طرف مقابل بدیم که هر روز روی خودمون کوبونده بشه
      در ضمن اگه بابت اعتقادی عذاب وجدان دارین باید بگم همین که از کارتون احساس پشیمانی کنید یعنی توبه و خداوند هم کمکتون خواهد نمود و من الله توفیق

  • maryam گفت:

    من این مطلب تو واتساپ به دستم رسیده بود قبلا نمیدونستم از نوشته های شماست اما خیلی از جواب سوال هامو با خوندن اون گرفتم الان که متوجه شدم نویسنده اش شمایید خوشحالم که بهم ثابت شد نوشته های شما هر جا باشه و حتی بدون اسم خودتون برام خیلی گره گشاست.
    ممنونم
    اما دروغ سفیدهای من:

    برنامه ورزشی خاصی ندارم اگر حال داشته باشم یه چرخ پنج تا ده دقیقه ای میزنم اما چون دوست دارم ورزش کنم به اطرافیانم میگم من برنامه ورزش و پیاده روی دارم

    برنامه مطالعه حرفه ای ام رو اصلا مرتب اجرا نمیکنم بیشتر اگر حال و حوصله داشتنه باشم میشینم پای کارها و مطالعاتم اما به بقیه میگم برنام منظمی دارم تا از دست خیلی از مکالمات تلفنی، مهمانی هایی که دوست ندارم و ارتباطات در برم در حالی که برای ارتباطاتی که دوست دارم راحت برنامه مطالعه ام رو بهم میزنم .

    کار تحقیقاتی که شروع کردم اونجور که پیش بینی کرده بودم پیش نرفت و به نتایجی که تو طرح پیشنهادی ارائه کرده بودم نرسیدم کنارش دارم یه طرح دیگه رو انجام میدم تا شاید جبران طرح قبلی بشه هیچ کس از همکارهای طرحم متوجه نشدن چون من متدها رو میدم و اونا اجراکننده هست امیدوارم این یکی خوب جواب بده و به نتایج دلخواه برسم، این مخفی کاری انرژی مو گاهی میگره و باعث شده بیشتر تو خودم برم
    نمیدونم این آخری هم دروغ سفید بود یا نه؟

    با نوشتن این متن یکم سبک شدم

  • سعیده گفت:

    دیگر دروغ سفید نمی گویم که از این لحظه به بعد دروغ سفید نخواهم گفت.:))))))

  • محمدرضا گفت:

    سلام من ۱۸ سالمه
    قبلا خیلی دروغ سفید میگفتم. اما یک سالی هست که باخودم عهد کردم به نظرات و قضاوت های نامعقول دیگران کمتر اهمیت بدم و باهاشون روراست باشم و به لطف خدا تو این زمینه هم تا حد زیادی موفق بودم.
    یکی از دروغ های سیفیدم اینه: من چندسال پیش با روزی ۵۰۰ تا طناب زدن ۳۳ کیلو اضافه وزنمو کم کردم. اما به اطرافیان میگفتم روزی ۱۰۰۰-۲۰۰۰ تا طناب میزدم، میخواستم پز بدم که خیلی قویم و پشتکارم بالاست. الان که به دروغم نگاه میکنم خندم میگیره :))! چون همینکه من یکسال بدون وقفه روزی ۵۰۰ تا طناب میزدم نشان از پشتکارم بوده، دروغ لازم نبود!
    از آقای شعبانعلی بخاطر این مطلب مفید تشکر میکنم.

  • فواد گفت:

    قبلا هر روز یه نخ سیگار میکشیدم ولی به همه میگفتم هفته ای یه نخ میکشم

  • سارا گفت:

    تکلیف دروغایی که بقیه بهمون میگن چی میشه ؟ عشقم برای اینکه جلوی من که دانشجوی تاپی بودم کم نیاره، اسم دانشگاه و سال فارغ التحصیلیشو دروغ گفته، ولی من اصلا نمیتونم به روش بیارم و فقط خودم حرص میخورم با اینکه خیلی وقته که فهمیدم دروغ گفته … وکلی فکرم مشغول اینه که اگه دروغای دیگه ای هم گفته باشه چی … ؟؟؟؟

  • فاطمه گفت:

    سلام ودرود
    اولین باری بود که تمام کامنتهاراخواندم. میخواهم به سپیده ی عزیزم (دانش آموز ۱۵ ساله تیزهوش) بگویم, سپیده جان ازاینکه ازحالا درمکتب چنین معلمی (آقای شعبانعلی) هستی انقدر خوشحالم که انگار خودم به آرزویم رسیده ام وبه سن توبرگشته ام وچنین معلمی دارم. درمورد دروغ سفیدی که گفتی ,مطمئنم امروز دیگراین مسئله دغدغه تونیست وحلش کرده ای. بسیارخوشحالم که دراین جمع هستی. می بوسمت عزیزم

  • علی جان بزرگی گفت:

    سلام
    اول اینکه صاحب این وبلاگ فردی شجاع است که صادقانه سخن می گوید.
    دوم اینکه فردی بخشنده است چون اجازه داده که مطالبش بدون ذکرمنبع مورد استفاده قرارگیرد.
    سوم:دروغ یک ضد ارزش خادم است نه مخدوم پس اینکه درگذشته می گفتند دروغ مصلحت آمیزبه ازراست فتنه انگیز سخن سنجیده ای است.(اگردروغ سپید همان دروغ مصلحت آمیزباشد.)
    چهارم: راست گویی درسخن گفتن اصل است و دروغ سپید فرع.
    پنجم: دروغ کلید همه بدی هاست(الکذب مفتاح کل شر)،البته نه دروغ سپید.
    ششم: راستی کن که راستان رستند(الصدق ینجی)

  • روشنک گفت:

    دروغ سفید درست مثل استامینوفن عمل میکنه، دردهای ما رو تسکین میده اما هرگز درمان نمیکنه. دروغ سفید پاسخ سریع و درمان حمله ای درد مزمن فاصله است. فاصله میان آنچه هستم و آنچه باید باشم و یا بهتر بگم می خواهم باشم. دروغ سفید گاهی رویای یخ زده ماست برای شدن. حواسمان باشد ما با دروغ سفید رویاهای دیگران را هم دچار انجماد می کنیم. هیچ وقت به جای آن کسی قرار گرفته ایم که در روز ۱ ساعت تمرین موسیقی می کند و ما به او پیام می دهیم که من ۵ ساعات تمرین می کنم و او در محاسبه این فاصله دچار یاس و بحران می شود که چقدر عقب است؟ گاهی دروغ های سفید آدم ها را ناامید می کند. دروغ سفیدی که دنیای آدمی را سیاه می کند.

  • فرشته گفت:

    به همه میگم فوق دیپلم دارم در صورتیکه چند واحدی مونده

  • کبریا گفت:

    lمتاسفانه توی کشور ما اکثر مردم بی دلیل دروغ می گن مثلن توی تاکسی مردمی که همو نمی شناسن و بعد از انهم دیگه همدیگر را نمی بینن از خاطرات سفرهای خارجی که معلومه هیچوقت نرفته اند حرف می زنن بدون اینکه در ان نفعی هم بهشون یا دیگران برسه دروغ می گن . با یکی از بستگان دکتر رفته بودم دکتر از ایشان پرسید نهار چی خوردی گفت چلو ماهیچه . بعد بهش که گفتم تو که استامبولی خوردی چرا دروغ گفتی گفت روم نشد بگم استامبولی فکر کردم زشت باشه

  • اکرم گفت:

    این از اون حرفایی بود که آویزه گوشم کردم

  • خالد گفت:

    اگه لابه لای حرفام لازم باشه ساعت بیدار شدنمو بگم همیشه وانمود میکنم که تنبل نیستم و ۸ دیگه بیدارم اما خیلی روزها ۱۱ بیدار میشم و روزهای تعطیل تا ۱ هم میکشه

  • لیلی گفت:

    خودمو خیلی با سواد تر و با معلومات تر و هنرمند تر از اینی که هستم به همه معرفی میکنم. البته این بهم انگیزه میده که این کارها رو حتما انجام بدم. مثلا آواز خوندن رو تازه شروع کردم و به همه میگم من خیلی حرفه ای ام 🙁

  • سپیده گفت:

    سلام من ۱۵سالمه و هر وقت احساس خلا میکنم سری به نوشتهات میزنم. تو تیزهوشان درس میخونم و اونجا رقابت بالاست و همه به هم دروغ میگن وادعا میکنن کم درس خوندن منم مثل اونا شدم و حتی اگه کل روز رو درس خونده باشم میگم که ۲ساعت خوندم و همه میگن تو چقد خر خونی!! سعی کردم دیگه دروغ نگم ولی نمیشه مثلا اگه نمره کامل نگیری و راستشو بگی که ۶ساعت خوندی میگن IQت پایینه!

    • اشرف گفت:

      عزیز دلم تو که به کسی IQ بدهکار نیستی! وقتی از ۱۵ سالگی اینجایی کلی از من و امثال من و باهوشای مدرسه تون جلویی.

    • سارا گفت:

      منم خیلی وقتا این دروغو گفتم، می فهمم چی میگی …

    • محمدرضا گفت:

      سپیده جان نگرانیتو بابت قضاوت درک میکنم. اما برای حرف مردم نباید تره خورد کرد. مثلا اگه بگن هوش پایینی داری به معنی اینکه واقعا هوش پایینی داری؟! معلومه که نه
      همینکه تواین سن اینجایی کلی از بقیه همسنات جلوتری و نشان از هوش توئه.
      بنظرم بهتره به توانایی هات اعتماد داشته باشی. میتونی حتی آزمون IQ بدی تا توش تردیدی نداشته باشی.

  • آوا گفت:

    سلام .خیلی کم روی پایان نامه م کار می کنم ولی به همه میگم صبح تا شب بخاطر پایان نامه م پای کامپیوترم.خیلی از خودم ناراحتم.

  • پرویز گفت:

    سلام محمدرضا
    هر از چند گاهی که دلم تنگ می‌شه یکی از بهترین جاهایی که می‌رم سایت تو هست، راستش رو بخوای من که خیلی طعم تلخ نچسب این دروغ‌های سپید رو چشیدم! راستش رو به خای از دو سه سال پیش به خاطر یه مسئله‌ای که برایم پیش اومد هر روز به جای ۵ صبح که عادتم بود ساعت شش و نیم و هفت پا می‌شم اما راستش همه دوستام هنوز فکر می‌کنن من همون پرویز قدیمی هستم؟! منم سه سالی هست که این دروغ رو به همه می‌گم!
    راستش مبتلا به دیسلکسی هستم و دست چب و راستم رو به سختی تشخیص می‌دم، همیشه بدبخت نیما رو بهش گیر می‌دم تا کسی نفهمه منم دیسلکسی دارم!
    و به هر حال محمدرضا ممنون از تلنگرهایی که گاه و بی گاه به کشتی به گل نشستۀ رفتارهای ما می‌زنی….

  • مژده کریمی گفت:

    من به قدری در باب مدیریت و رشته تخصصی خودم ( جهانگردی) کم خوانده ام که اکثر اوقات برای شروع هم گیج می شوم از کجا شروع کنم و کلی کتاب نصفه خوانده دارم اما خودم را با اطلاعات جا می زنم! من با نشان دادن دفترچه روزانه برنامه هایم اطرافیانم را تشویق به برنامه ریزی روزانه می کنم اما خودم یا اصلاً برنامه نمی ریزم یا به آن خیلی عمل نمی کنم .

  • ياسين اسفنديار گفت:

    با سلام و درود فراوان به محمدرضا جان و تیم قوی اش
    به نظر من …..
    قرار شد نظر ندهیم . قرار شد قول بدهیم.
    آره من مدتی صبح ها و بعداز آن عصر ها می رفتم نرمش و پیاده روی و توی این مدت (شش ماه اخیر ) هر کس سئوال می کرد میگفتم . هر روز نروم، هفته ای ۳ روز رو می رم . باید اعتراف کنم من حدود۶ماه است که هیچ فعالیت بدنی نداشته ام ودیگر این دروغ سفید را نمی گویم.
    با تشکر از شما

  • مجید گفت:

    سلام حالا اگه ما برای موفقیت خود سعی در بهبود شرایط بکنیم و بقول برایان ترسی خودمون رو در اون قالبی که دوستداریم بگداریم و بجای خواهم شد بگیم هستم و هی با خودمون تکرار و تمرین کنیم . شریاط نسبت به قبل یهتر شه ولی تا حد هدف ما فاصله زیاد باشه. ما بخودمون دروغ گفتیم. پس تکلیف بهبود اوضاع و … چی میشه؟

    • خودمون رو در قالب گذاشتن با دروغ گفتن به نظر من فرق داره.

      یک وقت من ساعتی ۱۰ هزار تومان درآمد دارم و میرم می‌گم ساعتی ۱۰۰ هزار تومان درآمد دارم، که به نظر من فاجعه است (= دروغ در حال)
      یا اینکه مدیر «شعبان سافت!» هستم و میگم قبلاً مدیر «گوگل» بودم! که خطرناکه (= دروغ در گذشته)

      یک وقت هم پولم رو جمع می‌کنم به جای یک ساعت ۱۰۰ هزار تومانی یک ساعت ۲ میلیون تومانی دستم می‌کنم و در جلسات هم شلوغ نمی‌کنم، اما امیدوار هستم که دیگران احساس کنند موقعیت اقتصادی بالاتری دارم (= امید به آینده)

      به نظرم این سومی نوع نگاهی است که تجویز می‌شود و مفید هم هست…

  • شاهرخ گفت:

    به نظر من اون کسی هم که با سرعت حداکثر ۵۰ کیلومتر در ساعت رانندگی می کنه و به دیگران می گه کمتر از ۱۲۰ نمیره داره به دیگران آسیب میزنه. مگه نه اینه که با این حرفش ممکنه باعث تشویق فردی به رانندگی پر سرعت بشه صرفا برای اینکه به دیگران اثبات کنه که اون هم میتونه و کمتر از بقیه نیست؟

  • sunflower گفت:

    این مبحث به نظرم خیلی جالبه.با دروغ کلا مخالفم چه سیاه چه سفید.دروغ سیاه تا حالا نداشتم اگرم بوده یادم نمی آد.دروغ سفید در یه مقطعی داشتم اما یه روز علیه خودم طغیان کردم و واقعا خسته شدم از اینکه با چنین چیزی فشار مضاعفی رو به خودم تحمیل کنم و بعد با کنار گذاشتن دروغ سفید احساس راحتی کردم.به نظر می رسه ما دروغ سیاه نمی گیم چون اون رو بد می دونیم و نمی خواهیم به کسی آسیب بزنیم یا از فاش شدن واقعیت می ترسیم و … اما براحتی دروغ سفید می گیم چون تمام ضررش رو متوجه خودمون می دونیم!یعنی ما خودمون رو دوست نداریم؟یعنی از اینکه خودمون آسیب ببینیم ناراحت نیستیم؟از اینکه مشتمون از همون اول واسه خودمون باز شده ناراحت نیستیم؟به نظر می رسه گاهی وقتا کمترین توجه رو به خودمون می کنیم و حاضریم هر بلائی از جانب خودمون سر خودمون بیاد اما از طرف دیگران متهم به هیچ صفت بدی نشیم .زمانی که فرد از دروغ سفید اشباع شد و فشارهای درونیش مضاعف گشت بعید نیست برای رهائی خودش دروغ سیاه هم بگه.

  • افشين گفت:

    سلام محمدرضا
    برای من هم جای سوال بود که چرا افراد دروغ می گفتن.دلیلی برای گفتن دروغ نداشتند اما دروغ می گفتن .این عمل مخصوصا سالهای ابتدایی دانشگاه اذیتم می کرد برای آدم ساده ای مثل من که از شهری کوچک به شهر بزرگی برای درس خوندن مهاجرت کرده بودم.هنوز یکی از ضعف هام همینه که دروغهای اونها رو می پذیرم…با اینکه می دونم دارن دروغ می گن.انگار ذهن ساده و زودباور من دروغ رو باور نداره…مخصوصا دروغ سفید…

  • سارا گفت:

    سلام موضوع جالبی و مطرح کردید
    اهل دروغ گفتن نیستم نه از نوع سفید و نه از نوع سیاه اما وقتی فکر کردم به این موضوع این به ذهنم رسید که گاهی که حالم خوب نیست یا دلم گرفته پیش بقیه وانمود میکنم که خوبم تا اونا از ناراحتیم ناراحت نشن بذارید اسم دروغم و بذارم خاکستری اما نمیدونم اینم از اون دروغاست که باید پاک بشه یا نه ؟!

  • rasool گفت:

    اگه بگم تا خرخره زیر این دروغ سفید لعنتی گیر کردم شاید راست ترین حرفم باشه که بجای دروغ سفید من هیچوقت دروغ نمیگم باشه.

  • مجتبی گفت:

    بزرگترین تعلیمی که از معلم پنجم گرفتم این بود که به هیچ وجه دروغ نگم . زنده باشین

  • عليرضا داداشي گفت:

    سلام استاد
    سوال: آیا مخفی کاری هم سفید و سیاه دارد؟
    اینکه واقعیت را برای اینکه طرفت اذیت نشود از او پنهان کنی؟
    برقرار باشید.

  • هیوا گفت:

    فکر کنم دروغ سفید تاثیر خاصی روی مغز داشته باشه
    تحقیقاتی در مورد “تاثیر گفتن هدف های شخصی به دیگران” انجام شده بود. نتیجه ش این بود که کسایی که هدفهاشون رو به بقیه میگن (به دلیل شبیه سازی که از “رسیدن به اون هدف” در مغزشون اتفاق میفته و در نتیجه حس خوبی که موقع بیان هدفهاشون تجربه میکنن اشتیاقشون کمتر میشه و ) کمتر از دسته دیگر به هدفهاشون میرسن
    شاید در مورد دروغ سفید هم اتفاق مشابهی بیفته
    یک نمونه از دروغ سفید من: گاهی میگم فلان کتابو خوندم اما فقط بخشی از اون کتاب رو خوندم.

  • مسعود گفت:

    همه ی دروغ ها زشتند… چه سفید، چه سیاه! اصلاً مگر دروغ هم سفید می شود؟!
    سلام به دوست خوبم محمدرضا.
    ممنون بابت پاسخ گویی سریع شما.این هم نظر یکی از دوستام هست.که اگه وقت کردید جواب بدید.

  • اشكان گفت:

    به نظر میرسه که دروغ سفید از نوع “حق الله ” محسوب میشه ولی دروغ سیاه از نوع ” حق الناس” !
    اولی بخشودنی است و دومی نه!
    برعکس گفته ی اکمن

    • دوست من وقت کردی راجع به cognitive dissonance بخون تا ببینی کسانی که حق الناس می‌خورند اول از حق الله شروع کرده اند. چون ساده نیست که مستقیماً شروع به خوردن حق الناس کنی.

      بحث من شبیه این میمونه که بگم قلیون کشیدن می‌تونه خطرش جدیتر از مواد مخدر باشه. چون آدمهای کمی هستند که مواد مخدر رو مستقیماً از هروئین و … شروع کنند و اکثر کسانی که امروز معتادند روزی تصمیم گرفته‌اند که قلیون بکشند.

      تنها فرقش اینه که در مورد قلیون و مواد مخدر آمار دقیق وجود نداره اما در مورد قبلی مطالعه شده.
      پس نمی‌شه بگیم: نهههههههههههههه! قلیون خیلی کم‌ضرر تره.

      • اشكان گفت:

        من تا حدی با مباحث روانشناسی اجتماعی آشنام. با مطالب این پست هم مشکلی ندارم.
        شاید توضیحت برای متشرعین بیشتر مفید فایده بیفته 😉

        بازم مرسی

      • majid گفت:

        پس قضای نمازهای نخونده رم بخون چون ممکنه حق الله بجا نیاورده تبدیل به حق الناس شه
        چون به نقل از پست های قبلی میگفتی جوهر دین مهم تر از آداب دینه

        • من نماز قضا ندارم دوست من و همیشه منظم خونده‌ام. دلیلش رو هم برات می‌گم:
          برای آدمی که به نماز خوندن «ایمان» داره. نماز نخوندن ممکنه اون رو به یک قاتل تبدیل کنه.
          اما برای کسی که به نماز نخوندن اعتقاد نداره این اتفاق از نظر علمی شانس کمتری داره بیفته!!
          می‌دونی چرا؟

          چون وقتی به ایمانی که داری عمل نمی‌کنی و خط قرمز عقیده‌ات رو می‌شکنی یاد می‌گیری که مقدس ترین اصول قابل شکستن هستند…
          دوباره ارجاع می‌دم به تعارض ذهنی و Dissonance که هنوز نتونستم در علوم رفتاری مهمتر از اون پیدا کنم.

          • ملیحه گفت:

            ممنون جناب شعبانعلی….توضیحتون در عین سادگی و قابل فهم بودن ، بسیار عمیق و فکر برانگیز بود…من در این زمینه با نظر شما خیلی موافقم

  • مونا گفت:

    چقدر پست جالبی ممنونم.من قول می دم که دروغ های سفید رو به صفر برسونم.
    من اخیرا” پیش یک روانشناس بودم و تست شخصیتی ام مشخص کرد مقداری شخصیت نمایشی دارم و همیشه سعی دارم نقابهایی داشته باشم که اکثرا” نیستم الان که بررسی می کنم می بینم دروغ های سفید حتی خیلی جزئی شون برای من نقاب سنگین ایجاد کرده و یک نوازش موقتی داده بهم داده…
    هفته ای دوبار ورزش کردم ولی به وانمود کردم ورزش روزانه میکنم و همه جا خودم رو ورزشکار معرفی کردم.

  • عظیمه گفت:

    سلام
    هر زمان برنامه ام تغییر کرده یا در سطحی دیگر روشی یا فعالیتی برای من تغییر داشته؛ به جای اینکه دروغ گفته باشم، مثلاً من ۷ صبح بیدار میشوم؛ میگویم: من چند روزی‌ست که باید ۷ صبح بیدار میشدم ولی ۹ بیدار میشوم. البته بیان این موضوع به عنوان اعتراض به عملکردم هست که به خانواده و تقریباً دوست، همکار و حتی در شرایطی، به کسی که باید نسبت به ایشان جوابگو باشم… میگویم و مطمئناً بعد از دو سه روز، دوباره به برنامه قبلی بازمیگردم.
    البته خیلی مراقب باشیم که اطرافیانمان این رفتار ما را “غر زدن به خود”، تعریف نکنند…!!
    یا زمانی که برنامه ای بهتر یا روشی صحیح تر را پیش میگیرم، با بیان آن به اطرافیانم هم احساس رضایت را تقویت میکنم و هم نسبت به برنامه جدیدم مسئولیت پذیرتر میشوم.

    یعنی به جای اینکه تلاش کنم حقیقت را نگویم، واقعیت را بگویم بهتر است…
    برداشت من این هست که حقیقت، همه جوانب زندگی انسان را میتواند تحت شعاع قرار دهد؛ اما واقعیت برای زمان، مکان و در شرایط خاص خود است و تعمیم پذیری ندارد.

    پی نوشت: دروغ فوق العاده من رو به عذاب وجدان وا میداره و این جمله خیلی موثر بوده که “دروغ گویان، سخنان خویش را فراموش میکنند… خلاصه کنم، هنر دروغگویی ندارم!”

  • احمد احمدی گفت:

    سلام
    محمدرضا، اگه این غالب بحث رو بخواهیم در فضای مذاکره یا موضوعات تجاری و ارزیابی طرف مقابل یا … معنی کنیم، بازهم همین تعابیر در موردشون مصداق داره ؟
    اصلا درست هست این رو در این فضاها وارد بدونیم ؟
    اونجا بحثش با چه تعابیر دیگه ای آمیخته میشه ؟

    فریب، نیرنگ، امتیاز دهی و امتیاز خواهی، اخلاقیات … ؟

    نمیدونم شاید سوالم خیلی کلیشه ای یا بی مغز بود
    ولی تو که دیگه من رو میشناسی … !!!

  • فاطمه ندا گفت:

    ار اونجایی که اینجا هم ندا هست و هم فاطمه من اسم واقعیم رو میزارم… فاطمه ندا 🙂
    خوب دروغ سفید من اینه که من واقعا صبح ها دو ساعت تا محل کارم نمی رم. بین ۱٫۵ تا ۲ ساعته. روزای محدودی واقعا ۲ ساعت تو راهم. اما به همه میگم همیشه ۲ ساعت تو راهم.
    شاید دروغ سفید دیگم در مورد محل زندگیم باشه که همیشه حدودش رو به همه میگم چون واقعا حتی از اسم خیابونمون خوشم نمیاد و خیابونای نزدیکش رو میگم (خانه ی پدریه دیگه 🙁 )

  • دیدگاهتان را بنویسید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *