دروغ سفید: بیایید اعتراف کنیم…

در سالهای گذشته، در بخشی از کلاسهای مذاکره و ارتباطات، از دروغ حرف می زدم و در مورد نحوه مواجهه با آن صحبت می کردم. دروغ ها را به دو گروه تقسیم میکنند: دروغ سیاه  و دروغ سفید. دروغ سیاه دروغی است که با گفتن آن به زندگی فرد دیگری آسیب می زنیم. مثلاً فردی که به همسر خود خیانت میکند اما به او میگوید که هنوز عاشقانه دوستش دارد. شرکتی که درآمد سرشار دارد اما در اظهارنامه های مالیاتی، خود را ضررده معرفی میکند. کسی که از شرکت خود دزدی میکند ولی کس دیگری را برای این دزدی متهم می کند.

دروغ سفید

دروغ سفید دروغهایی است که برای آسیب به دیگران گفته نمی شوند. در جاده با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت رانندگی میکند اما در جمع دوستان میگوید که کمتر از ۱۲۰ کیلومتر در ساعت نمیرود. روزی یک صفحه کتاب میخواند اما در حضور دیگران میگوید اگر کمتر از ده صفحه در روز بخوانم نمیخوابم! هر روز تا ساعت ۱۱ صبح خواب است اما میگوید: من از هفت بیدار هستم! و …

چند روز اخیر که کتابهای پل اکمن را بیشتر و دقیق تر میخواندم جمله ای نظرم را جلب کرد:

«من دروغهای سیاه را بخشودنی می دانم چون انسانها به دلیل حفظ منافع خود و در تلاش برای پیروزی در تنازع برای بقا، همنوعان خود را فریفته اند. این نوع دروغ حتی در رفتار حیوانها نسبت به همنوع خود نیز مشاهده میشود. اما دروغ سفید نابخشودنی است. این دروغ انسانها را به پرتگاه نابودی می برد».

بیشتر و بیشتر خواندم و دیدم راست میگوید. ما با دروغ سفید دیگران را فریب نمیدهیم بلکه خود را فریب میدهیم. به اندازه ای که تصویر بیرونی ما با واقعیت درونی ما تفاوت دارد، دچار تعارض و استرس و تنش میشویم. به همان اندازه وادار میشویم در مواجهه با دیگران نقاب بر چهره بزنیم و به همان اندازه از تحقق برنامه های توسعه تواناییهای فردی خویش، جا می مانیم.

اگر من روزی یک صفحه کتاب میخوانم و خود را متعهد کنم که در حضور دیگران نیز همین حرف را بزنم، زودتر به افزایش میزان کتابخوانی خود تشویق میشوم. اگر روزها ساعت ۱۱ از خواب بیدار میشوم و این را به دیگران نیز بگویم، انرژی من برای بیدار شدن در ساعت ۹ افزایش می یابد و به دیگران هم میتوانم با افتخار بگویم: «اخیراً هر روز ۲ ساعت زودتر بیدار میشوم».

اما کسی که ساعت ۱۱ بیدار میشود و به همه میگوید ساعت ۷ بیدار است، حتی وفتی دو ساعت از خواب خود کم میکند (و ۹ صبح بیدار میشود) دو گزینه برای دروغ گویی سفید پیش رو دارد:

گزینه اول: همچنان به همه بگوید ساعت ۷ بیدار میشود (پس هیچ جایزه ی بیرونی برای این تلاش دریافت نمیکند و بی انگیزه میشود)

گزینه دوم: از این به بعد به همه بگوید: من ساعت ۵ از خواب بیدار میشوم (و به این صورت در باتلاق دروغ سفید بیش از قبل فرو میرود و عزت نفس او نیز خدشه دار میگردد)

بیایید با هم قرار بگذاریم هیچوقت دروغ سفید نگوییم. اثرات این دروغ از هر نوع دروغ سیاهی بدتر است.

اعتراف من: من مدتهاست در هفته یک یا دو صفحه کتاب مینویسم اما هنوز به عادت قدیم به همه میگویم شبی یک صفحه مینویسم (هفت برابر واقعیت!) تا به دروغ تصویر یک نویسنده حرفه ای را حفظ کنم. از این به بعد این دروغ سفید را نخواهم گفت.

شما هم اگر جرأت اعتراف داشتید، کامنتهای این پست میتواند یک نقطه شروع باشد… بنویسید…

———————————————————————————————

پی نوشت: با مراجعه به پست‌های قدیمی این سایت، احساس می‌کنم که برخی از آنها نیاز به ویرایش دارد. یا آن زمان به اندازه‌ی کافی روی آنها بحث نشده و یا نیاز روز هستند یا الان فرصت و دانش بیشتری دارم تا در کامنت‌ها به بحث در موردشان بپردازم. گهگاه، آنها را به قسمت بالای سایت منتقل می‌کنم تا فرصتی برای خواندن و بررسی و بحث بیشتر باشد.

 

فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی

آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال

ویژگی‌های انسان تحصیل‌کرده آموزش حرفه‌ای‌گری در محیط کار



150 نظر بر روی پست “دروغ سفید: بیایید اعتراف کنیم…

  • […] هم برایم جالب است و هم اندکی آزار دهنده. سپس یادماجرای دروغ سفید که از محمدرضا شنیده بودم افتادم. بیشتر فکر کردم. از […]

  • […] پی‌نوشت: دروغ سفید: بیایید اعتراف کنیم…. […]

  • […] های می شویم که نمی توانیم خود را ببخشیم ،زیرا پدیده دروغ گفتم و فریب خوردم در این مرحله می تواند بسیار مشهود اتفاق بیافتد . (در فصل […]

  • امیر گفت:

    به همه میگم توی بورس برای یه شرکت سرمایه گذاری کار میکنم.
    که واقعیت نداره و چند وقتی میشه حتی توی بورس فعالیت هم نمیکنم
    دیگه همچین دروغی رو نمیگم.

  • الهه غیثی گفت:

    با سلام
    راستش به نظرم خیلی موقع ها دروغ سفید به خاطره اینه که ما نظره بقیه خیلی برامون مهمه و تایید بقیه از تایید خودمون از خودمون مهم تره , بعضی موقع ها اگه نگرش کلی خودمون رو عوض کنیم دیگه این دروغ ها رو هم نمیگیم . اگه ما از بیرون به خودمون نگاه کنیم و واقعا اون مدلی که میخوایم بشیم این دروغ ها کمتر و کمتر میشه.
    من سعی میکنم همیشه خودم باشم تحت هر شرایطی , این جوری نیازی به دروغ های سیاه و سفید پیدا نمیکنم.

  • atena گفت:

    سلام.مطالب شما رو خوندم ولی بازم به نتیجه ای نرسیدم چون دیگه من دروغ هارو گفتم اونم به کسی که عشقمه و میپرستمش.خیلی پشیمونم ولی فایده نداره .فقط یه خواهشی دارم هیچوقت به جنس مخالفتون دروغ نگید چون ممکنه اون طرف تمام زندگیتون بشه و در نهایت دل کندن از زندگیتون سخت بشه…

    • قاسم زارع گفت:

      دوست عزیز خانم اتنا
      باید به عرضتون برسونم فکر میکنید تموم شده
      اگر شما با کمال راستی در صدد جبران گفته های خود برایید فکر کنم نه تنها کوچک بلکه بزرگتر و عزیز تر خواهید شد در ضمن باید این موضوع هم را در نظر گرفت که ظرفیت طرف مفابل چی هست ایا اهل بخشش هست یا فردی انتقام جو هست
      یه وقت بیان مطلب مسبب این بشه که پتکی به دست طرف مقابل بدیم که هر روز روی خودمون کوبونده بشه
      در ضمن اگه بابت اعتقادی عذاب وجدان دارین باید بگم همین که از کارتون احساس پشیمانی کنید یعنی توبه و خداوند هم کمکتون خواهد نمود و من الله توفیق

  • maryam گفت:

    من این مطلب تو واتساپ به دستم رسیده بود قبلا نمیدونستم از نوشته های شماست اما خیلی از جواب سوال هامو با خوندن اون گرفتم الان که متوجه شدم نویسنده اش شمایید خوشحالم که بهم ثابت شد نوشته های شما هر جا باشه و حتی بدون اسم خودتون برام خیلی گره گشاست.
    ممنونم
    اما دروغ سفیدهای من:

    برنامه ورزشی خاصی ندارم اگر حال داشته باشم یه چرخ پنج تا ده دقیقه ای میزنم اما چون دوست دارم ورزش کنم به اطرافیانم میگم من برنامه ورزش و پیاده روی دارم

    برنامه مطالعه حرفه ای ام رو اصلا مرتب اجرا نمیکنم بیشتر اگر حال و حوصله داشتنه باشم میشینم پای کارها و مطالعاتم اما به بقیه میگم برنام منظمی دارم تا از دست خیلی از مکالمات تلفنی، مهمانی هایی که دوست ندارم و ارتباطات در برم در حالی که برای ارتباطاتی که دوست دارم راحت برنامه مطالعه ام رو بهم میزنم .

    کار تحقیقاتی که شروع کردم اونجور که پیش بینی کرده بودم پیش نرفت و به نتایجی که تو طرح پیشنهادی ارائه کرده بودم نرسیدم کنارش دارم یه طرح دیگه رو انجام میدم تا شاید جبران طرح قبلی بشه هیچ کس از همکارهای طرحم متوجه نشدن چون من متدها رو میدم و اونا اجراکننده هست امیدوارم این یکی خوب جواب بده و به نتایج دلخواه برسم، این مخفی کاری انرژی مو گاهی میگره و باعث شده بیشتر تو خودم برم
    نمیدونم این آخری هم دروغ سفید بود یا نه؟

    با نوشتن این متن یکم سبک شدم

  • سعیده گفت:

    دیگر دروغ سفید نمی گویم که از این لحظه به بعد دروغ سفید نخواهم گفت.:))))))

  • محمدرضا گفت:

    سلام من ۱۸ سالمه
    قبلا خیلی دروغ سفید میگفتم. اما یک سالی هست که باخودم عهد کردم به نظرات و قضاوت های نامعقول دیگران کمتر اهمیت بدم و باهاشون روراست باشم و به لطف خدا تو این زمینه هم تا حد زیادی موفق بودم.
    یکی از دروغ های سیفیدم اینه: من چندسال پیش با روزی ۵۰۰ تا طناب زدن ۳۳ کیلو اضافه وزنمو کم کردم. اما به اطرافیان میگفتم روزی ۱۰۰۰-۲۰۰۰ تا طناب میزدم، میخواستم پز بدم که خیلی قویم و پشتکارم بالاست. الان که به دروغم نگاه میکنم خندم میگیره :))! چون همینکه من یکسال بدون وقفه روزی ۵۰۰ تا طناب میزدم نشان از پشتکارم بوده، دروغ لازم نبود!
    از آقای شعبانعلی بخاطر این مطلب مفید تشکر میکنم.

  • دیدگاهتان را بنویسید (مختص دوستان متممی با بیش از ۱۵۰ امتیاز)


    لینک دریافت کد فعال

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *