فرار از متن، قرار در حاشیه

کافی است، زورگیر باشی،

کافی است است بیشتر از متوسط جامعه ات عمر کنی،

کافی است در یک مصاحبه، «دشوار» را «دوشوار» تلفظ کنی،

کافی است کلمات را بی عمق و معنی، اما با وزن و قافیه، به زنجیر بکشی،

کافی است ماشینی لوکس داشته باشی با پلاکی رند،

تنها یکی از اینها کافی است تا خبرساز شوی، بر سرخط خبرها بنشینی،

تنها یکی از اینها کافی است تا له یا علیه تو، بگویند و بنویسند و زار بزنند یا فریاد کنند.

حتی لازم نیست آدم باشی،

کافی است توپی باشی، سرگردان میان رنگ های آبی و قرمز،

تا صفحه نخست روزنامه ها را از آن خود کنی،

زیرا اینجا، سرزمین زندگی در حاشیه هاست…

سرزمینی که مردمش از متن می گریزند و در حاشیه تنفس میکنند.

در فرهنگ ما، کودکان مستعدی که به دلیل محدودیت مالی، محرومیت از رشد و تعالی را تجربه میکنند،

از نگاه تیزبین حاشیه نگر ما، پنهان می مانند،

چون هرگز زورگیری نکرده اند،

چون عمرشان از متوسط عمر جامعه کمتر است،

چون میکوشند واژها را درست تلفظ کنند،

چون حرفها و دردهایشان، بی وزن و قافیه است،

چون دردهایشان، در قالب تصویر نمیگنجد،

چون تصویر راه رفتنشان با پای پیاده، درخشش پلاک یک خودرو لوکس را ندارد،

 و برای سرفصل  گزارشهای خبری جذاب نیست،

به خاطر بسپاریم:

بسیاری از آنها که امروز، حاشیه های خبری جامعه ما را ساخته اند،

قرار بوده روزی پایه های اصلی متن این جامعه باشند،

چرا که ما از آنها غافل مانده ایم،

چون اولویتهای دیگری داشته ایم…

نمی دانم عصر جمعه این هفته را چگونه می گذرانید،

اما دعوتتان میکنم در همایش خیریه ای که به نفع بنیاد کودک برگزار میشود، شرکت کنید و دیگران را نیز دعوت کنید.

قرار است در کنار هم، بنشینیم، بگوییم، بشنویم و بیاموزیم،

و به این بهانه، یاد کنیم از کودکانی که اگر ما نباشیم، شاید هرگز نتوانند بنشینند و بگویندو بشنوند و بیاموزند…

در سمینار توقف اضطراری، در خصوص استراتژی فردی در زندگی، انگیزه ها و مکانیزمهای آنها و نحوه بهبود تجربه زندگی حرف خواهیم زد…

محمدرضا شعبانعلی (مدرس و نویسنده)، علیرضا نخجوانی (روانشناس)  و شاهین فاطمی (کارآفرین)



10 نظر بر روی پست “فرار از متن، قرار در حاشیه

  • اطهر(زنجان) گفت:

    سلام.براتون آرزوی بهترینهارودارم.وقتی این متنوخوندم باورکنیداشک تمام صورتمو خیس کرداحساس کردم تمام درددل آدمهایی مثل من همین حرفهاییست که بانگارش زیبای شما به تصویرکشیده شده ممنونننننننننننننن که اینقدردرکتون بالاست

  • احمد احمدي گفت:

    سلام بر اونهايي كه برهر دليل نميتونند تواين سمينار شركت كنند
    محمدرضا يه سوال دارم
    يعني من حتما بايد در اين سمينار شركت كنم تا بتونم كمك كنم
    يعني كمك كردن بدون شركت در سمينار امكان نداره
    چون من نميتونم حضور داشته باشم راه كمك كردن بسته هست
    چقدر راحت براي سلب مسئوليت به دنبال بهونه ميگرديم

  • واقعا كار خيلي خوبي كرديد مهندس. هم حضور و بهره مندي در يك همايش خوب و هم داشتن سهمي هرچند ناچيز در اين زمينه

    من كه به نوبه خودم از طرق مختلف اين كار شما را BOLD كردم

    http://malekshah.persianblog.ir/post/9/

  • معصومه1 گفت:

    كاش امتحان نداشتم ميومدم.

  • سلینجر گفت:

    سلام
    عالی و بی پروا بود , البته کاش میشد علتها را جست.ولی شروع برای درک ظریفتر ورفع نقایص حتی در اموری که در یک نگاه مشکلی کلان ودر دیدی وسیع خرده ایرادی از یک جامعه باشد که دیوانه وار هستی را میبلعد بسیار شروعی بهنگام است حتی اگر ندای دیر شده است سالها با گوش ما همخوانی داشته باشد.پیروز باشید.

  • سارا.ر گفت:

    سلام دلنشین بود
    کاش تهران بودم و میومدم. کاش

  • پرویز گفت:

    سلام
    محمد رضا من نمی‌تونم کلاً این جلسه رو بیام… اما حق با تو هست مردم ما نه تنها از متن می گریزند بلکه متن را لعن و نفرین می کنند….
    آره، توی نماز و روزه‌هامون می تونی ببینی چقدر قشنگ خودنمایی می کنه!

  • الهام گفت:

    اگر «کودک» خطابش کنى حتى خودش هم تعجب مى کند.. نه کودکى‌اش را باور دارد و نه کودکى کردن را بلد است..
    تنها کورسوی امیدی در دل دارد که با دستهای من وتو میتواند به خورشیدی بدل شود ،
    که ابرهای تیره حسرت را کنار زده و
    و تصویر مبهم انسان بودن را واقعیتی دوباره ببخشد ..

  • امیر گفت:

    سلام من معلمم محمدرضا و خوشحال می شم که از ایده های این همایش در کلاسام استفاده کنم