دسته بندی: گفتگو با دوستان

درباره ویروس کرونا و پاندمی‌های بعدی

پاندمی‌های بعدی

پیمان زیر نوشته‌ی منشاء ویروس کرونا موضوعی را مطرح کرده بود که به گمانم می‌تواند دغدغه‌ی بسیاری از ما باشد: «یه سوالی که برام به وجود میاد اینه که با اجتناب از این نوع تحقیقات ویروسی، واقعا در مجموع بیشتر در امانیم؟ آیا این همه‌گیری و نمونه‌های مشابه نمی‌تونه آمادگی ما رو در برابر اتفاقات احتمالی بعدی بیشتر کنه؟ در واقع مواجهه بشریت با این ویروس، باعث یادگیری و سرمایه‌گذاری و آمادگی بیشتر ما در پاندمی‌های احتمالی بعدی نمیشه؟ از دیدگاه پادشکنندگی اگر بخوایم به موضوع نگاه و تحلیل کنیم، به چه چیزهایی باید توجه کرد؟ » واضح است که پرسش و دغدغه‌ی پیمان را باید ویروس‌شناسان پاسخ دهند. البته این واقعیت انکارناپذیر هم وجود دارند که ویروس‌شناسان نتوانسته‌اند در این زمینه به اتفاق‌نظر دست پیدا کنند. دو اردوگاه فکری کاملاً مخالف، یکی به دفاع از تحقیقات Gain-of-Function می‌پردازد و دیگری برای ممنوع (یا […]

ماجرای منشا ویروس کرونا

منشاء ویروس کرونا

پیش‌نوشت: سعید در زیر مطلب آیا کرونا قوی سیاه است نوشته بود: «آیا ممکن است فرضیه دست‌ساز بودن ویروس کرونا اثبات بشود؟ اگر این موضوع اثبات شود آیا می‌توان گفت قوی سیاه، قدرت بی‌حد یک تمدن است؟» دوست داشتم چند جمله در پاسخ سعید بنویسم. اما نوشتن را شروع کردم، دیدم حرف‌هایم طولانی شد و تصمیم گرفتم آن را در قالب یک مطلب مستقل منتشر کنم. من هم – احتمالاً مثل بسیاری از شما – بارها به منشا ویروس کرونا فکر کرده‌ام و گاه‌و‌بی‌گاه کوشیده‌ام پاسخ این سوال را در رسانه‌ها و تحلیل‌ها و مقاله‌ها جستجو کنم. طبیعتاً من تخصصی در ویروس‌شناسی ندارم و صرفاً حرف‌ها و گزارش‌ها را در کنار هم و در برابر هم قرار داده‌ام و سعی کرده‌ام در حد یک مخاطب عام از موضوع سر در بیاورم. بنابراین شما هم لطفاً […]

گاهی باید ذهن‌مان را مرتب کنیم

پیش‌نوشت: این مطلب را در جواب کامنت خسرو زیر هفت سالگی متمم نوشته بودم. بعد فکر کردم شاید بهتر باشد آن را در قالب یک مطلب مستقل منتشر کنم. فکر می‌کنم می‌شود آن را زیرمجموعه‌ی گفتگو با دوستان در نظر گرفت. اصل حرف‌های من: خسرو جان. دارم با تأخیر بسیار زیاد، برای کامنت تو جواب می‌نویسم. در واقع اون‌قدر دیر که به تولد تو (۱۱ فروردین) نزدیک‌تریم تا تولد متمم (۲ بهمن). داشتم با خودم فکر می‌کردم که در میان متممی‌ها در گروهی قرار می‌گیری که دهه‌ی سوم رو با ثبات نسبی شغلی طی کرده‌ان. به این معنی که برای مدت نسبتاً طولانی در یک شرکت باقی موندی و قاعدتاً این باعث شده که شناخت عمیق‌تری از صنعت خودتون پیدا کنی. به این بهانه گفتم یه خاطره برات بگم. زمانی با یک مدیر باتجربه دوست بودم و […]

برای حمید | درباره دهه‌ی چهارم زندگی (سی تا چهل سالگی)

پیش‌نوشت یک: زیر مطلبی که با عنوان عکس سفارشی منتشر کردم حمید طهماسبی عزیز (پروفایل متمم | سایت حمید) پیشنهاد کرد درباره‌ی تجربه‌ی دهه‌ی چهارم زندگی بنویسم. این مطلب را در شرایطی می‌نویسم که حمید در حوالی سی‌ویک سالگی است و من در حوالی چهل‌و‌یک سالگی هستم و حرف‌مان از دهه‌ای است که بر من گذشته و به خاطره‌ای تبدیل شده و برای حمید، پیش روست و در ابتدای آن قرار دارد. پیش‌نوشت دو: بدون گفتن و تأکید من هم واضح است که هر یک از ما، مسیر زندگی خودمان را طی می‌کنیم و تجربیات مختص و منحصر‌به‌فرد خودمان را داریم. بنابراین آن‌چه من برایتان می‌نویسم یک روایت کاملاً شخصی است و ممکن است با تجربه‌ی زیسته‌ی شما هم‌خوانی چندانی نداشته باشد. ضمن این‌که سن تقویمی و سن اجتماعی دو مقوله‌ی متفاوت هستند و قرار نیست […]

درباره فروشگاه روستایی | برای خرید عسل طبیعی

فروشگاه عسل روستایی - فروش عسل طبیعی

پیش‌نوشت: محمدصادق و لیلا یک فروشگاه آنلاین برای فروش عسل طبیعی راه‌اندازی کرده‌اند. آدرس این فروشگاه roustaee.com است. محمدصادق سوال‌ها و دغدغه‌هایی را در قالب یک کامنت مطرح کرده بود که من تصمیم گرفتم پاسخ آن‌ها را در قالب یک مطلب مستقل منتشر کنم. به نظرم انتشار این بحث در قالب یک مطلب مستقل، چند خاصیت دارد: اول این‌که افراد بیشتری با فروشگاه روستایی آشنا می‌شوند. دوم این‌که مشابه دغدغه‌های محمدصادق می‌تواند برای افراد دیگر هم مطرح باشد و بد نیست که آن‌ها هم این دغدغه‌ها را ببینند. سوم هم این‌که بقیه‌ی خوانندگان عزیز روزنوشته هم، اگر ایده‌ای در این زمینه دارند و می‌خواهند نکته‌ای را به محمدصادق و لیلا پیشنهاد کنند، می‌توانند زیر این مطلب بنویسند. فعلاً حرف‌های محمدصادق را می‌نویسم تا بعداً در اولین فرصت، چند نکته را هم که به ذهن خودم […]

اهمیت سناریو نویسی و دیدن قوهایی که سیاه نیستند

توضیح: این نوشته ناتمام است و به تدریج تکمیل می‌شود نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: صدرا علی آبادی (پروفایل صدرا در متمم | وبلاگ صدرا) پیش‌نوشت – آن‌چه در ادامه می‌خوانید، به صحبت‌هایی ربط دارد که صدرا زیر مطلبِ استراتژی تمرکز در برابر قاعده‌ی سبد و تخم‌مرغ نوشته است. بنابراین بهتر است ابتدا حرف‌های صدرا را بخوانید: من حرف‌های خودم را در چند بخش مطرح می‌کنم. اول این‌که شاید بهتر باشد برای چنین رویدادهایی، اصطلاح قوی سیاه را به‌کار نبریم. دوم این‌که استراتژی – اگر واقعاً استراتژی باشد – نباید با موانع مقطعی، مختل شود. و سوم این‌که سناریونویسی می‌تواند تا حد زیادی به شفاف‌ شدن ذهن ما در برابر رویدادهای نامطلوب یا ناخواسته کمک کند و قدرت تاب‌آوری ما را افزایش دهد. آیا باید آبان و اسفند را قوی سیاه در نظر گرفت؟ نسیم […]

استراتژی تمرکز در برابر قاعده‌ی سبد و تخم مرغ

اصل تمرکز

نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: علی رسولی پیش‌نوشت: زیر مطلبی که درباره‌ی مزیت ناهم‌زمانی نوشته بودم، علی رسولی بحثی را درباره‌ی «تمرکز» مطرح کرد و به قاعده‌ی معروف «تخم‌مرغ‌ها را در یک سبد نگذارید» هم اشاره شد. این مطلب را به بهانه‌ی آن بحث می‌نویسم. البته چنین بحثی با این موضوع، می‌تواند بسیار گسترده باشد و به‌ گمان من می‌توان درباره‌اش یک کتاب هم نوشت. اما آن‌چه من در این‌جا می‌نویسم صرفاً چند نکته‌ی پراکنده است که فکر می‌کنم ممکن است کمک کند تداعی‌های مفیدی و گفتگوهای سازنده‌ای در ادامه‌ی آن شکل بگیرد. تخم‌مرغ‌ها و این سبد لعنتی دوستی دارم که یک سایت بزرگ پرمخاطب دارد، اما در کنارش برای چند سایت کوچک هم وقت گذاشته و اکنون، سبدی از سایت‌ها را در اختیار دارد. هر وقت از او می‌پرسم چرا روی سایت اصلی‌اش متمرکز نمی‌شود و […]

معرفی چند کتاب پیچیدگی

معرفی کتاب پیچیدگی

غزل، زیر لحظه نگاری که از سر بی‌موضوعی منتشر کرده بودم، پیشنهاد کرده بود چند کتاب درباره‌ی پیچیدگی پیشنهاد بدم. این مطلب رو در پاسخ به غزل  – و البته سایر دوستانی که ممکنه چنین فهرستی براشون مفید باشه – می‌نویسم. البته بد نیست قبلش به سه نکته اشاره کنم: نکته‌ی اول این‌که برای تهیه‌ی فهرست کتابهای پیشنهادی در یک حوزه، باید کتاب‌های زیادی در اون زمینه خونده باشیم. در زمینه‌ی پیچیدگی، کتاب‌های بسیاری وجود دارد که من خیلی‌هاشون رو نخونده‌ام و قاعدتاً حتی از وجود بعضی‌هاشون هم خبر ندارم. کل کتاب‌هایی که من توی این حوزه مطالعه کرده‌ام، به پنجاه مورد نمی‌رسه. و طبیعتاً پیشنهاد من، زیرمجموعه‌ای از همین کتابهاست. نکته‌ی دوم این‌که تقریباً تمام کتاب‌هایی که در این نوشته معرفی می‌کنم، کتاب‌های مقدماتی این حوزه هستن. کتاب‌هایی که متن نسبتاً روان دارن و وارد […]

درباره‌ی شایستگی کلیدی و مفهوم تمرکز

شایستگی کلیدی چیست؟

پیش‌نوشت: این مطلب در پاسخ به پوریا صفرپور نوشته شده و همون‌طور که پوریا اشاره کرده، می‌شه این بحث رو در ادامه‌ی سلسله مباحث انتخاب رشته و حوزه‌ی کاری و مطالعه‌ی تخصصی دونست. مطالب مطرح شده در این زمینه رو می‌تونید روی تگِ #انتخاب شغل و رشته ببینید. برای این‌که صورت مسئله شفاف باشه،‌ اول، صحبت‌های پوریا رو که زیر عکس کتابخونه نوشته بود، نقل می‌کنم و بعد چند نکته‌ای که به ذهنم می‌رسه رو می‌نویسم. پوریا. قاعدتاً در جواب این سوال، نکات و ملاحظات و پارامترهای متعددی رو می‌شه مطرح کرد. من در این‌جا به دو مورد – که به نظرم مهم‌تر از سایر موارده – اشاره می‌کنم. مورد اول Domain Expertise و مورد دوم Core Competency. Domain Expertise | دانش تخصصی در حوزه‌ی فعالیت فرض کن یه نجار بخواد برای یک دفترکار میز […]

یادگیری تخصصی مذاکره و کسب درآمد از این رشته

کسب درآمد از طریق مذاکره

پیش نوشت یک – طی چند وقت اخیر، سه مطلب نوشته‌ام که به یکدیگر مرتبط بوده‌اند: مراحل انتخاب رشته تخصصی سه الگو برای انتخاب رشته تخصصی (MTV) درباره کارها و فعالیتهای میان رشته ای زیر سومین مطلب (کارها و فعالیت‌های میان رشته‌ای) اُمید آزاد موضوعی را مطرح کرده بود که به مذاکره و الگوی فعالیت تخصصی در حوزه‌ی مذاکره مربوط می‌شد. این مطلب، پاسخی برای صحبت‌های امید است. البته سعی کرده‌ام نکات عمومی دیگری را هم مطرح کنم تا شاید به درد مخاطبان بیشتری بخورد. پیش نوشت دو – بحثی که در این‌جا مطرح می‌کنم،‌ خالی از اما و اگر نیست و قاعدتاً افراد مختلف، دیدگاه‌های متفاوتی درباره‌ی آن دارند. به گمانم تنوع دیدگاه‌ها هم در حدی است که هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند که دیدگاه خود را به صورت مطلق، درست می‌داند. بنابراین، آن را صرفاً به عنوان تجربه […]