Category: فلسفه تکنولوژی دیجیتال

تکنولوژیست ها (دیگر) به بهشت نمی‌روند؟

پرده اول: کریس ارمسن (Chris Urmson) در برنامه تد در مورد اینکه خودران ها، خیابان را چگونه می‌بینند صحبت می‌کند (سخنرانی کریس ارمسن در تد). او مدیر فنی ارشد (CTO) پروژه خودران ها در گوگل است. بسیاری او را یکی از مغزهای متفکر بزرگ در زمینه خودران‌ها (اتوموبیل‌های بدون راننده) می‌دانند. اما خودش، در مصاحبه‌ها بارها به صورت غیرمستقیم – و البته متواضعانه – به نکته‌ای اشاره می‌کند که نشان می‌دهد نقش خودش را کمی بزرگتر و جدی‌تر می‌بیند. او توضیح می‌دهد که قبل از کارها و تلاش‌ها و برنامه‌های او، همیشه فرض بر این بوده که تکنولوژی قرار است در […]

اجتماع های شبکه ای یا شبکه های اجتماعی؟

پیش نوشت یک: فرض کنید با یک نفر در مورد زنبور عسل صحبت کنید و چون او فرق زنبور عسل و عسل زنبور را نمی‌فهمد (و حتی نمی‌داند که چنین تفاوتی وجود دارد که بفهمد آیا آن را می‌فهمد یا نمی‌فهمد) همان ویژگی‌های عسل زنبور را به زنبور عسل نسبت دهد. مثلاً بگوید زنبور عسل مایعی لزج و شفاف است که آن را می‌توان به صورت خالص خورد یا در چای ریخت و هم زد و نوع طبیعی و مصنوعی دارد و … فکر می‌کنم به چنین فردی، اگر برچسب دیوانه نخورد، برچسب نادان را می‌توان با کمترین تردیدی به او نسبت […]

ایلان ماسک و توسعه سایبورگ های مبتنی بر Neural Lace

امروز بعد از چند هفته فرصتی دست داد تا ویدئو‌ها و متن مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های Code 2016 را ببینم. طبیعتاً بحث‌های ایلان ماسک را دوست دارم و آن‌ها را هم دنبال کردم. ایلان ماسک بر خلاف فضای رایج، برای من بیش از آنکه یادآور خودروهای تسلا و پی پل و سولارسیتی باشد، به این دلیل دوست داشتنی است که احساس می‌کنم مانند من (حتی شاید کمی کمتر از من!) به نقش تکنولوژی به عنوان چیزی فراتر از ابزار انسان در آینده‌ی هستی، ایمان دارد. او مدتهاست از Neural Lace حرف می‌زند و تاکید می‌کند که با توجه به سرعت توسعه‌ی […]

نظریه اطلاعات – کلود شانون و درک کلان سیستمهای پیچیده (+کمی طعم ریاضی)

پیش نوشت یک: دوست داشتم بیام یه چیزی همین‌طوری الکی توی روزنوشته بنویسم که به روز بشه. فشار کار هم خسته‌ام کرده بود و مغزم کار نمی‌کرد. بنابراین، مطلب تحلیلی نمی‌شد بنویسم. گفتم یه چیزی بنویسم که خیلی به مغزم فشار نیاره و بیشتر از جنس ریاضی و مبانی اولیه اطلاعات سیستم‌ها باشه. اینطوری دل هما رو هم به دست میارم که یه زمان بهم چنین دستوری داده بود: برداشت من از نوشته هاتون اینه علاقه ندارید این جا بحث های ریاضی بکنید، ولی یک پیشنهاد: اگه میشه با یه سرفصل مشخص این بحث های ریاضی رو بکنید. فکر کنم […]

“خان” تا “خام”: تاملاتی در سبک زندگی دیجیتال

پیش‌نوشت: این مطلب را برای عصر ایران نوشتم.  گفتم در اینجا هم آن را بازنشر کنم.   در گذشته‌های نه چندان دور، شاید فقط حدود هفت هزار سال پیش، رایج بود که هر کس و هر خانواده‌ای، کارهایش را خودش انجام می‌داد: خودش برای خودش، سرپناهی می‌یافت یا می‌ساخت. خودش برای خودش، غذا می‌یافت یا می‌پخت. خودش برای خودش کشاورزی یا دامداری می‌کرد. خودش برای خودش لباس و پوشش می‌یافت یا می‌بافت یا می‌ساخت. اگر چه نمی‌توان نقطه‌ای مشخص و قطعی را در تاریخ جستجو کرد، اما به نظر می‌رسد به تعبیر “مک لوهان” با اختراع چرخ، مسیر تاریخ و […]

خودرو بدون راننده گوگل: راننده هایی که آدم نیستند!

یک ماه گذشته، یکی از زیباترین خبرهایی که شنیده‌ام و دوست داشته‌ام، مکاتبات گوگل و دولت فدرال آمریکا در مورد خودروهای Autodrive است. خودروهایی که بدون هدایت انسان، مسیر خود را طی می‌کنند. خودرو بدون راننده گوگل، تا کنون ۵۰۰ هزار کیلومتر در اتوبان‌ها و نواحی شهری آمریکا رانندگی کرده، بدون اینکه حتی یک مورد تصادف داشته باشد و این سابقه، برای اینکه صاحبان تکنولوژی ادعا کنند که سیستم های هوشمند آنها، در زمینه‌ی رانندگی، مستعدتر از انسان است، کافی و پذیرفتنی است. اما مجوز رسمی قانونی برای اینکه این خودروها به صورت انبوه در خیابان‌ها در حال حرکت باشند، […]

تکنولوژی به کجا می‌رود؟

دوست خوبم رضا. در زیر نوشته‌ی قبلی، مطلبی نوشت که فکر می‌کنم ارزش دارد به شکل جداگانه مورد بحث قرار بگیرد: محمدرضا. در مورد اینده آموزش و دانش شکی در مورد حرف های شما نیست .اما در مورد مهارت و تجربه جای سوال هست. مثلا در حوزه های کار فنی داشتن علم تنها کافی نیست بلکه تجربه حرف اول را می زند تا جایی که حتی سازمان های بزرگ فضایی هم بی نیاز از تکنیسین ها ی کارآزموده نیستند. و این مهارت و استادی در هیچ دوره ای منقرض نخواهد شد .تنها مسئله این است که چگونه این تجربه به […]

درباره فراموش کردن و ویژگی‌های دیگر حافظه بیرونی

پیش نوشت صفر: این مطلب، هنوز ساختار کامل و درست ندارد. فقط اینجا آن را نوشتم تا با توجه به نظرات و بحث‌های دوستان، به تدریج آن را تکمیل کنم. لطفاً آن را چیزی بیشتر از یک چرکنویس در نظر نگیرید. پیش نوشت یک: قبلاً مطلبی نوشتم تحت عنوان دنیای دیجیتال و شکل گیری حافظه بیرونی و بعداً آن بحث را در مطلبی تحت عنوان شکل گیری حافظه بیرونی و درد جاودانگی ادامه دادم. در اینجا می‌خواهم همان بحث را در قالب چند سوال ادامه بدهم. پاسخ‌هایی که برای آنها می‌نویسم، صرفاً پاسخ‌های پیشنهادی است و طبیعتاً ممکن است تحلیل‌ها […]

شبکه های اجتماعی و تفاوت آنها با گروه های اجتماعی

پیش نوشت یک: در زمینه تفاوت شبکه های اجتماعی با کامیونیتی‌ها، مدتی قبل مطلب کوتاهی را در وبلاگ انگلیسی نوشته‌ام. هنوز آنجا هم فرصت نکرده‌ام این بحث را تکمیل کنم. اما چون برای خودم مطلب مهمی بود، دوست داشتم اینجا هم به آن اشاره کنم. پیش نوشت دو: تا جایی که من می‌دانم و می‌فهمم، متاسفانه در زبان فارسی امروز، ما واژه‌‌ی رایجی که معادل مناسب Community باشد نداریم. از میان گزینه‌های جمع، جامعه، انجمن، اجتماع، گروه، حلقه، مجلس، جماعت، جمعیت،‌ مجمع، محفل و سایر واژه‌های خویشاوند آنها، هیچکدام دقیقاً معادل Community نیستند. خودم به شخصه، واژه‌ی انجمن را به […]

دنیای تکنولوژی، حافظه بیرونی و درد جاودانگی

پیش نوشت صفر: این متن ادامه قسمت اول بحث در مورد حافظه بیرونی است. پیش نوشت ۱: مادر بزرگ، وقتی که همه‌ی فرزندان و نوه‌ها در نخستین روزهای سال در خانه‌اش جمع می‌شدند، بعد از غذا، با علاقه و هیجان، آلبوم عکس‌های بچه‌ها را می‌‌آورد. آنها را باز می‌کرد و برای چندمین سال متوالی، داستان‌های مربوط به هر عکس را تکرار می‌کرد. داستان‌های تکراری مادربزرگ اما، شنیدنی بودند. چه آنکه می‌دانستیم، فرصت شنیدنشان محدود است و اگر به آنها گوش ندهیم و با آنها نخندیم و اشک نریزیم، تا عید سال بعد، فرصت دیدن و شنیدن آنها را نخواهیم داشت. […]

دنیای دیجیتال و شکل گیری حافظه بیرونی – قسمت اول

پیش نوشت نامربوط: مدتی پیش با یکی از دوستان غیرایرانی، در یکی از خیابان‌های تهران قدم می‌زدیم. مغازه‌ای را دید که پشت آن کاغذهای زیادی چسبانده شده بود. او که گاه و بیگاه به ایران سر می‌زند گفت: اینجا را می‌شناسم! اینجا را می‌شناسم! فارسی بلد نیستم. اما اینجا را می‌شناسم! پرسیدم کجا؟ گفت: این مغازه را می‌شناسم. بنگاه معاملات املاک است. در سفر قبلی خودم یاد گرفتم. پیشنهادهای جذابشان را روی شیشه می‌چسبانند. لبخندی زدم و گفتم: آره. قبلاً این کار را می‌کردند. اما الان کمتر شده. خیلی کمتر. اطلاعاتشان را در کامپیوتر و یک شبکه مرکزی ذخیره می‌کنند. با […]

کارخانه داران سرمست، کارگران خواب، کارخانه‌های بیدار

این مطلب را برای عصر ایران نوشتم. گفتم برای شما هم اینجا بگذارم: می گویند یک کارخانه مواد غذایی بزرگ در دنیا است که می‌تواند بخش قابل توجهی از مردم دنیا را تغذیه کند. در ایران هم شعبه دارد. حتی قبل از توافق و با وجود تحریم‌ها. البته تعداد کارگرانش به حدی زیاد است که سهم کمی از محصولات به بیرون از کارخانه فرستاده می‌شود. جز عده‌ی بسیار محدودی، اکثر کارگران، بخشی از محصولات غذایی کارخانه را به عنوان مزد دریافت می‌کنند.  کارخانه تمام ساعت‌های روز و تمام روزهای هفته فعال است. تعطیل و غیرتعطیل ندارد. کارگران هم اعتراض خاصی ندارند. […]

شبکه های اجتماعی: شکل جدید یک ساختار قدیمی

پیش نوشت ۱: اگر خواننده دائمی روزنوشته‌ها باشید احتمالاً می‌دانید که این مطلب، ادامه یک سلسله مطلب درباره تاریخچه شبکه های اجتماعی و همینطور حدسیاتی درباره آینده آنهاست (شبکه‌های اجتماعی و ابرواقعیت جدید، شبکه های اجتماعی و نظافت اجتماعی، تاریخچه شبکه های اجتماعی، مقایسه شبکه های اجتماعی با صنعت نشر مکتوب). البته در دستنوشته‌های خودم، بالای این سلسله موضوعات نوشته‌ام: مروری بر آینده شبکه های اجتماعی. اما احساس کردم شاید واژه مرور به خواننده حس خوبی را القا نکند. ما دوست داریم آینده، شگفت انگیز و بزرگ و پیش بینی ناپذیر باشد و هر چیزی که از عظمت و شکوه […]

تاریخچه شبکه های اجتماعی

پیش نوشت ۱: همچنانکه می‌دانید مدتی است تصمیم گرفته‌ام در مورد تکنولوژی دیجیتال بیشتر بنویسم و یکی از موضوعاتی که به طور خاص تصمیم دارم در مورد آن بیشتر بنویسم شبکه های اجتماعی است. بحث را با موضوع شبکه های اجتماعی و ابرواقعیت جدید آغاز کردم و توضیح دادم که شاید برخی از رفتارهای ما در شبکه های اجتماعی مصداقی از نظافت اجتماعی باشد که در میان جانداران مشترک است. در ادامه بحثی تحت عنوان تاریخچه شبکه های اجتماعی را شروع کردم و توضیح دادم که شاید بتوان گفت رویدادها و روندهای جدید به ندرت در تاریخ شکل می‌گیرند و آنچه ما […]

شبکه های اجتماعی در آیینه‌ تاریخ

پیش نوشت ۱: قبلاً در نوشته‌ای تحت عنوان شبکه های اجتماعی و ابرواقعیت جدید از علاقه‌ام به شبکه های اجتماعی گفتم و توضیح دادم که علاقمندم در فرصتهایی که پیش می‌آید، گهگاه در مورد آن بنویسم. اگر چه به خاطر جدید بودن مفهوم شبکه های اجتماعی – لااقل به شکل دیجیتال آن – نمی‌توان نظرهای قطعی و تحلیل‌های دقیق در این زمینه ارائه داد، اما اینها باعث نمی‌شود که از فکر کردن به این مفهوم که بخش قابل توجهی از زندگی امروزی ما را شکل داده است غافل شویم. اولین نوشته جدی در این زمینه، بحث شبکه های اجتماعی و مفهوم نظافت […]

تاریخچه شبکه های اجتماعی و نگاهی به نظافت اجتماعی

پیش نوشت ۴: قبل از این، بحثی رو تحت عنوان مرور تاریخچه و کارکرد شبکه های اجتماعی و نگاهی به آینده‌ شبکه های اجتماعی شروع کردم و در نخستین مطلب، اشاره بسیار کوتاهی به شکل گیری ابرواقعیت جدید به دلیل به وجود آمدن تکنولوژی دیجیتال داشتم که نهایتاً به سه پیش نوشت تبدیل شد و بحث اصلی آغاز نشد. موضوع در حدی پیچیده و مبهم هست که نمیتوان به صورت ساده و مستقیم به آن نزدیک شد. شبیه ورود به یک غار تاریک که حتی اگر خودت به اندازه‌ی کافی برای ورود به آن دیوانه باشی، باید مسیری را پیدا […]

تاریخچه شبکه های اجتماعی و ابرواقعیت جدید

پیش نوشت اول – چرا درباره تاریخچه شبکه های اجتماعی می‌نویسم؟ شبکه های اجتماعی دیجیتال (از فیس بوک و توییتر و اینستاگرام تا گروه های وایبری وگروه های ایمیلی نرم افزارهای چت و مسنجر) طی سالهای اخیر چنان به سرعت وارد زندگی ما در ایران شدند که فرصتی برای فکر کردن در مورد آنها و تحلیل دقیق آنها پیدا نکردیم. از طرفی فرهنگ اجتماعی ما، نسبت به ورود و نفوذ شبکه های اجتماعی مقاومت جدی داشت و این باعث شد که حرف زدن و نوشتن از آنها هم تا مدت‌ها، مطلوب و مقبول نباشد. خوب یادم هست که همین چند سال […]

عصر سن تورها

تفاوتهای انسان و ماشین، کم نیست. لااقل هنوز کم نیست. اما ظاهراً برای قرن‌ها، توانایی شطرنج بازی کردن یکی از تفاوت‌های جدی انسان و ماشین در نظر گرفته می‌شده است. شطرنج، قرنها تاریخ را در پس مربع‌های سیاه و سفید خود پنهان کرده است. همیشه عادت داشته‌ایم که در کنار صفحه شطرنج، انسانی را ببینیم که در سکوت، با چهره‌ای متفکر به صفحه نگاه می‌کند و گاه دقیقه‌ها و ساعت‌ها می‌گذرد و هیچ نمی گوید. به همین دلیل است که حتی در گذشته‌های دور هم، وقتی انسان به ماشین متفکر فکر می‌کرد، یکی از نخستین تصاویری که به ذهنش می‌رسید، […]