لحظه نگار: کارت نگاری

امیدوارم این غیبت چند روزه به بهانه‌ی این پست تمام شود و دوباره از فردا بتوانم در روزنوشته به صورت منظم پست بنویسم.

قصد دارم فردا پستی در زمینه‌ی بی بی سی و مک لوهان بنویسم و پس فردا شاید چیزی با عنوان اینکه آیا بدون ساختن، می‌توان تحلیل‌گر و منتقد سازنده‌ها شد؟

البته پاسخ این سوال از نظر من مثبت است.

گردهمایی پنجشنبه

+258
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش


12 نظر بر روی پست “لحظه نگار: کارت نگاری

  • سامان می‌گه:

    محمد رضای عزیزم
    قبل از هر چیز امیدوارم خستگی مسائل گردهمایی و حواشی اون از تنت در اومده باشه(عمداً میگم از تنت،چون به نظرم میاد روحت انقدر بزرگه که خستگی ناپذیره).به سهم خودم ازت معذرت میخوام که بعد از گردهمایی انقدر معطلت کردم. اعتراف میکنم دوست نداشتم هیچ جوره اونجا رو ترک کنم .
    اما بعد.
    گِرد هم که آمدیم و گردهمایی تمام شد و منتظر بودم که مثل همیشه زیر پستی که برای اینکار در نظر میگیری، بیام و برون ریزی احساسیمو انجام بدم!. خوشبختانه ارتباطات متممی ها زیاد شده و جاهای دیگه خودمون رو خالی کردیم. اما نتونستم بیشتر از این صبر کنم و نیام بابت اون همه کارت پستالی که زحمت کشیده بودی و همه رو برام نوشته بودی ازت تشکر نکنم.
    هم از دیدن اون همه دست خط تو ذوق کرده بودم و هم خیلی شرمنده بودم که با یک درخواست غیر شفاف و نسنجیده، تو رو به زحمت انداختم و مجبور شدی اونهمه کارت رو بنویسی.
    البته تعدادی از اون کارتها رو با توضیح هدف از نوشته شدنشون تقدیم برخی از دوستان متممی کردم.و باقیمانده شون برام غنیمتی بود که اون جمله خوبت رو از روی دونه دونه شون، دوباره خوندم.باشد که آن تاثیری را که لازم است بر منِ گیج بگذارد.
    ازت ممنونم بابت همه چیز.

  • نگاه احمدی می‌گه:

    دیروز با دیدن خیلی از دوستان و البته افسوس ندیدن خیلی دیگشون که بودن و من نتونستم زیارتشون کنم (مثل شهرزاد عزیز، طاهره عزیز و جناب آقای عزیزی و …. احتمالا باید ۵۰۰ نفر رو نام ببرم) گذشت و خاطرات خیلی زیبایی ساخت. کارت زیبایی که گردنمون بود، رو من تو خیابونای دانشگاه احتمالا به یادگاری گذاشتم چون وقتی رسیدم خونه، همراهم نبود. اما کارت پستال زیبای شما و متن بسیار زیباش که درس خیلی بزرگیه رو همیشه به یادگار نگه می دارم. دیروز یک رویداد بزرگ بود. محمد رضا، واقعا نشون داد که متمم موفق بوده و سخنرانی های یکی بهتر از یکی دیگه، اینو اثبات کرد که محمد رضا تو رسیدن به هدفش به عنوان یک معلم بزرگ، که سعی داره شبیه خودش رو تربیت کنه، مرحله بزرگ و موفقیت آمیزی رو پشت سر گذاشته. خداقوت میگم به همه دوستان ارائه کننده که همونطور که محمدرضا قبلا تو فایل معرفی شرح داده بود، واقعا موضوعات عالی و قابل درس گرفتن رو به خوبی ارائه دادن. و خداقوت میگم به همه کسایی که دست به دست هم رویداد زیبایی رو برای دیروز ما رقم زدن.
    از همه مهمتر دیروز یک روز بدون استرس رو در دانشگاه شهید بهشتی گذروندم. کمی فرصت کردم تو خیابوناش قدم بزنم و متوجه شدم دلم تنگ شده بود واسه خیابوناش. تموم استرس های گذشتم دیروز از وجودم رها شد و خاطره بزرگ و زیبایی جایگزین اونا شدن. و این رو مدیون محمدرضا و گروه متمم هستم.
    به امید روزهای زیبای بهتر برای گروه متمم.

    پی نوشت۱: نیلوفر کشاورز عزیز، تصوری که از شکل و قیافه و ظاهر جسمانی من، واسم تعریف کردی، هر وقت یادم میاد، منو میخندونه و لذت بخشه.

    پی نوشت ۲: رحیمه سودمند عزیز! وقتی دیدمت انگار می شناختمت و همچین انرژی رو هم دریافت کردم.

    پی نوشت۳ : ما دیروز یک میهمان نوزاد هم داشتیم تو مهمونیمون. و من به مادرش تبریک گفتم. یه جورایی می شد کوچکترین عضو افتخاری متمم خطابش کرد. امیدوارم وقتی بزرگ میشه با دانشگاهی به نام متمم رو به رو بشه که یکی از افتخارات علمی مملکتش باشه و از اول انتخاب کنه که درسش رو تو اون بخونه و روز به روز چیزای بیشتری یاد بگیره.
    پی نوشت ۴: محمد رضا فکر کنم دیروز پدر و مادرت یه جور دیگه و بیشتر از همیشه بهت افتخار کردن و حتما انرژی فوق العاده ای رو با وجود خستگی های این چند روز ازشون دریافت کردی. دست مریزاد

  • علی رسولی می‌گه:

    محمدرضا خوشحالم که دستنوشته خودت رو داریم، بدون اینکه مجبور باشیم بعد از همایش برای یادگاری گرفتن صف بکشیم
    :)

  • مریم زارع تبار می‌گه:

    سلام
    خسته نباشید
    گرچه ما هنوز نیومدیم تهران
    ولی فردا می بینیمتون :)

  • محسن لاله می‌گه:

    محمدرضای عزیز معلم خوبم سلام
    پیش نوشت: آقا یک موردی بود خواستم در میون بذارم، آدم که خونه خودش اینقدر دیر به دیر نمیاد درسته ما اومدیم اینجا دیگه هم بیرون نمیریم ولی برای شما هم جا هست پیش ما بیشتر بیا.
    این عکس قشنگو که دیدم خیلی کیف کردم چراکه یکی از اونا که امضای شما روشه برای منه ولی یک سوالم برام پیش اومد و اون اینکه آیا این کارت ها هم خصوصی سازی شده اند مثل متمم یا نه برای همه یک متن رو شامل میشن؟ گفتم شاید برای هر کی متناسب با اون چیزیکه دوست داره و پیگیری میکنه یک کارت مخصوص به خودش باشه. حالا زیاد هم مهم نیست چراکه این کارت برای من که با ارزش ترینه.

  • […] خباری، امین آرامش(C8)، معصومه خزاعی(D4)، حسن کشاورز(A13)، محمدرضا شعبانعلی، علی کریمی(A11)، محمدرضا زمانی، یاور مشیرفر(A25)، امین […]

  • آرام می‌گه:

    سلام.
    خداقوت و ممنون بابت تمام زحمات شما و گروه متمم عزیز.

  • مژگان می‌گه:

    لحظه شماری و شوق و اشتیاقم برای حضور در این جمع عزیز ، برای بار اول از یه طرف و مشخص شدن جایگاه من در صف اول که باید جای بزرگان این جمع باشه نه من ، از طرف دیگه ، باعث شده استرسم زیاد شه و پیام قبلیم ناتمام فرستاده شه . شرمنده محمدرضای عزیز .
    خواستم تشکر کنم از شما و تیم محبوب متمم بابت تمام زحمت هایی که برای برگزاری این گردهمایی کشیدید. خیلی خیلی ممنونم .

  • مژگان می‌گه:

    سلام معلم عزیز و دوست داشتنی
    چقدر در ارزوی چنین روزی بودم . شوق و اشتیاق و لذتی وصف نشدنی برای منی که اولین بار هست میتونم در این جمع گرم و صمیمی حضور داشته باشم و یکی از قشنگترین روزهای زندگیم رو تجربه کنم . این کارت برای من ، ارزشمندترین و بهترین هدیه هست از بهترین معلم و خاطره ای از بهترین دوستان .
    سپاس از اینکه این روز زیبا رو برامون رقم زدی .
    سپاس از وقت ارزشمندی که

  • محمدجواد مقومی می‌گه:

    سلام معلم جان
    خوشحالم که عنوان نوشته ای که بعد از گردهمایی بیست و ششم اینجا منتشر میشه با کلمه ” آخرین…” شروع نمیشه . مشتاقانه منتظر روز ۲۶ مرداد هستم.

  • شهرزاد می‌گه:

    خسته نباشی محمدرضا… :)
    چقدر خوب شد که این عکس دوست داشتنی رو برامون گذاشتی. (یاد دو سال پیش افتادم، توی اینستاگرام، برای کارت های سمینار رفتارشناسی در کسب و کار)
    بیصبرانه مشتاقم تا این کارت دوست داشتنی رو در دست بگیرم و طرح زیبای نرگس رحمانی عزیز رو از نزدیک ببینم و دستخط و جمله ی زیبای تو رو – که هنوز نمیدونیم چی هست – با ولع و اشتیاق بخونم.
    پی نوشت:
    وقتی بعد از ۱۰ روز، دوباره به خونه ات بر میگردی و پست جدید میذاری، آدم حس می کنه از پنجره های این خونه، داره یه نسیم خنک می وزه و صورت آدم رو نوازش می کنه…

  • محمدحسین می‌گه:

    محمدرضا عزیز سلام
    ممنون که مثل همیشه خودت زیر این کارت پستال ها رو امضاء میکنی، این کار را به عنوان یک پاداش معنوی برای خودم محسوب میکنم و همانند یک لوح تقدیر و حتی بالاتر از آن برایم با ارزش است. خیلی خیلی ممنونم که برایمان وقت میگذاری😍

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *