راز واقعی مدیریت زمان

یکی از همکاران من که در رشته‌ MBA تحصیل می‌کند با تمام هوش و حواس مشغول کار کردن با یکی از نرم‌افزاری خانواده‌ی آفیس، برای ترسیم یک نمودار خاص بود. وقتی کنارش نشستم گفت: کار گروهی داریم. گفتم بقیه چه کار کرده‌اند؟ گفت: اکثراً گفته‌اند که وقتشان ارزش دارد و سرشان شلوغ است و فرصت انجام این تمرین‌ها را ندارند.

با هم نشستیم و کمی در محیط نرم افزار گشتیم و در نهایت نمودار مورد نظر را ترسیم کردیم. گفت: «ممنونم که با وجود اینکه وقتت ارزش دارد، نشستی تا با هم بگردیم و روش ترسیم این نمودار رو پیدا کنیم». به او گفتم: «اگر وقت ما امروز ارزشی پیدا کرده‌ است دلیلش این است که وقت یادگرفتن، هرگز به ارزش وقتمان فکر نکرده‌ایم. آنها که وقتشان را ارزشمندتر از آن می‌دانند که صرف یادگیری شود، هرگز وقتشان “ارزشمند” نخواهد شد».

مدیریت زمان



27 نظر بر روی پست “راز واقعی مدیریت زمان

  • […] دوم:  نگاه معلمی دلسوز و آگاه به راز مدیریت زمان بارها ارزش مطالعه و مرور […]

  • هومن کلبادی گفت:

    محمدرضای عزیز
    بی نهایت زیبا و مثل همیشه متفاوت . ممنون که هستید و امیوارم پاینده باشید
    ارادتمند – هومن

  • وحید گفت:

    محمدرضای عزیز،
    گاهی فکر می کنم که شما این همه نکات ارزشمند و آموزنده را از کجا آموخته اید؟
    پاسخی که به خود می دادم این بود که “شاید از مطالعه بسیار.”
    اما با دیدن نوشته هایی از این دست، درمی یابم که حتی از ساده ترین مثال های روزمره – که برای همه پیش می آید – شما یک درس آموزنده، یک ارزش خلق می کنید.

    سرشار از خلاقیت.
    متفاوت فکر کردن نسبت به سایرین در همه امور. تفاوت. تفاوت. تفاوت …

  • فرزانه ل گفت:

    ممنون استاد

  • محسن گفت:

    سلام محمد رضاي عزيز
    من هم با تو هم عقيده ام و شايد بتونم بگم وقتي رو كه صرف يادگرفتن كردم بعدا جاي ديگه پس گرفتم اصولا به انبساط و انقباض زمان ايمان دارم اينم از اون دسته مثل اينكه وقت داري ياد مي گيري زمان منقبض ميشه و وقتي داري بكار ميگيري زمان منبسط و وقتي داري ياد ميدي و معلمي شايد بتوني سوار بر زمان بشي.
    مرسي از اينكه هستي و همراهي

  • آوا گفت:

    سلام بسیار عالی بود

  • سیمین-الف گفت:

    سلام استاد عزیز
    برای خودم و اهالی این خونه خوشحالم که با یکی از نوابغ عصرمون که ۲۴ ساعت زندگیشو به درستی مدیریت می کنه،
    آشنا شدیم ، که درس های بزرگی به ما می دهد.
    ارزش زیستن را ، شما به درستی معنا کرده اید.
    این خونه واحه ی زیبای زندگی منه و شما به زیبایی آن را آراسته اید.
    کاش یکی از درس های دانشگاهی ما ،آشنایی با فن، مدیریت زمان بود.
    پایدار و برقرار باشید.

  • سیمین-الف گفت:

    سلام استاد عزیز
    برای خودم و اهالی این خونه خوشحالم که با یکی از نوابغ عصرمون که ۲۴ ساعت زندگیشو به درستی مدیریت می کنه،
    آشنا شدیم ، که درس های بزرگی به ما می دهد.
    الهی که خداوند عمر طولانی به شما بدهد.
    ارزش زیستن را ، شما به درستی معنا کرده اید.
    این خونه واحه ی زیبای زندگی منه و شما به زیبایی آن را آراسته اید.
    کاش یکی از درس های دانشگاهی ما ،آشنایی با فن، مدیریت زمان بود.
    پایدار و برقرار باشید.

  • آذر گفت:

    سلااااام بر استاد نازنینم
    عالی بود
    مرسی

  • نیما گفت:

    پیامبر ( ص ): آنکه ساعتی خواری فراگرفتن علم را تحمل نکند، برای همیشه در خواری نادانی خواهد ماند .

    ” اگر وقت ما امروز ارزشی پیدا کرده است دلیلش این است که وقت یادگرفتن هرگز به ارزش وقتمان فکر نکرده ابم . آنها که وقتشان را ارزشمند تر از آن می دانندکه صرف یادگیری شود ، هرگز وقت شان ” ارزشمند” نخواهد شد” .

    ممنون استاد . عمر نازنین تون پر برکت . . .

  • عطیه گفت:

    سلام استاد عزیزم
    هر روز بیشتر از روز قبل فاصله ی بین دونستن و عمل کردن های خودم رو درک میکنم…
    ممنون که هستید و در کم کردن این فاصله ها بهمون کمک میکنید.
    از صمیم قلبم بهتون خسته نباشید میگم.

  • کیان گفت:

    سلام
    آفرین به شما که دامنه آموزش تون از فضای مجازی تا فضای خصوصی گسترده است.
    با این حساب اگر زکات دانش آموختن آن به دیگران باشد شما یه چیزی هم زکات طلب دارید.
    وخصوصیت خوب دیگه تون اینه که هیچوقت از یادگرفتن دست بر نمیدارید برای همین اطلاعات و دانش شما نسبت به خیلی
    افراد به روز و متفاوت است.
    والبته خصوصیات خوب دیگری که در این مقال نمی گنجد:))

  • هومن رهبری گفت:

    به چشمهایم زل زد و گفت : با هم درستش می کنیم …
    و من تازه فهمیدم : تنهایی چه وسعت نامحدودی دارد!
    با هم … ! چه لذتی داشت این با هم … ! حتی اگر با هم هیچ چیزی هم درست نمی شد… حسی که به واژه ی ” باهم” داشتم را با هیچ چیزی در این دنیا معاوضه نمی کردم ..!
    لیلیان هلمن

    محمدرضاجان تو “باهم” را نمی گویی “می سازی”

  • بندر ، دریا ، شرجی گفت:

    باسلام و تشکر از مطالب ارزشمند شما
    ظاهرا! ما در کار گروهی هنوز عقب هستیم و در دوره های MBA هم که با اهداف خاصی کار گروهی آموزش داده می شود و خواسته می شود عده ای سواستفاده کرده و موج سواری می کنند و از ثمره زحمت دیگران نمره ای می گیرند!
    ضمنا این سبک نگارش شما در مورد یکی از نرم افزارهای خانواده آفیس- که نمودار هم رسم می کند!- من را به یاد افشاگری برخی نشریات انداخت! آقای د ، خانم ر مدیر سازمان ق و …. البته این سبک نگارش آنجا قابل توجیه است ولی شما که افشاگری خاصی نکرده اید و نرم افزار هم از شما شکایت نمی کند! چه می شد اسم آن نرم افزار را اعلام می کردید هر چند با توجه به قرائن موجود می توانم آن را نرم افزار را حدس بزنم!!
    خوشحال می شوم نظرات شما را در مورد نوشته های وبلاگ خود هم بدانم!

  • محسن فلاح گفت:

    سلام محمدرضای عزیز
    کاملادرست وصدالبته بسیارزیبابود.مثه همیشه لذت بردم.راستی حیفم اومدنگم، توخط اولتون کلمه ی (نرم افزارهای) رواشتباهی نوشتین.
    یه تشکراساسی بابت لحظات” ارزشمند” ی که تواین قبیله ی مجازی تجربه کردم. لحظاتی که همیشه با یادگیری یا حداقل تلنگرآموخته های قبلیم همراه بوده.یاعلی

  • mina90 گفت:

    یه بار از شکست یکی خوشحال شدم (میدونم کار بدیه ولی خوشحال شدم دیگه) اونم باری بود که استادمون به دوستم گفته بود تو هم بیا مثل مینا کارتو پیگیری کن اونم بهش گفته بود مینا بیکاره من بیکار نیستم. بعدم اومد با افتخار برام تعریف کرد که استاد اینو بهم گفت منم اینو بهش گفتم. خلاصه داشتم میترکیدم.
    خوشحالیم به خاطر این بود که به خودش ثابت شد اشتباه فکر میکرده. اگه نه خداییش آرزومه همیشه خوشحال و سلامت و موفق باشه.

  • shabnam گفت:

    «اگر وقت ما امروز ارزشی پیدا کرده‌ است دلیلش این است که وقت یادگرفتن، هرگز به ارزش وقتمان فکر نکرده‌ایم.
    سلام استاد
    چقدر به دل میشینه…

  • بهاره گفت:

    دقیقا همین مورد برای من پیش اومد. باید ساختار شرکت یکی از دوستان رو برای درس ساختار سازمانی تحلیل می کردیم. پنج نفر بودیم اما به جز من و دوستم بقیه وقتشون خیلی ارزشمندتر از این بود که صرف انجام این کار بشه. به زحمت و با صرف یک هفته زمان، تونستیم دوتایی کارو ببندیم. میدونم که ما باید در کنار انجام این تکلیف، تیمی کار کردن رو هم تمرین می کردیم که نشد ولی توفیقی شد که نسبتا خوب تحلیل ساختار یک سازمان رو یاد بگیرم!

  • پسرک خامه فروش گفت:

    تشکر از آن “معلم”ی که با گذشتن از دغدغه هایی فراتر از «وقت» خود، «ارزشمند» شدن وقت انسانهای اطرافش “اصلی ترین” دغدغه اش است….
    و شاید تنهاترین دغدغه…!

    • نیما گفت:

      نتونستم تنها به لایک کردن ابراز تشکرتون اکتفا کنم .چند بار خوندم احساس و ابراز ارادت تون رو به استاد مون ، حالا باید ذهن و زبان رو به سکوت نشاند که ارادت نه به ذهن و نه به زبان ، که با جان باید چشید باید بی چشم تماشا کرد.
      ********

      پس هستند کسانی که شما بیش از دو کلمه واسه شون هزینه می کنید جناب .آی تفسیر داره این یک خط و اندی

      • پسرک خامه فروش گفت:

        دوستم سلام
        چقد خوب که از پس «کلمات»، احساسم را نیز دریافتید…
        ممنونم از اینکه برای من بیشتر از “لایک کردن” «وقـت» گذاشتی.

        • نیما گفت:

          خواهش می کنم هم قبیله ای ، وقت گذاشتن رو رییس قبیله نازنین مون در عمل دارند بمون یاد میدن ! نمی خوام بگم من شاگرد خیلی خوبی ام ولی با اغماض شاید بشه گفت ساعی .خب سعی ام رو می کنم.مفتخرم به شاگردی شون. و ممنون از دقت نظرتون جناب.

  • هادی گفت:

    قبول دارم بدجوووووووور !!

  • بهار گفت:

    سلام
    لحظه ای تامل کردم . شاید نیاز به تامل نبود. واقعیت همین است که بدان اشاره کردی .
    مرسی از گفتن چیزهایی که هستند و میدانیم اما خود را به آن راه زده ایم که فراموشمان شده است و همینطور بهترین لحظاتمان را صرف ندانم کاری ها کرده ایم . اگر غیر از این بود واژه “حسرت ” برای ما بیگانه بود.
    به امید روزی که هیچ کس حسرت بهترین لحظات عمر را نخورد.

  • ياسين اسفنديار گفت:

    به قول استاد
    دمت گرم و سرت خوش باد

  • بهار گفت:

    سلام
    لحظه ای تامل کردم . شاید نیاز به تامل نبود. واقعیت همین است که بدان اشاره کردی .
    مرسی از گفتن چیزهایی که هستند و میدانیم اما خود را به آن راه زده ایم که فراموشمان شده است.