دسته بندی: اجتماعیات

فرهنگ چیست؟ | چرا فسیل‌ها از فهم فرهنگ فرار می‌کنند؟ (برای فردا)

فرهنگ چیست

پیش‌نوشت یک: این نوشته بخشی از مطلبی است که پیش از این با عنوان برای فردا نوشتم و در واقع، ادامهٔ آن است. ممکن است بعداً این را از این‌جا بردارم و به همان مطلب اضافه کنم. شاید هم همین‌جا بماند. نمی‌دانم. پیش‌نوشت دو: چند وقت پیش یکی از دوستان بسیار عزیزم حرف جالبی به من زد. گفت تو می‌دونستی عقد آریایی داریم؟ گفتم نه. گفت داریم. دوستانم از من دعوت کرده‌اند که بروم برایشان عقد آریایی بخوانم. چون آن را به شیوهٔ عقد رایج ترجیح می‌دهند. به شوخی به دوستم گفتم: یعنی دوستانت، در اعتراض به سنتی که آن را قدیمی و متعلق به هزار سال قبل می‌دانند، به سراغ سنتی قدیمی‌تر که متعلق به سه‌هزار سال قبل است رفته‌اند؟ (جواب‌تان را می‌دانم. این را فقط نوشتم که بعداً وقتی بحث جلو می‌رود، جایی گوشهٔ […]

برای فردا | در دست نگارش

برای فردا

پیش‌نوشت صفر آنچه این‌جا می‌نویسم، امروز چندان به کار نمی‌آید؛ نه از جنس ارزیابی است و نه از جنس راهکار. بنابراین نوشتن از آن، حداقل امروز و در شرایطی که ما در آن قرار داریم،‌ به معنای واقعی کلمه «غیرضروری» است. با این حال بر این باورم که در آیندهٔ نه‌چندان دور، توجه به این مباحث، می‌‌تواند کمک مهمی برای تصمیم‌گیری، تحلیل و سیاست‌گذاری‌های کلان باشد. این حرف‌ها را می‌شد بعداً در زمان بهتری نوشت. اما چون هیچ‌کس از آیندهٔ خود خبر ندارد، نوشتن حرف‌های مربوط به آینده را نباید به آینده واگذار کرد. بنابراین من برای فردا می‌نویسم. و اگر شما این روزها حوصله ندارید، نخوانید. پیش‌نوشت یک این نوشته، مانند بسیاری از نوشته‌های دیگرم، به تدریج کامل می‌شود. نوشتن آن در ۱۴ آبان ماه ۱۴۰۱ شروع شده و به تدریج تکمیل خواهد شد. […]

داستان گاو سالزبورگ

گاو سالزبورگ

هنگام قدم زدن در شهر سالزبورگ اتریش، مجسمه‌های گاو در گوشه و کنار به چشم‌تان می‌خورد. در مغازه‌های کوچک فروش یادگاری هم، جدا از شکلات‌های موتسارت – که یادگاری اصلی آن شهر است – معمولاً مجسمه‌ها و جاسوییچی‌ها و عروسک‌هایی به شکل گاو می‌بینید. در قلعهٔ معروف سالزبورگ هم که روی فستونگزبرگ (Festungsberg) قرار دارد، باز هم مجسمهٔ گاو می‌بینید (Festung = قلعه و Berg = کوه). بسیاری از مجسمه‌های گاو در سالزبورگ، دو رنگ هستند. به این شکل که نیمهٔ چپ و راست‌شان رنگ متفاوتی دارد. مردم محلی داستان جالبی برای دو رنگ بودن این گاو تعریف می‌کنند. فرصت نشده صحت داستان را ارزیابی کنم. اما به هر حال، داستانی است که همهٔ مردم سالزبورگ آن را می‌دانند و اگر بپرسید برایتان تعریف می‌کنند. ظاهراً در قرن شانزدهم، رعیت‌ها و بردگان شورش می‌کنند و […]

دربارهٔ خداحافظی + بعدالتحریر

زیدآبادی

پیش‌نوشت صفر: این متن، دربارهٔ احمد زیدآبادی نیست. دربارهٔ ذهن‌های ضعیف و درک غیردموکراتیک از سیاست است که صرفاً در آن به یک مصداق آشنا و در دسترس هم اشاره شده است. این متن را اگر در زمان دیگری می‌نوشتم، قاعدتاً به نام یا نام‌های دیگری اشاره می‌کردم. پیش‌نوشت یک: احمد زیدآبادی از دنیای سیاست خداحافظی کرد. با شناختی که دورادور – در حد خواندن نوشته‌هایش – از او دارم، بر این باورم که این خداحافظی تکنیک و تاکتیک نیست. او واقعاً «در این لحظه» به نتیجه رسیده که از دنیای سیاست خداحافظی کند. این که در آینده چه روی خواهد داد را نمی‌دانیم. اما قطعاً اگر هم زمانی آرام‌تر شود و توان رفته را بازیابد و دوباره به قلمرو سیاست برگردد، نباید ملامت کرد و حتی به کنایه هم نباید یادآوری کرد که زمانی […]

استحالهٔ کلمات

استحاله کلمات

کلمات – یک کلمات را می‌توان یکی از مهم‌ترین دستاوردهای گونهٔ انسان دانست. «کلمات» حتی از «زبان» مهم‌ترند. بسیاری از جانوران دیگر هم، به زبانی برای گفتگو با یکدیگر دست یافته‌اند؛ از گربه‌ها در خیابان تا زنبورها در کندو. اما این انسان است که توانسته ابزاری تا این حد انتزاعی بسازد. به واژه‌هایی مثل آزادی، امید، انگیزه، انتخاب، زندگی و رشد فکر کنید. این‌ها سیب و گلابی و هلو و شلغم نیستند که مابه‌ازاء فیزیکی و مجسّم بیرونی داشته باشند. در عین حال، به مهم‌ترین چیزهایی که ما می‌فهمیم و می‌خواهیم، اشاره می‌کنند. کلمات، دو کارکرد مهم دارند. نخست اندیشیدن است و دیگری گفتگو. ما نمی‌توانیم به چیزی که برایش کلمه نداریم فکر کنیم و به فرض هم که فکر کنیم، نمی‌توانیم آن را عمیق بفهمیم و به فرض هم که بفهمیم، نمی‌توانیم از آن […]

«نکاتی دربارهٔ نگارش مطالب انتقادی» یا «چگونه مثل مهرداد خدیر ننویسیم؟»

تفکر نقاد

مدت‌هاست نوشته‌های جناب آقای مهرداد خدیر را دنبال می‌کنم. به گمانم می‌توانم ادعا کنم که در چهار سال اخیر، حداقل در سایت عصر ایران، مطلبی از ایشان نبوده که نخوانده باشم. سال‌ها پیش، یک بار هم این فرصت پیش آمد که به شکل حضوری در دفتر عصر ایران ایشان را ملاقات کنم (در گزارش هفتگی شماره دو اشاره‌ای مثبت و کوتاه به آن دیدار داشته‌ام). به قضاوت من، در جایگاه یک خواننده، مقاله‌های روایی ایشان، موفق‌ترین نوشته‌هایشان هستند. اما در نوشته‌های تحلیلی‌شان، «نوسان کیفیت» کاملاً مشهود است. از سوی دیگر، مدت‌هاست در پی فرصتی هستم تا دربارهٔ ویژگی‌های یک مقالهٔ «تحلیلی-انتقادی» مطلبی بنویسم. اما مثال و نمونه‌ای مناسب، که قابل بحث و بررسی باشد، پیدا نمی‌کردم. اخیراً آقای مهرداد خدیر، مطلبی در نقد سخنان دکتر محمد بقایی (ماکان) نوشتند. دکتر بقایی بر این باورند که […]

جملاتی از کتاب مفتش اعظم | داستایوفسکی

کتاب مفتش اعظم

طی هفته‌های گذشته چند بار گفتگوهایی با دوستانم شکل گرفت که به مناسبت بحث لازم شد چند جمله‌ای از کتاب مفتش اعظم داستایوسکی را از حافظه نقل کنم و با خودم گفتم شاید بهتر باشد بخش‌هایی از آن کتاب را در روزنوشته‌ها برای شما هم بیاورم. همان‌طور که احتمالاً می‌دانید، مفتش اعظم (The Grand Inquisitor) در واقع فصل پنجم از کتاب پنجم برادران کارامازوف است. اما ماجرای آن چنان جذاب و پیام آن چنان مهم بوده که به شکل یک کتاب مستقل هم چاپ شده و خوانندگان هم از آن استقبال کرده‌اند. در زبان فارسی هم می‌توانید این اثر داستایوفسکی را به عنوان بخشی از نسخهٔ کامل برادران کارامازوف و یا به عنوان یک کتاب مستقل بیابید و بخوانید. با وجودی که ترجمه‌های متعددی از این اثر وجود دارد، من به دو علت تصمیم گرفتم […]

بیماریِ “چشم انداز نویسی” | مروری بر چشم انداز ایران ۱۴۰۴ و فضای مجازی ۱۴۱۰

چشم انداز ۱۴۱۰

پیش‌نوشت: این مطلب را در سوم مرداد ماه ۱۴۰۰ نوشتم و در روزنوشته‌ها منتشر کردم. اما تراکم کارها چنان زیاد بود که نتوانستم به موقع کاملش کنم. اکنون آن را کامل کرده‌ام و با تاریخ جدید (بیستم آبان ماه ۱۴۰۰)‌ بازنشر می‌کنم. اصل مطلب: در چند روز اخیر، بخش‌هایی از سند فضای مجازی در ایران ۱۴۱۰ منتشر شد (فایل PDF دو صفحه از سند). آخرین باری که یک سند چشم انداز حاکمیتی را خواندم، چشم انداز ایران ۱۴۰۴ بود که در سال ۸۲ منتشر شد. مروری بر آن سند نشان می‌داد که تدوین‌کنندگان، یا آشنایی چندانی با کارکرد چشم انداز نویسی نداشته‌اند و یا این کار را صرفاً به عنوان تشریفات انجام داده‌اند. بررسی یک سند چشم انداز دیگر که بعد از گذشت ۱۸ سال تنظیم و منتشر شده، نشان می‌دهد که نوع نگرش و عمق […]

از کلمه‌ی «سیستمی» نترسیم

مشکلات سیستمی - فساد سیستمی

آن‌چه در ادامه می‌آید،‌ مطلبی است که برای عصر ایران نوشته‌ام (لینک نوشته در عصر ایران) و در آن کوشیده‌ام معنای کلمه‌ی «سیستمی» را که در اصطلاحاتی مانند «فساد سیستمی» و «مشکلات سیستمی» به کار می‌رود توضیح دهم. سال‌هاست استفاده از این تعبیرها تصریحاً یا تلویحاً ممنوع بوده و رسانه‌های رسمی کوشیده‌اند آن‌ها را به کار نبرده یا به‌کارگیری آن‌ها را نقد کنند. این در حالی است که به گمان من، چنین برخوردی صرفاً ناشی از درک نادرست از واژه‌ی «سیستمی» بوده است. بی‌تردید اگر چنین مطلبی را از ابتدا برای مخاطبان روزنوشته می‌نوشتم، ساختاری محکم‌تر را به کار برده و جزئياتی بیشتر را مطرح می‌کردم. اما مخاطبان این نوشته، گروه دیگری هستند و برایم مهم بوده که پیامِ کلام، ولو به قیمت قربانی شدن برخی از ظرافت‌های علمی و فنی، به گروه هدف منتقل […]

عبدالکریم سروش و مصطفی ملکیان | مناظره یا گفتگو؟

روشنفکری و حقیقت

در روزهای اخیر، به واسطه‌ی گفتگویی که میان عبدالکریم سروش و مصطفی ملکیان در کلاب‌هاوس (که به قول سروش بیشتر به کباب‌هاوس تبدیل شده) شکل گرفت، مطلبی برای عصر ایران نوشتم (لینک نوشته در عصر ایران). البته انگیزه‌ی نوشتن آن مطلب، مقاله‌ی دیگری در عصر ایران بود که از زاویه‌ای متفاوت به گفتگوی این دو نفر پرداخته بود. دوستان عصر ایران هم، هم از سر لطفی که به من دارند و هم از این رو به طرح دیدگاه‌ها از زوایای مختلف باور دارند، با وجودی که محتوای نوشته‌ی من با مقاله‌ی قبلی همسو نبود، آن را منتشر کردند. آن مطلب را – صرفاً برای این‌که در آینده در دسترس باشد – در این‌جا بازنشر می‌کنم. آن را لابه‌لای تراکم کارها و بسیار سریع نوشته‌ام و در مرور بعدی دیدم که هم از نظر نگارش و […]

yeni bahis siteleri 2022 bahis siteleri betebet
What Does Booter & Stresser Mean What is an IP booter and stresser