642
مهمانی امشب را در زیر این پست برگزار میکنیم.
ظاهراً دو تا موضوع تا حالا مطرح شده. پیشنهاد من رویا پردازی بود که توضیحاتی هم در موردش نوشتم.
بچه ها در مورد «صداقت، روراستی و یکرنگی» و این نوع مفاهیم هم پیشنهاد داشتند.
شاید موضوعات دیگری هم مطرح شود…
به هر حال من هم مثل شما منتظرم.
تازه به خانه رسیده ام. یک استراحت کوتاه بکنم و 10 بیایم پیش شما…

661 دیدگاه
سلام به محمد رضا و همه مهمونها بفرماييد بفرماييد بشنيد خواهش ميكنم خجالتم نديد…
ببخشيد دير اومدم تو ترافيك اينترنت گير كردم به كامپيوتر امشب دسترسي ندارم با گوشيم وصل شدم نه ميرسم كامنت بزارم و نه كامنتها رو بخونم به هر حال اومدم عرض ادب و ابراز وجود چون دير اومدم دم در وايميسم و به صحبتهاي شما و دوستان گوش ميدم راستي محمد رضا جان من كه نميتونم حرف بزنم ميخواي پذيرايي رو من به عهده بگيرم پذيرايم خوبه 🙂
آره ندا. اگه مهمونی بگیرم باید بلند شی بیای تهران پذیرایی کنیا!
من راه دور و کار و زندگی سرم نمیشه!
شما جون بخواه محمد رضا چشم حتما ميام قشنگي زندگي به همين چيزاست دوستي هم راه دور و نزديك نميشناسه شما بفرما بزن من به سرعت ميك ميك اومدم 🙂
خوشم میاد صاحبخونه موضوع رویا پردازی را عملا هم داره اجرا میکنه با هر جملش احساس میکنم تو خونش و مهمونشم….
شلوغ نکن آناهیتا. یک مقدار کنارتر بشین جا برای مهمونای تازه وارد باز شه.
شب بخیر خداحافظ..
شب به خیر
خدانگه دار
شبت بخیر فاطمه. ببخش تو این شلوغی به اندازه کافی پذیرایی نکردم ازت. ممنون که میای به خونت سر میزنی و مواظبش هستی.
اشکال نداره . ایشالا دفعه بعد
رشته از دستم در رفت
بیا بشین کنار من. برات توضیح میدم از اول فاطمه!
سلام… من ترجیح میدم کمی ساکت بشینم و بخونم. موضوع یکم برای من سنگینه.
بهرنگ.
مدتهاست دلم هوای دیدنت رو کرده.
کاش بتونیم همدیگر رو ببینیم در دنیای واقعی. کجایی تو؟
اتفاقا من هم همینطور. دیروز می خواستم بی هوا بیام بهار شاید هم رو ببینیم. ولی گفتم شاید دیگه اونجا نباشی.
یک اس ام اس بزنی بگی کی کجایی، من خودم میام پیشت،
یا اینکه یک شب بیا خونم یک چایی بخوریم با هم بهرنگ جان.
حتما. سعی می کنم بزودی ردیفش کنم
حسودیم شد. خوش بحال آقا بهرنگ
محمدرضا جان سيستم ما كم آورد چه برسه به سيستم شما !
كلمات منفي حس خوبي به آدم نميدن (بدبخت شدم تا درست شد!؟)
خيلي خوشحالم
كه امشب همه روبه راهيم (حال )همه خوبه انگار
آره. حال من که خوبه. حال شماها رو نمیدونم.
اون پایین که تو نشستی سمانه، امکانات پذیرایی هست؟
:سمانه تعبیر جالبیو بیان کردی برای بودن وداشتن منو خیلی به فکر فرو برد
salam be hame doostan va ostade aziz
shayad bavaretoon nashe vali man alan az khab paridam yadam oomad ke emshab mehmoonye
رسول کجایی تو عزیز من!
سلام شب به خیر
با کسب اجازه از مهندس .یاد یه رویای قدیمی افتادم یه رویای نوجوانی ما دهه ی 50 ای یا، بازی در کنار مارادونا یا دیدن او از نزدیک بود. وای که چقدر همه مون دیوونه اش بودیم نمی دونم از نسل ما کسی اینجا هست؟
من خودم پیش توام احمدرضا!
نه بابا! مهندس جدی شما هم ؟
آره عزیزم. من هم!
شرمنده مهندس این مدلی بحث کردن خیلی ستمه بابا یه فکر اساسی بکن معلوم نیست کی کی میاد تو؟ در میره؟ میشینه؟و…
داره مثل مجلس ترحیم میشه احمدرضا! فقط شاده!
منم از دهه 50 ها حاضرررررر
vaghean az kenare shoma bacheha bodano az harfaton lezat bordam
bkhosos nazarateee
shoma ostad
ishalaa betonam bishtar to jameton bashamooo
agee shoma ghabel bedonid
y bar hozoriii khedmat beresam
bazam mamanonam
shabeton bekheir
shabe shikiiii dashte bashid
شب خوش. ممنون که اومدی.
محمد جان
انصافا یه رفلکسی چیزی بده عزیزم
دیر تایید میکنین ها
ببین زهرا. کامپیوترم هنگ کرده بودم به خدا.
بچه ها خیلی شلوغ شده نه؟؟؟ولی بازم مجلس بسی گرم و پرشوراست.اقا از بین شما ها کسی کتاب “زندگی نزیسته ات را زیست کن “را خونده؟من قرار بود تابستون بخونمش اما نشد حالا دوباره یادش افتادم اسم کتاب خودش یه رویاس نه؟
یه دورانی که از این کتابای روانشناسی میخوندم خیلی حواسم به رویاها و افکارم بود اما این روزها دیگه وقتشو ندارم البته بنظرم هدف از رویا خیلی مهمتره
ماشالله انقد فعالیت زیاده سایت مشکل پیدا کرده ؟؟ واسه شما هم همین طوره؟؟
آره رضا. اما الان درست شد.
shabanali.com چه میکنه!!!!!!پس از مدتها احساس میکنم جایی برا حرف زدن هست و شکستن سکوت .
الناز.
خوشحالم که اینجا می بینمت. کامنت هات رو همیشه میخونم. اما اینجا خوب زنده تر محسوب میشه.
سلام .خواستم خواننده باشم وبس اما نتونستم دیدم موضوع واقعا جذابه بعدشم حمعیت خانمای فعال داره زیاد میشه.
رویا هایی اشتم که بعد به ارزو تبدیل شدن والان داره به واقعیت تبدیل میشه .یکی از ارزوهام الان تبدیل شدن به سخنران انگیزشیه .رویای زندگی تو یه جزیره تنها با تمام مکانات و الان نیز دارم
کامنتها چی شد؟ مورد داشتن؟
محمدرضا جان کجایی؟
نه بابا.
مورد چیه فاطمه.
یک مشکل کوچیک تو کامپیوتر من بود که رفع شد.
رویا بهانه ای ست که دنیای هم شویم ؛ دنیا چرا بهانه ی ما را به هم زند؟
شب همگی خوش
شبت خوش عزیزم
چون سر محمد رضا شلوغه من شما رو بدرقه می کنم
راستی محمدرضا حالا که اینجایی یه تشکر درست و حسابی باید بکنم راجه به شرطی شدن توی مطالعه
بالاخره ازش جواب گرفتم الان مدتیه رو ساعت 10 تا 12 شب شرطی شدم کتاب بخونم و واقعا رضایت بخشه
البته الان به صورت شرطی شده اومدم کافه 😀
با تشکر از پاولف محمدرضا و خودم 😀
سلام منم مثل هميشه يه گوشه اروم نشتم و گوش مي كنم.
من گاها تو رویاهام یه جمله قشنگی میاد تو ذهنم یا یه ایده واسه نوشتن و همون زمان سریع چشمامو باز میکنم به واقعیت میام و اونا رو مینویسم…. مثلا اون دست نوشته ها که بعضیهاشو خوندی محمد رضا زمانی که داره خوابم میبره و تو رویاهام غرق میشم با جملات واضح از ذهنم عبور میکنن که بعضی وقتا سریع نصف شب بلند میشم و شروع به نوشتنشون میکنم… چون میترسم اگه خوابم ببره از ذهنم فرار کنن…
استاد سایت مشکل داره ؟ یاcommento حذف کردی؟
زهره جون من گاهی اوونقدر غرق رویاهام میشم که از کارای ضروریمم میمونم خیلی حالت بدیه
دیگه نمیشه خودتو بکشی بیرون!!!
حرفتو زیاد قبول ندارم
سلام خسته نباشید.
من دنیای رویا پردازی رو سپید و روشن میبینم بخاطر همین دوسش دارم ولی دنیای واقعی سیاه و تاریک.
من هم شما رو دوست دارم
وهر انساني براي دوست داشتن هاي خود تلاش ميكند دوست داشتن هايي براي بودن نه دوست داشتن هايي براي داشتن !
من براي بودن شما رو دوست دارم نه براي داشتن
وبا شناختي كه ازشما دارم ميدونم كه شمام همين طور فكر ميكنيد .
امشب انرژیتون بیشتره.معمولا بعد از همایش ها حالتون بهتر
می شه. پس حال واقعا موثره..
وای.
یک لحظه کامپیوترم هنگ کرد. بدبخت شدم تا درست شد.
سمانه جون این روزا پزشکی مایه سرافکندگی نباشه مایه ی مباهاتم نیست مهندس شوخی می فرماین
ایشالام که هم شما ارشد قبول شی هم ما علوم پایه رو رد کنیم
آقا من همین پایین میشنیم بالا رو نخاستیم بالا جای بزرگانه((:
سلام
جالب شد خیلی جالب شد چطوری میخایم هممون یه جا کناره هم باشیم؟ ینی همه ی 61نفرمون؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بابا این خیلی نامردیه یه نفر(شما)به چند نفر؟به این همه آدم؟گناه داری به خدا محمدرضا
.
من راضیم زهره. فقط یک دقیقه کامپیوتر هنگ کرده بود مردم و زنده شدم.
مثل اینه که مهمون داشته باشی زلزله بیاد!
انصافا میزبان خوبی هستی چون کسی متوجه زلزله نشد.هیاهو خیلی زیاد بود کسی احساسش نکرد.
همیشه دلم می خواست نظرتون راجب مثبت اندیشی و هر طوری فکر کنی همون می شه بپرسم ، اما می گفتم یه روزی بپرسم که سر حال باشه نظر به درویش بینوا کنه
خواهش میکنم .میخوام نظر یک آدم موفق بدونم
خیلی بهش اعتقاد دارم. به شرطی که مانع تلاش نشه.
من همیشه به اون جمله ای که از حضرت عیسی نقل میشه باور داشته ام:
چاله را بکنید – حتی اگر در بیابان – باران خواهد آمد!
هئییییییی
محمد جان
پزشکی نگو بلا بگو
یه زمانی” رویا ” شو داشتیم
الان اما خفتمونو گرفته هی ما میگیم ول کن ول نمیکنه!
آخه اینم ” رویا” بود ما داشتیم!
به هر حال من میخوام پز تو رو بدم زهرا.
به هیچی هم کاری ندارم.
میگم دوست صمیمی منه!
اینم کامنت هاش تو سایتم!
باشه؟
سلام به دوستان
به نظز من رویا باید به هدف خیلی نزدیک باشه وگرنه رویا بدرد نمی خوره(مثل زهر می مونه)
شده رویای چیزی و در سر داشته باشید که بدونید تقریبا رسیدن بهش غیر ممکنه؟ چه باید کرد؟
سلام استاد
شب خوش قسمت دل نوشته ها منتظر بودم اینجا پیداتون کردیم
اگه اجازه بدید منم وارد بحث شم
سلام. کجایی علیرضا. یک مدته کم سر میزنی خونه من.
دلخور میشم ازت!
پس با این حساب رویاها هیچ وقت به حقیقت نمیرسه … ولی به واقعیت رسیدنش هم خیلی خووبه…. حداقل شاید یکم از ریخت و قیافه بیافته ولی بازم خوبه
ولی نمیدونم چرا رویاها تا وقتی رویان لذت بخش ترن…وقتی میان بیرون دیگه جذابیت ندارن و باید رفت دنبال یه رویای دیگه :دی
چون دیر اومدم نمیتونم بیام تو بحث…راستش درسم دارم….فقط این نوشته رو میذارم براتون که وقتی تو خیال کسی که بودم برای دلم نوشتم،برای اون….برای نبودنش کنارم:
زمانی که می آیی
دیگر فکرم از برای من نیست
هوای نمناک خاطراتت
مرا تا دوردست ها می برد
تصویر زیبای لبخندت
سکوت افکار من است
سکوتی که در نبودنت
به مانند…..
هیاهویی ازلبخندهاست
شبتون ناز.
elena jon vaghean ghashang bod…shereto man mifahmam
ممنون زهرا جان چون منم دارم واسه ژنتيك پزشكي ارشد خودمو آماده ميكنم
شايد ما هم مايه ي مباهات استاد بشيم يه روز :دي
سمانه. من دوستت دارم. همینطوری هم مغرورم که مهمون خونه منی.
سلام
بالاخره سعادت نصیب ماشدتاسروقت به این مهمونی خودمونی و دسته جمعی بیایم.
خیلی هیجان انگیز که هرکی یه جای این دنیاست و کیلومترها باهم فاصله داریم اما وقتی میایم به کافه انلاین اصلا این فاصله ها احساس نمیشه .
یه سوال:اگه یه شب همه حضورا مهمون شما باشیم جابرای همه هست؟
فاطمه و فهیمه عزیز. سر وقت نیومدید و دیر رسیدید!
اما من این بالا براتون جا دارم!
من آرزومه که یه بار کنار همه شماها باشم.
به نظرم به زودی هم میتونیم این کار رو بکنیم.
دنبال فرصتش میگردم.
وای خدای من ! فکرکنم یکی از رویاهام داره تبدیل به واقعیت میشه.میتونیم هممون ازنزدیک مهمون محمدرضای عزیز باشیم
اااااااااااااااااااااااا قبول نیست
اون وقت مهمونی میشه برای بچه های تهران و حومه که نزدیکن.
ماها آدم نیستیم؟دل نداریم؟
من به یکی از رویاهام رسیدم
امروز با خودم فکر می کردم کاش همه این دوستا نو رو یکبار از نزدیک می دیدم مخصوصا ستاره رو
ستاره اگه همچین اتفاقی افتاد بیا بینم روی ماهتو مادر جان
مرسی معصومه جان
میترسم منو ببینی تو ذوقت بخوره.
فکر نکنم هیچ وقت این رویای من به حقیقت بپیونده،چون من خیلی دورم خیلی ی ی ی ی
کجایی عزیزم – مطمئنم که تو ذوقم نمی خوره من حس قوییه دارم با کسی به راحتی دوست نمی شم اما تو رو دوست دارم نوشته هاتو دوست دارم
ستاره صادقانه می نویسی
از لطفت خیلی ممنونم عزیزم
واقعا” از بودن در کنارتون لذت میبرم حتی تو دنیای مجازی ،دیگه واقعیت که جای خودش رو داره.
من ساکن بندرعباسم،برای همین میگم دورم
ماخیلی زود اومدیم.رومون نشد بیایمتو.پشت در منتظر بودیم تا همه بیان.
آخیییی.
من خیلی شرمندم.
خونه کوچولو مشکلات اینطوری هم که داره.
ایشالا با هم پول میگذاریم یک ویلای بزرگ میگیریم.
ایشالا ایشالا…
فقط باید 1000 متری باشه تا جا شیم…
شماها کدوم شهر زندگی میکنین فهیمه و فاطمه؟
چی شد که این سوال رو پرسیدین؟
زیر سایه شما
ازتهران به سمت غرب ایران در اتوبان تهران-همدان که حرکت کنید190 کیلومتر مونده برسین به مقصد ما اونجاییم.(پشت کوه_شهرشهیدپرور غَرق اباد)
من دوست دارم بدونم اونایی که خونه من میان، خونه خودشون کجاست.
تازه خونه شماها رو جزو خونه های خودم میدونم و همیشه خیالم راحته که هر جای ایران برم، یک خونه دارم!
ما مشتاقانه منتظر شما اییم
همیشه تو خونمون حرف شماست
ازماه رمضون که با شما اشنا شدیم خیلی نمی گذره ولی شمارو به اندازه صمیمی ترین افراد خانوادمون دوست داریم.
اوه اوه اوه مهندس!؟
پارتی بازی ممنوووع
چرا بالای خونه واسه مسعود؟
هر کی زودتر بیاد
والا!
زهرا. تو که کنار من نشستی شلوغ نکن!
آیا باواقعیت میشه به حقیقت رسید؟
یافتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
یورکاااااا!
مرضیه جان به نظرم باید رویا را خودت برای خودت ایجاد کنی… گاهی آنچه در آینده برات اتفاق خواهد افتاد بصورت یک رویا از ذهنت بارها عبور میکنه..
بچچه ها چرا هرچی خوبه زود تموم میشه ؟؟؟
منظورم همین رویاهامونه اگه بخوابیم تموم میشه اگه وسط روز باشه یه کاری پیش میاد که باید تمومش کنیم
با تاخیر35 دقیقه ای. سلام محمدرضای عزیز و دوستان عزیز
کامنتارو سریع یه مرور کردم. رویای بچگی برای من هم موضوع جذابیه. محمدرضا به نظرت ارتباطی بین رویای بچگی مون و زندگی حال حاضرمون وجود داره؟
استاد چه رؤیای فوق العاده ای دارید…
از صمیم قلب آرزو میکنم تحققشو ببینم
در دنیا برای همه 1 حقیقت وجود داره.ولی به تعداد آدمها واقعیت وجود داره.پس رویاها به واقعیت برسند بهتره
شما فلسفه میخونی؟؟؟؟
یه جکه میگه فیلسوفا میگن:حتی اگه خدا روبه روی ادم وایساده باشه و بگه این راه راسته بازم ادما گمراه میشن چون دست راست خدا دست راست ادما میشه
مرتضی میشه بیشتر بگی که منظورت از “بودن ها” چیه؟
هنوز داری سلام تعارف میکنی؟! 53تا مهمون اومدن بخاطر خوب بودن و بزرگ بودن صاحب خونه ای که بزرگتر از سنشه
آبراهام کجایی یه سوال انداختین با محمدرضا تو ذهنه من
من یه جا جوابشو نوشتم الان فاطمه. اما اگه میتونی پیداش کن!
منم یه جواب دادم بهش ولی استاد نمیدونم چقد درسته
من موافق تو هستم آناهیتا
فك ميكنم اينطورباشه
حال خوب احسن الحال يعني همه ي زندگي آدم
اگه حاله خوب نباشه هيچي معني نداره