یادی از چند نفر، به مناسبت روز معلم

به مناسبت روز معلم

در کشور ما، در روز ۱۲ اردیبهشت، بیشتر از همیشه از معلم و معلمی سخن به میان می‌آید. همین باعث می‌شود که در ذهن من هم، یاد بسیاری از معلمانم، زنده شود و خاطراتشان رنگ بگیرد. خوشبختانه همیشه این عادت را داشته‌ام که با مناسبت یا بی‌مناسبت، از معلم‌هایم یاد کرده و به آن‌ها ادای احترام کنم. در حدی که اگر خواننده‌ی همیشگی متن و کامنت‌های روزنوشته باشید، می‌توانید ده‌ها نفر از معلم‌های من را با ذکر ویژگی‌ها و خاطرات‌شان فهرست کنید. بنابراین در این‌جا، صرفاً به نام چند نفر که شاید تا کنون در نوشته‌هایم کمرنگ‌‌تر بوده‌اند یا آن‌چنان که باید و شاید مورد اشاره قرار نگرفته‌اند – به ترتیب زمانی – می‌پردازم. از خانم نعیمی معلم سوم دبستان شروع می‌کنم که یک روز گفت مادرم را به مدرسه بیاورم و وقتی نگران، با […]

ما حق را به چه کسی می‌دهیم؟

در روزنوشته‌ها، #مطالب نوشته نشده  مطالبی هستند که قرار بوده روزی کامل‌تر شوند، اما به خاطر وقت کم، یا بی‌حوصلگی یا ملاحظه‌های دیگر، به همان شکل ناقص در حد یک ایده‌ی اولیه در دفتر یادداشت من رها شده‌اند. می‌شود آن‌ها را دور ریخت. اما یک گزینه هم این است که بدون شرح و بسط و توضیح بیشتر، آن‌ها در روزنوشته‌ بیاورم و من تصمیم گرفته‌ام گاهی گزینه‌ی دوم را انتخاب کنم. *** هیچ‌وقت به تماشای مراسم اعدام نرو. اگر کسی که اعدام می‌شود شایسته‌ی مجازات نباشد، تو در اعدام او شریکی. و اگر محق اعدام باشد، بر سنگ‌دلی‌ات افزوده خواهد شد. *** در دعوای دو نفر، ما معمولاً طرف حق را نمی‌گیریم، بلکه به سمت کسی متمایل می‌شویم که همدلی بیشتری با او داریم. آن‌چه به اشتباه عدالت خوانده می‌شود، معمولاً غلبه‌ی نظر گروه همدلی […]

اهمیت سناریو نویسی و دیدن قوهایی که سیاه نیستند

توضیح: این نوشته ناتمام است و به تدریج تکمیل می‌شود نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: صدرا علی آبادی (پروفایل صدرا در متمم | وبلاگ صدرا) پیش‌نوشت – آن‌چه در ادامه می‌خوانید، به صحبت‌هایی ربط دارد که صدرا زیر مطلبِ استراتژی تمرکز در برابر قاعده‌ی سبد و تخم‌مرغ نوشته است. بنابراین بهتر است ابتدا حرف‌های صدرا را بخوانید: من حرف‌های خودم را در چند بخش مطرح می‌کنم. اول این‌که شاید بهتر باشد برای چنین رویدادهایی، اصطلاح قوی سیاه را به‌کار نبریم. دوم این‌که استراتژی – اگر واقعاً استراتژی باشد – نباید با موانع مقطعی، مختل شود. و سوم این‌که سناریونویسی می‌تواند تا حد زیادی به شفاف‌ شدن ذهن ما در برابر رویدادهای نامطلوب یا ناخواسته کمک کند و قدرت تاب‌آوری ما را افزایش دهد. آیا باید آبان و اسفند را قوی سیاه در نظر گرفت؟ نسیم […]

جنگ با غول‌ها

جمله ای از نیچه - نقل قول از نیچه

تقریباً هفته‌ای نمی‌گذرد جز این‌که این جمله از نیچه را به خودم، یا به دوستی از میان دوستانم یادآوری می‌کنم. گفتم آن را این‌جا هم بگذارم تا بیشتر پیش چشم‌ همه‌‌مان باشد: +۲۴۲

استراتژی تمرکز در برابر قاعده‌ی سبد و تخم مرغ

اصل تمرکز

نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: علی رسولی پیش‌نوشت: زیر مطلبی که درباره‌ی مزیت ناهم‌زمانی نوشته بودم، علی رسولی بحثی را درباره‌ی «تمرکز» مطرح کرد و به قاعده‌ی معروف «تخم‌مرغ‌ها را در یک سبد نگذارید» هم اشاره شد. این مطلب را به بهانه‌ی آن بحث می‌نویسم. البته چنین بحثی با این موضوع، می‌تواند بسیار گسترده باشد و به‌ گمان من می‌توان درباره‌اش یک کتاب هم نوشت. اما آن‌چه من در این‌جا می‌نویسم صرفاً چند نکته‌ی پراکنده است که فکر می‌کنم ممکن است کمک کند تداعی‌های مفیدی و گفتگوهای سازنده‌ای در ادامه‌ی آن شکل بگیرد. تخم‌مرغ‌ها و این سبد لعنتی دوستی دارم که یک سایت بزرگ پرمخاطب دارد، اما در کنارش برای چند سایت کوچک هم وقت گذاشته و اکنون، سبدی از سایت‌ها را در اختیار دارد. هر وقت از او می‌پرسم چرا روی سایت اصلی‌اش متمرکز نمی‌شود و […]

روش‌های افزایش اثربخشی آموزشی برنامه‌های لایو اینستاگرام

لایو اینستاگرام

پیش‌نوشت: در مطلبی با عنوان مزیت ناهم‌زمانی به این نکته اشاره کرده بودم که فکر می‌کنم بسیاری از لایوهای دونفره‌ی آموزشی که این روزها در اینستاگرام برگزار می‌شوند، از اثربخشی آموزشی بالایی برخوردار نیستند (البته استثنا همیشه وجود دارد). رسول فتح‌پور عزیز برایم نوشت که به هر حال، این واقعیت جدید دوره‌ی ماست که حداقل تا زمانی که کرونا وجود دارد، با ما می‌ماند و بهتر است به جای زیر سوال بردن کارکرد آموزشی، به این فکر کنیم که چگونه می‌توان اثربخشی آموزشی این برنامه‌های لایو دونفره در اینستاگرام را افزایش داد. چند نکته به ذهنم رسید که فکر کردم بهتر است در قالبِ یک مطلب مستقل (و نه یک کامنت) منتشر شوند. چون فضایی ایجاد می‌شود که دوستان دیگر هم ایده‌ها و تجربه‌های خود را بنویسند. بنابراین در این‌جا  چند راهکار برای افزایش اثربخشی آموزشی لایو‌های […]

صحنه‌هایی که یادگار این روزها باقی خواهند ماند

یکی از کارهای زیبایی که طی دوران کرونا در تهران انجام شد این بود که کنسرت‌های برج میلاد لغو نشد و بدون مخاطب، روی صحنه رفت. خبری که به نظرم، زیبا بود و ارزش داشت که بیشتر از این‌ها به آن پرداخته شود، اما لابه‌لای اعداد و ارقام و آمارها و شایعات کرونا و تبادل آتش میان گروه‌های رسانه‌ای و سیاسی، کم‌رنگ شد (شاید اگر در اسپانیا یا ایتالیا یا آمریکا بود، جدی‌تر گرفته می‌شد). البته محدودیت نمایش ساز در تلویزیون هم مانع بزرگی بود که باعث شد این برنامه‌ها، کمتر از آن‌چه باید و شاید دیده شوند. به هر حال باید بپذیریم که بعد از حدود هشتصدمیلیون تا یک‌میلیارد سال از ظهور نخستین جلبک‌ها روی زمین، هنوز هم مغزهایی با ظرفیت جلبک در میان ما انسان‌ها هستند و گاه در مقام تصمیم‌گیری هم قرار […]

درباره‌ی مزیت نا-هم‌زمانی

در شهری که نامش یادم نیست، دیواری وجود دارد که به آن دیوار گفتگوهای ناهم‌زمان می‌گویند. هر کس هر فکر و اندیشه‌ای را که به ذهنش می‌رسد روی آن دیوار می‌نویسد و می‌گذرد. وقتی از کنار دیوار عبوری می‌کنید، می‌توانید گچی را که آن کنار گذاشته شده بردارید و در ادامه‌ی یکی از جمله‌ها یا در پاسخ به آن‌ها، جمله‌ای بنویسید. دیوار بزرگ است و به سادگی پُر نمی‌شود. به همین علت، گفتگوها به‌سرعت به پایان نمی‌رسند. گاه فاصله‌ی زمانی اولین جمله‌ی یک بحث با آخرین جمله‌، بیش از چند ماه است و هم‌چنان هم، فضایی خالی زیر آن بحث وجود دارد تا شما هم به سهم خود، چیزی به آن بیفزایید. دیوار هیجان‌انگیزی است. این‌طور نیست؟ فکر می‌کنید چند ساعت بتوانید پای آن دیوار به خواندن بحث‌ها و گفتگوها بگذرانید؟ چنین دیواری، تا جایی […]

لحظه نگار | پیرترین کتاب کتابخانه‌ی من

کتاب شورای دولتی دکتر مسعود حیدری

لحظه‌نگارها، قرار بوده عکس‌هایی با توضیحات کوتاه باشند؛ در حد پست‌های ساده‌ی اینستاگرامی. این بار گفتم به مناسبت درگذشت دکتر حیدری، عکس پیرترین کتاب کتابخانه‌ام را در این‌جا بگذارم: اولین کتاب دکتر حیدری که بیش از نیم قرن پیش، در سال ۱۳۴۷ با عنوان شورای دولتی (مطالعه‌ی تطبیقی در دادرسی اداری) نوشته شده است. واقعیت این است که از محتوای کتاب چندان سر در نمی‌آورم. هم تخصصی در موضوع آن ندارم و هم از دوره‌ی نگارش کتاب، زمان زیادی گذشته و محتوای آن، قدیمی شده است. اما هم‌چنان دقت و وسواس نویسنده در همه‌جای کتاب مشخص و نمایان است و توجه خاص او به ارجاعات و منابع، دقت و وسواس نویسنده‌ی حقوق‌دان کتاب را منعکس می‌کند. از ویژگی‌های دیگر این کتاب هم می‌توان به تلاش دکتر مسعود حیدری برای ساختن واژه‌های فارسی مرتبط با این حوزه […]

درگذشت دکتر مسعود حیدری – پدر فنون مذاکره ایران

درگذشت دکتر حیدری

متأسفانه دکتر مسعود حیدری، پدر مذاکره ایران را از دست دادیم. درد فقدان ایشان برای من، دوچندان است. چرا که در تمام این سال‌ها، ایشان علاوه بر مقام استادی، مانند پدر، حامی معنوی من نیز بوده‌اند و چنان‌که همیشه خدمت‌شان عرض کرده‌ام، بخش مهمی از داشته‌های امروزم را مدیون لطف و حمایت‌های ایشان بوده و هستم. طی ماه‌های اخیر، بارها این سعادت را داشتم که خدمت‌شان برسم و پای تخت‌شان زانو بزنم و از دغدغه‌هایشان بشنوم. دکتر مسعود حیدری تا آخرین لحظه‌ای که در میان ما بودند، عشق ایران را داشتند و همیشه تکرار می‌کردند: «من نگران ایرانم. اما می‌دانم که روزی، همه‌ی آن‌ها که از این کشور رخت بسته‌اند، به این‌جا باز می‌گردند و در کنار همه‌ی آن‌ها که مانده‌اند، این ویرانه‌ را دوباره خواهند ساخت.» قطعاً روزی، شاگردان ایشان، آرزویشان را عملی خواهند […]