فایل صوتی آموزشی حرفه‌ای گری در محیط کار

در دورانی که انسانها روی کاغذ و بر اساس مجوزها و گواهینامه ها و تاییدیه ها، بیش از هر زمان دیگری شبیه یکدیگرند،
اثربخش ترین ابزار متمایز شدن و متمایز ماندن، حرفه ای گری است.

Category: پرسشهای خوانندگان

چند نظر شخصی در مورد انتخاب رشته

کسانی که این روزها، درگیر انتخاب رشته هستند، به هر کسی می‌رسند در این‌باره سوال می‌کنند. کسانی هم هستند که تا به کسی می‌رسند که قرار است انتخاب رشته کند، در این زمینه توصیه می‌کنند!

من تقریباً جزو گروه دوم هستم. البته راستش قرار نبود در این باره چیزی بنویسم اما تعداد زیاد ایمیل‌هایی که بچه‌ها برایم ارسال کردند باعث شد که متن کوتاهی بنویسم. لازم است که مثل همیشه تاکید کنم که نکاتی که اینجا می‌نویسم کاملاً یک نظر شخصی است و ارزش دیگری ندارد!

نکته اول: در مورد صبر کردن و یکسال دیگر کنکور دادن

خیلی از ما ممکن است به هر دلیل فکر کنیم که نتیجه‌ای که به دست آورده‌ایم در حد ما نبوده است و حق ما بیشتر از این بوده و حالا به این فکر می‌کنیم که بهتر است امسال در هر رشته‌ای که میشود ادامه دهم یا بگذارم و سال بعد دوباره کنکور بدهم؟

قطعاً فقط یک فالگیر می‌تواند از اینجا نظری بدهد که برای دوستی که ندیده و نمی‌شناسد مفید باشد! اما فکر می‌کنم که یک نفر که از نتیجه‌ی کنکورش راضی نیست می‌تواند این سوال را از خودش بپرسد:

من مسئول چند درصد از این نتیجه‌ی نامطلوب هستم؟ اگر فکر می‌کنید که سهم زیادی در این نتیجه‌ی نامطلوب دارید، یا با کم درس خواندن، یا با بی دقتی در سر جلسه،‌ یا با غذای نامناسبی که شب قبل یا صبح کنکور خوردید و …، احتمالاً کنکور سال بعد شما می‌تواند نتیجه‌ی بهتری به همراه داشته باشد. اما اگر معتقدید که سهم شما کم بوده، یا می‌گویید مراقب بد بود، یا پشت محل حوزه یک موتور صدای بلندی داشت و تمرکز را به هم می‌زد، یا صندلی کج بود، یا سوالها بد طراحی شده بود، واقعیت این است که در این مسیر پیچیده، سال بعد هم به احتمال زیاد با این مشکلات یا مشکلات مشابه دیگری مواجه خواهید شد. صبر کردن برای کنکور بعدی، احتمالاً اوضاع را بهتر نمی‌کند.

نکته دوم: در مورد کسانی که می‌خواهند دوباره کنکور دهند

اگر از نتیجه‌ی کنکور امسال رضایت خیلی کمی دارید، احتمالاً کنکور دادن سال بعد می‌تواند میزان رضایت شما را در کل زندگی افزایش دهد! چون یا سال بعد نتیجه‌ی بهتری به دست می‌آورید (که این خیلی خوب است) یا نتیجه‌ای مثل امسال به دست می‌آورید که باعث می‌شود همیشه بگویید من تلاشم را کردم و نتیجه بهتر نشد. نتیجه‌ای بدتر از امسال هم به دست نمی آورید چون همین الان ناراضی هستید.

با وجودی که اگر خود من باشم، بعید است قانع شوم یک سال دیگر برای ورود به دانشگاهی وقت بگذارم که می‌دانم تاثیر زیادی روی آینده‌ام ندارد، اما از لحاظ علمی قابل درک است که کسی که در نخستین سال دانشگاه می‌رود و رشته‌ای را که کمتر دوست دارد انتخاب می‌کند، تا سن پیری برای نوه‌های خودش قصه خواهد داشت که: من اشتباه کردم. اگر صبر می‌کردم و سال بعد کنکور می‌دادم الان به جای تخصص در مترجمی زبان قبیله‌های منقرض شده‌ی جامباکا، جراح مغز بودم!

نکته سوم: هیچ رابطه‌ای میان رشته‌ی تحصیلی با «سواد»، «شعور»، «ثروت» و «موفقیت» وجود ندارد.

من الان به شما می‌گویم که یک دوستی دارم که دکترای تخصصی در یک رشته علمی دارد و یک دوستی دارم که دیپلم دارد.

آیا می‌توانید حدس بزنید و بگویید که کدامیک از آنها، ثروتمندتر هستند؟

آیا می‌توانید حدس بزنید و بگویید که کدامیک از آنها، موفق‌تر هستند؟

آیا می‌توانید حدس بزنید و بگویید که کدامیک از آنها با شعورتر یا باسوادتر هستند؟

به عبارت دیگر، رشته‌ی دانشگاهی و مدرک دانشگاهی، بیشتر از اینکه برای من و شما، سواد و شعور و ثروت و موفقیت بیاورد، امکان تجربه‌ی یک فضای متفاوت و ورود به جامعه را فراهم می‌کند. تجربه‌ی حضور در دانشگاه خیلی با علم آموزی در دانشگاه فرق دارد. دانشگاه‌های امروز کشور بیشتر کارکرد اول را دارند. البته نمی‌دانم تا زمانی که وارد دانشگاه می‌شوید، تفکیک ج.ن.س/ی.ت.ی هم انجام شده یا نه. ممکن است دانشگاه حتی به اندازه‌ی کوچه‌ی بن‌بست محل زندگیتان هم، به «زندگی واقعی» نزدیک نباشد!

نکته چهارم: رشته‌ی تحصیلی با زمینه‌ی شغلی ارتباط قطعی ندارد.

افراد کمی هستند که دقیقاً در رشته‌ی تخصصی خودشان کار می‌کنند (البته تعداد زیادی از وکلا و تعداد قابل توجهی از پزشکان شامل این گروه هستند). این مسئله مربوط به ایران هم نیست. در جهان هم از این مثالها زیاد است. بنابراین رشته‌ی تحصیلی شما، به احتمال زیاد آینده‌ی شغلی شما را مشخص نخواهد کرد. آیا کسی که در آینده یک شرکت بزرگ خدمات گردشگری تاسیس می‌کند،‌ همان کسی است که امروز رشته‌ی مدیریت گردشگری می‌خواند؟ نگاهی به اطراف نشان می‌دهد که احتمال چنین چیزی کم است.

نکته پنجم: هیچکس نمی‌داند که جهان به کجا می‌رود…

چند درصد فعالیت‌ها و شغل‌های امروز را می‌توانیم برای مادربزرگ‌های خودمان توضیح بدهیم؟ من امروز یکی از مهم‌ترین فعالیت‌های اقتصادی‌ام «تدوین استراتژی برای تغییر سهم محتوا در ساختار ارتباطی و الگوی رفتاری و سبک زندگی مردم» است. اگر یک سال هم فرصت داشته باشم نمی‌توانم مادربزرگم را در مورد این فعالیت شغلی و اقتصادی توجیه کنم! امروز رشد دنیا از سی سال قبل سریع‌تر شده. خیلی سریع‌تر. کسی که امروز دانشگاه می‌رود در سالهای ۱۴۲۵ تا ۱۴۳۰ شمسی بازنشسته می‌شود. نه تنها مادربزرگهای ما، حتی مادرها و پدرهای ما و حتی خود ما هم نمی‌دانیم که داریم به کجا می‌رویم! به سختی می‌توان در مورد فاصله رشته‌ها و سرنوشت شغلی آنها نظر داد. پس نظر کسانی را که مانند جادوگران، زندگی آینده شما را در هر رشته، به سادگی مشاهده‌ی گوی بلورین، شرح می‌دهند، باور نکنید!

نکته ششم: دنیا همیشه برگ‌های برنده خود را به ما نشان می‌دهد

ریچارد داوکینز زمانی نوشته بود،‌ تعداد گونه‌هایی که در عالم هستی منقرض شده‌اند ده‌ها برابر گونه‌هایی است که امروز وجود دارند! ما فقط دست‌های برنده‌ی طبیعت را، در این بازی تاریخی می‌بینیم! ماجرای کار و تخصص هم همین است. ما چند بازیگر سینمایی موفق را می‌بینیم اما سینما این نیست. ما چند حقوقدان موفق را می‌بینیم. اما حقوق این نیست. ما پروفسور سمیعی را می‌بینیم و فکر می‌کنیم همه قرار است سمیعی بشویم و بعد از کوروش و شریعتی، حرف های حکیمانه را در دهان ما بگذارند! فراموش می‌کنیم که سمیعی ها اگر زیاد بودند که امروز مورد توجه ما نبودند. نادر بودن این گونه انسانهاست که توجه برمی‌انگیزاند.

نکته هفتم: آنچه در دنیای امروز موفقیت و رشد و درآمد ایجاد میکند «تخصص» نیست بلکه «تمایز» است. تمایز هم صرفاً در طول زمان و با تلاش شکل می‌گیرد و نظام آموزشی، در حد و اندازه‌ای نیست که «تمایز آفرین» باشد. اگر بپذیریم که می‌تواند تخصص آفرین باشد که آن هم قطعی نیست…

+210
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

تجربه‌ی من در آموزش و یادگیری زبان انگلیسی (۲)

پس از اینکه نخستین تجربه‌ی شخصی در خصوص آموزش و یادگیری زبان انگلیسی را منتشر کردم، کامنت‌ها و نظرات متعددی ارسال شد و تصمیم گرفتم در پاسخ به سوالات مطرح شده دومین نوشته در این خصوص را منتشر کنم. این بار هم مانند دفعه‌ی قبل بیشتر به یادگیری کلمات و گسترش دامنه لغات توجه دارم:

لطفاً اگر پست قبلی را نخوانده‌اید توضیحات کلی من را در ابتدای آن پست بخوانید. آنجا هم تاکید کرده‌ام که این نظرات کاملاً شخصی هستند و هیچ ارزش علمی ندارند!

ضمناً من به طور خاص در مورد یادگیری زبان انگلیسی که آشنایی بیشتری با آن دارم صحبت می‌کنم. اگر چه بر اساس شناخت جزئی با برخی زبان‌های دیگر، احساس می‌کنم اصول نباید چندان متفاوت باشند.

تجربه محمدرضا شعبانعلی در آموزش و یادگیری زبان انگلیسی

ادامه نوشته

+679
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

انتخاب رشته و ادامه تحصیل: تجربه‌ها و توصیه‌ها

برای ما که هنوز وارد بازار کار نشده‌ایم، شاید مهم‌ترین دغدغه، انتخاب رشته باشد. اما در این مورد اینجا کمتر صحبت کرده‌اید. برای داشتن آینده‌ شغلی خوب، چه اصولی را باید در انتخاب رشته مد نظر قرار دهیم؟

در سالهای اخیر، همه در مورد انتخاب رشته حرف زده‌اند. انواع نرم‌افزارهای کامپیوتری هم تولید شده تا به شما بگوید که با نمرات و امتیازهایی که دارید بالاترین شانس قبولی را در چه شهر و دانشگاه و رشته‌ای خواهید داشت. طبیعی است که من در این حوزه حرف زیادی ندارم بزنم. فقط چند توصیه‌ جدی دارم که امیدوارم برای شما مفید باشد. این توصیه‌ها صرفاً بر اساس تجربه‌ی شخصی من است و احتمالاً به سلیقه و تجربه شخصی من هم «آلوده» است.

ادامه نوشته

+210
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

چارچوب یک سخنرانی: دامهای کارآفرینی در ایران

اخیراً دو ایمیل جالب دریافت کردم. یکی پس از انتشار فایل صوتی دامهای کارآفرینی بود که دوستی گفته بود گوش دادن ۳ ساعت حرف سخت است و برای ما آن را خلاصه کن(!) و دیگری دوستی که در مورد نحوه‌ی آماده شدن من برای سخنرانی ها می‌پرسید (بعد از ماجرای روشن شو). اگر چه مورد اول کمی برایم دردناک است که در آن حد بی‌حوصله شده‌ایم که حوصله‌ی گوش کردن ۳ ساعت حرف را نداریم و به دنبال خلاصه‌ی چند خطی می‌گردیم. اما با دریافت سوال دوم، احساس کردم شاید متن زیر بتواند کمک کند. من برای هر سخنرانی (چه یک دقیقه و چه یک روز) یک Outline یا چارچوب می‌نویسم. هرگز جمله‌بندی‌هایم را مرور نمی‌کنم یا برای سخنرانی تمرین نمی‌کنم. اما بارها و بارها چارچوب را می‌خوانم و اصلاح می‌کنم و تا زمانی که داستان کاملش در ذهنم شکل نگیرد، سخنرانی نمی‌کنم.

گفتم شاید برای شما جالب باشد که چارچوبی را که من قبل از ۳ ساعت صحبت در مورد کارآفرینی برای خودم نوشته‌ام بخوانید…

ادامه نوشته

+120
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

ماه تولد، طالع بینی و فال: واقعیت یا توهم؟

سوال: آیا ماه تولد بر روی شخصیت ما تاثیر دارد؟ من به طالع بینی و فال تولد و فال ماه و … اعتقاد ندارم. اما آنقدر نشانه‌های درست دیده‌ام که نمی توانم به سادگی آن را انکار کنم. اعتراف می‌کنم که «سنگ تولد» ماه خودم را همیشه همراه دارم. اما دوست دارم نظر شما را هم بدانم.

طالع بینی و ماه تولد و تاثیر آن بر شخصیت

شاید بسیاری از کسانی که این متن را می خوانند از همان کسانی باشند که هر روز در شبکه‌ های اجتماعی و جمع های دوستانه، از ماه تولد خود و دیگران می‌گویند. روی صفحه ی شخصی خود می‌نویسند: «من یک مردادی هستم پس …». من نمی‌خواهم با یک «مرد متولد اردیبهشت» زندگی کنم. «یک زن متولد مهر به هر حال…».

واقعیت این است که ما انسانها،‌ برچسب گذاشتن و تقسیم بندی را دوست داریم. برخی از ما هم «متخصص تولید سالاد کلمات علمی» هستیم. واژه‌هایی نظیر «اجرام سماوی»، «مکانیک کوانتوم»، «نظریه ریسمانها»، «نجوم»، «بیوریتم» و … را چنان در هم می‌آمیزیم و با «سس خوش طعم» چند خاطره و نقل قول، سفره‌آرایی می‌کنیم که خوراکی جذاب برای مهمانی‌ها و گردهم بودنهایمان، فراهم شود.

از آنجا که «تاثیر ماه تولد بر روی شخصیت» پرسش بسیاری از دوستان است، تصمیم گرفتم برخی از تحقیقات انجام شده در این زمینه را اینجا ارائه کنم.

تحقیقات سال ۲۰۱۳ دانشگاه آکسفورد نشان داد ماه تولد می‌ ‌تواند احتمال ابتلا به بیماری MS را افزایش دهد. البته تحقیقات بیشتر نشان داد میزان ویتامین D (به عنوان فاکتور موثر بر این بیماری) در بدن نوزادان متولد اردبیهشت ماه حدود ۲۰٪ کمتر از نوزادان متولد آبان است و به همین دلیل، احتمال ابتلای نوزاد متولد اردیبهشت به MS بیشتر است. به همین دلیل برنامه‌های تحقیقاتی گسترده در خصوص تامین ویتامین D برای مادرانی که فرزند خود را در فصل بهار به دنیا می‌آورند،‌ در کشور انگلیس در حال انجام است.

گزارش نشریه Science Daily در سال ۲۰۱۰ با انجام آزمایش روی نوزادان موش، نشان می‌دهد که فصل تولد می‌تواند اثرات بلندمدت روی شخصیت داشته باشد. ظاهراً بر اساس این تحقیق، فصل تولد روی ساعت بیولوژیک بدن موجودات تاثیر می‌گذارد. این تاثیرات در حدی است که می توان پیش‌بینی نمود که اگر فصل تولد شما زمستان باشد، با احتمال مبتلا شدن شما به بیماریهای اختلال خلق فصلی، اختلال دوقطبی و اسکیزوفرنی کمی بیشتر خواهد بود.

اما شاید بخشی از آزمایش برای شما جالب باشد: برای شبیه‌سازی زمستان و تابستان، از کاهش و افزایش مدت تاریکی و روشنایی استفاده شد! به عبارت دیگر، در آزمایشگاه با افزایش مدت روشنایی (روز بلند) و کاهش مدت تاریکی (شب کوتاه) در دوران نوزادی، می‌توان موش‌هایی پرورش داد که از لحاظ خطر ابتلا به بیماری‌های روانی، «شخصیت یک موش متولد تابستان» را داشته باشند و با عکس این کار، می‌توان موش‌هایی پرورش داد که «شخصیت یک موش متولد زمستان» را داشته باشند. حمایت مالی این تحقیق ارزشمند، توسط انستیتو ملی سلامت آمریکا انجام شده است.

تحقیقات مشابه دیگری نیز انجام شده است. مثلاً مطلبی که در سال ۲۰۱۳ توسط نشریه اکسپرس منتشر شد خاطرنشان میسازد که میزان دوپامین در خون انسان متولد فصل پاییز بیشتر از متولد فصل بهار است. این تحقیق همچنین به علاقه‌ی بیشتر متولدین فصلهای سرد به فعالیت‌های هیجان انگیز اشاره می‌کند.

تحقیقات دیگری نیز وجود دارد که می‌تواند برای شما جالب باشد. به عنوان مثال مطالعه ۲۲ سال آمار خودکشی در انگلستان که مجموعا شامل بیش از ۲۷ هزار مورد خودکشی است نشان می‌دهد متولدین بهار به طور معنی داری بیشتر از متولدین پاییز و زمستان خودکشی میکنند. این تفاوت در مردان حدود ۱۴ درصد و در زنان حدود ۳۰ درصد است! محققین این تفاوت را ناشی از تفاوت در رژیم غذایی مادران، تفاوت در میزان شدت نور در ماه‌های اول تولد، دما و ویژگی‌های آب و هوای فصول مختلف می‌دانند.

برخی تحقیقات انجام شده در ژاپن نیز، به تاثیر «دمای محیط» در روزها و هفته های اول تولد، بر میزان «پشتکار» و «خود انگیزشی» زنان در بزرگسالی، اشاره می‌کنند. شاید برای شما جالب باشد که تحقیقات انجام شده روی ۱۵ میلیون مورد مرگ در آمریکا گزارش می‌دهند که متولدان پاییز به طور متوسط ۱۶۰ روز بیشتر از متولدان بهار عمر می‌کنند!

خلاصه‌ی ماجرا این است که: شما نمی‌توانید تحقیقات علمی معتبری پیدا کنید که بگویند «متولدان فلان ماه» دارای این نوع ویژگی خاص هستند. این نوع تقسیم بندیها یک توهم محض است. اما یک واقعیت وجود دارد. فصل تولد (آن هم نه به طور کاملاً دقیق) می‌تواند احتمال برخی بیماریها یا ویژگیهای ذهنی و روحی و جسمی در شما را کمتر یا بیشتر کند. آن هم نه به دلیل موقعیت اجرام سماوی و توهماتی که فالگیرها به خورد ما می‌دهند. بلکه به دلیل تفاوت در شدت نور، رطوبت هوا، دمای متوسط، رژیم غذایی و سایر فاکتورهای محیطی. فاکتورهایی که برای بسیاری از ما متفاوت است و همین تفاوت‌هاست که تفاوتهای شخصیتی ما را در سالهای نخست زندگی می‌سازد.

اجازه بدهید پیام پایانی متن را از نشریه‌ی تایم انتخاب کنم. این نشریه ضمن معرفی یکی از بزرگترین پروژه های انستیتو ملی سلامت آمریکا می نویسد:

تحقیقات انجام شده در ده سال اخیر نشان می‌دهد اتصالات نورولوژیک مغز ما، عملکرد بخش‌های مختلف بدن مانند قلب و کلیه و پانکراس، میزان قوت و ضعف سیستم ایمنی بدن، منبع و ریشه برخی سرطان ها، آلرژی، آسم و کاهش عملکرد و توانایی شناختی مغز، تا حد زیادی تابع ۹ ماهی هستند که ما در رحم مادر خود هستیم. موسیقی که مادر گوش می‌دهد، هوایی که تنفس می‌کند، غذا و نوشیدنیهایی که می‌خورد، مواد شیمیایی که در اطراف او وجود دارد و حتی احساساتی که مادر در طول دوره بارداری خود تحمل می‌کند، همه و همه، «کارت پستال» هایی هستند که ما از دنیای بیرون،‌ برای نوزادی که در رحم مادر زندگی می‌کند می فرستیم. پیام هایی که به شکل گوشت و خون، وارد دنیای ما می شود و زندگی را آنچنان که ما برای آنها آماده کرده ایم، ادامه می‌دهند.

موسیقی که مادر میشنود، قرار نیست کودک را به یک «موسیقیدان» تبدیل کند. پیامهای قبل از تولد، بسیار عمیق تر و جدی تر تفسیر میشوند. همین پیامها هستند که نوزاد تا حد زیادی توسط آنها می‌آموزد که به یک «دنیای رقابتی» پا خواهد گذاشت یا «دنیایی مبتنی بر تعامل». «امنیت» را تجربه خواهد کرد یا «تهدید» را. طولانی زندگی خواهد کرد یا کوتاه. زندگی را با لذت تجربه خواهد کرد یا ترس…

اگر هم میخواهید به تاثیر ماه تولد اعتقاد داشته باشید، به یاد داشته باشید که سرنوشت شما را «تولد در یک ماه مشخص» تعیین نمی‌کند. بلکه شما میراث خوار «نه ماه مشخص» خواهید بود. مدتی که مادرتان، شما را همراه خود از جایی به جای دیگر می‌برده تا برای ورود به این دنیای شگفت انگیز و پیچیده آماده شوید… 

+218
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

عزت نفس و تفاوت آن با اعتماد به نفس و استرس اجتماعی

از همه چیز می‌نویسید. اما برخی از سوالات ما همیشه بی جواب مانده. بارها در مورد اعتماد به نفس پرسیده‌ام و دیده‌ام که در کامنت‌ها دیگران هم دراین باره می‌پرسند. اما نه در رادیو مذاکره و نه در روزنوشته ها، مطلبی در این باره، ننوشته‌اید.

این درحالی است که چه به عنوان دانشجویی که قرار است مطلبی را در کلاس ارائه کند و چه به عنوان مدیری که قرار است جلسه کاری خود را مدیریت کرده یا برای کارکنان خود سخنرانی کند، اعتماد به نفس مهم است.

عزت نفس چیست و کمبود عزت نفس چه اثراتی دارد؟ برای افزایش عزت نفس چه میتوان کرد؟واقعیت این است که تعداد ایمیل‌ها و کامنت‌هایی که در مورد اعتماد به نفس هستند کم نیست.

خصوصاً در زمینه اعتماد به نفس در حوزه سخنرانی و ارائه مطلب.

حضور در مقابل دیگران و حرف زدن، همیشه تا حدی همراه نگرانی است و طبیعی است که کمبود اعتماد به نفس می‌تواند این نوع از استرس را – که اگر بخواهیم نام‌گذاری دقیق‌تری انجام دهیم از مصادیق استرس اجتماعی محسوب می‌شود – افزایش دهد.

اما – این را به عنوان یک اعتقاد شخصی می‌گویم و حاصل مطالعه‌های موردی و تجربه‌های شخصی من و اطرافیانم است- اگر بخواهم با ادبیات استراتژی فردی صحبت کنم، اعتماد به نفس یک شاخص تاخیری است و نه یک شاخص پیشرو.

به عبارت دیگر، بعد از انواع رویدادها و مشکلات و رفتارها و تصمیمها، ما در نهایت کمبود اعتماد به نفس یا اعتماد به نفس بالا را مشاهده می‌کنیم.

اما برای تغییر رفتار و نگرش، بهتر است به شاخص‌های پیشرو فکر کنیم.

چیزهایی که اگر امروز در آنها تغییر ایجاد کردیم، نویدبخش این مسئله باشند که در آینده، تغییرات بزرگ و مثبتی در راستای هدف‌مان ایجاد خواهند کرد.

تا آنجا که من می‌فهمم عزت نفس یک شاخص پیشرو محسوب می‌شود.

به علت همین اهمیت بود که من یک فایل صوتی رایگان در مورد عزت نفس ضبط کردم و و اسم آن را هم عمداً به جای عزت نفس، مسیر اصلی انتخاب کردم.

دانلود فایل صوتی سه ساعته در مورد افزایش عزت نفس

من تلاش برای افزایش اعتماد به نفس را هم – از طریق کلاسها و دوره ها و کتابها و … – مسیر فرعی می‌دانم!

درست مانند اینکه کسی بدون جستجوی علت سردرد، درمان سردرد خود را در قرصهای آرامبخش جستجو کند.

در تعریف عزت نفس افراد مختلف حرفهای متفاوتی مطرح کرده‌اند. اما به نظرم می‌رسد تعریف ساده‌ای که  ناتانیل براندن در کتاب روانشناسی عزت نفس مورد اشاره قرار میدهد می‌تواند درک این مفهوم را ساده کند.

فرض کنیم که هر انسانی در جامعه دارای یک برچسب ارزش است: مانند هر کالایی که در فروشگاه برچسب قیمت دارد.

طبیعی است که هر انسانی دوست دارد ارزش این برچسب را افزایش دهد و از کالاهای گرانقیمت بازار جامعه باشد.

اما چند خطای ذهنی وجود دارد. یکی اینکه انسانها خود را کالا در نظر بگیرند و دیگری اینکه ارزش را با قیمت یکسان بدانند و سوم اینکه «تعیین ارزش» خود را مانند یک کالا، به دست مکانیزم عرضه و تقاضای جامعه بسپارند.

واقعیت این است که ارزشی که من برای خودم قائل هستم روی رفتار من و برخورد من با دیگران و متعاقب آن برخورد دیگران با من تاثیر می‌گذارد و من باید یاد بگیرم که این ارزش را دیگران به من نمی‌دهند بلکه من با رفتار و گفتار و ذهنیت و نگرش خود، در ذهن دیگران ایجاد می‌کنم. امروزه برای اعتماد به نفس راهکارهای تجاری عجیب و شگفت انگیزی پیشنهاد می‌شود (مثل راه رفتن روی آتش که در برنامه های آنتونی رابینز مد شد و یا بانجی جامپینگ) و البته این راهکارها مانند مستی شراب، مدتی ذهن را درگیر خود می‌کنند و فراموش می‌شوند. اما عزت نفس، راهکارهای شناختی و علمی و کاربردی مشخص دارد و طبیعی  است که تلاش برای اصلاح ریشه، میوه‌ی بهتری را نیز به همراه خواهد داشت.

به همین دلیل است که من ترجیح دادم در عین توجه به دستور شما و سایر دوستان، بیشتر از اعتماد به نفس به عزت نفس به عنوان یک شاخص پیشرو و عامل بسیاری از ویژگیها و رفتارهای انسانی توجه کنم.

جدا از فایل‌های صوتی رایگان در مورد آموزش عزت نفس، اگر علاقمند به مطالعه و یادگیری بیشتر در زمینه عزت نفس باشید، می‌توانید به مجموعه درس‌های آنلاین کارگاه آموزشی عزت نفس در متمم هم سر بزنید.

مجموعه درس‌های شناخت و بهبود عزت نفس در متمم

+240
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

رزومه نویسی و اشتباهات رایج در آن

رزومه نویسی معمولاً در نوشته‌های شما مورد اشاره قرار نمی‌گیره. حتی در فایل صوتی رادیو مذاکره درباره‌ی  مصاحبه‌ شغلی (فایل ۲۶ رادیو مذاکره)  هم به این موضوع اشاره نشد. این در حالی است که ما قبل از رسیدن به جلسه مصاحبه استخدامی، لازم است که رزومه‌ی خوب و مجاب‌کننده‌ای ارسال کنیم. در این خصوص اینجا صحبت نشده است.

در مورد رزومه نویسی و ارسال رزومه، نکات متعددی در کلاسها، کتابها و سایتها گفته می‌شود. در اینجا من فقط به چند نکته اشاره می‌کنم که می تواند شانس ما را در پذیرش رزومه افزایش دهد:

نکته صفر: رزومه داشته باشید. رزومه شما شناسنامه‌ شماست. بسیار پیش می‌آید که دوستان و آشنایان برای شما به دنبال فرصت شغلی هستند و به هر کسی می‌توانند، می‌سپارند تا فرصتهای شغلی موجود را خبر دهد. اما رزومه‌ای از شما در اختیار ندارند. این کار یک قمار بزرگ است. چون شما نمی‌دانید که چگونه معرفی خواهید شد. به عنوان «جوانی که بهتر است بیکار نماند و به فساد کشیده نشود؟» یا «یک جوان خلاق و باانرژی که می‌تواند شرکت … را متحول کند» یا «یک فرد ساکت و آرام اهل مطالعه و تحقیق» یا …

همیشه رزومه داشته باشید و اگر به نزدیکان خود می‌سپارید که برایتان کار جستجو کنند، حتماً به صورت دیجیتال و یا به صورت مکتوب و پرینت کاغذی، نسخه‌ای از رزومه‌ی خود را ارائه دهید. تحقیقات نشان می‌دهد که طرف مقابل برای خواندن رزومه شما بین ۳۰ تا ۴۰ ثانیه وقت صرف خواهد کرد. حالا که این فرصت تا این حد محدود است ارزش دارد که ۳ تا ۴ ساعت صرف تهیه یک برگ رزومه شود. ضمناً با توجه به این محدودیت، رزومه‌ی خود را خیلی کوتاه و ترجیحاً در حد یک صفحه تنظیم کنید. بسیاری از ما ادامه تحصیل می‌دهیم فقط به این امید که رزومه پربارتری داشته باشیم. اما در کنار دو یا پنج سال ادامه تحصیل، دو روز هم برای تدوین یک رزومه خوب وقت نمی‌گذاریم.

ادامه نوشته

+167
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

گیاهخواری با دستهای خونی…

اینجا از همه چیز حرف زده میشود. امروز (۱۰ آبان) روز جهانی گیاهخواری است. نمیخواهید متنی کوچک، در دفاع از خام خواری – غیر از گوشت – و حقوق حیوانات بنویسید؟گیاهخواری هم جنایت به حیوان هاست

 اندر مزایای گیاه خواری، بحثهای مختلفی مطرح میشود. از مواردی مثل کمک به سلامت بدن و افزایش طول عمر تا حفظ حقوق حیوانات. من متخصص سلامت نیستم اما از آنجا که تفکر سیستمی را دوست دارم، نگاه ساده انگارانه ی انسانها در خصوص کمک به حیوانات از طریق گیاه خواری، آزارم میدهد…

اجازه دهید قبل از هر چیز بگویم که من با گیاه خواران موافقم که: «تغذیه ی ما انسانها باید ترجیحاً به شکلی باشد که حداقل آسیب را به حیوانات برساند یا اساساً آسیب نرساند».

اما پرسش اینجاست که آیا واقعاً نخوردن گوشت حیوانات، بهترین روش حمایت از حیوانات است؟

ادامه نوشته

+164
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

تجربه‌ی من در آموزش و یادگیری زبان انگلیسی

یادگیری زبان انگلیسی دغدغه‌ی بسیاری از ماست. بسیار پیش آمده که از من می‌پرسند زبان را چگونه بیاموزیم؟

قبل از اینکه توضیحات آموزشی بدهم چند نکته لازم است:

۱)  من تا کنون نتوانسته‌ام کلاس آموزش زبان انگیسی شرکت کنم. زمانی پولش نبود و این روزها وقتش. البته همیشه از همکارانم برای شرکت در این کلاسها حمایت کرده‌ام.

۲) مهارت من در زبان انگلیسی هنوز هم خوب نیست. بنابراین شاید توصیه‌های من بهترین نباشد. البته یک بار از هم از روی بیکاری تافل دادم که تا آنجا که به خاطر دارم از ۱۲۰ نمره حدود ده نمره کم آوردم که ظاهراً میگویند خیلی بد نیست. اما در حرف زدن لهجه‌ی مزخرف مخصوص خودم را دارم! (نه آمریکایی نه بریتیش) و در نوشتن گاهی خطاهای گرامری دارم. اگر چه واقعیت این است که در خواندن متون انگلیسی از فارسی سریع‌تر هستم.

۳)‌ روشی که من اینجا مطرح می‌کنم کاملاً شخصی است. نمی‌دانم برای دیگران هم مفید است یا نه. اما من از راهنمایی با این روش شروع کردم و از زمانی که در حدود ۲۰ سالگی با گروههای مختلف از کشورهای دیگر مواجه شدم تا امروز، همیشه جلساتم را خودم مدیریت کرده‌ام و بسیاری از اوقات نیز نقش مترجم همزمان را داشته ام. بنابراین گفتم در اینجا این روش را شرح دهم تا شاید برای دیگران هم مفید باشد:

گام صفر: در یادگیری زبان انگلیسی وسواس را کنار بگذارید.

افراد زیادی آماده‌اند تا برای شما در یادگیری زبان انگلیسی (آگاهانه یا ناخودآگاه)‌ مشکل ایجاد کنند!

سریع از شما می‌پرسند: از روی کدام کتاب می‌خوانی؟ کدام کلاس می‌روی؟

لهجه‌ی آمریکایی را ترجیح میدهی یا بریتیش را؟ وااااای! لهجه‌ات فاجعه است! لحنت خراب است. Big با Large فرق دارد! ‌کاربرد Between و Among متفاوت است و …

شاید حرفهای این دوستان درست باشد.

اما یک مشکل وجود دارد. ما در زبان خودمان هم هزار جور غلط و اشتباه داریم.

کلمات فارسی را با پسوند عربی جمع می‌بندیم. تلفظ‌های متفاوت داریم. کنایه‌ها و ضرب‌المثل‌هایی داریم که صد کیلومتر آن طرف تر کسی متوجه نمی‌شود. لهجه‌های اقوام دیگر را مورد شوخی قرار می‌دهیم! پس اینها نمی‌تواند مانع یادگیری باشد. دوستی داشتم که یک بار به من گفت: در تلفظ کلمات راحت باش. هر چقدر که پرت و پلا هم تلفظ کنی میتوانی روستایی را در آمریکا یا انگلیس بیابی که آن واژه را مثل تو تلفظ کنند!

ضمناً اگر مصاحبه‌های بی بی سی و سی ان ان و شبکه‌های بزرگ جهان را ببینید خواهید دید که بسیاری از افراد با اعتماد به نفس کامل و با نادرست ترین و غیر قابل فهم ترین لهجه صحبت می‌کنند. پس اعتماد به نفس داشته باشید! به من هر وقت می‌گویند آمریکن صحبت می‌کنی یا بریتیش؟ میگویم: ایرانیش!

اگر هنوز این مسئله به باور درونی شما تبدیل نشده، یک راهکار ساده اما اثربخش برای شما دارم.

نام نسیم طالب را در وب جستجو کنید.

نسیم طالب یکی از بزرگترین نویسندگان و نظریه پردازان معاصر در حوزه اقتصاد است که کتابهایش (از جمله قوی سیاه) شهرت جهانی دارند و در وال استریت و بسیاری از مراکز بزرگ اقتصادی جهان سخنرانی دارد و دستمزد سخنرانی او در هر ساعت چند ده‌هزار هزار دلار است.

حالا ده دقیقه وقت بگذارید و یک مصاحبه‌ به زبان انگلیسی از نسیم طالب را که برای شما انتخاب کرده‌ام گوش بدهید (مفهوم مهم نیست. فقط به تسلط کلامی او توجه کنید):


 دانلود نمونه مصاحبه نسیم طالب – تحلیل گر برجسته اقتصادی

سوال کننده انگلیسی زبان Native است و نسیم طالب هم طرف مقابل اوست.

این سطحی از سخنوری است که برای دنیا مطلوب است و پادکست آن هم عرضه می‌شود و شنیده می‌شود.

فکر نمی‌کنید بسیاری از ما انتظار بیشتری از خود داریم و واقعاً گرفتار کمال طلبی شده‌ایم؟

گام اول: نقش کلمات در مکالمه به زبان انگلیسی یا هر زبان دیگر

به هر حال بدون شناخت کلمات نمی‌توان به زبان دیگری حرف زد! اما اینجا آن قانون معروف ۸۰-۲۰ وجود دارد. با ۲۰٪ تلاش نسبت به حرفه‌ای ترین کسانی که به زبان خارجی مسلط هستند، می‌توانیم ۸۰٪ توانمندی آنها را کسب نماییم. پیشنهاد من قبل از هر کاری، مراجعه به لیست ۱۰۰۰ کلمه‌ی پرکاربرد زبان انگلیسی است.

فایل PDF هزار کلمه پرکاربرد در آموزش زبان انگلیسی را می‌توانید از طریق لینک زیر دانلود کنید:

هزار کلمه که در زبان انگلیسی بیش از سایر کلمات کاربرد دارند

یک سوم کل نوشته‌های انگلیسی جهان فقط با همان ۲۵ کلمه‌ی اول لیست اشغال شده است!

اگر ۱۰۰ کلمه‌ی اول را بدانید نیمی از کل متون انگلیسی جهان را می‌فهمید! و ۳۰۰ کلمه‌ی اول ۶۵٪ از کل نوشته‌های مکتوب زبان انگلیسی را به خود اختصاص می‌دهند.

پیشنهاد می‌کنم ترجمه‌ی تک تک این لغت‌ها را پیدا کنید و به تدریج آنها را حفظ کنید.

اگر لیست هزار کلمه‌ای فوق، به نظر شما ابتدایی و ساده‌ است و یک لیست حرفه‌ای تر را برای یادگیری زبان انگلیسی ترجیح می‌دهید، پیشنهاد می‌کنم لیست زیر را دانلود و مطالعه کنید:

سه هزار کلمه پرکاربرد انگلیسی (به تفکیک گفتاری – نوشتاری)

در این لیست، کنار هر کلمه، علامتهای S1 و S2 وS3 و W1 و W2 و W3 را مشاهده می‌کنید. S اول کلمه Spoken و مربوط به میزان استفاده در زبان انگلیسی شفاهی است و W مربوط به کلمه Written و مربوط به میزان استفاده در زبان انگلیسی مکتوب است. بنابراین مثلاً S1 در کنار یک کلمه، یعنی این کلمه در هزار کلمه پرکاربرد زبان انگلیسی است و W2 در کنار یک کلمه، یعنی آن کلمه از نظر کاربرد مکتوب در زبان انگلیسی، رتبه‌ای بین هزار و دو هزار دارد.

گام دوم: یادگیری زبان انگلیسی از طریق دفتر خاطرات روزانه 

یکی از مشکلاتی که در آموزش زبان انگلیسی و سایر زبانها به شکل رسمی وجود دارد این است که نخستین درسهای آموزش زبان انگلیسی در اکثر کتابها با مراجعه به فرودگاه و هتل و تاکسی و پاس کنترل و … آغاز می‌شود.

این درحالی است که ما به ندرت به این مکالمات نیاز داریم. به همین دلیل، این مکالمات خیلی زود به فراموشی سپرده می‌شوند.

اگر گام اول را انجام داده‌اید (حالا نمی‌گویم هر هزار کلمه اما لااقل ۳۰۰ کلمه‌ی اول را حفظ هستید) هر روز یک پاراگراف گزارش کار روزانه‌ی خودتان را به زبان انگلیسی بنویسید.

اینکه از صبح چه کار کرده‌اید. کجا رفته‌اید. چه اتفاق‌های خوب یا بدی افتاده و …

هر جا هم که لغت خاصی را نمی‌دانستید آن را فارسی بنویسید. مثلاً میخواهید بنویسید فکر می‌کنم خیلی بی‌ادب بودم… اما معادلی برای بی ادب نمی‌شناسید. بنویسید:

بی ادب I think I was so

شاید به نظرتان این کار مسخره باشد. اما اثر مهمی دارد:

شما به تدریج می‌فهمید که در زندگی روزانه‌ی خود به کدام واژه‌ها بیشتر نیاز دارید.

ضمن اینکه ممکن است فرصت کنید و از داخل دیکشنری‌های فارسی به انگلیسی واژه‌ی مناسب را پیدا کنید. اگر هم نشد مهم نیست. همیشه جایی در مغز شما باز می‌ماند که: «من معادل انگلیسی بی ادب را نمی‌دانم!».

اولین بار که یک جا در یک متن با این واژه برخورد کنید به دلیل اینکه مغز شما مدت طولانی در ناخودآگاه منتظر این واژه بوده، بلافاصله آن را میبیند و به خاطر می‌سپارد و بعید است به زودی آن واژه را فراموش کنید.

پیشنهاد جدی من این است که اگر در یادگیری زبان انگلیسی کمی پیشرفت کردید و احساس کردید که حتی می‌توانید در حد چند جمله هم بنویسید، یک وبلاگ انگلیسی کوچک راه اندازی کنید.

این کار چند خاصیت دارد.

مهم‌ترین آن این است که شما را وادار به نوشتن می‌کند. مطمئن باشید دیر یا زود گوگل در برخی جستجوها نوشته‌های شما را معرفی خواهد کرد و وبلاگ شما پس از ده یا بیست مطلب، بازدیدکنندگان غریبه هم خواهد داشت. دیدن تعداد بازدیدکننده‌های روزانه به یک بازی تبدیل می‌شود و احساس می‌کنید که باید بیشتر بنویسید.

اجازه بدهید که صادقانه بگویم که من هم چنین کاری کرده‌ام. چند وقت پیش وبلاگ Webmindset را راه اندازی کردم.

شاید برایتان جالب باشد که با وجودی که خواندن و درک مطلب من خوب بود، برای نوشتن اولین مطلب که بسیار ساده و کوتاه است، چند ساعت وقت گذاشتم. تازه می‌دیدم که چقدر به واژه‌ها بی‌تفاوت بوده‌ام. چقدر کلمه‌ها را همیشه خوانده‌ام اما برای به کار بردن آنها در جملات مشکل دارم. این روزها هنوز برای بهتر شدن زبانم هفته‌ای دو یا سه مطلب در آنجا می‌نویسم. هنوز هم می‌دانم که اشتباهات مختلف در انتخاب کلمات و گرامر دارم. اما برایم مهم نیست. اگر نتوانم بدون خجالت و با غلط در مقابل دیگرانی که نمی‌بینم حرف بزنم، چگونه می‌خواهم بعداً در مقابل کسانی که می‌بینم، حرف بزنم و صحبت کنم؟

گام سوم: نقش گرامر در یادگیری زبان انگلیسی

کمتر فارسی زبانی را می‌بینید که بتواند گرامر زبان خودش را توضیح دهد. هنوز هم تفاوت ماضی استمراری و حال ساده و ماضی بعید و … را خیلی‌ها نمی‌دانند.

به نظر می‌رسد یادگیری گرامر به صورت مجموعه‌ای از فرمول‌ها، کاری زمان‌بر و کم خاصیت باشد. ضمن اینکه به شدت فرّار محسوب می‌شود.

ما در زبان مادری خودمان، گرامر را از روی زشتی و زیبایی جملات می‌فهمیم: «دلم خواهد خواست برویم ساندویچ می‌خوردیم!» جمله‌ی نادرستی است. نه فقط به دلیل عدم تطبیق زمان افعال. بلکه به دلیل اینکه این جمله «زشت» است و ما تا کنون آن را ندیده‌ایم.

من برای یادگیری گرامر زبان انگلیسی از اول راهنمایی تا امروز، روزانه یک پاراگراف متن انگلیسی را از روی کتاب یا مجله یا اینترنت، بازنویسی می‌کنم. با این کار به تدریج ذهنم قضاوتی در مورد زشت و زیبا بودن جملات پیدا می‌کند که می‌تواند در درست‌تر حرف زدن کمکم کند.

اگر هم برای یادگیری زبان انگلیسی و گرامر آن حوصله‌ی بیشتری دارید، گزینه‌ی جالبی هم دارم:

در سایت BestAnwer فهرستی از سرویس های رایگان آنلاین اصلاح گرامر نوشته های زبان انگلیسی شما ارائه شده است:

فهرست بهترین نرم افزارهای اصلاح گرامر در زبان انگلیسی

هر کدام از آن پنج سرویس، ویژگی های خود را دارند. اما برای آموزش زبان انگلیسی به نظرم گزینه های اول و دوم (Paperrate و Grammarly) بهتر هستند.

گرامرلی، نسخه‌ی پولی هم دارد که می‌گوید نکات پیشرفته تری را به شما خواهد گفت. من دو سال است که نسخه پولی آن را هم امتحان کرده‌ام. در حدی نیست که بخواهید پولش را بدهید یا اگر از نسخه‌ی رایگان استفاده می‌کنید، احساس بدی داشته باشید. به نظرم نسخه‌ی رایگان کاملاً کافی است.

گام چهارم:  ایجاد انگیزه در یادگیری زبان انگلیسی

خواندن متن‌های طولانی خیلی انرژی و حوصله می‌خواهد.

به نظر من برای یادگیری زبان انگلیسی از متن‌های کوتاه شروع کنید. در آموزش زبان انگلیسی نقل قول‌ها عالی هستند. اگر موضوع خاصی مورد علاقه‌ی شماست یا فرد خاصی مورد علاقه‌تان است در سایت‌های نقل قول، جملاتی مربوط به آن فرد یا موضوع را پیدا کنید و یادداشت کنید. ممکن است بعضی جملات را متوجه نشوید. مهم نیست. بدون نگرانی به سراغ جملات دیگر بروید.

من برای نقل قول انگلیسی معمولاً سراغ یکی از این سایت‌ها می‌روم:

Brainy Quote     Good Reads    WikiQuote  Quote Garden

من مطلب دیگری رو هم در زمینه آموزش و یادگیری زبان انگلیسی نوشته‌ام که اگر دوست داشتید می‌توانید بخوانید:

بخش دوم این مطلب در مورد یادگیری و آموزش زبان انگلیسی

ما در متمم هم به تدریج یک سری آموزش زبان راه‌اندازی کرده‌ایم که به درد کسانی می‌خورد که در محیط کار دوست دارند تسلط بهتری بر زبان داشته باشند.

می‌توانید درس‌ها و خدمات مربوط به آموزش زبان انگلیسی در متمم را از طریق لینک زیر ببینید:

 معرفی خدمات آموزش زبان انگلیسی در متمم

یک سایت جالب در این زمینه هم Free Rice است که میتوانید از طریق این لینک با آن آشنا شوید: معرفی سایت Free Rice

توضیح تکمیلی: دوستان عزیز متممی، تجربه‌های خود را در آموزش زبان انگلیسی و یادگیری زبان انگلیسی در متمم بیان کرده‌اند که ممکن است برای شما هم مفید باشد (البته باید کاربر آزاد متمم باشید):

عادتها و تجربه‌های آموزش زبان انگلیسی و یادگیری آن

پی نوشت خیلی نامربوط: عذر می‌خوام که این مطلب رو اینجا می‌نویسم. اما چون خیلی از دوستان از طریق سرچ گوگل به این صفحه می‌رسند، لازمه توضیح بدم که فعالیت اصلی من، آموزش زبان نیست و در حوزه مذاکره تجاری فعالیت می‌کنم و طبیعتاً تجربه‌ی من در زبان، صرفاً‌ به مذاکره‌هایی که در نقاط مختلف دنیا انجام می‌دهم مربوطه. اگر با فضای اینجا آشنا نیستید، شاید براتون جالب باشه که بدونید من معمولاً فایل‌های صوتی زیادی رو به صورت رایگان در حوزه‌‌ی مهارت ارتباطی و مذاکره ضبط می‌کنم و روی سایت قرار می‌دم. شاید دوست داشته باشید بهشون سر بزنید.

طبیعیه که شکل فایل‌ها خیلی هم حرفه‌ای نیست و خیلی‌هاش با موبایل ضبط شده. چون یک کار تجاری نیست. ولی خودم دوستشون دارم و فکر می‌کنم گوش دادنشون بد نباشه. فایل‌های صوتی مذاکره رو به اسم رادیو مذاکره گذاشتم و فایل‌های صوتی توسعه مهارتهای فردی رو به اسم رادیو متمم.

+2165
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

من قول میدهم…

در کامنت‌های پست «شاید وقتی دیگر»، محمدعلی از دوستان خوبم، کامنتی نوشت که دیدم واقعا ارزش بحث کردن دارد. متن محمدعلی را اینجا می آورم. هم از این جهت که مشابهش را بارها شنیده ام و هم از این جهت که محمدعلی دوستی است که به حسن نیت‌اش ایمان دارم و دیدم که بهترین جمع‌بندی را از اوضاع سایت کرده است.

محمد رضا خدا خدا میکنم تو از این بلا به دور باشی چون کلی قول ها و برنامه های خوب رو بهمون پیشنهاد دادی که منتظرشیم. از اون نامه ی هفتگی طرح متمم تا voice مذاکره با شیطان رو توی تراست زون  و بحثهای دیگر. الان باید به گربه ها بی سیم بزنم تا موش سفید های تنبل رو جمع کنند و خبرهای شهر موشها را بگیرم. اما در تعجبم محمد رضا: چرا از میان تمام برنامه های سایتت فقط روز نوشته هاست که این قدر جدی پی گیری می کنی؟

محمدرضا شعبانعلی در خانه نیما یوشیج

محمدرضا شعبانعلی در خانه نیما یوشیج

در پاسخ به این سوال که سوال بسیاری از دوستان خوب من هم هست و بخش‌های مختلف آن به شکل‌های مختلف در ایمیلها و تماسهای تلفنی و … مطرح شده چند توضیح را لازم میدانم:

به طور خاص در مورد دوره مذاکره با شیطان،‌ این دوره هرگز روی تراست زون نخواهد رفت. مهارتهای این دوره مانند یک چاقو است. میتواند زخم‌های چرکین ارتباط و مذاکره را جراحی و ترمیم کند و میتواند موجب آسیب و زخم‌های جدی هم بشود. این دوره حتما باید حضوری برگزار شود تا تک تک افرادی که آن را می‌آموزند دیده و شناخته شوند. اگر دیدیم کسی ظرفیت مطالب را ندارد از کلاس حذف شود و ضمنا کاملا بازخورد لحظه‌ای دو سویه داشته باشم تا مطمئن شوم که مطالب به درستی تفهیم شده اند. یاددادن و یادگرفتن نصفه نیمه‌ی این حوزه‌ی بسیار تخصصی در مذاکره، از نظر من جز خیانت به مخاطب معنای دیگری ندارد.

«به تعویق انداختن» و «اولویت‌بندی کردن» دو رفتاری هستند که گاه در ظاهر با یکدیگر اشتباه گرفته می‌شوند و واقعیت این است که هیچ کس جز خود فرد، در خلوت تنهایی خود نمیتواند صادقانه قضاوت کند که از «مهارت اولویت‌بندی» برخوردار است یا «بیماری تعویق». من باور دارم که کارهایم را کاملا منظم بر اساس اولویت انجام میدهم. اما الان برخی کارهای کلان ملی به من واگذار شده که اگر چه جای توضیحش اینجا نیست اما ایمان‌ دارم که اگر دوستانم میدانستند آن کارها چیست احتمالا ترجیح میدادند حتی سایت به صورت کامل بسته شده و آن کارها با سرعت هر چه تمام‌تر پیگیری شود.

دلیل ناقص ماندن برخی نوشته‌ها هم، محدودیت‌های موجود در فضای رسانه‌ای است. احتمالا میدانید که وبلاگ برای فراموش کردن من فیلتر شده. کمی محتاط‌ تر مینویسم و در تایید و انتشار کامنت‌ها بیشتر وسواس به خرج میدهم تا این سایت همیشه باز باقی بماند.

در مورد روزنوشته‌ها قبلا هم گفته‌ام و فکر میکنم که اینجا لازم به تاکید هست که مطالب روزنوشته‌ها، عصاره‌ی آموخته‌های من از زندگی است – و درست یا غلط – از آنجا که حاصل عمر من است تک تک جمله‌هایش برایم تقدس دارد.

شاید مقایسه با حوزه‌ی مذاکره دلیل این باور من را شفاف‌تر کند. حرف‌هایی که امروز در حوزه مذاکره و ارتباطات از من ‌می‌شنوید، تولید من نیستند. مطالبی هستند که هر کس دیگری هم شاید چهار یا پنج سال وقتی محدود (در حد روزانه ۱۰ یا ۱۲ ساعت) بگذارد می‌تواند بهتر از من بیاموزد و بیاموزاند. اما روزنوشته‌ها، میوه‌ی واقعی زندگی من است که عصاره‌ی آنها در قالب کلمات – به تعبیر لغوی آن- نازل شده‌اند. میوه‌های درختی که بیست سال اخیر روزانه بیست ساعت برای آبیاری و رشدش وقت گذاشته ام و کار کرده ام. اگر قرار باشد همین فردا بمیرم، ترجیح میدهم  حاصل این ۱۵۰ هزار ساعت، به عنوان تجربه‌ی شخصی من از زندگی ثبت و ماندگار شود تا خلاصه کتابهای دیگران که در قالب درس‌های دانشگاهی مطرح می‌کنم و آموزش میدهم. میدانم طعم میوه‌های این درخت ممکن است به ذائقه‌ی همه‌ی دوستانم خوش نیاید،‌اما فرهنگ غنی ما، به ما آموخته است که میوه‌های هر باغی را با لبخندی بر لب از باغبان بگیریم و اگر هم خواستیم آنها را دور بیندازیم، در مکانی این کار را  بکنیم که دور از چشم‌های خسته و چروک خورده‌ی باغبان باشد.

به من این حق را بده که نخواهم میوه‌های زندگیم را با خود به دنیای دیگر ببرم!

ضمن اینکه در همین اوضاع فعالیت‌های خود را متوقف نکرده‌ام. با وجود همه‌ی هزینه ها و دردسرها و نابسامانی ها و تلخکامی‌ها، همچنان سمینار‌های آموزشی و کلاس‌های آموزشی را – اگر چه به شکل محدود – برگزار می‌کنم. بر این باورم که اگر برای مخاطب من یادگیری مهم باشد میتواند وقت بگذارد و از سمینارها و فرصتهای مشابه هم برای یادگیری استفاده کند.
مگر جز این است که ۵ ساعت سمینار هوش مذاکره معادل ده تا پانزده فایل رادیو مذاکره خواهد بود؟ (فرض کن سمینار ۴ ساعت آموزشی مفید دارد و هر فایل رادیو مذاکره ۲۰ دقیقه است). اما برخی‌ مخاطبهای من که هر هفته همه‌ی فایلهای من را به رایگان استفاده می‌کنند و از سایت‌ می‌آموزند هم‌اکنون شدیداْ درگیر محاسبه هستند که ۳۵ هزار تومان برای به دست آوردن این حجم دانش و تجربه گران هست یا نه! قسمت اعظم مخاطبان خوب قدرشناس من هم که همیشه از حرف‌ها و حمایتهایشان شرمنده هستم،‌ تمام این روزها در حال دفاع کردن از همان عدد هستند. به عبارتی تمام مخاطبان من دو هفته هست که اسیر و گرفتار یک فعالیت آموزشی ساده‌ی من شده‌اند.

من به مخاطبم حق میدهم که اولویت‌ها و ارزش‌های خود را در نظر بگیرد و به شخص خودش و منافعش فکر کند، اما فکر میکنم این هم حق من باشد که من هم مانند دیگران،‌ به اولویت‌های خودم فکر کنم که در حال حاضر، ثبت تجربه‌ی زندگی ام هست…

———————————————————————————

اما خبرهای خوب آموزشی:

۱- سمینار هوش مذاکره این هفته برگزار میشود و مطالب آن هم‌پوشانی بسیار کمی با کلاسها خواهد داشت و فرصتی است برای بحث و گفتگو در حوزه‌ی مذاکره برای تمام دانشجویان و دوستان خوبم.

۲- در طول این مدت سایت تراست زون را به شکلی کاملا جدی طراحی کردیم. محصول بعدی تراست زون تولید شده و این هفته روی سایت گذاشته میشود. این محصول که «مسیر اصلی» نام دارد برای آموزش عملی عزت نفس و اعتماد به نفس طراحی شده و با استفاده از بودجه‌ی حاصل از فروش محصولات قبلی، در استودیو و به صورت کاملا حرفه‌ای با بهترین تولید‌کنندگان کشور تهیه شده است. اگر چه قیمت در همان حد محصولات قبل حفظ شده و استاندارد فروش هم همان قواعد تراست زون باقی مانده است.

۳- با حمایت‌هایی که از جانب دوستان عزیزم شد، توانستیم برای طرح متمم و سایر فعالیت‌های آموزشی یک دفتر تهیه کنیم و تمام افراد درگیر را زیر یک سقف جمع کنیم. اگر چه هزینه‌های طرح به میزان قابل توجهی افزایش یافت، اما اکنون ساختاری داریم که میتوانیم چند ده هزار نفر را به خوبی و با کیفیت درست پشتیبانی کنیم.

۴- برای ضبط فایلهای رادیو مذاکره‌ هم امکانات حرفه‌ای خریداری کرده ام و از این به بعد اگر همسایه‌ها روی سقف هم تیر آهن بریزند من میتوانم فایلها را با کیفیت خوب در زمان درست ضبط و ارایه کنم.

قول می دهم - محمدرضا شعبانعلی

+182
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش