دسته بندی: توسعه مهارتهای فردی

تمرین تفکر تحلیلی

تمرین تفکر تحلیلی

«عکس من را به دیوار اداره‌ها و شرکت‌ها نزنید؛ عکس فرزندان خودتان را به دیوارها نصب کنید تا بدانید که باید برای آن‌ها و آینده‌ی آن‌ها کار کنید.» این جمله‌ها را رئیس‌جمهور جدید اوکراین گفته است (منبع). ولودیمیر زلنسکی (Volodymyr Zelensky) که به تازگی قدرت را در اوکراین در اختیار گرفته، به اجرای برنامه‌های طنز مشهور است و هیچ نوع سابقه‌ای در سیاست ندارد (فرض کنید کسی مثل مهران مدیری یا رامبد جوان یا امیرمهدی ژوله‌ی خودمان). او که قبلاً در برنامه‌های طنز خود هم، نقش فردی را که به ریاست‌جمهوری رسیده بازی کرده بود؛ اکنون واقعاً در این جایگاه قرار گرفته است و با توجه به این‌که در قالب یک انتخابات (و نه مثلاً یک کودتا) در رأس قدرت قرار گرفته، می‌توانیم حدس بزنیم که بسیاری از رأی‌دهندگان بر این باور هستند که این […]

آیا تسلط بر زبان انگلیسی، توانایی درک و تحلیل ما را افزایش می‌دهد؟

تسلط بر زبان انگلیسی

این سوال را اولین بار، در دوران کارشناسی در دانشگاه از خودم پرسیدم. آن زمان، خواندن کتابهای انگلیسی برای من، به کتابهای کامپیوتر، الکترونیک و کتابهای رشته‌ی خودم (مکانیک) محدود بود. دومین بار که این سوال در ذهنم شکل گرفت، طی این چند سالی است که متمم فعالیت می‌کند. مطالعه‌ی کامنت‌ها و تمرین‌های دوستان متممی، اگر نگویم برنامه‌‌ی روزانه، می‌توانم بگویم بخشی از برنامه‌ی هفتگی من است. کمابیش هم سطح زبان دوستانم را – لااقل آن‌ها که زیاد نوشته‌اند و صحبت کرده‌اند – می‌دانم. سومین بار، همین سوال در یک دیدار دوستانه مطرح شد و پاسخ اکثر آن‌هایی که در آن جلسه حاضر بودند، این بود که میان تسلط بر زبان انگلیسی و توانایی درک و تحلیل، الزاماً رابطه‌ای مشاهده نکرده‌اند. دستِ‌کم، با مراجعه به تجربه‌ی شخصی، اغلب ما به این نتیجه رسیدیم که در مقطعی که […]

مجوز تدریس (به بهانه نزدیکی به روز معلم)

نوشته ای برای روز معلم

مهم نیست به شکل رسمی به معلمی مشغول باشیم یا غیررسمی. حتی مهم نیست که معلمی، منبع درآمد ما باشد یا تفریح و تفنن‌مان. اما یک چیز مهم است: همه‌ی کسانی که معلمی می‌کنند، زمانی مجوز تدریس را دریافت کرده‌اند. منظورم مجوزهای رسمی و کاغذپاره‌های دولتی و خصوصی و لقب‌های «استاد، استاد» مخاطبان در فضاهای فیزیکی و دیجیتال نیست. منظورم یک مجوز درونی است که قبل از همه‌ی این‌ها، خود برای خودمان صادر می‌کنیم. در دل‌مان می‌گوییم: من حق دارم معلم شوم. معمولاً این لحظه‌های صدور مجوز درونی – چه در معلمی و چه در هر فعالیت دیگر – چنان آرام و ظریف و پنهانی است که گاه، متوجه‌اش نمی‌شویم؛ اما بی‌تردید این لحظه‌ها را می‌توان از جمله‌ی سرنوشت‌سازترین لحظات زندگی هر انسانی دانست. تقسیم بندی مجوزهای تدریس و معلمی فکر می‌کنم این مجوزهای خود امضاکرده‌‌ی […]

مرور چند نکته برای روزهای آغاز سال

محمدرضا شعبانعلی

دوست داشتم برای شروع سال جدید، مطلبی بنویسم. اما دیدم که حرف تازه‌ای ندارم و هر چه بوده تا امروز یه جایی (در متمم یا روزنوشته) نوشته‌ام. نهایتاً تصمیم گرفتم همون حرف‌های قدیمی رو با موبایل ضبط کنم و به شکل یک فایل صوتی منتشر کنم. امیدوارم حوصله‌ی شما از گوش دادن به این فایل سر نره و اگر احساس کردید ممکنه به درد کس دیگری هم بخوره، برای دیگران هم بفرستید:   +352

نکته کوچکی در مدیریت زمان (و البته مدیریت همه منابع)

هر خبری را که می‌توانی نشنوی نشنو. هر کتابی را که می‌توانی نخوانی نخوان. هر تلفنی را که می‌توانی جواب ندهی جواب نده. هر پیامکی را که می‌شود نخوانده پاک کرد، نخوانده پاک کن. هر پیامکی را که می‌شود خواند و جواب نداد، بخوان و جواب نده. هر تبریکی را که می‌شود نگفت، نگو. هر تسلیتی را که می‌شود نگفت، نگو. هر چه را که می‌شود نخورد، نخور. هر چه را که می‌شود ننوشت، ننویس. هر جا که می‌‌شود نباشی نباش. هر پولی را که می‌شود هزینه نکنی نکن. هر کامنتی را که می‌شود جواب ندهی جواب نده. هر کسی را که می‌شود ندید، نبین. هر چیزی را که می‌شود نیاموخت، نیاموز. بی‌تردید می‌توانی وقتت را: برای شنیدن خبرهایی بگذاری که باید بشنوی؛ و برای کتابهایی که باید بخوانی؛ و برای تلفن‌هایی که باید پاسخ […]

درباره روش کتاب خوانی (۱): ما کتاب نمی خوانیم

خالق کارتون بالا: هیجابی دمیرچی (کاریکاتوریست ترک) آنچه در اینجا می‌نویسم از جنس مطالب گفتگو با دوستان است. بنابراین بسیاری از ویژگی‌های آن نوع مطالب، عملاً در این نوشته هم وجود دارد: نه سر و سامان و ساختاری دارد و نه در آن کوشیده‌ام حرف جدیدی بزنم. صرفاً مجموعه حرف‌هایی دوستانه است که در پاسخ دوستانم می‌نویسم. به امید اینکه فضایی برای فکر کردن بیشتر، گفتگوهای دقیق‌تر و شاید تغییری در نگاه و نگرش‌مان ایجاد شود و بهانه‌ای شود تا دوستان خوبم، حرف‌ها و ایده‌های جدیدی را مطرح کنند و این نوع گفتگوها، کامل‌تر شوند. بنابراین، تکراری بودن یا واضح بودن بخش‌های مختلف این نوشته را ببخشید و زمانی آن را مطالعه کنید که کار مفیدی برای انجام دادن در ذهن ندارید. +۲۸۷ فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش […]

درباره مفهوم رشد و پیشرفت

قبلاً تصویر روی کارت پستال گردهمایی را برای شما در روزنوشته گذاشته بودم (اینجا). جمله‌ی داخل کارت را هم اینجا می‌گذارم: در مورد علت نوشتن این جمله، در گردهمایی توضیح دادم و شاید لازم نباشد دوباره آن حرف‌ها را تکرار کنم. +۳۴۱ فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال ویژگی‌های انسان تحصیل‌کرده آموزش حرفه‌ای‌گری در محیط کار

پایان یک روز آموزش غیرحضوری

گردهمایی روز ۲۶ مردادماه هم به پایان رسید. با توجه به عکس‌ها و مطالبی که به صورت منظم در مورد آن در متمم منتشر شده و همین‌طور تصاویری که دوستان من در شبکه‌های اجتماعی معمولاً با هشتگ #بامتمم منتشر کرده‌اند، حرف خاصی باقی نمانده که بخواهم بنویسم. امسال، زحمت برنامه (اگر معیار را کار انجام شده بر اساس نفر-ساعت در نظر بگیریم) – به نسبت سال‌هایی که خودم سمینار داشتم – شاید پنج برابر بیشتر بود و تعداد افرادی هم که زحمت کشیدند (در پشت صحنه، پایین صحنه، روی صحنه و در بحث‌های تدارکات و لجستیک) شاید دو برابر گذشته بود. قصد نداشتم در مورد گردهمایی اینجا بنویسم. چون به نظرم بقیه‌ی بچه‌ها، بیشتر و بهتر در وبلاگ‌هایشان توضیح داده‌اند. با این حال، صرفاً برای اینکه در سال‌های بعد، بتوانم دوباره به حرف‌هایم ارجاع دهم […]

آیا می‌توان بدون تجربه‌ی ساختن، سازنده‌ها را نقد و تحلیل کرد؟

صورت مسئله: آیا کسی که هرگز تجربه‌ی ساختن فیلم ندارد، حق دارد یک فیلم را نقد کند؟ آیا کسی که هرگز کسب و کاری خلق نکرده است، حق دارد در مورد کسب و کار حرف بزند؟ یا کسب و کار دیگران را تحلیل کند؟ آیا کسی که هرگز یک پلتفرم آنلاین نداشته، می‌تواند پلتفرم آنلاین دیگران را نقد و تحلیل کند؟ آیا کسی که هرگز کارآفرین نبوده و همواره کارمندی را تجربه کرده، می‌تواند در مورد کارآفرینی سخنرانی کند و به دیگران آموزش دهد؟ طی سال‌های اخیر، سوال‌های بالا (و موارد مشابه آنها) بارها در جلسات و گفتگوها و نوشته‌ها مطرح شده‌اند و متاسفانه معمولاً فرصت کافی در اختیار نداشتم که در مورد آنها چیزی بگویم یا بنویسم. این سوال‌ها شاید در نگاه اول، متفاوت به نظر برسند. اما اگر کمی دقیق‌تر به آنها فکر […]

هنر کامنت نویسی (پیشنهادهای شاهین کلانتری)

دوست متممی عزیزمان شاهین کلانتری، در وبلاگش مطلبی تحت عنوان قدرت کامنت گذاری منتشر کرده است که البته بخشی از یک راهنمای بزرگتر برای توسعه فردی است (در مسیر پیشنهادی شاهین، ششمین گام محسوب می‌شود. او در گام‌های قبل، به موضوعات دیگری از جمله  خوب گوش دادن و داشتن یا نداشتن گوشی هوشمند و راز تحسین کردن پرداخته است). من از نکاتی که در مورد کامنت نویسی مطرح کرده بود، چیزهای خوبی یاد گرفتم و به خاطر نمی‌آورم که جایی فهرستی چنین جامع دیده باشم. در وبلاگش گشتم و ندیدم که بازنشر مطالب را منع کرده باشد و حدس زدم که مخالفت جدی با این کار نداشته باشد. اگر چه هر لحظه اعلام نارضایتی کند، با عذرخواهی این مطلب را برمی‌دارم. وبلاگ شاهین را مثل وبلاگ های سایر دوستان متممی منظم می‌خوانم. اما حیفم آمد […]