فایل صوتی آموزشی ۶۰ نکته در مذاکره

مجموعه ای از نکات کاربردی مذاکره که می‌توانند کیفیت مذاکره های ما را بهبود داده و دستاوردهای ما را افزایش دهند

خرید آنلاین

دسته بندی: توسعه مهارتهای فردی

مجوز تدریس (به بهانه نزدیکی به روز معلم)

نوشته ای برای روز معلم

مهم نیست به شکل رسمی به معلمی مشغول باشیم یا غیررسمی. حتی مهم نیست که معلمی، منبع درآمد ما باشد یا تفریح و تفنن‌مان. اما یک چیز مهم است: همه‌ی کسانی که معلمی می‌کنند، زمانی مجوز تدریس را دریافت کرده‌اند. منظورم مجوزهای رسمی و کاغذپاره‌های دولتی و خصوصی و لقب‌های «استاد، استاد» مخاطبان در فضاهای فیزیکی و دیجیتال نیست. منظورم یک مجوز درونی است که قبل از همه‌ی این‌ها، خود برای خودمان صادر می‌کنیم. در دل‌مان می‌گوییم: من حق دارم معلم شوم. معمولاً این لحظه‌های صدور مجوز درونی – چه در معلمی و چه در هر فعالیت دیگر – چنان آرام و ظریف و پنهانی است که گاه، متوجه‌اش نمی‌شویم؛ اما بی‌تردید این لحظه‌ها را می‌توان از جمله‌ی سرنوشت‌سازترین لحظات زندگی هر انسانی دانست. تقسیم بندی مجوزهای تدریس و معلمی فکر می‌کنم این مجوزهای خود امضاکرده‌‌ی […]

مرور چند نکته برای روزهای آغاز سال

محمدرضا شعبانعلی

دوست داشتم برای شروع سال جدید، مطلبی بنویسم. اما دیدم که حرف تازه‌ای ندارم و هر چه بوده تا امروز یه جایی (در متمم یا روزنوشته) نوشته‌ام. نهایتاً تصمیم گرفتم همون حرف‌های قدیمی رو با موبایل ضبط کنم و به شکل یک فایل صوتی منتشر کنم. امیدوارم حوصله‌ی شما از گوش دادن به این فایل سر نره و اگر احساس کردید ممکنه به درد کس دیگری هم بخوره، برای دیگران هم بفرستید:   +319   

نکته کوچکی در مدیریت زمان (و البته مدیریت همه منابع)

rabbit-and-carrot-thumb

هر خبری را که می‌توانی نشنوی نشنو. هر کتابی را که می‌توانی نخوانی نخوان. هر تلفنی را که می‌توانی جواب ندهی جواب نده. هر پیامکی را که می‌شود نخوانده پاک کرد، نخوانده پاک کن. هر پیامکی را که می‌شود خواند و جواب نداد، بخوان و جواب نده. هر تبریکی را که می‌شود نگفت، نگو. هر تسلیتی را که می‌شود نگفت، نگو. هر چه را که می‌شود نخورد، نخور. هر چه را که می‌شود ننوشت، ننویس. هر جا که می‌‌شود نباشی نباش. هر پولی را که می‌شود هزینه نکنی نکن. هر کامنتی را که می‌شود جواب ندهی جواب نده. هر کسی را که می‌شود ندید، نبین. هر چیزی را که می‌شود نیاموخت، نیاموز. بی‌تردید می‌توانی وقتت را: برای شنیدن خبرهایی بگذاری که باید بشنوی؛ و برای کتابهایی که باید بخوانی؛ و برای تلفن‌هایی که باید پاسخ […]

درباره روش کتاب خوانی (۱): ما کتاب نمی خوانیم

خالق کارتون بالا: هیجابی دمیرچی (کاریکاتوریست ترک) آنچه در اینجا می‌نویسم از جنس مطالب گفتگو با دوستان است. بنابراین بسیاری از ویژگی‌های آن نوع مطالب، عملاً در این نوشته هم وجود دارد: نه سر و سامان و ساختاری دارد و نه در آن کوشیده‌ام حرف جدیدی بزنم. صرفاً مجموعه حرف‌هایی دوستانه است که در پاسخ دوستانم می‌نویسم. به امید اینکه فضایی برای فکر کردن بیشتر، گفتگوهای دقیق‌تر و شاید تغییری در نگاه و نگرش‌مان ایجاد شود و بهانه‌ای شود تا دوستان خوبم، حرف‌ها و ایده‌های جدیدی را مطرح کنند و این نوع گفتگوها، کامل‌تر شوند. بنابراین، تکراری بودن یا واضح بودن بخش‌های مختلف این نوشته را ببخشید و زمانی آن را مطالعه کنید که کار مفیدی برای انجام دادن در ذهن ندارید. +۲۶۸   فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش […]

درباره مفهوم رشد و پیشرفت

قبلاً تصویر روی کارت پستال گردهمایی را برای شما در روزنوشته گذاشته بودم (اینجا). جمله‌ی داخل کارت را هم اینجا می‌گذارم: در مورد علت نوشتن این جمله، در گردهمایی توضیح دادم و شاید لازم نباشد دوباره آن حرف‌ها را تکرار کنم. +۳۳۶   فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال

پایان یک روز آموزش غیرحضوری

گردهمایی روز ۲۶ مردادماه هم به پایان رسید. با توجه به عکس‌ها و مطالبی که به صورت منظم در مورد آن در متمم منتشر شده و همین‌طور تصاویری که دوستان من در شبکه‌های اجتماعی معمولاً با هشتگ #بامتمم منتشر کرده‌اند، حرف خاصی باقی نمانده که بخواهم بنویسم. امسال، زحمت برنامه (اگر معیار را کار انجام شده بر اساس نفر-ساعت در نظر بگیریم) – به نسبت سال‌هایی که خودم سمینار داشتم – شاید پنج برابر بیشتر بود و تعداد افرادی هم که زحمت کشیدند (در پشت صحنه، پایین صحنه، روی صحنه و در بحث‌های تدارکات و لجستیک) شاید دو برابر گذشته بود. قصد نداشتم در مورد گردهمایی اینجا بنویسم. چون به نظرم بقیه‌ی بچه‌ها، بیشتر و بهتر در وبلاگ‌هایشان توضیح داده‌اند. با این حال، صرفاً برای اینکه در سال‌های بعد، بتوانم دوباره به حرف‌هایم ارجاع دهم […]

آیا می‌توان بدون تجربه‌ی ساختن، سازنده‌ها را نقد و تحلیل کرد؟

صورت مسئله: آیا کسی که هرگز تجربه‌ی ساختن فیلم ندارد، حق دارد یک فیلم را نقد کند؟ آیا کسی که هرگز کسب و کاری خلق نکرده است، حق دارد در مورد کسب و کار حرف بزند؟ یا کسب و کار دیگران را تحلیل کند؟ آیا کسی که هرگز یک پلتفرم آنلاین نداشته، می‌تواند پلتفرم آنلاین دیگران را نقد و تحلیل کند؟ آیا کسی که هرگز کارآفرین نبوده و همواره کارمندی را تجربه کرده، می‌تواند در مورد کارآفرینی سخنرانی کند و به دیگران آموزش دهد؟ طی سال‌های اخیر، سوال‌های بالا (و موارد مشابه آنها) بارها در جلسات و گفتگوها و نوشته‌ها مطرح شده‌اند و متاسفانه معمولاً فرصت کافی در اختیار نداشتم که در مورد آنها چیزی بگویم یا بنویسم. این سوال‌ها شاید در نگاه اول، متفاوت به نظر برسند. اما اگر کمی دقیق‌تر به آنها فکر […]

هنر کامنت نویسی (پیشنهادهای شاهین کلانتری)

دوست متممی عزیزمان شاهین کلانتری، در وبلاگش مطلبی تحت عنوان قدرت کامنت گذاری منتشر کرده است که البته بخشی از یک راهنمای بزرگتر برای توسعه فردی است (در مسیر پیشنهادی شاهین، ششمین گام محسوب می‌شود. او در گام‌های قبل، به موضوعات دیگری از جمله  خوب گوش دادن و داشتن یا نداشتن گوشی هوشمند و راز تحسین کردن پرداخته است). من از نکاتی که در مورد کامنت نویسی مطرح کرده بود، چیزهای خوبی یاد گرفتم و به خاطر نمی‌آورم که جایی فهرستی چنین جامع دیده باشم. در وبلاگش گشتم و ندیدم که بازنشر مطالب را منع کرده باشد و حدس زدم که مخالفت جدی با این کار نداشته باشد. اگر چه هر لحظه اعلام نارضایتی کند، با عذرخواهی این مطلب را برمی‌دارم. وبلاگ شاهین را مثل وبلاگ های سایر دوستان متممی منظم می‌خوانم. اما حیفم آمد […]

درباره همدلی

قبلاً مطلبی نوشته بودم تحت عنوانِ همدلی: بخش فراموش شده‌ی هوش هیجانی این حرف هم به نوعی به همان بحث مربوط می‌شود: +۲۱۲   فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال

یادگیری زبان انگلیسی در محیط انگلیسی زبان و پیشنهادهای یاور مشیرفر

یاور مشیرفر از دوستان خوب متممی ماست که معمولاً چند روز یک بار به پروفایل او سر می‌زنم تا مطمئن شوم مطالبی را که مطرح کرده است، خوانده‌ام و چیزی از قلم نیفتاده است. دیشب مطبی از او در زمینه یادگیری زبان انگلیسی در زیر درس سیلوگرام از سلسله بحث‌های استعدادیابی دیدم که برای خودم بسیار جالب و آموزنده بود. دوست داشتم همان متن را عیناً نقل کنم. اما دیدم یاور، در بالای آن نوشته که کلیه‌ی حقوق متن او متعلق به متمم است (و قاعدتاً اینجا متمم نیست و روزنوشته است). به همین دلیل، فقط لینک آن را اینجا می گذارم: چگونه زبان می آموزم؟ (تجربه‌ی یک ماه زندگی یاور مشیرفر در یک محیط کاملاً انگلیسی زبان) پی نوشت: یاور عزیز. اشاره‌ به بحث حقوق متن، به خاطر این نیست که بعداً اجازه بگیرم […]

رزومه نویسی یا رزومه سازی؟

پیش نوشت: قبلاً در مورد رزومه نویسی و اشتباهات رایج در آن مطلبی نوشته بودم. در یکی از برنامه‌های تلویزیونی ایرانشهر هم، به بهانه‌ی یک سوال، دوباره به بحث رزومه و رزومه نویسی رسیدیم و در آنجا مفهوم رزومه نویسی و رزومه سازی را با هم مقایسه کردم. اخیراً آن مطلب، در روزنامه همشهری چاپ شد و تصمیم گرفتم همان متن را در اینجا هم بازنشر کنم. همچنانکه قبلاً هم اشاره کرده‌ام، طبیعتاً متن پیاده شده‌ی یک برنامه‌ی زنده تلویزیونی، با یک مقاله از پیش تنظیم شده، تفاوت‌های زیادی دارد و طبیعتاً نمی‌توان عمق و پیوستگی زیادی را از آن انتظار داشت. اما به هر حال، آن متن را اینجا می‌نویسم تا اگر فرصتی دست داد، در مورد رزومه سازی و تفاوت آن با رزومه نویسی، بیشتر بنویسم و برخی نکته‌هایی را که به نظرم […]

همدلی: بخش فراموش شده هوش هیجانی

پیش نوشت: نظرات رسمی و دقیق‌ من و همکارانم در مورد هوش هیجانی، قبلاً در متمم منتشر شده و آنچه اینجا می‌نویسم دیدگاه و نظر و قضاوت شخصی است. احیاناً اگر کسانی هستند که روی هوش هیجانی تعصب دارند یا نانی از این راه می‌خورند، امیدوارم نقد و نظرات و بحث‌های علمی خود را در متمم مطرح کنند و درک کنند که اینجا، فضای متفاوتی است و انگیزه‌ای که من از بیان این حرف‌ها دارم، چیز دیگری است. اصل مطلب – قسمت اول – مفهوم همدلی آنقدر که باید مورد توجه قرار نگرفته: هوش هیجانی از کلمه‌های رایج این سالهاست. معمولاً هر کسی چند سطری درباره‌ی ارتباطات یا مذاکره یا الگوهای رفتاری در زندگی یا مهارتهای عمومی مدیریتی می‌خواند و می‌شنود، چنان با آب و تاب از هوش هیجانی حرف می‌زند که احساس می‌کنی آن اکسیر […]

هنر توجه کردن – قسمت اول

پیش نوشت یک: امسال قسمت پایانی سمینار رفتارشناسی در کسب و کار را به بحث توجه کردن اختصاص دادم. از بحث‌ها و بازخوردها و گفتگوهایی که بعد از سمینار شکل گرفت، متوجه شدم که این مسئله، دغدغه‌ی بسیاری از دوستان عزیزم هم هست. به همین خاطر، تصمیم گرفتم به تدریج در لا به لای سایر بحث‌هایی که اینجا مطرح می‌شود، این بحث را هم باز کنم و در موردش با هم حرف بزنیم. پیش نوشت دو: مثل همه‌ی چیزهای دیگری که در این وبلاگ می‌نویسم و می‌گویم، آنچه در مورد توجه هم می‌نویسم، کاملاً نظرات شخصی و آلوده به تجربیات و قضاوت‌های شخصی است. اما به هر حال اگر نظر من را جویا باشید، توجه و هنر توجه کردن را کیمیای کمیابی می‌بینم که در دنیای امروز، می‌تواند فراتر از بسیاری از منابع دیگر، در موفقیت و شکست و […]

به بهانه درگذشت وین دایر

وین دایر، دیروز در سن هفتاد و پنج سالگی درگذشت. بعید است کسی اهل کتاب و کتابخوانی باشد و نام او را نشنیده باشد. حتی در عبور گذری از کنار ویترین کتابفروشی‌ها و قفسه کتاب‌های آنها، نام او را خواسته یا ناخواسته، بارها و بارها می‌بینیم. وین دایر جزو روان درمان‌گرهایی بود که شیوه سنتی آموزش و درمان را ترک کرد و کوشید به انسانها کمک کند که خود،  پاسخ دشواری‌های زندگی خود را بیابند. مکتبی که بعد از تلاشهای او و چند تن دیگر (از جمله دیل کارنگی)، به نام Self-Help یا «خودیاری» به صورت گسترده رواج پیدا کرد. شاید دوست داشتنی‌ترین جمله‌ی وین دایر برای من، موضع بسیار عمیق و زیبایش در برابر بیماری بود. وقتی او در سال ۲۰۱۲ از بیماری سرطان خون خود مطلع شد، در وبلاگش پیامی با این مضمون […]