Category: روزمرگی‌ها

وضعیت آمریکا در دوره ریاست جمهوری مایک پنس

شما که غریبه نیستید، این روزها وقتی به شبکه های اجتماعی سر می‌زنم، به شدت هوس می‌کنم به تقلید از فعالان این شبکه ها، من هم ژست سیاسی بگیرم و حرف بزنم. به هر حال، بین تنفیذ و تحلیف است و مردم، شدیداً درگیر انتخاب وزیر و چیدن کابینه هستند و معاونت‌ها را هم یکی یکی می‌چینند و به طور خلاصه، ملت ایران هر روزه بخش قابل توجهی از وقت و توانش را صرف مطالعه و بررسی و انتخاب و تعیین و تحلیل و تحمیل وزرا و معاونان مورد نظر خود می‌کند. +۲۴۲   رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره […]

فضیلتِ دورانِ جدید

آنچه در اینجا می‌نویسم حرف تازه‌ای نیست. اما بر این باور هستم که تکرار کردن آن، همچنان می‌تواند مفید باشد. هر دورانی، به اقتضای خود، برخی ویژگی‌ها را به فضیلت و برخی دیگر را به رذیلت تبدیل می‌کند. هزاران سال قبل، حجم کارهای فیزیکی چنان زیاد بود که قدرت بدنی، می‌توانست یک فضیلت باشد. به این معنا که کسی را در موقعیتی برتر نسبت به دیگران قرار دهد. در دورانی دیگر، زمانی که به علت قلمروخواهی و کشورگشایی، نبرد و جنگیدن به بخش جدایی‌ناپذیر زندگی انسانی تبدیل شده بود، شجاعت و جنگ‌آوری به یک فضیلت تبدیل شد. نجیب‌زادگی یا همان «داشتنِ ژنِ خوب»، فضیلت دوران دیگری بود […]

تعامل با جهان و تقابل با جهان، هم‌زمان امکان‌پذیر نیست

قاعدتاً بیشتر و بهتر از من، اخبار مربوط به اجلاس G20 را پیگیری می‌کنید. رسانه‌ها هم، از فرصتی که برای نشر و بازنشر خبرهای جدید (از اصل و حاشیه‌ی اجلاس) به دست آمده به سادگی صرف نظر نمی‌کنند. با این حال – و با وجودی که احتمالاً این عکس‌ها برای شما تازه نیست – دلم می‌خواست سه عکس از این اجلاس را برای شما بازنشر کنم. منبع عکس اول که مشخص است. منبع عکس دوم و سوم هم نشریه تلگراف است که علاقه‌ی خاصی به اخبار حاشیه‌ای (و عموماً زرد) دارد. زمانی که ترامپ سیاست America First را مطرح کرد، […]

شریعتی، فاوست و خالد العطیه (پراکنده از همه جا)

چند روزی تراکم کاری‌ام زیاد بوده و کمتر فرصت نوشتن دست داده است. فقط با هدف اینکه این وبلاگ خالی نماند و به روز شود، گفتم چند مطلب پراکنده بنویسم. اگر ویژگیِ «فضاپرکن بودن» این سه نوشته را کنار بگذارید، ویژگی مشترک دیگری ندارند. باز هم ۲۹ خرداد و شریعتی طی سال‌های اخیر به بهانه‌های مختلف از دکتر علی شریعتی نوشته‌ام. تعداد و تنوع آن نوع نوشته‌ها زیاد است و عنوان‌های زیر، تنها نمونه‌هایی از آنهاست:  شریعتی و درس‌هایی از درون گور  شریعتی – بیست سال پیش از نخستین آشنایی  شریعتی – روشنفکری که انتخاب کرد پیشرو نباشد  حرفهای شریعتی […]

آزمون ساده‌ تفکر نقادانه

امروز، چشمم در فضای مجازی به این جمله‌ها افتاد: داشتم فکر می‌کردم که کاش به جای انبوهی درس‌های بی‌خاصیت که در مدرسه و دانشگاه یادمان داده‌اند، کمی – فقط کمی – تفکر نقادانه یاد گرفته بودیم. در باب این سالاد کلمات که در اینجا به عنوان توصیه‌های اخلاقی نقل شده است، ساعت‌ها می‌شود نوشت و گفت و گریست. اما من به چند نکته‌ی ساده بسنده می‌کنم: جمله‌ی آغازین متن، مربوط به اسکار وایلد است و نه داستایوفسکی. البته نسبت دادن حرف‌های اسکار وایلد به داستایوفسکی و کسانی مانند او تازگی ندارد. اسکار وایلد جملات بسیار زیبا و لااقل تامل برانگیزی دارد. اما […]

دلم برای روزهایی که رییس جمهور نبودم تنگ شده

همچنانکه از لوگوی ثبت شده روی عکس مشخص است، تصویر بالا را رویترز [حدود چند ساعت قبل] منتشر کرده است (خبر در رویترز). دلم برای رانندگی کردن تنگ شده [حالا او همیشه راننده دارد و به دلایل امنیتی، نمی‌تواند خودش رانندگی کند]. مثل کرم ابریشم داخل پیله شده‌ام. این کار خیلی سخت است. زندگی قبلیم را دوست داشتم. چقدر کارهای مختلف می‌کردم. این سبک زندگی خیلی سنگین‌تر از قبل است؛ فکر می‌کردم ساده‌تر باشد. من در زندگی قبلی‌ام هم حریم شخصی نداشتم. به آن عادت کرده بودم. اما  الان تازه می‌فهمم حریم شخصی نداشتن، یعنی چه. *** مشکل اصلی سیاست […]

درباره گردهمایی متممی‌ها (۲۶ مرداد ماه)

قاعدتاً از هفته‌‌ی آینده، خبرنامه‌ی گردهمایی متممی‌ها برای دوستانی که ایمیل خود را برای دریافت خبرنامه‌ی گردهمایی ثبت کرده‌اند ارسال می‌شود و آن خبرنامه را باید معیار و منبع رسمی اطلاع رسانی دانست. بنابراین، آنچه در اینجا می‌بینید بیشتر در قالب گزارش دوستانه است تا خبر و پیام رسمی. خبر اول اینکه با وجودی که بررسی‌های اولیه‌ی ما، این اطمینان را ایجاد کرده بود که استقبال بسیار زیادی از گردهمایی خواهد شد، اما باید اعتراف کنم که همچنان، آنچه در عمل روی داد، فراتر از حد انتظار بود. ما در ایمیل هفتگی، راه افتادن سایت گردهمایی (motamempdp.com) را اطلاع رسانی […]

اطلاع رسانی: در مورد متمم و روزنوشته

دوستان خوبم. احتمالاً دقت کرده‌اید که در بیست و چهار ساعت گذشته، تغییراتی در متمم و روزنوشته در حال ایجاد است (از جمله اینکه روزنوشته چند ساعتی داون بود و سرعت متمم هم نوسانات زیادی دارد و زیر کامنت‌های روزنوشته‌ هم نمی‌توانید لایک بزنید). فقط خواستم اطلاع بدهم که این تغییرات، چیز بدی نیست و خبر خوبی است. ما اخیراً ترافیک زیادی در متمم و روزنوشته داریم (و رتبه‌های الکسای آنها در پایین‌ترین نقطه‌ی تاریخ خودشان است: متمم ۳۹۶ و روزنوشته ۹۶۴). به همین علت در حال ارتقاء نرم افزارها و سرویس‌ها هستیم. احساس کردم بد نیست گزارش کوتاهی اینجا […]

درباره جابجایی بین طبقات اجتماعی

امروز تمرین یکی از درس‌های متمم را انجام دادم که از جمله بحث‌های زیرمجموعه دعوت به گفتگو بود. در این درس، یک جمله مطرح شده بود که باید در موردش بحث می‌کردیم و نظر می‌دادیم. متمم معمولاً جملاتی را برای این بحث انتخاب می‌کند که به صورت مطلق درست یا نادرست نیستند و از این رو، فرصت بیشتری برای بحث و گفتگو ایجاد می‌کنند. من تمرین خودم را آنجا انجام دادم (لینک تمرین و بحث Mobility). اما احساس کردم بد نیست اینجا پستی را به آن اختصاص دهیم تا در فضایی غیررسمی‌تر، اگر بحث‌های بیشتری قابل طرح بود، مطرح کنیم. اصل […]

حرفه ای گری مصداق‌های خیلی ساده هم دارد

پشت صندوق یک غرفه‌ی فروش غذا در یک مجموعه‌ از غذافروشی‌ها (به قول امروزی‌ها فودکورت)  ایستاده بود. پول خوراکی ۱۸۵۰۰ تومان می‌شد. گفتم: می‌شود کارت بکشم؟ یک بار امتحان کرد و نشد. گفت اگر اشکال ندارد پول نقد بدهید. از صبح چند مورد بوده که دو بار از حساب‌شان برداشت شده. من شرمنده می‌شوم. بیست هزار تومان دادم. هزار تومان در صندوق داشت و داد. اما ۵۰۰ تومانی نداشت. در جستجوی ۵۰۰ تومان بود. گفتم: مهم نیست. اما کیف پول شخصی‌اش را از جیب درآورد و ۵۰۰ تومان از آن پیدا کرد و داد. گفتم: نباید از پول شخصی بدهید. […]

برای اینکه دیده شوی، دورتر شو

پیش نوشت: از بین #زنگ تفریح‌های متمم (حداقل در هفته‌های اخیر)، زنگ تفریحی که به عکس‌های عنکبوت‌ها پرداخته بود برای من دوست داشتنی (و شاید تداعی کننده‌تر از بقیه) بوده است. دلم می‌خواست مطلبی در موردش بنویسم. اما چون فعلاً در متمم چند تا از کامنت‌های من در قسمت کامنت‌های امتیاز بالا هست، برای اینکه اونجا رو شلوغ‌تر نکنم اینجا می‌نویسم. اصل حرف: ریچارد داوکینز، در سال ۱۹۹۱ در انجمن سلطنتی علوم در لندن یک سلسله سخنرانی چند روزه به نام Growing up in the universe (بزرگ شدن / رشد کردن در هستی) داشت. این سخنرانی یکی از زیباترین سخنرانی‌های علمی هست […]

یک پیشنهاد برای مدیریت بهتر زمان: حذف ساعت‌های رُند

ما به بهانه های مختلف در متمم در مورد مدیریت زمان و #نظم شخصی صحبت کرده‌ایم. با این حال، دلم می‌خواست یک عادت کوچک را که از سال پیش شروع کردم و نتیجه های فراتر از انتظار برایم داشت با شما هم به اشتراک بگذارم. عادتی که هم در خانه هم در محیط کار و جلسات شرکت‌ها، قابل اجراست و آن‌قدر ساده است که به سختی می‌توان آن را ترک کرد. پیشنهادم این است که شما هم این کار را امتحان کنید و اگر آن را اثربخش دیدید به دیگران هم پیشنهاد بدهید: با خودمان قرار بگذاریم که از ساعت‌های […]

درباره مهاجرت و ادامه تحصیل

پیش نوشت: دیروز با یکی از دوستانم گفتگوی کوتاهی درباره مهاجرت و ادامه تحصیل داشتم که حس کردم بد نیست آن را در اینجا هم نقل و ثبت کنم. لازم به تکرار نیست که آنچه می‌نویسم، مثل همیشه یک دیدگاه شخصی است و بر تحقیق و مطالعه هم استوار نیست. بنابراین، می‌توان آن را صرفاً به عنوان یک «نظر» و نه یک «نظریه» محسوب کرد. مفروضات: دوستم می‌گفت که علاقمند به مهاجرت است و تصمیم گرفته است که ادامه‌ی زندگی خود را در نقطه‌ی دیگری از جهان بگذراند. آنچه به عنوان «موضوعِ انتخاب» در ذهن داشت، شیوه و فرایند این مهاجرت بود. برای […]

باز هم نیویورک تایمز

قبلاً یک بار در مورد تبلیغ خلاقانه‌‌ی نیویورک تایمز نوشته بودم. ترجیحم این بود که با فاصله‌ی زمانی کم، دوباره مطلب مشابهی منتشر نکنم. اما وقتی تبلیغ دیگری از نیویورک تایمز را دیدم، حیفم آمد آن را با شما به اشتراک نگذارم. ترامپ، واژه‌ها و اصطلاحات متعددی را به ادبیات رسانه و سیاست آمریکا (و حتی جهان) افزوده است که از جمله‌ی آنها می‌توان به Alternative Facts اشاره کرد. ترامپ، حتی وقتی نمی‌خواهد مستقیماً Fact‌ های مطرح شده در رسانه‌ها را کاذب بخواند، توضیح می‌دهد که فکت‌های دیگری هم وجود دارند که رسانه‌ها آنها را نمی‌بینند و برای توصیف این […]

خودافشایی گاردین

پیش نوشت: چون الان مدتی است واژه‌ی #خودافشایی را به هر بهانه‌ی مربوط و نامربوطی به کار برده‌ام و چون بلد نبودم تیتر دیگری برای این مطلب انتخاب کنم، تیتر را این‌گونه انتخاب کردم. اصل خبر: امروز داشتم به عادت هر روز، خبرهای نشریات مطرح را مرور می‌کردم که مطلبی در پایین یکی از خبرهای گاردین، توجهم را جلب کرد: گاردین به مشکلات مالی خود و کاهش شدید درآمد تبلیغاتی اشاره کرده و با توجه به افزایش روزافزون مخاطبان و کاهش روزافزون درآمدها، از خوانندگان درخواست کمک کرده است. دو گزینه‌ی پیشنهادی هم جالب بود. خواسته بود که یا با دادن […]

تبلیغ زیبای نیویورک تایمز: حقیقت…

معمولاً تلاش می‌کنم مطالب متوالی در مورد مسائل کشورهای دیگر و چیزهایی که مستقیماً دغدغه‌ی ما نیست منتشر نکنم. با توجه به اینکه اخیراً مطلب کوتاهی در مورد روز رییس جمهورها در آمریکا منتشر کرده بودم و بعد از آن هم به ائتلاف بیل گیتس و راننده‌های آژانس (تحت عنوان هم‌صدایی بیل گیتس و صنف اتومبیل کرایه) منتشر کردم، منطقی نبود که باز هم مطلبی در آن فضا منتشر کنم. اما حیفم آمد که این مطلب را با شما به اشتراک نگذارم. شاید یادتان باشد چند سال پیش که فضای محتوا چندان غنی نبود، یکی از انواع محتوا که خیلی جذابیت […]

روش درست باختن (عنوان زیبای یک کتاب)

این مطلب را به قصد معرفی یک کتاب یا توضیح دادن در مورد یک کتاب ننوشتم. صرفاً دوست داشتم لذتِ دیدنِ انتخابِ نامِ زیبا برای یک کتاب را با شما در میان بگذارم. اسم این کتاب را می‌شود به این شکل ترجمه کرد: شیوه‌ی درست باختن در یک جنگ عنوان دوم کتاب هم هست: آمریکا در عصر تعارض‌های پایدار البته شاید بعضی ترجیح بدهند که Unwinnable را غیر قابلِ بُرد یا بدون برنده ترجمه کنند. اما با توجه به بحث‌های کتاب فکر می‌کنم ترجمه به تعارض‌های پایدار یا تعارض‌های ماندگار بهتر باشد.  پی نوشت: گفته بودم که فقط قصد دارم یک عنوان زیبا را معرفی کنم. […]

تپسی یا اسنپ؟ مسئله این نیست! (بی‌وفایی در عصر دیجیتال)

دوستی دارم که تا دیروز، یک خط در میان اسنپ را تبلیغ می‌کرد. هر جا و به هر بهانه‌ای می‌گفت: اسنپ بگیرید. برای حمل و نقل درونشهری از اسنپ استفاده کنید. امروز یک اسکرین شات از تپسی گذاشته و نوشته: بچه‌ها! امروز تپسی تا ۲۰ هزار تومن مجانیه. امروز از تپسی استفاده کنید. از فردا دوباره اسنپ سوار بشید. به نظرم اسنپ و تپسی، فقط یک مصداق ساده از اتفاق بزرگیه که در دوران جدید شکل گرفته و باید به عنوان واقعیت جدید پذیرفته بشه. وفاداری، به شکل سنتی امروز معنی نداره. فرهاد امروز، اگر چهار تا تیشه می‌زد و […]

مقایسه‌های خوش‌دلانه

پیش نوشت: آنچه می‌گویم، خاطره‌ای از یک دوست و همکار سابق است که نام خانوادگی‌شان را تغییر داده‌ام (اگر چه ماهیت و معنای نام جدید هم بسیار نزدیک است). البته وقتی از خودشان اجازه گرفتم، گفتند که به نام خودم بگو. اما باز هم من، ملاحظه می‌کنم. مقایسه خوش‌دلانه آقای خوش‌دل حدود ده سال پیش، همکار ما بودند. ایشان در کارهای خدمات و نظافت و سایر کارهای مشابه، به ما کمک می‌کردند. با من یکی دو سال اختلاف سن داشتند. همیشه رأس ساعت ۸ وارد شرکت می‌شدند. انتظار ذهنی من این بود که بهتر بود ایشان حداقل یک ربع زودتر می‌آمدند […]

چقدر تغییر می‌کنیم

امروز صبح در حال مطالعه‌ی خیلی جدی بودم که یک نفر برایم پیامی فرستاد. متن آن این بود: دوست خوب، غمها را از بین نمی برد، اما کمک میکند با وجود غم ها، محکم بایستیم. مثل چتر خوب. که باران را متوقف نمیکند، اما کمک میکند، آسوده زیر باران بایستیم. *** نگاه کردم و گفتم: این چرت و پرت‌ها و متن‌های تینیجری از زمان اینستا مد شد. خاک بر سر سیستروم که چنین زیرساختی درست کرد تا هر چه لوس و بی‌سواد و احمق هست، جمله‌سازی کند و حس نویسندگی هم به او دست بدهد و پلتفرمی هم برای مطرح […]

درباره شبکه های هرمی (۴): جنس رابطه میان اعضای یک شبکه هرمی با شبکه

پیش نوشت- این مطلب قسمت چهارم از بحث در مورد شبکه های هرمی است. سه قسمت قبل از طریق لینک‌های زیر در دسترس هستند: چهار معیار اصلی سنجش یک فعالیت اقتصادی (شرع، قانون، اخلاق، استراتژی) ایراد اصلی شبکه های هرمی در نفروختن یا فروختن یک کالای فیزیکی نیست چرا از اصطلاح هرمی استفاده می‌شود؟ قسمت چهارم بحث: جنس رابطه میان اعضای یک شبکه هرمی با اصل شبکه (یا سازمانی که متولی شبکه است) منطقی است وقتی با یک مجموعه از افراد همراه می‌شویم، از خودمان بپرسیم که رابطه‌ی من با این افراد از چه جنسی است؟ خصوصاً اگر آن مجموعه به عنوان […]

هر گزینه‌ی خوبی، یک انتخاب درست نیست

این حرف را تا به حال، به انواع شیوه‌های قابل تصور گفته‌ام و نوشته‌ام. اما بعد از مطلبی که در مورد استراتژی های قیمت با هدف رونق‌بخشی منتشر کردم، احساس کردم همچنان می‌توان آن را تکرار کرد. +۱۹۱   رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

در حال مقایسه چه چیزهایی هستیم؟

مدتی پیش، به واسطه‌ی توصیه (و در واقع دستور) یکی از آشنایان، در جلسه‌ای در یک شرکت خصوصی شرکت کردم. جلسه قرار بود به بررسی متن یک تفاهم نامه بگذرد. یکی از مدیران شرکت، پیشنهاد کرد که ابتدا ناهار بخوریم تا “مغزمان بهتر کار کند”. تا آن روز فکر می‌کردم که مطالعه و درس خواندن و تجربه کردن و تمرین تحلیل‌گری، می‌توانند کمک کنند که مغزمان بهتر کار کند. اما به هر حال، اهمیت قند و اکسیژن و مواد غذایی را هم نمی‌شد انکار کرد. مراسم غذا خوردن آغاز شد. به طرز شگفت انگیزی طولانی و کند و خسته کننده […]