Category: داشتم فکر میکردم که

مرزهای یک زبان چگونه تعیین می‌شوند؟

مرزهای زبان فارسی

پیش‌نوشت یک: مدتی نسبتاً طولانی است که قصد دارم در مورد سلیقه‌‌ام در انتخاب کلمات چند نکته‌ای بنویسم. واژه‌ی سلیقه را با تأکید به کار می‌برم، چون بر این باورم که قضاوت‌های ما در مورد زبانی که استفاده می‌کنیم کاملاً شخصی است و درست و نادرست ذاتی در آن وجود ندارد. تا حد زیادی می‌توان انتخاب کلمات و ساختار زبان را به انتخاب پوشش و ترکیب لباس تشبیه کرد. هم به علت اینکه همه‌ی ما کمابیش تا حدی می‌کوشیم از چارچوب عرف و قواعد متعارف – بسته به مجلس و مخاطب – خارج نشویم و هم از آن رو که در نهایت، انتخابی است که بر اساس سلیقه و منطق فردی انجام می‌شود. پیش نوشت دو: اگر چه مدت‌هاست مترصد فرصتی بودم در این زمینه بنویسم، اما به سبک همیشه دنبال بهانه‌ای می‌گشتم و این بار که علیرضا حق‌گو دوست عزیزم نمونه‌ی ترجمه‌ای را که دیده بودند نقل کردند، احساس […]

در حسرت یک کلاه قدیمی

پیش نوشت: مطلبی که اینجا می‌نویسم مربوط به ماه قبل است. در یادداشت‌هایم نوشته بودم که به آن اشاره کنم و متاسفانه طی هفته‌های اخیر، چنان درگیر فعالیت‌های شغلی و شخصی بودم که فرصتی برای مطرح کردن آن نشد. اما به هر حال، به دلیل اینکه ریشه‌ی مطلب، آشناست و می‌تواند محرکی برای گفتگو کردن و اندیشیدن باشد، به نظرم ارزش دارد که مرور کوتاهی به آن داشته باشیم. مقدمه: ماجرا مربوط به یک کلاه است. کافی است نگاهی به عدد ۶ روی صفحه کلید خود بیندازید و علامت ^ را ببینید. کلاهی که بر سر عدد شش قرار گرفته است. در فارسی کهن (منظورم حدود ۱۰ سال پیش است) به این علامت، هشتک (با کاف و نه با گاف) می‌گفتند. نام بسیار زیبایی هم بود. در آن زمان به # هم می‌گفتند: Number Sign […]

لطفاً آن را به من گران‌تر بفروشید!

 داشتم در سایت Thenextweb می‌گشتم که به این مقاله رسیدم. زمان سنج اندازه گیری زمان تلف شده. این روزها نرم افزارها و پلاگین‌ها و اپلیکیشن‌های زیادی هستند که حضور ما و رفتار ما را در شبکه های اجتماعی اندازه‌گیری و ثبت می‌کنند و به خودمان گزارش می‌دهند. اینکه چقدر در فیس بوک بوده‌ایم و چقدر در وایبر و چقدر در اینستاگرام و … احتمال دارد بگویید که گزارش دادن به خودم چه فایده‌ای دارد؟ من خودم خوب می‌دانم که چقدر در اینستاگرام هستم و چقدر با وایبر بازی می‌کنم و چقدر مسیج می‌فرستم. اما واقعیت این است که ما معمولاً در اندازه گیری یا تحلیل رفتارهای دیجیتال خود، دچار خطاهای فاحش هستیم. البته این خطا همیشه وجود دارد. حتی در رفتارهای فیزیکی. کافی است بعد از یک پیاده روی سنگین از شما بپرسند که چند […]

نامه اینشتین به پسرش و بحثهای نامربوط دیگر

یک سایت آمریکایی هست به نام شاپل. درباره‌ی تاریخ مطالب متعددی داره و طبیعتاً بیشتر تاریخ آمریکا. اما بخشی از این سایت کار ارزشمندی کرده و این کار، جمع آوری نسخه های دستنوشته تاریخی بزرگانه. داشتم توی این سایت دنبال یک نامه‌ی دیگه می‌گشتم که خیلی تصادفی این نامه رو دیدم. نامه‌ای که اینشتین به پسر یازده ساله اش آلبرت نوشته. نمی‌دونم چرا احساس عجیبی در این نامه بود. گفتم بخش‌هایی از اون رو با هم بخونیم. سال ۱۹۱۵ که نامه در اون نوشته شده، سالی است که نظریه نسبیت عام تقریباً به سر و سامان رسیده بود و از طرف دیگه حدود یک سال بود که آلبرت اینشتین جدا از همسرش میلوا و فرزندانش (تته و آلبرت) زندگی می‌کرد. البته همونطور که می‌بینید متن اصلی به زبان آلمانیه. من با تکیه بر ترجمه‌ی انگلیسی […]

امنیت رمز عبور و بحث‌های نامربوط دیگر

پیش نوشت: وبلاگ گرائر، یکی از وبلاگهایی هست که همیشه می‌خونم. چون جدا از مطالب خوبش، ایده‌های خوب تکنیکال و خوش فکر بودنش، مهارتهای ارزشمندی در سبک نگارش داره که می‌تونه به بهبود نگارش فارسی من، تا حد زیادی کمک کنه. اصل مطلب: گرائر مطلبی را در مورد امنیت رمز عبور منتشر کرد و در آن توضیح داد که کلماتی که ما به عنوان رمز عبور انتخاب می‌کنیم و سایت‌ها به ما می‌گویند که این رمز عبور،‌ بسیار قوی و مناسب است، الزاماً چنین نیستند. شما هم دقت کرده باشید که اکثر سایت‌های ارائه دهنده‌ی خدمات آنلاین، وقتی شما رمز عبور خود را تعیین می‌کنید در کنار آن برایتان می‌نویسند که این رمز عبور از لحاظ امنیت، قوی، بسیار قوی، ضعیف یا بسیار ضعیف است. تحقیقی که او به آن اشاره می‌کند سایت‌های Apple و Dropbox و […]