فایل صوتی آموزشی ۶۰ نکته در مذاکره

مجموعه ای از نکات کاربردی مذاکره که می‌توانند کیفیت مذاکره های ما را بهبود داده و دستاوردهای ما را افزایش دهند

خرید آنلاین

کمی هم درباره‌ی مسائل روز

تذکر: متن نزدیک به ۵۳۰۰ کلمه است. حرف خاصی هم در آن نیست. از کلمات صریح و تند هم استفاده شده و کسانی که عادت به خواندن متن‌های پاستوریزه با احترام بیمارگونه به مخاطب دارند، از صراحت آن لذت نخواهند برد. ضمناً ادیت هم نشده و اگر می‌خواستم توصیه‌ی قتل کلمات را به کار ببرم، به نظرم نصف آن قابل حذف است. ترجیح من این بوده که درباره‌ی مسائل این روزها چیزی ننویسم. نه برای این‌که شرایط را نمی‌بینم یا برایم مهم نیست که اتفاقاً بسیار نزدیک‌تر از بسیاری از دوستانم، سختی‌ها و تلخی‌ها و درد‌ها و دردسرهایش را تجربه می‌کنم؛ اما عادت نداشته‌ام که آن‌ها را با کسی به اشتراک بگذارم. ضمن این‌که راستش را بخواهید، تقریباً در هیچ مقطعی از زندگی، آسانی را چندان تجربه نکرده‌ام که این روزها را دشوارتر از متوسط مسیر […]

لحظه‌نگار: عکس بی‌خاصیت

محمدرضا شعبانعلی

با توجه به این‌که اخیراً عکسی از بعضی سبزیجات و علوفه‌های روی زمین منتشر کردم (ریحون‌ها)، حس کردم انتشار یک عکس از خودم هم منطقی باشه. البته علت دومش هم مثل همیشه، بهانه‌ای برای به‌روز کردن وبلاگه؛ در وقت‌هایی که حرفی برای گفتن ندارم، یا حرف‌هایی که دارم گفتنی نیستند.

رزومه نویسی و اهمیت پشت برگه رزومه

مهارتهای پشت رزومه در رزومه نویسی مهم هستند. حتی اگر روی کاغذ نیایند

هنوز مهر قرارداد استخدامم خشک نشده بود. یک پروفرما از شرکت آلمانی – که شرکت ما نماینده‌اش بود – رسیده بود و قیمت در آن نادرست تایپ شده بود. باید اسناد مناقصه آماده می‌شد و فرصت هم نبود تا اصل پروفرما دوباره ارسال شود. آقای مدیر صدایم کرد و گفت: آهای. بیا تو حمال. این رو وقتی می‌گفت که توی یه چیزی، مثل یه چیزی گیر کرده بود. همه‌مون می‌دونستیم. رفتم و پروفرما رو انداخت جلوم گفت: اون آشغال داده، این عوضی هم امضا کرده، اون گاو هم فرستاده بدون چک کردن. منظورش از آشغال مدیر فروش شرکت آلمانی بود. عوضی هم معاون مدیرعامل بود که اسناد رو امضا می‌کرد. گاو هم، خانم منشی اون شرکت بود. گفتم: دوباره پرینت بگیریم؟ گفت: تابلو میشه. گفتم بذارید یه کم تلاش کنم. اسکنر و پرینتر لیزری جوهرافشان […]

درباره الکسا و کلمات کلیدی موتورهای جستجو در آن

درباره رتبه الکسا

مدتی پیش، در ادامه‌ی گفتگوهایی که با یاور مشیرفر داشتم، مطلبی نوشته بودم تحت عنوانِ سرویس های وبلاگ نویسی و توافق ضمنی حضور در پلتفرم‌ها. در آن‌جا به بحث کلمات کلیدی جستجو (Top Keywords from Search Engines) در گزارش الکسا اشاره‌ای داشتم. این‌ها کلماتی هستند که وقتی به سایت الکسا مراجعه می‌کنید و رتبه الکسای یک وب‌سایت را می‌بینید، برای شما نمایش داده می‌شوند. مثلاً در لحظه‌ای که این مطلب را می‌نویسم، کلمات کلیدی که الکسا برای متمم نمایش می‌دهد این‌ها هستند: فواد و سعید، در زیر اون مطلب به این نکته اشاره کرده بودند که گاهی اوقات کلمات کلیدی که الکسا معرفی می‌کنه خیلی ربطی به کار ما نداره. یا واقعاً پرورودی‌ترین کلمات ما نیست. من چند تا نکته‌ در ارتباط با این مسئله (و وابسته به این مسئله) به ذهنم رسید که گفتم […]

لحظه نگار: قطعه کوچکی از خاک

گیاه ریحون

این روزها کمی تراکم کارها بیشتر از همیشه است و به همین علت، کمتر برای به‌روزرسانی روزنوشته‌ها فرصت پیدا می‌شه. به همین علت، تصمیم گرفتم چند تا عکس آرشیوی رو به عنوان #لحظه نگار منتشر کنم تا این‌جا به روز بشه. اگر کامنت‌های بچه‌ها در متمم رو پیگیری کنید (و من هم جزو کسانی باشم که کامنت‌هام رو می‌خونید) احتمالاً توضیح من رو درباره پرورش گیاهان و به طور خاص کاشت ریحون (یا به شکل رسمی‌تر: ریحان) دیدین. در گذشته‌های دور، خاک یکی از داشته‌های مهم انسان‌ها محسوب می‌شد. این روزها هم البته، کسانی که در روستاها و شهرهای کوچک زندگی می‌کنند، هنوز از این نعمت برخوردار هستند. اما زندگی در شهرهای بزرگ، معمولاً ما رو از خاک دور می‌کنه و دغدغه‌ی خاک، بیشتر می‌مونه برای سیاست‌مدارها تا به بهانه‌ی اون، مردمشون رو به جنگ با مردم […]

درس‌هایی از جام جهانی برای درک بهتر تفکر سیستمی

جام جهانی - مهدی طارمی

وقتی مربی پرتغال گفت یکی از چالش‌هاشون بازیکن شماره‌ی بیست تیم ملی بوده، سوالِ «بازیکن شماره بیست تیم ملی کیست» بلافاصله به ترند سرچ گوگل تبدیل شد. اما من منظور مربی رو خیلی راحت متوجه می‌شدم. چون بیش از این‌که اسم بازیکن‌ها رو بلد باشم، شماره‌هاشون رو می‌دیدم و به خاطر می‌سپردم. می‌دونید که اهل فوتبال دیدن نبودم و نیستم. اما دو تا بازی آخر جام امسال رو دیدم. بازی با اسپانیا برام خیلی سخت بود. چون باید مدام در اینترنت، کلمه‌هایی مثل آفساید و کورنر و پنالتی رو سرچ می‌کردم ببینم چیه دقیقا. البته معنی اوت رو خودم حدس زدم. اما در بازی پرتغال، اوضاع کمی بهتر بود. جز این‌که چون گزارش رو اینترنتی می‌دیدم، صدا و تصویر سینک نبود و حدوداً بیست ثانیه اختلاف داشت. بنابراین ممکنه حتی برداشت من، با برداشت بقیه […]

سیب در برابر سیب (سزار هیدالگو)

سزار هیدالگو

سزار هیدالگو (César Hidalgo) کتابی دارد با عنوانِ چرا اطلاعات رشد می‌کند (Why Information Grows). این کتاب می‌تواند برای علاقه‌مندان به مبانی نظریه اطلاعات (به زبان بسیار ساده) و نیز کسانی که به درک بهتر سیستم های پیچیده علاقه‌ دارند، بسیار آموزنده و جذاب باشد. تلاش و کوشش او برای ساده کردن مطلبی که هم در اسم و هم در محتوا، پیچیده است، ستودنی است. هیدالگو در شیلی متولد شده و اصالتاً شیلیایی است. شیلی کشوری است که بر پایه‌ی فروش منابع زیرزمینی اداره می‌شود و از این رو، حرف‌ها و دیدگاه‌هایش برای ما چندان ناآشنا نیست. او در بخشی از کتاب بحثی مطرح می‌کند که من مضمون آن را – صرفاً بر اساس آن‌چه در ذهنم مانده – نقل می‌کنم: Apple به عنوان میوه‌ای که می‌خوریم، و Apple به عنوان محصول دیجیتالی که می‌خریم، تفاوت‌های بسیاری دارد. یکی از تفاوت‌های […]

گندم

گربه ای به نام گندم

داشت سر کوچه از چند تا گربه‌ی دیگه کتک می‌خورد که بهشون رسیدم. معمولاً گربه‌ها وقتی بهشون می‌رسم، دیگه دعوا نمی‌کنن و آروم می‌شینن. در تفسیر خودخواهانه و خودمحورانه، می‌تونم بگم که به احترام من – که بهشون غذا می‌دم – جلوم دعوا نمی‌کنن. اما واقعیت اینه که با دیدن من، فکر می‌کنن غذا از روش‌هایی ساده‌تر از جنگیدن هم به دست میاد (این یکی از اون نکاتی هست که انسان‌ها هنوز به صورت کامل متوجه نشدن. به خاطر همین جنگ‌ها و جنگ‌افزارها هنوز بین‌شون رواج داره). اما ظاهراً این گربه‌ی کوچیک، فهمیده بود که پیش من جای امنیه. اینه که از توقف گربه‌های دیگه استفاده کرد و دنبال من چند صد متر راه اومد تا به خونه رسیدیم. دلم نیومد بذارم پشت در بمونه. گذاشتم باهام بیاد بالا. نه من اصرار خاصی کردم و نه […]

درباره تنهایی، انزوا، عزلت و خلوت

خلوت و تنهایی

نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: امیررضا بنی کمالی توضیح: حرف‌های امیررضا در زیر نوشته‌ی قوانین زندگی من (در جستجوی آرامش) هست. بنابراین فقط بخش‌هایی از اون حرف‌ها رو در این‌جا نقل می‌کنم و به سراغ حرف‌های خودم می‌رم. امیررضا جان. حرف خاص و ارزشمندی در تکمیل و ادامه‌ی صحبت‌های تو ندارم. اما گفتم حرف‌های تو رو بهانه کنم و در چند سطر، کمی درباره‌ی تنهایی بنویسم و بعضی از حرف‌هایی که پیش از این هم گفته‌ام تکرار کنم. عمداً بر تکراری بودن حرف‌هام تأکید می‌کنم تا هم فکر نکنی فراموش کردم که قبلاً این‌ها رو گفته‌ام و هم نشون بده که هنوز بر سر این دیدگاهی که چند سال اخیر ازش دفاع می‌کنم هستم. واضحه که حرف‌هام پایه‌ی علمی و مطالعاتی نداره و صرفاً گزارشی از دیدگاه‌ها و برداشت‌های شخصی منه. یکی از زیربنایی‌ترین مفاهیمی که در […]

گورستان مشاهیر

چند روزی درگیر مرتب کردن کتابهایم بودم و این کار علاوه بر کتابهای دم دستی، شامل کتابهای انبار شده و انباشته شده بر روی یکدیگر نیز می‌شد. در میان آن‌ها، کتابی را دیدم که درست بیست سال قبل خریده بودم. اگر چه رنگ از چهره‌اش پریده بود و زرق و برق آن سال‌های نخست را نداشت، اما چراغ خاطرات قدیمی را در ذهنم روشن کرد. کتابی کوچک که نام هفت‌هزار نفر را در خود جا داده است. روزی که این کتاب را خریدم، هنوز شرکت گوگل تأسیس نشده بود و یاهو هم، اگر چه حاکم بلامنازع دنیای موتورهای جستجو بود، از جستجوی بسیاری از نام‌ها دست‌خالی و شرمنده باز می‌گشت. چون هنوز اینترنت، تقریباً خالی بود. برای نسل امروز که گوگل برایش دیگر اسم خاص نیست و گوگل کردن را به عنوان فعل به‌کار می‌برد، نسلی که اگر نام […]

سرویس های وبلاگ نویسی و توافق ضمنی حضور در پلتفرم‌ها

نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: یاور مشیرفر موضوع بحث: یاور عزیز در زیر مطلب توسعه قلمرو یا توسعه ظرفیت مطلبی را طرح کرد و پیشنهادش این بود که درباره‌ی آن مطلب بحث و گفتگو کنیم. آن‌چه در این‌جا می‌خوانید، دومین نوشته‌ای است که در این زمینه منتشر می‌کنم. صحبت‌های یاور را می‌توانید در ابتدای نخستین نوشته (با عنوان: ارزش گذاری کسب و کارهای دیجیتال) بخوانید. البته من بخشی را که برای بحث در این نوشته مد نظر دارم، دوباره نقل می‌کنم. وبلاگ یاور: با وجود این‌که خوانندگانی که به این‌جا سر می‌زنند، قاعدتاً دوستان متممی من را می‌شناسند، اما اجازه بدهید برای خوانندگان گذری توضیح بدهم که برای آشنایی با یاور، می‌توانید وبلاگ او را تحت عنوان دست‌نوشته‌های یک دیوانه بخوانید. الگوی ذهنی سهم‌خواهی از رونق فکر می‌کنم یکی از نخستین تجربه‌های سهم‌خواهی از رونق را در مذاکره‌ی مادرم با فروشنده‌ی کاسه […]

زندگی عادی، حق مسلّم ماست

دوست عزیزم جعفر محمدی، سردبیر عصر ایران، مطلب زیبایی تحت عنوان مردم ایران چه می‌خواهند نوشته است که حیفم آمد آن را در این‌جا بازنشر نکنم و شما از خواندنش محروم شوید: مردم ایران بیشتر طرفدار اصلاح طلبان هستند یا تمایلات اصولگرایانه دارند؟ آنها در انتخابات آینده به کدام جریان رأی خواهند داد؟ نگاه شان به مسأله فلسطین چیست؟ درباره ماندن یا رفتن بشار اسد چه فکر می کنند؟ چه دغدغه هایی درباره دولت آینده عراق دارند؟ یمنی ها چند پهپاد عربستان را ساقط کردند؟ افت یا افزایش محبوبیت حسن روحانی چقدر برایشان مهم است؟ تا چه اندازه برایشان مهم است که چه کسانی از کابینه دوازدهم حذف می شود و چه افرادی جایشان را خواهند گرفت؟ آمار بازدید کنندگان از نمایشگاه قرآن امسال، نسبت به سال قبل، بالا رفته یا پایین آمده است؟ تغییر و تحولات […]

تپسی و کمپین جدیدش خطاب به مسافر و راننده

تبلیغ تپسی

تاکسی اینترنتی تپسی اخیراً کمپین تبلیغاتی تازه‌ای را آغاز کرده است که پیام آن نشانه‌ی نگرش سیستمی طراحان کمپین به فضای کسب و کار است. این کمپین هم‌زمان دو پیام را – یکی برای مسافران و دیگری خطاب به رانندگان – ارسال می‌کند: زنده باد رانندگان همه‌ی تاکسی‌های اینترنتی چون با هم آلودگی هوا را کاهش داده‌ایم. زنده باد مسافران همه‌ی تاکسی‌های اینترنتی چون با هم بیکاری را کاهش داده‌ایم. دیدن این دو پیام، حتی اگر مسافر یا راننده‌ی تاکسی‌های اینترنتی نباشید – که البته من هستم – بسیار آرامش‌بخش و شادی‌آفرین است. این کمپین از چند منظر می‌تواند پیام‌آور رواج یافتن نگرش جدیدی به تبلیغات محیطی باشد. نخست این‌که زنده‌باد برای ما ایرانیانِ امروز مفهوم تازه‌ای است. طی دهه‌های گذشته ما آموخته‌ایم که مرگ، لعنت و نفرت را برای “هر کسی که از ما و چون‌ما نیست” […]

قاسم افشار؛ مهمان قدیمی ساختمان شیشه‌ای

قاسم افشار

در میانه‌ی زمین وسیعی که در شمال خیابان ولیعصر تهران و جنوب پارک‌وی، به انواع سازه‌های فولادی و بتونی و بشقاب‌های گردِ رو در همه سو، آلوده شده، یک ساختمان شیشه‌ای قرار دارد. ممکن است سال‌ها به صدا و سیما رفت‌و‌آمد کنید، اما سر و کارتان به ساختمان شیشه‌ای نیفتد. در میان همه‌ی کسانی که به صدا و سیما تردد دارند، آن‌ها که مجوز رفت و آمد به ساختمان شیشه‌ای را دارند، مطمئن‌تر و دوست‌تر محسوب می‌شوند. مهم‌ترین استودیوهای خبر هم در آن‌جاست. استفاده از شیشه در معماری ساختمان رسانه‌های خبری، کاری نسبتاً رایج است. برخی آن را صرفاً یک انتخاب تصادفی می‌دانند. برخی دیگر هم معتقدند که اشاره‌ای به شفاف بودن – که از ویژگی‌های مجموعه‌های خبری است یا باید باشد – دارد. حتماً دیده‌اید که در طراحی بسیاری از استودیوهای خبری هم، از پارتیشن‌های […]