مطالب نوشته نشده | پرسش‌ها و پاسخ‌ها

#مطالب نوشته نشده موضوعات و حرف‌هایی هستند که به علت‌های مختلف، در حد یک پیش‌نویس در دفترچه‌ام مانده‌اند و هرگز به یک نوشته‌ی کامل تبدیل نشده‌اند. این سرخط‌ها را به جای دور ریختن در سطل زباله، در این‌جا بازنویسی و رها می‌کنم. شما هم آن‌ها را در همین حد جدی بگیرید. نوها و کهنه‌ها گرفتار شده‌ایم؛ میان آنها که به پرسش‌های جدید، پاسخ کهنه می‌دهند، و آنها که برای یافتن پاسخ‌های جدید به پرسش‌های کهنه، تقلا می‌کنند. حال آنکه ما پرسش‌های کهنه و پاسخ‌های کهنه، هر دو را فراموش کرده‌ایم و به جستجوی پاسخ‌های تازه برای پرسش‌های تازه‌ی خود برخاسته‌ایم. امروز، بیش از هر روز دیگر، راه رهایی از کهنه‌جوها و کهنه‌گوها، پرسش تازه‌ی ماست. ساده‌ها و پیچیده‌ها دو چیز من را می‌ترساند: پاسخ‌های ساده به پرسش‌های پیچیده، و پاسخ‌های پیچیده به پرسش‌های ساده. خرافه‌گرایان در […]

معرفی چند کتاب پیچیدگی

معرفی کتاب پیچیدگی

غزل، زیر لحظه نگاری که از سر بی‌موضوعی منتشر کرده بودم، پیشنهاد کرده بود چند کتاب درباره‌ی پیچیدگی پیشنهاد بدم. این مطلب رو در پاسخ به غزل  – و البته سایر دوستانی که ممکنه چنین فهرستی براشون مفید باشه – می‌نویسم. البته بد نیست قبلش به سه نکته اشاره کنم: نکته‌ی اول این‌که برای تهیه‌ی فهرست کتابهای پیشنهادی در یک حوزه، باید کتاب‌های زیادی در اون زمینه خونده باشیم. در زمینه‌ی پیچیدگی، کتاب‌های بسیاری وجود دارد که من خیلی‌هاشون رو نخونده‌ام و قاعدتاً حتی از وجود بعضی‌هاشون هم خبر ندارم. کل کتاب‌هایی که من توی این حوزه مطالعه کرده‌ام، به پنجاه مورد نمی‌رسه. و طبیعتاً پیشنهاد من، زیرمجموعه‌ای از همین کتابهاست. نکته‌ی دوم این‌که تقریباً تمام کتاب‌هایی که در این نوشته معرفی می‌کنم، کتاب‌های مقدماتی این حوزه هستن. کتاب‌هایی که متن نسبتاً روان دارن و وارد […]

اِک لِک تی سی زِم

نمی‌دانم اولین بار، چه زمانی با مصداق اکلکتیسیزم مواجه شدم. معلم معارف دانشگاه‌مان بود؟ همان که ریش نداشت و تسبیح داشت؛ و لابه‌لای حرف‌هایش در مورد قوانین اخلاقی، از نیچه و بازگشت ابدی‌اش حجت می‌آورد؛ و ما می‌گفتیم چقدر روشنفکر است. معلم آن کلاس روانشناسی بود؟ هم‌ او که فروید را قبول داشت؛ اما برای این‌که نشان دهد روی او تعصب ندارد، حرف‌هایش را یکی در میان با نقل‌هایی از یونگ می‌آمیخت. شریعتی بود؟ هم او که روایتی منتخب از تاریخ اسلام را با نیهیلیسم کویری خاص خودش و رمانتیسیزم آغشته به افکار بودا، با حرف‌های سارتر و کامو مخلوط می‌کرد و آشی چنان خوشمزه به خورد مردم می‌داد که سال‌ها پس از مرگش، شوری‌اش (یا شاید بی‌نمکی‌اش) را فهمیدیم. سروش بود؟ که نفرین مذهبی‌ها و نفرت لامذهب‌ها همیشه بدرقه‌اش بوده و البته عده‌ای، مشتاق […]

لحظه نگار | خودم – از سر بی‌موضوعی

محمدرضا شعبانعلی

از شما چه پنهان که مدتیه نوشتن در روزنوشته برام سخت‌تر شده. این رو قاعدتاً از فاصله‌ی زمانی بین نوشته‌ها هم می‌تونید حدس بزنید. علت‌های متعددی دست به دست هم داده‌ان تا چنین شرایطی پیش بیاد. اول از همه، تراکم کاریه که واقعاً فرصت کمی برای نوشتن در روزنوشته باقی می‌ذاره. اما این تنها علت نیست. طی سال‌های اخیر، روندهایی طی شده که به شکل سیستماتیک، فضا رو برای روزنوشته تنگ و تنگ‌تر کرده. اول از همه اینه که ترجیح می‌دم خیلی از مطالبی که «سر و ته» دارن و محتوایی دارن که به نظرم ارزشمنده، در متمم منتشر بشه. اون‌جا هم چارچوب شفاف‌تر و محکم‌تری داره و هم این‌که مطالب این فرصت رو دارن که بارها و بارها ویرایش و به‌روز بشن (مطمئنم هر نوشته‌ای، دوست داره پیوسته به روز بشه و به حال […]

درباره‌ی شایستگی کلیدی و مفهوم تمرکز

شایستگی کلیدی چیست؟

پیش‌نوشت: این مطلب در پاسخ به پوریا صفرپور نوشته شده و همون‌طور که پوریا اشاره کرده، می‌شه این بحث رو در ادامه‌ی سلسله مباحث انتخاب رشته و حوزه‌ی کاری و مطالعه‌ی تخصصی دونست. مطالب مطرح شده در این زمینه رو می‌تونید روی تگِ #انتخاب شغل و رشته ببینید. برای این‌که صورت مسئله شفاف باشه،‌ اول، صحبت‌های پوریا رو که زیر عکس کتابخونه نوشته بود، نقل می‌کنم و بعد چند نکته‌ای که به ذهنم می‌رسه رو می‌نویسم. پوریا. قاعدتاً در جواب این سوال، نکات و ملاحظات و پارامترهای متعددی رو می‌شه مطرح کرد. من در این‌جا به دو مورد – که به نظرم مهم‌تر از سایر موارده – اشاره می‌کنم. مورد اول Domain Expertise و مورد دوم Core Competency. Domain Expertise | دانش تخصصی در حوزه‌ی فعالیت فرض کن یه نجار بخواد برای یک دفترکار میز […]

تصاویر تعدادی از کتابهای من

بعضی از کتابهای من

طاهره زیر مطلبی که با عنوان از عشق به مقیاس تا ایران مال نوشته بودم یادآوری کرد که ظاهراً زمانی قول داده‌ام عکسی از کتابخانه‌ام در روزنوشته‌ها بگذارم. البته قبلاً به بهانه‌های مختلف چنین کاری کرده‌ام، اما ظاهراً موضوع اصلی «عکس با کیفیت» است که بتوان در آن عنوان کتابها را دید. با بررسی آرشیو عکس‌هایم دیدم چند عکس دارم که کاملاً جدید نیستند؛ اما قدیمی هم نیستند و شاید به‌کار بیایند. فقط به خاطر داشته باشید که من الزاماً همه‌ی کتابهایی را که در این تصاویر می‌بینید، توصیه نمی‌کنم و برای مطالعه مناسب نمی‌دانم. حتی محتوای تعدادی از آن‌ها را ضعیف و بعضاً به‌کلی نادرست می‌دانم. بعضی از این‌ها هدیه هستند و انتخاب من نبوده‌اند؛ برخی دیگر را هم پس از خریدن و خواندن، نپسندیده‌ام. اما به علت‌ها و ملاحظات مختلف (و گاهی از سر […]

مطالب نوشته نشده | از عشق به مقیاس تا ایران مال

#مطالب نوشته نشده موضوعات و حرف‌هایی هستند که به علت‌های مختلف، در حد یک پیش‌نویس در دفترچه‌ام مانده‌اند و هرگز به یک نوشته‌ی کامل تبدیل نشده‌اند. این سرخط‌ها را به جای دور ریختن در سطل زباله، در این‌جا بازنویسی و رها می‌کنم. شما هم آن‌ها را در همین حد جدی بگیرید. خطر رقیق شدن رقیق‌شدن (Dilution) کلمه‌ای زیبا و دوست‌داشتنی است. پدیده‌ای که در جنبه‌های مختلف زندگی ما به شکل‌های مختلف بروز می‌کند و پدیدار می‌شود. به گمانم اگر چشم‌مان به دیدنش باز شود، تصمیم‌ها و رفتارهایمان پخته‌تر خواهد شد: نوشته‌های رقیق: زمانی که سرعت نوشتن ما از سرعت خواندن‌مان پیشی می‌گیرد و آن‌چه به درون ذهن خود می‌ریزیم، در مقایسه با برون‌ریزی‌های زبان و قلم‌مان، ناچیز می‌شود. رابطه‌های رقیق: وقتی در دامِ شبکه‌بازی و شبکه‌سازی گرفتار می‌شویم و فکر می‌کنیم هر یک آشنای تازه […]

بازی طناب کشی میان اقتصادهای جهان

طناب کشی در سیاست و اقتصاد

هر از چند گاهی – با فاصله‌ی نامنظم و معمولاً طولانی – از کتاب #کانکتوگرافی مطالبی را نقل می‌کنم. این بار هم گفتم خلاء و سکوت چندروزه‌ای را که در این‌جا برقرار بوده، با اشاره به بخشی از همین کتاب، پُر کنم. پاراگ خانا در کانکتوگرافی فصلی دارد با عنوان جنگ جهانی سوم یا طناب کشی؟ او در این فصل از استعاره طناب کشی برای توصیف «رقابتی که میان قدرت‌های جهانی وجود دارد» بهره می‌برد. طناب‌کشی یک بازی قدیمی چندهزارساله است که در گذشته‌های دور، جنبه‌ی ورزشی کمتری داشته و بیشتر توسط نظامیان به‌کارگرفته می‌شده است. به عنوان مثال، گفته می‌شود که سربازان چینی، در فاصله‌ی میان جنگ‌ها، برای تقویت قوای جسمانی خود و حفظ آمادگی برای رویارویی با دشمن، از این بازی استفاده می‌کرده‌اند. ویژگی طناب‌کشی این است که – معمولاً – کشته و مجروح […]

قسمتی از کتاب اولیس اثر جیمز جویس | منوچهر بدیعی

جیمز جویس

این نوشته، طولانی نیست. صرفاً یک کلیپ پنج دقیقه‌ای از خواندن رمان اولیس (نوشته‌ی جیمز جویس) توسط مترجم گران‌قدر کشورمان، منوچهر بدیعی است. این برنامه به همت کتابفروشی آموت ثبت و ضبط شده و کلیپ هشتاد دقیقه‌ای آن در کانال تلگرام آموت به آدرس aamoutbookstore@ قرار گرفته است (با همین آی‌دی در اینستاگرام هم یک اکانت خوب و صمیمی دارند). با توجه به اختصاصی بودن محتوا، از دوستان آموت اجازه گرفتم تا پنج دقیقه‌ی منقطع از هشتاد دقیقه‌ فیلم اصلی را برای شما بازنشر کنم. این کلیپ را از آن جهت دوست دارم که عشق مترجم به کارش را در ثانیه ثانیه‌ی صحبت‌هایش می‌توانید ببینید. عشقی که در بسیاری از مولفان و مترجمان نسل ما وجود ندارد و متأسفانه در مورد بسیاری از ما باید گفت که چیزی جز شهوت شهرت، ما را به سمت […]

یادگیری تخصصی مذاکره و کسب درآمد از این رشته

کسب درآمد از طریق مذاکره

پیش نوشت یک – طی چند وقت اخیر، سه مطلب نوشته‌ام که به یکدیگر مرتبط بوده‌اند: مراحل انتخاب رشته تخصصی سه الگو برای انتخاب رشته تخصصی (MTV) درباره کارها و فعالیتهای میان رشته ای زیر سومین مطلب (کارها و فعالیت‌های میان رشته‌ای) اُمید آزاد موضوعی را مطرح کرده بود که به مذاکره و الگوی فعالیت تخصصی در حوزه‌ی مذاکره مربوط می‌شد. این مطلب، پاسخی برای صحبت‌های امید است. البته سعی کرده‌ام نکات عمومی دیگری را هم مطرح کنم تا شاید به درد مخاطبان بیشتری بخورد. پیش نوشت دو – بحثی که در این‌جا مطرح می‌کنم،‌ خالی از اما و اگر نیست و قاعدتاً افراد مختلف، دیدگاه‌های متفاوتی درباره‌ی آن دارند. به گمانم تنوع دیدگاه‌ها هم در حدی است که هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند که دیدگاه خود را به صورت مطلق، درست می‌داند. بنابراین، آن را صرفاً به عنوان تجربه […]