درباره مفهوم رشد و پیشرفت

قبلاً تصویر روی کارت پستال گردهمایی را برای شما در روزنوشته گذاشته بودم (اینجا).

جمله‌ی داخل کارت را هم اینجا می‌گذارم:

رشد و پیشرفت در فرهنگ‌های توسعه یافته و سلول سرطانی

در مورد علت نوشتن این جمله، در گردهمایی توضیح دادم و شاید لازم نباشد دوباره آن حرف‌ها را تکرار کنم.

+152
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

پایان یک روز آموزش غیرحضوری

گردهمایی روز ۲۶ مردادماه هم به پایان رسید.

با توجه به عکس‌ها و مطالبی که به صورت منظم در مورد آن در متمم منتشر شده و همین‌طور تصاویری که دوستان من در شبکه‌های اجتماعی معمولاً با هشتگ #بامتمم منتشر کرده‌اند، حرف خاصی باقی نمانده که بخواهم بنویسم.

امسال، زحمت برنامه (اگر معیار را کار انجام شده بر اساس نفر-ساعت در نظر بگیریم) – به نسبت سال‌هایی که خودم سمینار داشتم – شاید پنج برابر بیشتر بود و تعداد افرادی هم که زحمت کشیدند (در پشت صحنه، پایین صحنه، روی صحنه و در بحث‌های تدارکات و لجستیک) شاید دو برابر گذشته بود.

قصد نداشتم در مورد گردهمایی اینجا بنویسم. چون به نظرم بقیه‌ی بچه‌ها، بیشتر و بهتر در وبلاگ‌هایشان توضیح داده‌اند.

با این حال، صرفاً برای اینکه در سال‌های بعد، بتوانم دوباره به حرف‌هایم ارجاع دهم – و در واقع نگاه این روزهای خودم را ثبت کرده باشم – چند جمله از حرف‌هایی را که صبح روز پنجشنبه در سخنرانی افتتاحیه خدمت دوستان عزیزم عرض کردم، در اینجا نقل می‌کنم.

یک روز آموزش غیرحضوری

یک بار صبح و یک بار عصر، به دو بهانه‌ی متفاوت، دو مصداق مشابه از یک مفهوم واحد را به دوستانم یادآوری کردم.

در سخنرانی عصر، به جو پالیتزی اشاره کردم و گفتم که او، تبلیغات کاغذی (مجله / روزنامه / تراکت و موارد مشابه) را  تبلیغات غیرسنتی می‌نامد.

در توضیح علت این نام‌گذاری می‌گوید که امروز، همه یادگرفته‌اند که برای هر کاری، چند اکانت در شبکه‌های اجتماعی بزنند و تعدادی ایمیل ارسال کنند و خلاصه، از بستر دیجیتال – که ارسال پیام در آن ارزان و مخاطب در آن به سادگی در دسترس است – برای تبلیغ خود استفاده کنند.

او می‌گوید که طی سال‌های اخیر، این کار چنان به سنت تبدیل شده است که اگر کسی امروز بخواهد تبلیغات کاغذی و مکتوب انجام دهد، ما ترجیح می‌دهیم کارش را استفاده از روش غیرسنتی در تبلیغات بنامیم.

آنچه از پالیتزی نقل کردم، نمونه‌ای از تغییر معنای اصطلاحات رایج بود.

اینکه تبلیغات غیرسنتی ده سال پیش، به معنای تبلیغ دیجیتال بود و امروز تبلیغات غیرسنتی به عنوان معادل تبلیغات کاغذی به کار می‌رود.

نمونه‌ی دیگر – که در سخنرانی افتتاحیه اشاره کردم و البته این بار تعبیر خودم هست – این بود که: آموزش غیرحضوری هم معنای دیگری پیدا کرده است.

می‌دانید که من هرگز از اصطلاح آموزش غیرحضوری برای آموزش در فضای دیجیتال استفاده نمی‌کنم.

بسته به چارچوب و فرمت آموزش، از اصطلاح‌های آموزش دیجیتال، آموزش آنلاین، آموزش الکترونیک، آموزش تطبیق‌پذیر و در گفتگوهای زبان انگلیسی هم از اصطلاح Mass Customized Education استفاده می‌کنم.

ده سال پیش، به آموزش‌های الکترونیکی تحت وب، آموزش غیرحضوری گفته می‌شد. آن زمان، فرض بر این بود که بهترین شکل آموزش، آموزش حضوری است و اگر کسی از حضور در کلاس محروم شد، چاره‌ای نیست جز آنکه از آموزش غیرحضوری استفاده کند.

اما در این ده سال، جهان چنان تغییر کرده است که دیگر واژه‌های جدید معنای قدیم را ندارند (ده سال پیش، معنای واژه‌ی تلگرام برای شما چه بود؟ لااقل برای من تداعی‌گر سوزن‌بان‌های راه‌آهن بود).

امروز، اوج حضور ما (حضور ذهنی و تمرکز فکری ما) در فضای دیجیتال است. آخرین حد تمرکز برای یادگیری در متمم، وقتی است که دوستان متممی به سایت وارد می‌شوند. ترجیحاً کامپیوتر خود را باز می‌کنند. درس‌ها را می‌خوانند و تمرین حل می‌کنند (موبایل را نگفتم. چون موبایل، تمرکز کامل ایجاد نمی‌کند و یادگیری از طریق موبایل،‌ آموزش نیمه حضوری محسوب می‌شود).

اما وقتی در کلاس درس یا گردهمایی یا سمینار هستیم، هرگز حضور ذهنی کامل نداریم. محیط اطراف، انبوهی از سیگنال‌ها و نویزها را برای ما ایجاد می‌کند. در کنار همه‌ی آنها، معلم یا سخنران هم، عملاً نمی‌تواند خودش را با سرعت هر نفر به صورت مستقل تطبیق دهد و باید سرعتی میانگین را انتخاب کند (فرض کنید تمام ماشین‌های یک خانواده را با زنجیر به هم ببندید و بخواهید به سفر بروید. سرعت نهایی شما در دنیای واقعی از سرعت کندترین ماشین هم کندتر خواهد شد).

این یکسان نبودن سرعت (Pacing Challenge) باعث می‌شود که عده‌ای به خاطر عقب افتادن تمرکز خود را از دست بدهند و عده‌ای به خاطر اینکه حوصله‌شان سر رفته است، نتوانند تمرکز کنند. صدای حرف دیگران و محل نشستن، تشنگی و گرسنگی و لباس رسمی و همه‌ی چیزهای دیگر را هم اضافه کنید تا ببینید تقریباً چیز چندانی از حضور باقی نمی‌ماند.

به همین علت، من همواره تاکید داشته‌ام – و دارم – که روز پنجشنبه، گردهمایی برگزار می‌شود (از اصطلاح سمینار یا کنفرانس استفاده نکردم و همکارانم هم به این نکته‌ی حساس توجه داشتند). چون گردهم آمده بودیم. اما ‌آموزش آن روز، غیرحضوری (یا در خوش‌بینانه‌ترین حالت نیمه حضوری) بود.

آموزش حضوری، اگر هست در فضای آنلاین است و هر کس جز این بگوید و بفهمد، لااقل در نگاه من، مانند کسی است که در فضای امروز ایران، با شنیدن اصطلاح تلگرام، به جای نرم افزارهای پیام رسان انبوه، خاطره‌ی سوزن‌بان‌ها در ذهنش زنده شود.

توضیح: عکس‌های زیر توسط گروه ما سه تا ثبت شده. عکسهای گروه روحی روی متمم منتشر شده (اینجا).

بقیه‌ی عکس‌های گروه ما سه تا، به صورت مستقل روی متمم منتشر خواهد شد.

گردهمایی ۲۶ مرداد - متمم - محمدرضا شعبانعلی

***

گردهمایی ۲۶ مرداد - متمم - محمدرضا شعبانعلی

***

گردهمایی ۲۶ مرداد - متمم - محمدرضا شعبانعلی

***

گردهمایی ۲۶ مرداد - متمم - محمدرضا شعبانعلی

+100
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

آیا می‌توان بدون تجربه‌ی ساختن، سازنده‌ها را نقد و تحلیل کرد؟

صورت مسئله:

آیا کسی که هرگز تجربه‌ی ساختن فیلم ندارد، حق دارد یک فیلم را نقد کند؟

آیا کسی که هرگز کسب و کاری خلق نکرده است، حق دارد در مورد کسب و کار حرف بزند؟ یا کسب و کار دیگران را تحلیل کند؟

آیا کسی که هرگز یک پلتفرم آنلاین نداشته، می‌تواند پلتفرم آنلاین دیگران را نقد و تحلیل کند؟

آیا کسی که هرگز کارآفرین نبوده و همواره کارمندی را تجربه کرده، می‌تواند در مورد کارآفرینی سخنرانی کند و به دیگران آموزش دهد؟

طی سال‌های اخیر، سوال‌های بالا (و موارد مشابه آنها) بارها در جلسات و گفتگوها و نوشته‌ها مطرح شده‌اند و متاسفانه معمولاً فرصت کافی در اختیار نداشتم که در مورد آنها چیزی بگویم یا بنویسم.

این سوال‌ها شاید در نگاه اول، متفاوت به نظر برسند. اما اگر کمی دقیق‌تر به آنها فکر کنیم، می‌توان ریشه‌ی مشترکی را در همه‌ی آنها یافت. کسی که تجربه یک فعالیت را ندارد، قصد دارد آن فعالیت را نقد یا تحلیل کند.

فکر می‌کنم در این رابطه، بتوان حرف‌های بسیاری مطرح کرد و آن را از زوایای متفاوتی مورد توجه قرار داد.

همچنین به نظر می‌رسد که صدور رای در چنین مواردی، از پیش‌فرض‌ها و تجربیاتِ صاحب‌رای، مستقل نیست. بنابراین، آنچه می‌گویم و باور دارم، الزاماً با نگاه یا تجربه یا قضاوت خواننده، همسو و همراستا نیست.

به عبارت دیگر، آنچه در ادامه می‌خوانید – مانند همیشه – صرفاً منعکس‌کننده‌ی دیدگاه شخصی من است.

اجازه بدهید در همین آغاز مطلب، توضیح بدهم که پاسخ من، به تمام پرسش‌های ابتدای مطلب (و البته پرسش‌های مشابه آنها) مثبت است.

البته لازم است که سوال را دقیق‌تر بخوانیم:

آیا کسی که هرگز کسب و کاری خلق نکرده است، حق دارد در مورد کسب و کار حرف بزند؟ یا کسب و کار دیگران را تحلیل کند؟ بله.

اجازه بدهید به همین سوال یک کلمه‌ی «هر» اضافه کنم. پاسخ تغییر خواهد کرد:

آیا هر کسی که هرگز کسب و کاری خلق نکرده است، حق دارد در مورد کسب و کار حرف بزند؟ یا کسب و کار دیگران را تحلیل کند؟ خیر.

به این نمونه‌ها توجه کنید (عمداً از نام‌های وطنی استفاده نمی‌کنم، که سوگیری ذهنی کمتری داشته باشیم):

 پائولین کیل و استنلی کافمن نمونه‌هایی از منتقدان مطرح و کلاسیک تاریخ سینما بوده‌اند که نقد‌هایشان – مستقل از اینکه آنها را وارد بدانیم یا ندانیم – سهمی بزرگ در هدایت جریان فرهنگی سینما داشته است. نمی‌توانیم به سادگی با جمله‌ای مانند: «آنها که خودشان حتی یک فیلم هم نداشته‌اند»، این افراد و صدها نفر منتقد ارزشمند مانند آنها را از تاریخ هنر و سینما حذف کنیم.

 کسی مثل کوین کلی (Kevin Kelly)، از بزرگترین تحلیل‌گران حوزه‌ی تکنولوژی است. او چند دهه است که حال و آینده‌ی تکنولوژی را تحلیل می‌کند و بزرگان سیلیکون ولی هم، به او ارجاع می‌دهند و قضاوت‌های او را معیار ارزیابی و تصمیم‌گیری قرار می‌دهند. اگر چه هرگز به صورت عملیاتی درگیر هیچیک از حوزه‌های اجرایی تکنولوژی نبوده است. به عبارتی او در شرایطی تمام جهان تکنولوژی را تحلیل می‌کند و مورد بحث قرار می‌دهد که خود، حتی یک دکمه‌ی روشن و خاموش برای یک لامپ اسباب‌بازی هم تولید نکرده است.

 برخی از بزرگترین تحلیل‌گران سیاسی جهان، حتی یک روز هم سابقه‌ی پست اجرایی سیاسی نداشته‌اند. فوکویاما شاید نمونه‌ی بدی نباشد. اگر هم نپسندیدید، هیچنز هم نمونه‌ی خوبی است. نمی‌توانیم به سادگی آنها را در مقایسه با کسانی مانند کیسینجر که هم تحلیلی می‌نویسند و هم فعالیت اجرایی مستقیم داشته‌اند، کنار بگذاریم یا کوچک‌تر قلمداد کنیم.

 کسی مثل لوییکی که کتابش، کتاب مقدس بسیاری از مذاکره کنندگان تجاری بزرگ جهان است، هرگز سابقه‌ی ثبت شده و رسمی در مذاکره‌ تجاری ندارد.

 دوبراواک که کتاب سرنوشت دیجیتال (Digital Destiny) را نوشته و کتابش در این حوزه، مرجعی منحصر به فرد و مورد اتکاست و توسط کارشناسان بزرگی از شرکت‌های بزرگ (مانند گوگل و اپل) تایید می‌شود و در مقاله‌های منتشر شده توسط برندهای برتر تکنولوژی مورد اشاره قرار می‌گیرد، یک سخنران حرفه‌ای در تکنولوژی است که هیچ نوع فعالیت اجرایی در کارنامه‌اش وجود ندارد.

 مک لوهان هم که در همین مطلب قبلی (وقتی بی بی سی لبخند بر لبان مک لوهان می‌‌آورد) به او اشاره کردم، نمونه‌ای از کسی است که هرگز فعالیت رسانه‌ای اجرایی نداشته، اما نامش از صنعت رسانه قابل حذف نیست.

البته عکس این ماجرا هم قابل اشاره است. بیل گیتس در صنعت خودش، تحلیل‌هایی ارائه می‌دهد که خودش مجبور می‌شود پس از مدتی کوتاه، آن‌ها را نقض یا تعدیل کند.

همچنین، بسیاری از کارآفرینان در مصاحبه‌ها و کنفرانس‌ها، توصیه‌‌ها و پیشنهادهایی مطرح می‌کنند که به وضوح، صرفاً بر اساس یک یا دو مورد تجربه‌ی شخصی شکل گرفته‌اند. عقل سلیم به سادگی می‌فهمد که این توصیه‌ها می‌توانند در بستری دیگر و شرایطی دیگر، نادرست یا حتی طنابی برای سقوط به چاه باشد، ضمن اینکه ممکن است ما به اعتبار تجربه‌ی آنها، اشتباهاً بیش از آنچه که باید برای رای و نظر آنها ارزش قائل شویم.

 به نظر می‌آید برای قضاوت در این نوع موارد، داشتن ذهن تحلیل‌گر، مهم‌تر از داشتن سابقه‌ی اجرایی باشد.

آنچه را نوشتم به عنوان صورت مسئله در نظر بگیرید تا در قسمت بعدی این نوشته، درباره‌اش بیشتر حرف بزنیم.

راستی شما اگر جای من بودید، چه مثال‌های دیگری مطرح می‌کردید؟ (چه از دسته‌ی اول و چه از دسته‌ی دوم)

درباره ذهن تحلیل‌گر

طرح از: Stephan Schmitz

+146
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

وقتی بی بی سی، لبخند بر لبان مک لوهان می‌آورد

درباره بی بی سی و مک لوهان

چند روز پیش، این متن و نوشته را روی کانال تلگرام بی بی سی فارسی دیدم و به علت طنز تلخی که در آن بود، جایی ذخیره‌اش کردم تا در نخستین فرصت کوتاه – که امروز دست داد – نکته‌ای در موردش بنویسم.

طنز تلخی که من در این خبر دیدم، نه به خانم موگرینی مربوط است و نه به نماینده‌های مجلس. نه به فرهنگ سلفی و نه چیزهای مشابه دیگر.

آنچه توجه من را جلب کرد، لبخندی است که بی بی سی، بر لبان مرحوم مارشال مک لوهان نشانده است.

دوستان و خوانندگانم می‌دانند که من علاقه‌ی عجیبی به این مرد دارم و همواره از خواندنش لذت می‌برم.

ادامه نوشته

+270
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

لحظه نگار: کارت نگاری

امیدوارم این غیبت چند روزه به بهانه‌ی این پست تمام شود و دوباره از فردا بتوانم در روزنوشته به صورت منظم پست بنویسم.

قصد دارم فردا پستی در زمینه‌ی بی بی سی و مک لوهان بنویسم و پس فردا شاید چیزی با عنوان اینکه آیا بدون ساختن، می‌توان تحلیل‌گر و منتقد سازنده‌ها شد؟

البته پاسخ این سوال از نظر من مثبت است.

گردهمایی پنجشنبه

+246
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

وضعیت آمریکا در دوره ریاست جمهوری مایک پنس

مایک پنس رییس جمهور آمریکا

شما که غریبه نیستید، این روزها وقتی به شبکه های اجتماعی سر می‌زنم، به شدت هوس می‌کنم به تقلید از فعالان این شبکه ها، من هم ژست سیاسی بگیرم و حرف بزنم.

به هر حال، بین تنفیذ و تحلیف است و مردم، شدیداً درگیر انتخاب وزیر و چیدن کابینه هستند و معاونت‌ها را هم یکی یکی می‌چینند و به طور خلاصه، ملت ایران هر روزه بخش قابل توجهی از وقت و توانش را صرف مطالعه و بررسی و انتخاب و تعیین و تحلیل و تحمیل وزرا و معاونان مورد نظر خود می‌کند.

ادامه نوشته

+237
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

کارت پستال گردهمایی متممی‌ها (۲۶ مرداد امسال)

طی سال‌های اخیر، هر بار که سخنرانی سالیانه‌ی من برگزار می‌شد، نرگس رحمانی عزیز وقت می‌گذاشت و یک کارت پستال  طراحی می‌کرد و ما آن را در سمینار خدمت مهمانان عزیز تقدیم می‌کردیم (کارت پستال سمینار پیام‌ها در مذاکره و کارت پستال سمینار رفتارشناسی).

امسال هم، نرگس عزیز لطف کرد و این بار برای متمم، کارت پستال طراحی کرد.

معمولاً سبک کار ما این است که جمله‌ای را به نرگس می‌دهیم و او برای ما طرح می‌زند. اما فعلاً فقط طرح روی کارت را برای شما می‌گذارم تا جمله برای روز گردهمایی‌مان تازه بماند.

کارت پستال گردهمایی متممی‌ها - طراحی توسط نرگس رحمانی

+256
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

از تلگرام تا برجام – درباره “ماجرا”جویی خبری و بحث‌های نامربوط دیگر

از تلگرام تا برجام - محمدرضا شعبانعلی

حرف‌هایی که می‌خواهم اینجا بنویسم، از یک جنس نیستند.

شاید می‌شد آنها را در قالب دو یا سه یا پنج مطلب مستقل نوشت.

اما هم به علت فرصت و حوصله‌ی کم و هم به علت ارتباط ماهوی آنها، تصمیم گرفتم همه را یک کاسه کنم و در قالب این نوشته، تحویل شما دهم.

به اندازه کافی از پلتفرم های اجتماعی صحبت کرده‌ام و صحبت کرده‌ایم.

پلتفرم های اجتماعی، همچنانکه از نام‌شان پیداست، برای ارتباط اجتماعی و ارزش آفرینی بر پایه‌ی تعامل اجتماعی مناسب هستند.

این پلتفرم‌ها البته به ابزار اطلاع رسانی هم تبدیل شده‌اند و یک کانال ارتباطی ارزان و سهل الوصول را برای ارتباط میان اشخاص حقیقی و حقوقی و مخاطبانشان شکل داده‌اند.

اما آنچه می‌تواند نگران‌کننده باشد، این است که کاربران پلتفرم‌های اجتماعی ممکن است به سادگی میان “ارتباط اجتماعی و اطلاع رسانی” با “عرضه و نشر خبر” تمایل قائز نشوند.

در این میان، دو اتفاق می‌افتد:

  • مردم به جای ارتباط اجتماعی (و اطلاع رسانی در موارد ضروری) عملاً به خبررسانی و خبرپراکنی و خبرگزاری تبدیل می‌شوند.
  • سایت‌ها و رسانه‌های خبری و خبرگزاری هم، به جای خبررسانی و نشر اخبار به اطلاع رسانی و پیگیری رسانه های اجتماعی مشغول می‌شوند.

حاصل هم تقریباً همان چیزی می‌شود که می‌بینیم.

چون چند سال پیش هم، بارها مطالب مشابهی در این زمینه نوشته‌ام،‌ در اینجا فقط به چند مورد محدود از نشانه‌‌های این فضای وارونه بسنده می‌کنم:

ادامه نوشته

+335
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

فضیلتِ دورانِ جدید

آنچه در اینجا می‌نویسم حرف تازه‌ای نیست.

اما بر این باور هستم که تکرار کردن آن، همچنان می‌تواند مفید باشد.

هر دورانی، به اقتضای خود، برخی ویژگی‌ها را به فضیلت و برخی دیگر را به رذیلت تبدیل می‌کند.

هزاران سال قبل، حجم کارهای فیزیکی چنان زیاد بود که قدرت بدنی، می‌توانست یک فضیلت باشد.

به این معنا که کسی را در موقعیتی برتر نسبت به دیگران قرار دهد.

در دورانی دیگر، زمانی که به علت قلمروخواهی و کشورگشایی، نبرد و جنگیدن به بخش جدایی‌ناپذیر زندگی انسانی تبدیل شده بود، شجاعت و جنگ‌آوری به یک فضیلت تبدیل شد.

نجیب‌زادگی یا همان «داشتنِ ژنِ خوب»، فضیلت دوران دیگری بود که تا همین اواخر هم رگه‌های آن را می‌شود در فرهنگ‌های سیاسی و اجتماعی نقاط مختلف جهان، تشخیص داد.

به فرض اینکه بپذیریم تکنولوژی خنثی نیست، سوال بجایی است اگر بپرسیم: دوران جدید، دوران تکنولوژی، عصر به هم پیوستگی و شبکه های اجتماعی، کدام ویژگی‌ها را در صدر فهرست فضائل قرار داده‌اند؟

در نگاه من، دوران جدید لااقل دو ویژگی را در فهرست فضیلت‌ها قرار داده است.

نخستین ویژگی، مخاطب داشتن است که ظاهراً خود – مستقل از هر چیز دیگری – به یک فضیلت تبدیل شده است.

شاید اگر این واقعیت را بپذیریم، ساده‌تر بتوانیم درک کنیم که چگونه، برخی افرادی که آنها را به عنوان نماد ابتذال می‌شناختیم، در کنار دیگرانی که خود را دشمن ابتذال می‌دانستند، نشسته در صف اول و در کنار یکدیگر – و حتی در آغوش یکدیگر – می‌بینیم.

دومین ویژگی، یک‌رنگی است. یک‌پارچگی رفتار و گفتار است.

دنیای جدید، جایی برای زندگی دولایه و سه لایه و چندلایه، باقی نگذاشته است.

چندان مهم نیست که چکاره هستی، اما مهم است که هر چه هستی، همان باشی.

دنیای جدید، مانند دنیای کهن برای نیکوکاران و بدکاران، هر دو، باز و فراخ است. اما قطعاً مجال را بر ریاکاران، تنگ و تنگ‌تر کرده است.

در دنیای جدید، قبل از آنکه فرزندان خود را به رفتار نیک تشویق کنیم و از رفتار بد برحذر داریم باید به آنها بیاموزیم که: هر چه هستی باش. اما جز آن را ادعا نکن که در دنیای کنونی که دیوار خانه‌های ما را از شیشه ساخته‌اند، هیچ چیز به اندازه‌ی ریا و دوریی، فضا بر تو و اطرافیانت تنگ نخواهد کرد.

اگر این مفروضات را بپذیریم،‌ سوال دیگری هم می‌تواند مطرح باشد: این فضا که تنفس را بر زندگی ریاکارانه تنگ کرده است، کدام قشر را بیش از دیگران در معرض تهدید قرار می‌دهد؟

پاسخ به این سوال، چندان دشوار نیست. مروری بر تاریخ ادبیات ما، نشان می‌دهد که ریا با کدام واژه همنشین و همسایه بوده است: زهد.

+338
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

فایل صوتی (توضیحاتی در مورد گردهمایی ۲۶ مرداد ماه)

طی روزهای اخیر، دوستان عزیزم سوال‌های مختلفی را در مورد گردهمایی ۲۶ مرداد مطرح کردند که احساس کردم هم برای من (به عنوان گوینده) و هم برای شما (به عنوان شنونده) مناسب‌تر و راحت‌تر است که به کمک یک فایل صوتی، پاسخ آنها را مطرح کنم.

در فایل صوتی زیر،‌ طی ۴۵ دقیقه به نکات زیر پرداخته‌ام:

  • توضیح در مورد هدف برگزاری برنامه ۲۶ مرداد و نحوه اجرای آن
  • توضیح در مورد هر یک از سخنران‌ها و موضوع سخنرانی آنها
  • توضیح در مورد سخنرانی خودم در برنامه ۲۶ مرداد (معماری برند شخصی)

 

 لینک دانلود فایل صوتی

+147
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش