گزارش چهار سالگی متمم

motamem-logo

امروز، دوم بهمن ماه ۹۶، متمم چهارمین سال فعالیت خود را پشت سر گذاشت. رابطه‌ی دوستان متممی با متمم چنان نزدیک و پیوسته است که جزئیات فعالیت‌ها، چالش‌ها، ضعف‌ها و بهبودها را بهتر از هر کس دیگری می‌دانند و روند رشد و توسعه متمم را نیز کاملاً زیر نظر داشته‌اند. با این حال، صرفاً به عنوان حفظ سنت سالیانه، بر برخی از تغییرات و بهبودهایی که در سال گذشته در متمم به وجود آمد اشاره می‌کنم. لازم به تکرار و تأکید است که رشد متمم، کاملاً ارگانیک است و مانند هر رشد طبیعی دیگری، همزمان با گذر زمان، در کنار طراحی و توسعه ظرفیت‌ها و قابلیت‌های جدید، گهگاه مسیرهای اشتباه یا نادرستی هم رفته و می‌رود که معمولاً می‌کوشیم با توجه به بازخورد دوستان متممی، آنها را اصلاح کنیم. برخی از مهم‌ترین تغییرات و بهبودهای […]

کتاب کانکتوگرافی پاراگ خانا – نگاه تازه‌ای به جغرافیای جهان

کتاب کانکتوگرافی پاراگ خانا

حرف کتاب کانکتوگرافی در یک جمله خلاصه می‌شود دوستی دارم که تنبلی با تمام وجود در او رخنه کرده است. روزهایی که یک توییت منتشر می‌کند، دیگر در خانه می‌ماند و سرِ کار نمی‌رود. می‌گوید امروز خیلی خسته شدم. این دوست عزیز، معمولاً در مواجهه با کتابها بعد صرف زمان (و انرژی) برای ورق زدن آنها، با نگاهی خسته رو به من می‌کند و می‌گوید: نمی‌شد همین‌ها را در یک جمله توییت کند؟ کلِ حرف این کتاب که یک جمله بیشتر نیست. آن دوست، هنوز فرصت نکرده این کتاب را ببیند. وگرنه فکر می‌کنم آن را یکی از مصداق‌های جمله‌ی طلایی خودش خواهد دانست: کلِ کتاب می‌گوید که دنیا هر روز بیش از گذشته به هم متصل می‌شود. درباره پاراگ خانا پاراگ خانا را نمی‌شناختم – و هنوز هم چندان نمی‌شناسم. راستش را بخواهید کتاب کانکتوگرافی (Connectography) […]

فاصله‌ی رو به افزایشِ نقطه‌ی آغاز و نقطه‌ی پایان

اکنون که بیش از هر زمان دیگری در گذشته با ابزارهای دیجیتال به یکدیگر متصل شده‌ایم، به نظر می‌رسد باید در تحلیل رویدادهای اجتماعی نیز، بیش از هر زمان دیگری به تفاوتِ نقطه‌ی آغاز و مکانیزم گسترش و نتیجه‌ی نهایی توجه داشته باشیم. البته نیت، اقدام و نتیجه، هیچ‌وقت به صورت مطلق به یکدیگر مرتبط نبوده‌اند. اما می‌توان گفت که این سطح از واگرایی و فاصله را هم، هرگز در گذشته شاهد نبوده‌ایم. #شبکه های اجتماعی +۱۳۲   

نکته کوچکی در مدیریت زمان (و البته مدیریت همه منابع)

rabbit-and-carrot-thumb

هر خبری را که می‌توانی نشنوی نشنو. هر کتابی را که می‌توانی نخوانی نخوان. هر تلفنی را که می‌توانی جواب ندهی جواب نده. هر پیامکی را که می‌شود نخوانده پاک کرد، نخوانده پاک کن. هر پیامکی را که می‌شود خواند و جواب نداد، بخوان و جواب نده. هر تبریکی را که می‌شود نگفت، نگو. هر تسلیتی را که می‌شود نگفت، نگو. هر چه را که می‌شود نخورد، نخور. هر چه را که می‌شود ننوشت، ننویس. هر جا که می‌‌شود نباشی نباش. هر پولی را که می‌شود هزینه نکنی نکن. هر کامنتی را که می‌شود جواب ندهی جواب نده. هر کسی را که می‌شود ندید، نبین. هر چیزی را که می‌شود نیاموخت، نیاموز. بی‌تردید می‌توانی وقتت را: برای شنیدن خبرهایی بگذاری که باید بشنوی؛ و برای کتابهایی که باید بخوانی؛ و برای تلفن‌هایی که باید پاسخ […]

من و مینای عزیزم

لحظه نگار - محمدرضا شعبانعلی

در چند روز اخیر، تراکم کارها و فشرده بودن برنامه‌ها در حدی بوده که کمتر فرصت کردم به روزنوشته‌ها سر بزنم و اگر هم اینجا آمدم بیشتر به ستون کنار نگاه کردم تا آخرین نوشته‌های دوستانم را ببینم. راستش را بخواهید ذهنم چنان درگیر کارهای دیگر بود که نتوانستم آن را مرتب کنم و چیزی بنویسم. با وجودی که فهرست بلندبالایی از موضوعاتی که باید در روزنوشته‌ها بنویسم و منتشر کنم در دست داشتم و دارم. این بود که در میان فایل‌هایی که روی لپ‌تاپ داشتم گشتم و گفتم این سه عکس را اینجا بگذارم.  بعد با خودم فکر کردم که خیلی حس بدی است که عکسی از خودت منتشر کنی (اگر دقت کرده باشید هر وقت کف‌گیر محتوای من به ته‌ِ دیگ‌ می‌خورد چنین کاری می‌کنم). برای اینکه حداقل دیدن این پست به کلیک […]

دانش پیچیدگی – پیش‌نیاز مشاهده‌ی پدیده‌های اجتماعی در دنیای جدید

headless

این روزها اصطلاح جنبش‌های بی‌سر یا جنبش‌های بدون رهبر را زیاد می‌خوانیم و می‌شنویم. آخرین بار که این تعبیر را دیدم، امروز صبح در تیتر یکی از نوشته های روزنامه اعتماد بود. نشریات و رسانه‌های بیرون ایران هم در مورد ناآرامی‌های اخیر کشورمان، از این تعبیر و تعبیرهای مشابه، بسیار استفاده کرده‌اند. خواستم به بهانه‌ی این نکته، یکی از دغدغه‌های جدی و بسیار مهم خودم را تکرار کنم. نیمه‌های سال ۹۴ بود که نوشتم: برایم مهم است که به تدریج در مورد علاقه بیش از حد ما انسان‌ها به مفهوم تمرکز در سیستمها و بی علاقه بودن به پذیرش واقعیت توزیع شده بنویسم و حرف بزنم (اینجا). یک مرتبه‌ی دیگر در اواخر سال ۹۴ به بهانه‌ی زندگی موریانه‌ها، به ساختارهای Headless اشاره کردم و اینکه لازم است در مورد آنها بیشتر بدانیم و بیاموزیم (اینجا). در خرداد […]

جنگ نیابتی و نکته کوچکی در مورد آن

تعریف جنگ نیابتی چیست

مطلبی که اکنون می‌نویسم می‌توانست بسیار دقیق‌تر و حاوی جزئیات بیشتر باشد. با این حال، چون فضای آن از محتوای روزنوشته‌ها فاصله دارد، صرفاً در حد چند سطر به آن اشاره می‌کنم. یکی از مفاهیم مهم در استراتژی – چه حوزه‌ی جنگ و چه حوزه کسب و کار – مفهوم جنگ نیابتی است. ترکیب انگلیسی معادل جنگ نیابتی، Proxy War است. البته پراکسی بیشتر به نزدیکی اشاره دارد و از این نظر می‌توان گفت جنگ نیابتی و Proxy War به صورت واژه به واژه با یکدیگر معادل نیستند. اگر چه برداشت شخصی من بر این است که جنگ نیابتی تعبیر دقیق‌تر و گویاتری است. جنگ نیابتی به جنگ‌هایی گفته می‌شود که قدرتهای بزرگ در سرزمینی غیر از سرزمین اصلی خود با یکدیگر انجام می‌دهند. معمولاً سرزمین‌های کوچک‌تر و ضعیف‌تر به عنوان زمین این بازی در نظر گرفته می‌شوند. مثال‌های جنگ نیابتی در حوزه‌ی […]

اقتصاد، ثبات، زلزله، نیم‌سکه و یک درس مدیریتی

economic-stability

یکی از بزرگترین اختراعات انسان طی قرن‌های اخیر، کسب و کارِ سازمان یافته (Organized Business) بوده است. به این معنا که از اقتصاد مبتنی بر دکان‌داری به سمت اقتصاد مبتنی بر ساختار سازمانی روی آورده است. این الگوی کسب و کار، تا حد زیادی از الگوهای سیاسی و ساختارهای اجتماعی الهام گرفته است. قبل از اینکه چارت سازمانی اختراع شود و پست‌های سازمانی مطرح شوند و چیزی تحت عنوان پست‌های معاونتی شکل بگیرند، مفاهیمی مثل دربار و القاب درباری و وزارت در ساختارهای حکومتی پدیدار شدند. البته بعدها به علت چاق و فربه و ایستا بودن ساختارهای حکومتی و لاغر و چابک و پویا بودن ساختارهای کسب و کار (حداقل در مقایسه با دولت‌ها) عملاً مفهوم سازمان و ساختار سازمانی بیشتر توسط کسب و کارها توسعه پیدا کرد و این بار، حکومت‌ها و دولت‌ها در سراسر جهان، […]

مکانیزم لوکوموشن عنکبوت

حرکت لوکوموشن عنکبوت

قبلاً گفته بودم که بعضی فیلم‌ها و کلیپ‌هایی را که فکر می‌کنم می‌توانند به درک مفهوم پیچیدگی و مطالعه راحت‌تر کتاب نظریه سیستمهای پیچیده کمک کنند در روزنوشته‌ها قرار دهم. کلیپ قسمتی از فیلم مستند ادوارد ویلسون در مورد مورچه‌ها و کلیپ ویدئویی بازی زندگی نمونه‌‌هایی از این کار هستند. در آخرین بخشی که به کتاب پیچیدگی اضافه کردم، به مکانیزمهای لوکوموشن (جابجایی مکانیکی) اشاره‌ای کردم و توضیح دادم که لوکوموشن می‌تواند Passive یا Active باشد و عنکبوت‌ها از جمله موجوداتی هستند که – به تعبیر من – به سیستم هیبرید مجهز هستند. حرکت عادی عنکبوت را همه‌ی ما دیده‌ایم. آنچه در اینجا می‌بینید یک فیلم آموزشی است که با یک مدل مکانیکی ساده، برای نمایش حرکت Passive عنکبوت تولید شده است. فیلم بسیار دقیق است و کاملاً بر اساس معیارهای علمی تولید شده. شگفت‌انگیز این […]

آخرین نسخه کتاب پیچیدگی و سیستمهای پیچیده

کتاب پیچیدگی محمدرضا شعبانعلی

توضیحات مربوط به آخرین نسخه کتاب پیچیدگی و سیستمهای پیچیده: می‌توانید آخرین نسخه را از طریق لینک زیر دانلود کنید: دانلود آخرین نسخه فایل PDF کتاب پیچیدگی و سیستمهای پیچیده در قسمت جدید، کمی در مورد لوکوموشن و کپک‌ها نوشته‌ام. این بحث هنوز بسته نشده، اما باز گفتم تا همین‌جا آپلود کنم بهتر است. فیلم مربوط به کایتینگ عنکبوت‌ها را هم که در متن کتاب اشاره شده در اولین فرصت آپلود می‌کنم. مطلب مرتبط دیگر که تا این لحظه روی روزنوشته منتشر شده: فیلم ادوارد ویلسون و مطالعات او در مورد مورچه‌ها کلیپ ویدئویی بازی زندگی (جان هورتون کانوی) نمونه دیگری از موجودات بازی زندگی کانوی (قطار دودی) کلیپ مکانیزم لوکوموشن عنکبوت (حرکت با نیروی باد) (مطالب مکمل به تدریج افزایش خواهند یافت و فهرست‌شان تکمیل خواهد شد) ———————————- توضیحات مربوط به نسخه قبلی: دانلود […]

نمونه دیگری از موجودات بازی زندگی کانوی

نمونه ای از موجودات بازی زندگی جان کانوی

در کتاب پیچیدگی به بحث جان کانوی و بازی زندگی اشاره کردم و یک بار هم یک کلیپ ویدئویی از نمونه‌ تغییر و تحولات ماشین کوکی کانوی در روزنوشته‌ها منتشر کردم. چون در قسمتی از کتاب پیچیدگی (که هنوز آپلود نکرده‌ام) به قطار دودی یا Puffer Train اشاره کرده‌ام، احساس کردم بهتر است تصویری از دینامیک رفتاری Puffer Train را در اینجا بگذارم (تصویر را از اینجا برداشته‌ام اما اگر خودتان Puffer Train را در Google Images سرچ کنید، نمونه‌های بیشتری را خواهید دید). پیمان هم زیر همان کلیپ ویدئویی قبلی، دو لینک پیشنهاد کرده بود که با کدهای ساده‌ی جاوا اسکریپت، اجازه می‌دهند به صورت آنلاین نمونه‌هایی از مدل‌های مورد علاقه‌ی خود را شبیه سازی کنید. +۶۴   رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل […]

زندگی تقویمی

نوشته درباره شب یلدا

پیش نوشت: مینا رهنما زیر مطلب لطفاً با دنده سنگین حرکت کنید لطف کرده بود و تبریک یلدا گفته بود و پرسیده بود که امسال فال حافظ نداریم؟ مطلبِ زندگی تقویمی را به بهانه‌ی حرف مینا می‌نویسم. زندگی تقویمی مینا جان. ما همه یاد گرفته‌ایم که بین این چند نوع اظهارنظر تفاوت و تمایز قائل شویم: گزارش/توصیه/رفتار/تصمیم بر اساس سلیقه شخصی گزارش/توصیه/رفتار/تصمیم مبتنی بر تجربه شخصی گزارش/توصیه/رفتار/تصمیم مبتنی بر روش علمی بنابراین لازم است تأکید کنم آنچه در اینجا برای تو می‌نویسم از جنس حرف‌های دسته‌ی اول است. ماجرای شب یلدا در وبلاگ من به زمانی مربوط می‌شود که از وبلاگِ برای فراموش کردن به وبلاگ شخصی خودم کوچ کردم. اولین شب‌های یلدا، موضوعی را تعیین می‌کردیم و با هم در مورد آن حرف می‌زدیم؛ موفقیت، برنامه ریزی، هدف گذاری و معنای زندگی، از جمله بحث‌هایی بود که مطرح می‌شد. […]

لطفاً با دنده سنگین حرکت کنید

لطفاً با دنده سنگین حرکت کنید

پیش نوشت: بعضی ایرادها و اشتباه‌های ما، شبیه سبزیِ گیر کرده در بین دندان‌ها است. به این معنا که معمولاً آن را در خودمان نمی‌بینیم و در دیگران ساده‌تر مشاهده می‌کنیم. در اینجا وظیفه‌ی هر دوست این است که اگر میبیند سبزی در بین دندان‌های دوستش گیر کرده، به او تذکر دهد. چون احتمالاً خود او نمی‌بیند. و البته باید همیشه به خاطر داشته باشیم که تذکرِ سبزی، به این معنا نیست که دندان‌های خودمان تمیز است. این نوشته‌ی من هم از همان جنس است. در مورد برخی دوستان و آشنایان، نمونه‌هایش را دیده‌ام. اما تذکر دادنش از سوی من، اصلاً به این معنا نیست که خودم را از این رفتار دور می‌دانم یا اینکه معتقدم خودم گرفتار آن نشده‌ام. لطفاً با دنده سنگین حرکت کنید حرکت کردن با دنده سنگین را به عنوان یک استعاره […]

روی کاغذ همه چیز درست است (هات ریور)

هات ریورز - کشور مستقل

پیش نوشت: این مطلب از جنس مطالب بی و سر و ته است. اگر معنی مطالب بی سر و ته را نمی‌دانید یا فراموش کرده‌اید، می‌توانید به نوشته‌ای که این نوع مطالب را معرفی کردم سر بزنید (حرفهای بی سر و ته چه هستند؟) سال ۱۹۷۰ بود. دولت استرالیا طبق سنتی که هر از چند گاهی انجام می‌داد، برای تولید گندم سهمیه بندی اعلام کرد. هر مزرعه‌ای باید دقت می‌کرد که میزان گندم تولیدی‌اش از حجم مشخصی فراتر نرود. چون حجم گندم در جهان و نیز حجم تولید گندم در استرالیا به حدی بود که می‌توانست کاهش قیمت شدید ایجاد کرده و به کشاورزان و اقتصاد آسیب برساند. هات ریور (Hutt River) هم یکی از مزرعه‌هایی بود که برایش سهمیه اعلام شد. این مزرعه ۷۵ کیلومترمربع وسعت دارد. اما ظاهراً لئونارد کسلی (Leonard Casley) قصد نداشت سهمیه بندی اعلام شده […]