درباره‌ی شایستگی کلیدی و مفهوم تمرکز

شایستگی کلیدی چیست؟

پیش‌نوشت: این مطلب در پاسخ به پوریا صفرپور نوشته شده و همون‌طور که پوریا اشاره کرده، می‌شه این بحث رو در ادامه‌ی سلسله مباحث انتخاب رشته و حوزه‌ی کاری و مطالعه‌ی تخصصی دونست. مطالب مطرح شده در این زمینه رو می‌تونید روی تگِ #انتخاب شغل و رشته ببینید. برای این‌که صورت مسئله شفاف باشه،‌ اول، صحبت‌های پوریا رو که زیر عکس کتابخونه نوشته بود، نقل می‌کنم و بعد چند نکته‌ای که به ذهنم می‌رسه رو می‌نویسم. پوریا. قاعدتاً در جواب این سوال، نکات و ملاحظات و پارامترهای متعددی رو می‌شه مطرح کرد. من در این‌جا به دو مورد – که به نظرم مهم‌تر از سایر موارده – اشاره می‌کنم. مورد اول Domain Expertise و مورد دوم Core Competency. Domain Expertise | دانش تخصصی در حوزه‌ی فعالیت فرض کن یه نجار بخواد برای یک دفترکار میز […]

تصاویر تعدادی از کتابهای من

بعضی از کتابهای من

طاهره زیر مطلبی که با عنوان از عشق به مقیاس تا ایران مال نوشته بودم یادآوری کرد که ظاهراً زمانی قول داده‌ام عکسی از کتابخانه‌ام در روزنوشته‌ها بگذارم. البته قبلاً به بهانه‌های مختلف چنین کاری کرده‌ام، اما ظاهراً موضوع اصلی «عکس با کیفیت» است که بتوان در آن عنوان کتابها را دید. با بررسی آرشیو عکس‌هایم دیدم چند عکس دارم که کاملاً جدید نیستند؛ اما قدیمی هم نیستند و شاید به‌کار بیایند. فقط به خاطر داشته باشید که من الزاماً همه‌ی کتابهایی را که در این تصاویر می‌بینید، توصیه نمی‌کنم و برای مطالعه مناسب نمی‌دانم. حتی محتوای تعدادی از آن‌ها را ضعیف و بعضاً به‌کلی نادرست می‌دانم. بعضی از این‌ها هدیه هستند و انتخاب من نبوده‌اند؛ برخی دیگر را هم پس از خریدن و خواندن، نپسندیده‌ام. اما به علت‌ها و ملاحظات مختلف (و گاهی از سر […]

مطالب نوشته نشده | از عشق به مقیاس تا ایران مال

#مطالب نوشته نشده موضوعات و حرف‌هایی هستند که به علت‌های مختلف، در حد یک پیش‌نویس در دفترچه‌ام مانده‌اند و هرگز به یک نوشته‌ی کامل تبدیل نشده‌اند. این سرخط‌ها را به جای دور ریختن در سطل زباله، در این‌جا بازنویسی و رها می‌کنم. شما هم آن‌ها را در همین حد جدی بگیرید. خطر رقیق شدن رقیق‌شدن (Dilution) کلمه‌ای زیبا و دوست‌داشتنی است. پدیده‌ای که در جنبه‌های مختلف زندگی ما به شکل‌های مختلف بروز می‌کند و پدیدار می‌شود. به گمانم اگر چشم‌مان به دیدنش باز شود، تصمیم‌ها و رفتارهایمان پخته‌تر خواهد شد: نوشته‌های رقیق: زمانی که سرعت نوشتن ما از سرعت خواندن‌مان پیشی می‌گیرد و آن‌چه به درون ذهن خود می‌ریزیم، در مقایسه با برون‌ریزی‌های زبان و قلم‌مان، ناچیز می‌شود. رابطه‌های رقیق: وقتی در دامِ شبکه‌بازی و شبکه‌سازی گرفتار می‌شویم و فکر می‌کنیم هر یک آشنای تازه […]

بازی طناب کشی میان اقتصادهای جهان

طناب کشی در سیاست و اقتصاد

هر از چند گاهی – با فاصله‌ی نامنظم و معمولاً طولانی – از کتاب #کانکتوگرافی مطالبی را نقل می‌کنم. این بار هم گفتم خلاء و سکوت چندروزه‌ای را که در این‌جا برقرار بوده، با اشاره به بخشی از همین کتاب، پُر کنم. پاراگ خانا در کانکتوگرافی فصلی دارد با عنوان جنگ جهانی سوم یا طناب کشی؟ او در این فصل از استعاره طناب کشی برای توصیف «رقابتی که میان قدرت‌های جهانی وجود دارد» بهره می‌برد. طناب‌کشی یک بازی قدیمی چندهزارساله است که در گذشته‌های دور، جنبه‌ی ورزشی کمتری داشته و بیشتر توسط نظامیان به‌کارگرفته می‌شده است. به عنوان مثال، گفته می‌شود که سربازان چینی، در فاصله‌ی میان جنگ‌ها، برای تقویت قوای جسمانی خود و حفظ آمادگی برای رویارویی با دشمن، از این بازی استفاده می‌کرده‌اند. ویژگی طناب‌کشی این است که – معمولاً – کشته و مجروح […]

قسمتی از کتاب اولیس اثر جیمز جویس | منوچهر بدیعی

جیمز جویس

این نوشته، طولانی نیست. صرفاً یک کلیپ پنج دقیقه‌ای از خواندن رمان اولیس (نوشته‌ی جیمز جویس) توسط مترجم گران‌قدر کشورمان، منوچهر بدیعی است. این برنامه به همت کتابفروشی آموت ثبت و ضبط شده و کلیپ هشتاد دقیقه‌ای آن در کانال تلگرام آموت به آدرس aamoutbookstore@ قرار گرفته است (با همین آی‌دی در اینستاگرام هم یک اکانت خوب و صمیمی دارند). با توجه به اختصاصی بودن محتوا، از دوستان آموت اجازه گرفتم تا پنج دقیقه‌ی منقطع از هشتاد دقیقه‌ فیلم اصلی را برای شما بازنشر کنم. این کلیپ را از آن جهت دوست دارم که عشق مترجم به کارش را در ثانیه ثانیه‌ی صحبت‌هایش می‌توانید ببینید. عشقی که در بسیاری از مولفان و مترجمان نسل ما وجود ندارد و متأسفانه در مورد بسیاری از ما باید گفت که چیزی جز شهوت شهرت، ما را به سمت […]

یادگیری تخصصی مذاکره و کسب درآمد از این رشته

کسب درآمد از طریق مذاکره

پیش نوشت یک – طی چند وقت اخیر، سه مطلب نوشته‌ام که به یکدیگر مرتبط بوده‌اند: مراحل انتخاب رشته تخصصی سه الگو برای انتخاب رشته تخصصی (MTV) درباره کارها و فعالیتهای میان رشته ای زیر سومین مطلب (کارها و فعالیت‌های میان رشته‌ای) اُمید آزاد موضوعی را مطرح کرده بود که به مذاکره و الگوی فعالیت تخصصی در حوزه‌ی مذاکره مربوط می‌شد. این مطلب، پاسخی برای صحبت‌های امید است. البته سعی کرده‌ام نکات عمومی دیگری را هم مطرح کنم تا شاید به درد مخاطبان بیشتری بخورد. پیش نوشت دو – بحثی که در این‌جا مطرح می‌کنم،‌ خالی از اما و اگر نیست و قاعدتاً افراد مختلف، دیدگاه‌های متفاوتی درباره‌ی آن دارند. به گمانم تنوع دیدگاه‌ها هم در حدی است که هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند که دیدگاه خود را به صورت مطلق، درست می‌داند. بنابراین، آن را صرفاً به عنوان تجربه […]

یک تذکر کوتاه اما بسیار مهم

چون این روزها در دنیای «مجازی» (مجازی را عمداً به جای دیجیتال یا آنلاین به‌‌کار می‌برم) جعل هویت بسیار ساده است، خواستم تأکید کنم که من دیدگاه‌های خودم را در هیچ‌جایی جز روزنوشته‌ها و متمم مطرح نمی‌کنم. طبیعتاً متمم هم همین سیاست را دنبال کرده و می‌کند. بنابراین، اگر پیام یا توضیح یا دیدگاه یا اظهارنظری از قول من یا متمم در هر جایی اعم از وب یا شبکه‌های اجتماعی دیدید، به آن اعتماد نکنید مگر این‌که حتماً آن را در یکی از آدرس‌های mrshabanali.com یا shabanali.com یا motamem.org خوانده باشید. البته قاعدتاً برای کسانی که من را می‌شناسند، چنین تذکری غیرضروری است؛ اما هر از چندگاهی، تکرار آن هم بد نیست.

درباره کارها و فعالیتهای میان رشته ای

فعالیت و تحقیقات میان رشته‌ای

پیش‌نوشت: در پاسخ به امیرمحمد قربانی، بحثی را با عنوان مراحل انتخاب رشته تخصصی در روزنوشته‌ها شروع کردم و در ادامه‌ی آن، به سه الگو برای انتخاب رشته تخصصی رسیدیم. یکی از الگوهایی که در آن‌جا مطرح شد، کار در میان دو رشته بود که من برای این‌که بهتر در یادمون بمونه، اسم الگوی V رو براش انتخاب کردم. زیر آن مطلب، حمید (پروفایل متمم | سایت خودش) بحثی رو مطرح کرد و گفت که چند مثال دیگه از استراتژی V مطرح بشه و به این موضوع هم پرداخته بشه که رشته‌های مختلف، بر چه اساس و با چه معیاری با هم به تعبیر حمید «میکس» می‌شن. خود حمید در اونجا بحث «منابع در دسترس» رو مطرح کرده بود و بهرام رفیعی هم به «بازار موجود» اشاره کرده بود. بحثی که من در این‌جا بهش […]

از منطق تخم کفتری تا بوعلی سینا

منطق تخم کفتری

پیش‌نوشت: وقت کم باعث شد که یک بار دیگر هم از نوشتن مطالب کامل با جزئيات و حواشی آن‌ها فاصله بگیرم و مانند دفعه‌ی پیش، چند روایت مختصر را با شما مرور کنم. در ابتدای مطلبی که با عنوان کارت ملی و اسنپ و داشته‌های ناچیز نوشتم، ماهیت این نوع نوشته‌ها را شرح داده‌ام. منطق تخم کفتری چند پیرمرد پشت میز کناری، داخل رستورانی قدیمی نشسته بودند و با صدای بلند حرف می‌زدند. خلوت بود، فاصله نزدیک و صداها بلند. به همین علت، من هم ناخواسته شنونده‌ی گفتگوهایشان بودم. سرگرم نقد وضعیت اداره‌ی کشور بودند و ماجرای اختلاس‌ها و همین حرف‌هایی که نمک و فلفل غذای این روزهای همه‌ی ما شده است. اما آن‌چه در این میان جلب توجه می‌کرد، تحلیل‌های یکی از آن‌ها درباره‌ی صنعت آموزش کشور بود. داشت با جدیت توضیح می‌داد که: «جوان‌ها […]

کارت ملی | اسنپ | خطر داشته‌های ناچیز

خطر دارایی‌های ناچیز

من هم مثل خیلی از وبلاگ‌نویس‌ها، دفتر یادداشت کوچکی دارم که وقتی ایده‌ی اولیه‌ی یک مطلب در ذهنم شکل می‌گیرد، آن را در حد چند جمله در آن‌جا می‌نویسم تا بعداً در قالب یک نوشته‌ی کامل منتشر کنم. شاید از هر ده مورد، تنها یکی از آن‌ها به نوشته‌‌ای کامل و طولانی تبدیل شود و بقیه، به علت پاره‌ای ملاحظات، یا بعضاً بی‌حوصلگی، صرفاً به یک کاغذ چرک‌نویس تبدیل می‌شوند تا از پشتِ خالی و سفیدشان،‌ استفاده شده و سپس دور انداخته شوند. نمونه‌ای از آن ایده‌های چند جمله‌ای را در این‌جا می‌‌آورم و شاید اگر برایتان جالب بود، از این به بعد مطالب نوشته نشده هم جایی در روزنوشته‌ها پیدا کنند. کارت ملی کارت ملی من، مقوای کهنه‌ای با عکسی قدیمی است که میان دو پلاستیک نامرغوب پِرِس شده و اثرِ یک بار جا ماندن […]