فایل صوتی آموزشی حرفه‌ای گری در محیط کار

در دورانی که انسانها روی کاغذ و بر اساس مجوزها و گواهینامه ها و تاییدیه ها، بیش از هر زمان دیگری شبیه یکدیگرند،
اثربخش ترین ابزار متمایز شدن و متمایز ماندن، حرفه ای گری است.

در باب تصمیم گیری: ایده آلیسم سرخورده، ماکیاولیسم سرافکنده، پراگماتیسم سرزنده

از نخستین باری که در کلاس درس در موقعیت معلم ایستادم و تصمیم گیری درس دادم، حدود ۱۱ سال می‌گذرد و طی این سالها، به بهانه‌های مختلف، در مورد تصمیم گیری صحبت و سخنرانی کرده‌ام و واضح است که به خاطر این سخنرانی‌ها و کلاس‌ها و درس‌ها، مجبور بوده‌ام به صورت منظم برای مطالعه در این زمینه وقت بگذارم. همچنانکه هنوز هم این کار را انجام می‌دهم.

طی ماه‌های گذشته، به واسطه‌ی انتخابات ریاست جمهوری ایران و قبل از آن به علت انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و نیز موازی با آنها چند مورد تصمیم کلان دیگر در سطح جهان (از جمله رفداندوم برگزیت و انتخابات فرانسه) و نیز در اثر رویدادهای اثرگذار چند سال اخیر از جمله درگذشت فیدل کاسترو و ده‌ها مورد ریز و درشت دیگر، بارها سه مفهوم کلیدی در تصمیم گیری، یعنی ایده آلیسم و ماکیاولیسم و پراگماتیسم در ذهن من تداعی شدند.

سه واژه‌ای که احساس می‌کنم بخش مهمی از مهارت تصمیم گیری، به شکلی صریح یا ضمنی، با آنها گره خورده است.

از سوی دیگر، احساس می‌کنم در فضاهای آکادمیک و رسمی هم به هزار علت، مدرس و دانشجو، تمایل چندانی به ورود به این نوع مباحث ندارند و حاصل این می‌شود که مهارت تصمیم گیری، یا به سمت مباحث روانشناسی شناختی سوق پیدا می‌کند و یا چارچوب‌های کلاسیک.

نتیجه هم این شده که تعداد متخصصان تصمیم گیری و مدرسان تصمیم گیری بر روی این سیاره، از بسیاری از سایر گونه‌های جانوران بیشتر است، اما همچنان بسیاری از ما در تصمیم‌های پایه‌ای زندگی خود درمی‌مانیم.

گاهی اوقات، رویدادهای بزرگ ملی (مانند انتخابات یا چالش‌های بزرگ بین‌المللی) ضعف ما در تصمیم گیری و تحلیل گزینه‌ها (یا لااقل کمبود جسارت ما در انتخاب)‌ را شفاف‌تر و تلخ‌تر از همیشه پیش چشم‌مان نمایان می‌کند.

اما نباید فراموش کنیم که آنچه در مقیاس بزرگ می‌بینیم، در مقیاس‌های خُردتر هم وجود داشته و دارد و شاید کم‌توجهی به همین خرده‌ مسئله‌ها و خرده‌تصمیم‌هاست که نهایتاً میوه‌ی تلخش را در قالب تردید در تصمیم گیری و یا انتخاب‌های نادرست یا انتخاب‌های پرتنش، به ما نشان می‌دهد.

احساس کردم درباره‌ی این سه واژه (ایده آلیسم، پراگماتیسم و ماکیاولیسم) می‌توان حرف‌های بسیاری مطرح کرد.

این تیتر را نوشتم تا به تدریج فضایی برای این نوع بحث‌ها باز شود.

البته باید تاکید کنم که در هر سه مورد، واژه‌ها را به معنایی که مد نظر خودم هست (و عموماً در تصمیم گیری رایج است) به کار می‌برم.

چون هر یک از این سه واژه، محدوده‌ی مفهومی گسترده‌ای را پوشش می‌دهند.

در حدی که مثلاً اگر بگویید پراگماتیسم.

بلافاصله باید بگویید پراگماتیسمِ چه کسی؟

در غیر این صورت، حرف‌هایمان جز ابهام، چیزی به داشته‌هایمان نخواهد افزود.

چنانکه پراگماتیسم پیرس با پراگماتیسم رورتی تفاوت دارد و پراگماتیسم رورتی هم با آنچه در ادبیات هیلاری پوتنام تحت عنوان پراگماتیسم مورد اشاره قرار می‌گیرد تفاوت‌هایی دارد.

بنابراین، لطفاً در نوشته‌های آینده‌ در این زمینه، این واژه‌ها را به همان معنایی که من تعریف و توصیف می‌کنم – و نه الزاماً با پیش‌زمینه‌های قبلی خود – بخوانید و درک کنید.

این بحث‌ها را شاید بتوان مکملی بر درس تصمیم گیری در مدیریت و زندگی در متمم دانست. با این تفاوت که در اینجا، آلودگی به قضاوت‌ها و پیش‌داوری‌ها و دریافت‌های شخصی، بسیار بیشتر است و حرف‌ها را نه به عنوان علم، که صرفاً به عنوان دل‌نوشته‌های نویسنده‌ی آنها باید خواند.

+109
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

ترامپ، عربستان و نفت

پیش نوشت: این روزها، تمام رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، سرشار از خبرهای سیاسی و به طور خاص، انتخابات ایران هست. علاقه‌ی شخصی من بر اینه که دوستانم که به این وبلاگ سر می‌زنن، بتونن کمی از این فضا فاصله بگیرن. چون قاعدتاً خوشحالی و ناراحتی ما، دیگه روی نتیجه تاثیری نداره و فقط می‌تونه وقت‌مون رو بگیره.

در عین حال، طبق سنتی که در گذشته هم رعایت می‌کردم، قرار این بود که هر وقت مطلبی می‌بینم که برای خودم جالبه، برای شما هم به صورت خلاصه نقل کنم.

ترامپ، سیاستمدارانه‌تر از اوباما حرف می‌زند.

این جمله، خلاصه‌ی پیامی است که نشریه‌ی آتلانتیک در مقاله‌ی خود به آن پرداخته است (اصل مقاله)

سخنرانی ترامپ در عربستان سعودی

نشریه‌ی آتلانتیک را می‌توان از نشریه‌های قدیمی میانه رو در آمریکا دانست. این نشریه اگر چه طی حدود یک و نیم قرن حضور در آمریکا، عموماً در زمان انتخابات آمریکا بی‌طرف بوده، اما انتخاب بین کلینتون و ترامپ از جمله مواردی بود که بی‌طرفی خود را حفظ نکرد و مشخصاً طرف کلینتون را گرفت.

هنوز هم از منتقدان جدی سیاست‌های ترامپ محسوب می‌شود. با این حال، لحن نسبتاً منصفانه و دقت نظری که در نوشته‌هایش به کار می‌گیرد، آن را به یکی از نشریات خبری خواندنی تبدیل کرده است.

مقاله‌ی آتلانتیک در مورد حضور دونالد ترامپ در عربستان سعودی، حول یک اصطلاح شکل گرفته و تدوین شده است: Political Correctness.

تا جایی که من می‌دانم، در زبان فارسی واژه‌ای نداریم که این مفهوم را دقیقاً به همان شکلی که در انگلیسی معنا می‌دهد منتقل کند. اما دیده‌ام که در زبان محاوره‌ای و گاه مقالات،‌ از صفت سیاستمدارانه با مفهومی مشابه استفاده می‌شود.

مثلاً فرض کنید به من بگویند که آیا نظام آموزش دانشگاهی را اثربخش می‌دانی؟

جواب واقعی من مشخص است: هرگز.

اما اگر در حضور اساتیدم باشم و فضا هم فضای رسمی باشد و مانند روزنوشته‌ها ساده و صمیمی نباشد، احتمالاً خواهم گفت:

ادامه نوشته

+199
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

لحظه نگار: همسفره‌ها

یکی از عمیق‌ترین لذت‌هایی که توی زندگی می‌شه تجربه کرد اینه که نشسته باشی. پرنده بیاد یه کم نگاهت بکنه. نترسه.

بیاد بشینه توی بشقابت. یه کم از صبحانه‌ات بخوره.

بعد بره. اما نه به خاطر ترس.

بره که دوستش رو صدا کنه و دوتایی بیان بقیه‌ی صبحانه رو بخورن.

گاهی ما آدم‌ها، صدها میلیون تومان پول جمع می‌کنیم و هزینه می‌کنیم تا شاید برای مدت کوتاهی لذتی در این عمق رو تجربه کنیم.

bird-11

***

bird-12

***

bird-13

+273
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

لحظه نگار موقت: روزنه‌‌ی انتخاب

این صفحه‌ی انتخابات شناسنامه‌ی من است.

در انتخابات شرکت می‌کنم - محمدرضا شعبانعلی

از زمانی که حق رای داشته‌ام، از این حق استفاده کرده‌ام.

هرگز نپرسیده‌ام که آیا کسی که رای می‌دهم ایده‌آل من هست یا نه؟

چون اصلاً این حرف در ذات خود نامربوط است. انتخابات برگزار می‌‌شود تا من از بین چند سناریوی آتی برای آینده‌ی خودم و اطرافیانم، یکی را انتخاب کنم.

هرگز فکر نکرده‌ام که بر سر رای  من چه خواهد آمد.

می‌دانم که همه‌ی بخش‌های زندگی، مثل رانندگی در جاده است. بخشی از آن در اختیار من است و بخشی به جبر محیط.

من می‌توانم دقت کنم و بهتر رانندگی کنم و انتخاب‌های بهتری در رانندگی‌ام انجام دهم، اما سیل، زلزله،‌ طوفان، بی‌دقتی خودروی مجاور یا خودروی روبرویی و ده‌ها عامل دیگر که خارج از اختیار من هستند، می‌توانند باعث شوند که نهایتاً سالم یا زنده به خانه بازنگردم.

همیشه‌ بازی‌ زندگی این بوده و هست. جبر و اختیار، همچون تار و پود زندگی در هم تنیده‌اند.

چنانکه پیش‌تر در بحث استفاده‌ی بهینه از اختیار حداقلی گفته‌ام بر این باور هستم که کوچک‌ترین روزنه‌های اختیار را هم باید استفاده کرد.

هر چه بیشتر از اختیارهای حداقلی استفاده کنیم، احتمال افزایش سطح اختیار مان و حاکمیت‌مان بر سرنوشت‌مان در آینده افزایش می‌یابد و هر چه کمتر استفاده کنیم، همان روزنه‌های مانده هم تنگ یا مسدود می‌شوند.

تا روزی که باشم و حق رای داشته باشم رای خواهم داد.

تمام سناریوهای محتمل برای ۴۰ سال آینده را هم که در نظر می‌گیرم، یقین دارم که رای دادن دائمی در همه‌ی انتخابات، جزو معدود تصمیم‌هایی است که هرگز، هرگز، هرگز از آنها پیشمان نخواهم شد.

پی نوشت: البته ممکن است برخی دوستان، با اصل اختیار حداقلی چندان راحت نباشند یا آن را درست ندانند. اما واقعیت این است که وقتی متوسط زندگی کسانی مثل خودم را – که به این قانون ایمان داریم – با متوسط زندگی کسانی که این قانون را باور ندارند نگاه می‌کنم، در دلم یک چیز می‌گویم: نه. من نمی‌خواهم کمیت و کیفیت زندگی‌ام در سطح آنها باشد: به عقب برنمی‌گردم.

+432
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

درباره واقعیت

آین رند

می‌توانی از روبرو شدن با واقعیت اجتناب کنی.

اما نمی‌توانی از روبرو شدن با نتیجه‌ی روبرو نشدن با واقعیت اجتناب کنی.

آین رند

+332
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

از جمله مزایای اینترنت

متخصصان آمار و احتمال به ما می‌گفتند اگر یک میلیون میمون را بنشانی و یک میلیون ماشین تایپ به آنها بدهی و فرصت کافی در اختیارشان قرار دهی، از حاصل کار تصادفی آنها می‌تواند شکسپیر هم در بیاید.
به لطف اینترنت فهمیدیم که این ادعا درست نبوده است.

روبرت ویلنسکی – متخصص هوش مصنوعی

+243
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

چگونه رقابتهای سیاسی را برای یادگیری خودمان به خدمت بگیریم؟

پیش نوشت: ای کاش می‌شد این مطلب را به عنوان یکی از درس‌های مجموعه آموزشی تسلط کلامی در متمم منتشر کنم.

اما با توجه به اینکه سیاست ما در متمم این است که هرگز درسی که حتی شائبه‌ جهت‌گیری سیاسی دارد در آنجا منتشر نشود، این مطلب را در روزنوشته منتشر می‌کنم.

البته قاعدتاً کسی که من را می‌شناسد، می‌داند که دغدغه‌ی اول زندگی‌ام آموختن و آموزاندن است و چندان ساده نیست که نیت خیر من را به مقصد و مقصود دیگری تعبیر کنند، با این حال به تعبیر پیامبر: اتقوا مواضع التهم (مناسب است از موقعیت‌هایی که ممکن است ما را در معرض اتهام قرار دهند دوری کنیم).

اصل مطلب: این تصویر که می‌بینید کتابی است که در سال ۸۴ (ترم اول ورود به دانشکده مدیریت در مقطع ارشد) خریدم.

استراتژی توسعه صنعتی کشور

کتاب توسط اساتید بزرگواری تنظیم شده که به جز دو مورد، طی سال‌های قبل و بعد از هشتاد و چهار افتخار حضور در کلاس درس باقی آن بزرگواران را داشته‌ام (دکتر مسعود نیلی، دکتر حسن درگاهی، دکتر طبیبیان، دکتر کیمرام، دکتر مدرس و دکتر نجمی).

کتاب، یک سند هفتصد صفحه‌ای است که برای مخاطب عام مثل من که سررشته‌ای از اقتصاد نداشته و ندارد، بسیار خسته‌کننده بود (و هست).

با این حال نشستم و آن را کلمه به کلمه خواندم و در مورد واژه‌هایی که نمی‌فهمیدم، کمی جستجو کردم (نه خیلی عمیق، گاهی در حد جستجو در وب یا معنی ساده‌ی آنها در واژه‌نامه‌ها).

در آن زمان به نتیجه رسیده بودم – و هنوز هم بر همان باور هستم – که گستردگی دایره لغات و دامنه واژگان فعال، می‌تواند نقش مهمی در رشد و موفقیت داشته باشد. در یک مقاله خوانده بودم که درآمد هر فرد با دایره‌ی واژگان او رابطه‌ مستقیم دارد و این نکته هم بر انگیزه‌ام می‌افزود.

از سوی دیگر، مسیر شغلی خودم را در مذاکره تجاری می‌دیدم و احساس می‌کردم که هر چه بیشتر، واژه‌های کلان اقتصادی و استراتژیک را بدانم و بتوانم در صحبت‌هایم به کار ببرم، مسیر موفقیت در جلسات برایم هموارتر است.

امروز فهمیده‌ام که اشتباه نمی‌کردم. اطلاعات و داده‌های آن کتاب، قدیمی شده و امروز به جای یک برنامه اقتصادی،‌ یک سند تاریخی است. اما قبل از نوشتن این مطلب، چند صفحه از آن را مرور کردم و اگر بخواهم منصف باشم باید بگویم که حس می‌کنم سهم آن کتاب در مسیر زندگی من (اگر فرض کنیم مسیر مثبتی بوده) بیش از آن چیزی است که قبلاً فکر می‌کردم.

اینها را گفتم که بگویم در چند روز اخیر، روحانی برنامه پیشنهادی دولت دوازدهم را در قالب یک فایل PDF حدوداً ۲۰۰ صفحه‌ای منتشر کرده است.

ضمن علاقه‌ای که به آقای روحانی دارم و فکر می‌کنم مشخص است که به عنوان احدی از آحاد ملت ایران، نظرم به نظر ایشان نزدیک‌تر است، اگر بخواهم صادقانه بگویم، برنامه های دوران انتخابات را چندان جدی نمی‌گیرم. چون می‌دانم که در کشور ما الزاماً نمی‌توان در اجرا به چنین سند‌هایی چندان وفادار ماند.

می‌فهمم که ارائه‌ی برنامه در شرایطی که رقیبان نتوانسته‌اند برنامه‌ی جدی ارائه کنند، یک مزیت رقابتی مهم و ارزشمند است و حاوی پیام مهمی برای مردم است، اما به شخصه در انتخابات – به شکلی که در کشور ما برگزار می‌شود – ترجیح می‌دهم بر اساس تفکر‌ها و مدل‌های ذهنی تصمیم بگیرم و رای بدهم و نه برنامه‌های رسمی (کمتر کسی را می‌شناسم که به خاطر برنامه‌ی مکتوب ارائه شده توسط کاندیداها، نظرش را له یا علیه کسی تغییر دهد).

با این اوضاع، چنین برنامه‌ای چه کاربردی می‌تواند داشته باشد؟

این نوع برنامه‌ها، توسط کارشناسان ارشد وزارتخانه‌های مختلف تنظیم و تدوین می‌شوند. به خاطر حساسیت‌شان، وزرا آنها را می‌خوانند. کاندیداها آن‌ها را بررسی می‌کنند. خلاصه اینکه از لحاظ متن (مستقل از محتوا) مجموعه‌ای غنی از واژه‌ها و اصطلاحات و عباراتِ وزینِ کارشناسی هستند.

فکر می‌کنم برای کسی که می‌خواهد نوشتن و حرف زدن در حوزه‌ی اقتصاد و مدیریت را تمرین کند، جزوه‌ی آموزشی خوبی محسوب می‌شوند و می‌توانند کاربردی مشابه کتاب استراتژی توسعه صنعتی – چنانکه به آن اشاره کردم – داشته باشند.

دوستانی که روزنوشته‌ها را دنبال می‌کنند می‌دانند که من همواره این جنس برنامه‌ها را دنبال می‌کرده‌ام و به عنوان ابزار آموزشی برای خودم استفاده می‌کردم. چنانکه در دوران انتخابات آمریکا هم سند A Better Way (برنامه پیشنهادی جمهوری‌خواهان) را می‌خواندم و معرفی کردم که متاسفانه الان به خاطر اینکه دسترسی به آن از طرف ما مسدود شده به آن لینک نمی‌دهم (این هم از طنز روزگار است که هر پیوندی قطع می‌شود، در نهایت به سایتِ پیوندها می‌رسی).

اجازه بدهید حرفم را در چند جمله خلاصه کنم:

رقابت‌های انتخاباتی می‌آیند و می‌روند. مردم سرنوشت خودشان را تعیین می‌کنند. می‌گویند چه می‌خواهند و چه نمی‌خواهند. کاندیداها بر پایه‌ی اخلاق یا بی‌اخلاقی با هم رقابت می‌کنند. جامعه به پیش می‌رود و دیر یا زود روزگار رقابت را فراموش می‌کند.

اما با چشم تیزبین، می‌توان در میانه‌ی این غبار برخاسته‌ در میدان رقابت هم، فرصت برای یادگیری را جستجو کرد و مورد استفاده قرار داد.

پی‌نوشت: بعدها که بیشتر و دقیق‌تر مطالعه کردم، دیدم که آن مقاله ظاهراً آن نکته در مورد رابطه دامنه واژگان و درآمد را از خودش درآورده بوده و در این زمینه تحقیقی دقیق و شفاف و گسترده وجود ندارد.

چقدر خوشحالم که آن موقع، اعتبارسنجی مقاله‌ها را نمی‌دانستم و نمی‌فهمیدم. وگرنه ممکن بود آن توصیه‌ی درست اما غیرعلمی را جدی نگیرم.

امروز، دیگر در این زمینه به نتیجه‌ی تحقیق‌ها کاری ندارم. سال‌ها نشستن پشت میز مذاکره‌های داخلی و خارجی، من را به این باور رسانده است که دایره لغات و مجموعه واژگان فعال، نه تنها درآمد که گاهی سرنوشت ما را می‌سازند.

+298
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

در جستجوی رای ندهنده

یکی از دوستانِ دوست‌داشتنیِ من در کانادا، پیام جالبی در اینستاگرام گذاشته بود که حیفم آمد اینجا با شما به اشتراک نگذارم.

البته ظاهراً – آن طور که اشاره کرده – ایده‌ی خودش نیست و دیگرانی هم هستند که چنین روشی را به کار برده‌اند.

اما به هر حال، هم ایده برایم ارزشمند بود و هم تلاش این دوست برای استفاده از حق خود.

چون اکانت خصوصی بود، حس کردم بهتر است اسم را محو کنم تا حریم شخصی صاحب اکانت حفظ شود:

elections

+291
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

دچار چشم تو دگر دچار خود نمی‌شود

چند روزی است که ترانه‌ی حوالی تو با صدای هوتن هنرمند را خریده‌ام و گوش می‌دهم و بارها و بارها در گوشم تکرار می‌شود.

به قصد رعایت حقوق صاحب اثر، صرفاً بخشی از این ترانه را برای شما در اینجا می‌گذارم. این اثر، مجاز است و مانند بسیاری از آثار موسیقی از طریق فروشگاه بیپ تیونز عرضه می‌شود.

یک بار دیگر هم باید به جان بچه‌های بیپ تیونز دعا کرد. چون بخشی از مشکل رعایت نکردن کپی رایت، به دشوار بودن یا طولانی بودن مسیر پرداخت حقوق صاحب اثر بازمی‌گردد. شاید اگر بیپ تیونز نبود، ما وقتی آهنگی را می‌شنیدیم، تا بعداً که به فروشگاهی برسیم و یادمان باشد و آن آلبوم وجود داشته باشد، خریدنش را فراموش می‌کردیم.

توضیح اینکه عنوان این نوشته (دچار چشم تو دگر دچار خود نمی‌شود) بازنویسی مفهومی یکی از بیت‌های ترانه است:

گمان نمی‌کنم شود دوباره با خود آشنا

دچار گشته هر که بر جنون چشم‌های تو

نخستین بار که این موسیقی را گوش می‌دادم، صدای زیبای همسایه‌ی مهربانم هم با آن مخلوط شده بود. گفتم عکس او را هم برایتان بگذارم:

عکس گنجشک - محمدرضا شعبانعلی

+235
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

حسابداری جنگ – هزینه جنگ عراق برای آمریکا چقدر بوده است؟

اخیراً سرگرم مطالعه‌ی کتاب جنگ سه هزار میلیارد دلاری هستم.

کتاب توسط ژوزف استیگلیتز و لیندا بیلمز نوشته شده است. استیگلیتز، اقتصاددان آمریکایی برنده جایزه نوبل است که در نیویورک زندگی می‌کند و در دانشگاه کلمبیا درس می‌دهد. او به مدت چهار سال، اقتصاددان ارشد بانک جهانی هم بوده است. بیلمز هم استاد دانشگاه هاروارد است.

هر دو نفر از اقتصاددان‌های نامی هستند و در این کتاب، سیاستهای جنگ طلبانه آمریکا را به نقد کشیده‌اند.جنگ عراق - آمریکاادعای آمریکا از ابتدا این بود که جنگ عراق حدود ۵۰ میلیارد دلار هزینه خواهد داشت. اما استیگلیتز و همکارش بر این باور هستند که محاسبه‌ی هزینه‌ی جنگ، صرفاً با محاسبه‌ی استهلاک تجهیزات نظامی و حقوق نیروهای نظامی کاری ناقص و نادرست است.

جنگ هزینه‌های دیگری هم ایجاد می‌کند که باید همه‌ی آنها مورد توجه قرار بگیرند.

آنها در نقد جنگ‌طلبی آمریکایی با محاسبه‌ی دقیق و مستدل توضیح می‌دهند که اگر هزینه‌های پنهان جنگ را محاسبه کنیم، هزینه‌ی حضور نظامی آمریکا در عراق تا کنون بیش از سه هزار میلیارد دلار بوده است و این رقم هنوز هم در حال افزایش است.

استیگلیتز توضیح می‌دهد که کشورهایی مثل آمریکا که علاقمند به فعالیت‌های نظامی هستند باید حسابداری جنگ را بیاموزند و هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم جنگ را محاسبه کنند تا بتوانند در مورد منطقی بودن جنگ تصمیم بگیرند.

بر اساس نظر این دو اقتصاددان، اگر دولت آمریکا هزینه‌ی جنگ عراق را در داخل کشور خود صرف توسعه و رشد اقتصادی می‌کرد، الان آمریکا بسیار جلوتر از نقطه‌ی فعلی بود.

استیگلیتز از منتقدان جدی دونالد ترامپ هم بوده و هست. مقالاتی مانند ابهام ترامپی و چگونه در دوران ترامپ زنده بمانیم و اقتصاد آمریکا چه انتظاراتی از ترامپ ندارد از جمله مقالات او هستند.

نگرانی اصلی استیگلیتز این است که ترامپ با ساختار اقتصادی که ایجاد کرده، اگر بخواهد آمریکا را از رکود فعلی در بیاورد، تنها گزینه‌ی روی میزش راه‌اندازی جنگی در مقیاس جهانی خواهد بود. البته ترامپ برای این‌کار به شرکایی هم نیاز دارد تا کمک کنند که آتش جنگ برافروخته شود.

استیگلیتز و اقتصاددانان همراه او، می‌کوشند با آموزش روش محاسبه‌ی واقعی هزینه‌های جنگ، احتمال چنین تصمیمی را از سوی دولت ترامپ کاهش دهند و به آنها یادآوری کنند که هزینه‌های هر جنگی، بیش از آن چیزی است که روی کاغذ محاسبه و مطرح می‌شود.

+203
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش