پیشنوشت: اگر چه مطالبی که در اینجا اشاره میکنم، در متمم تا حد خوبی رعایت شده است؛ اما در روزنوشتهها، در گذشته خودم هم کمتر آنها را رعایت کردهام و امسال قصد دارم آنها را جدیتر بگیرم و حتی نوشتههای قدیمیتر را هم بر همین اساس اصلاح کنم. بنابراین امیدوارم من را به خاطر توصیه به کاری که خودم هنوز به صورت کامل در روزنوشته پیاده سازی نکردهام ببخشید. اما چارهای نبود جز اینکه زودتر دربارهاش حرف بزنم. چون در غیر این صورت دوستانی که اخیراً #وبلاگ نویسی را آغاز کردهاند، چند سال بعد به مشکل من گرفتار خواهند شد و صدها نوشته در آرشیوشان انباشته خواهد شد که آراستن و پیراستن آنها، جز با عزمی جدی و مدیریتی جهادی ممکن نیست (توضیح: کلاً در هر کاری اگر از اول بدانیم که چه کار میکنیم و چگونه کار میکنیم و چگونه باید …
محمدرضا شعبانعلی
در بین چند هزار پیام نوروزی، چند صد پیام مشابه داشتم که گفتم چند موردی از آنها را با شما به اشتراک بگذارم. حدسم این است که شما هم چنین پیامهایی، کمتر یا بیشتر از من، را دریافت کردهاید. تاریخ روزی در وصف ما خواهد نوشت: «در اینجا روزگاری مردمانی میزیستند که هر سال سر بر آسمان، نیایش تحول میخواندند و در سراسر زمین تمایز را تحسین میکردند اما زندگی خود را بر تکرار و تقلید و تنبلی بنا کرده بودند. حتی هر سال، بهانهی خنده و گریهشان هم هیچ تغییری با سالهای قبل نمیکرد. انقراض آنها، نه با برخورد شهابسنگی از بالای سرشان بود و نه به روبرویی با یخبندانی در زیر پایشان. آنها خود، آگاهانه، مرگ را – که سکون و تکرار و توقف است – انتخاب کرده بودند.» پی نوشت یک: ای کاش، آسمان یک بار در جواب این …
دوست داشتم برای شروع سال جدید، مطلبی بنویسم. اما دیدم که حرف تازهای ندارم و هر چه بوده تا امروز یه جایی (در متمم یا روزنوشته) نوشتهام. نهایتاً تصمیم گرفتم همون حرفهای قدیمی رو با موبایل ضبط کنم و به شکل یک فایل صوتی منتشر کنم. امیدوارم حوصلهی شما از گوش دادن به این فایل سر نره و اگر احساس کردید ممکنه به درد کس دیگری هم بخوره، برای دیگران هم بفرستید:
جدیدترین نسخه کتاب پیچیدگی را میتوانید به کمک لینک زیر دانلود کنید: [icon name=”file-pdf-o” class=”” unprefixed_class=””] دانلود کتاب پیچیدگی و سیستمهای پیچیده توضیح برای دوستانی که نسخههای قبلی رو دیدهاند: من اول فکر میکردم بهتره بحث انتروپی شنون رو در ادامهی نیوتون علفها (بولتزمن) بنویسم. بعد دیدم فصل جدا باشه بهتره. اینه که فصل ۷ الان شده انتروپی شنون و همهی فصلهای بعدی یه شماره جابجا شدن. الان از صفحهی ۱۳۷ تا ۱۴۴ میتونید بخش جدیدی که اضافه شده رو ببینید. توضیح: مثل خیلی از فصلهای دیگه، این اولین نسخه هست و خودم دوستش ندارم. کم کم که جلو بره فکر میکنم که چه بیانی میتونه براش شیرینتر و بهتر باشه. فعلاً فقط خواستم بنویسمش که شروع شده باشه. #پیچیدگی
دلم میخواست چند خطی درباره استیون هاوکینگ پس از مرگش بنویسم، اما بعد که دیدم ظاهراً نوشتن از او به یک مد تبدیل شده و همهی تیم سلبریتیهای زلزله کرمانشاه و کشتی سانچی این بار بر سر قبر هاوکینگ ریختهاند، گفتم چند روزی صبر کنم و وقتی آب از آسیاب افتاد آن چند سطر را بنویسم. چون حرفهایی که مطرح میکنم مستقل از هم هستند، آنها را در قالب چند نکته مینویسم. شاید هاوکینگ مسئلهی ما نباشد نخستین نکتهای که میخواهم بگویم این است که احساس شخصیام بر این بوده و هست که هاوکینگ، مسئلهی عموم ما نیست. منظورم این نیست که نباید از مرگ او ناراحت شد یا به او احترام گذاشت؛ بلکه مسئلهام این است که هاوکینگ، همنشین تعداد بسیار کمی از ما ایرانیان بوده و بسیاری از ما هرگز حتی چند ساعت از زندگی خود را به …
چگونه کتاب بنویسیم؟ (از وبلاگ نویسی تا کتاب نویسی)
کتاب نوشتن هم در کشور ما چیزی شبیه ادامه تحصیل و فوق لیسانس گرفتن یا دکتر شدن است. به این معنا که کلاً کار مثبتی محسوب میشود و ندیدهام تا کنون به کسی که کتابی نوشته گفته باشند: چرا کتاب نوشتی؟ یا چرا وقتت را به نوشتن و نویسندگی گذراندی؟ با این مقدمه میخواهم تاکید کنم که به نظرم، همانطور که بسیاری از تصمیم های ادامه تحصیل (نه همهی آنها) صرفاً ناشی از نادانی یا ناتوانی و نداشتن شجاعت در نه گفتن به خواست اجتماعی یا تقلا برای کسب جایگاه اجتماعی یا بیکاری یا بیسوادی است و به ندرت میتوانید کسانی را پیدا کنید که ادامه تحصیل داده باشند و در یکی از گروههای فوق نگنجند، نوشتن کتاب نیز به تدریج به همین سمت رفته است. بنابراین اگر کسی از من بپرسد: آیا خوب است که یک کتاب بنویسم؟ به سادگی حاضر نیستم به او …
به واسطه معرفی دکتر رنانی در یکی از نوشتههایشان، با آقای دکتر محمد فاضلی آشنا شدم. و باز به توصیهی ایشان، این فایل صوتی ۲۰ دقیقهای از دکتر فاضلی را گوش دادم. بعد هم عضو کانال ایشان شدم (اینجا) و مشغول خواندن و شنیدن بقیهی حرفهایشان هستم تا بیشتر بیاموزم. به نظرم خصوصاً فایل صوتی ۲۰ دقیقهای ایشان، نشاندهندهی تسلط عمیق و دقیقشان بر تفکر استراتژیک و نیز نگرش سیستمی است. در گذشتههای دور، وقتی کسی میخواست حرفی را به گوش همه برساند، میگفت: خواب دیدهام که باید این را به هفت نفر بگویی وگرنه پس از هفتاد روز اتفاق بدی برایت میافتد. دکتر رنانی هم از تعبیر مشابهی استفاده کردهاند: فایل صوتی را برای ده نفر بفرستید که حداقل سه نفرشان دارای مسئولیت باشند. فکر میکنم میشود در ادامهی حرف دکتر گفت: اگر چنین نکنیم، حداکثر بعد از هزار …
رانیا ابوزید یک کتاب نوشته به اسم No Turning Back: Life, Loss, and Hope in Wartime Syria که امروز منتشر شد. با توجه به محتوا اسمش رو میشه بدون بازگشت ترجمه کرد. دوران سوریه رو از ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۷ بررسی میکنه. یک جمله بود که وقتی میخوندمش خیلی دلم گرفت. میگفت: کشور سوریه، امروز فقط در خاطرات هست و در نقشهها. کشوری که هر روز بخشی از مردمش با افتخار اعلام کنند که بخشی از کشورشون رو از گروه دیگهای از مردم همون کشور پس گرفتهاند، دیگه وجود خارجی نداره.
این کلیپ زیبا رو Business Insider دو یا سه سال پیش منتشر کرد. گفتم شاید اگر اون رو ندیده باشید دیدنش برای شما هم جذاب باشه. سعی شده حدود چهار و نیم میلیارد سال عمر زمین روی فاصلهی لسآنجلس تا نیویورک (حدود ۴۰۰۰ کیلومتر) تصویر بشه. البته قاعدتاً اگر مثلاً روی تهران تا مشهد (این پایتخت تا اون پایتخت) ترسیم میشد بهتر میتونستیم تصورش کنیم. اما به نظرم همچنان خیلی زیبا است و تصویر و تصور خوبی از تایملاین شکلگیری زندگی بر روی زمین در اختیارمون میگذاره.
طی چند روز اخیر، برای اینکه بخشی از مفهوم پیچیدگی برای من شفافتر بشه، به سراغ کرمها رفتهام و دارم رفتارهای اونها رو بررسی میکنم و گزارشهایی که دربارهشون منتشر شده میخونم. یکی از این کرمهایی که توجه من رو جلب کرد، کرم نواری یا Ribbon Worm بود. البته کرمهای نواری (اصطلاحاً: شاخه روبانیان یا تسمه سانان) بیش از ۱۳۰۰ گونه مختلف دارند. اما در اینجا بحث من به تنوع گونههای اونها مربوط نیست. گفتم شاید دیدن این کلیپ کوتاه – اگر قبلاً ندیده باشید – براتون جالب باشه: البته کسی که با این کرم در این کلیپ برخورد کرده، متاسفانه کمی بیرحمانه رفتار کرده. به خاطر اینکه حوصله نداشته منتظر بمونه تا کرم خودش این تور ماهیچهای رو پهن کنه، سعی کرده تحریکش کنه. اما به هر حال این چیزی که میبینیم ترشح میشه بهش میگن پروباسیس (Proboscis) و بعد از …
