احتمالاً شما هم تصویر آموزش مایکروسافت ورد در غنا پای تخته با گچ را دیده باشید. اما حیفم آمد که آن را دوباره در اینجا منتشر نکنم. عکسها مربوط به اوورا کوادرو هاتیش (Owura Kwadwo) معلمی در کشور غنا است که خودش آن را در صفحهی فیسبوکش منتشر کرده است. این نوع تصاویر بهتر از بسیاری نوشتهها و حرفها میتوانند معنای شوق واقعی معلمی را پیش چشمان ما ترسیم کنند. پی نوشت ۱: شاید این عکسها برای بعضی از دوستانم عجیب یا سخت یا حتی ترحمانگیز به نظر برسد. اما برای من، واقعاً شوق برانگیز است. هرگز یادم نمیرود زمانی که کامپیوتر کمودور ۶۴ داشتم و به خاطر اینکه ماوس چیزی نبود که هر کسی داشته باشد و بعضی برنامهها فقط با ماوس کار میکردند، با اسمبلی ۶۵۱۰ برای کمودور برنامهای نوشته بودم که حرکت Cursor را از من به عنوان …
محمدرضا شعبانعلی
برآورد انتروپی شنون برای یک دسته کارت ۲۰ تایی (زنگ تفریح)
اگر کمی وقت آزاد دارید و یک کامپیوتر با نرم افزار Excel دم دستتان است، شاید بد نباشد کمی برای این بازی ساده وقت بگذارید. این بحث به نوعی به بحثی که تحت عنوان انتروپی در کتاب پیچیدگی طرح کردم (و ادامه خواهم داد) ربط دارد و به درک بهتر انتروپی کمک میکند. همچنین باعث میشود درک بهتری از مفهوم Patternlessness (بههمریختگی یا بینظمی) داشته باشیم. بحث را در کتاب ادامه خواهم داد؛ بنابراین، در اینجا فقط یک بازی ساده داریم و هیچ فایدهی عجیب و غریبی هم ندارد (اگر چه میتواند از گشت و گذار در شبکه های اجتماعی جالبتر باشد). فرض کنید ۲۰ کارت دارید که از یک تا بیست شمارهگذاری شدهاند. میتوانید این ۲۰ عدد را واقعاً روی ۲۰ تکه کاغذ بنویسید یا به هر شیوهی دیگری ترتیب آنها را ثبت کنید. طبیعتاً منظمترین شکل قابل تصور این …
این عکس به مناسبت سالروز تولد هوشنگ ابتهاج (سایه) در فضای مجازی دست به دست میشد و اینطور که زهرا شریفی عزیز لطف کرد و گفت عکاس این عکس خانم ژاله ستار هستند. چون دوست داشتم که گاه و بیگاه این عکس را ببینم (و گفتم شاید شما هم دوست داشته باشید)، آن را اینجا گذاشتم. دکتر کدکنی شعری هم به مناسبت ۹۰ سالگی این شاعر بزرگ کشورمان سرودهاند که در مصرعی از آن چنین تعبیری را برای سایه به کار میبرند: «آفتابی تو که در سایه نهانی، سایه». آن شعر بیت دیگری هم دارد که من بسیار دوستش دارم: نیست امروز کسی عارف و زندیق به هم تو در این ره، همه جا ورد زبانی سایه قبلاً بارها و به بهانههای مختلف از این بزرگان نام بردهام و عرض ارادت کردهام. بنابراین، این مطلب را طولانیتر نمیکنم و صرفاً …
متاسفانه با خبر شدم که دوست خوبمان شهرزاد، پدرشان را از دست دادهاند. پدر شهرزاد حدود یک ماه پیش به صورت ناگهانی گرفتاری بیماری سختی شدند و متاسفانه پس از یک ماه تحمل دشواریها، فوت کردند. در اینجا از طرف خودم و بقیهی دوستان متممی به شهرزاد عزیز تسلیت عرض میکنم و امیدوارم بتوانند در تحمل دشواری از دست دادن پدر – که قطعاً پشتوانهای ارزشمند برای همهی ماست – صبور باشند.
پیشنوشت: قاعدتاً برای مخاطب من که سالهاست از علم و علمآموزی مینویسم، مفاهیمی مانند علم و حوزه علم و تعریف علم و روش علمی تازگی ندارند. اما در عین حال، حیفم آمد که این نامهی ارزشمند دکتر اردکانی را در روزنوشتهها بازنشر نکنم. امروز بسیاری از آنچه در باب علم یا دین یا نسبت علم ودین گفته میشود از حب و بغض سرشار است و کمتر پیش آمده که متنی با چارچوب مشخص و شفاف و با تلاش برای به رسمیت شناختن چارچوب فکریِ دو اردوگاهِ علم و دین، تنظیم و منتشر شود. طبیعتاً اینکه این متن توسط آقای اردکانی به عنوان یک فیلسوف و متفکر بزرگ ایرانی و نیز رئیس فرهنگستان علوم کشور و نیز عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و نیز استاد بازنشسته گروه فلسفه دانشگاه تهران نوشته شده، ارزش آنرا دوچندان میکند. منبع مطلب زیر: سایت دکتر اردکانی *** چندی پیش دبیرخانه …
در زیر مطلبی که برای چهارمین سالگرد متمم نوشته بودم، در میان حرفها و لطفهای دوستان عزیزم، محمدصادق اسلمی سوالی را مطرح کرده بود که آن را اینجا نقل میکنم: رفتار ما در صفحه نمایشهای مختلف چگونه است؟ چه تفاوتهایی بین رفتار کسانی که با لپتاپ، تبلت، موبایل وارد سایت میشن وجود داره؟ از لحاظ وقتی که میذارن، دقتشون توی خوندن مطالب، حل کردن تمرین، زمان و شاخصهای دیگهای که میتونه وجود داشته باشه میدونم جواب به این سوال خودش میتونه چند صد صفحه باشه و مطمنا وقت تو هم اجازه چنینکاری رو نمیده. اما قطعا شواهد ارزشمندی داری که میتونی در موردش حرف بزنی، حتی در حد چند خط، خیلی کنجکاوم بدونم چه تفاوتهای رفتاری وجود داره در صفحه نمایشهای مختلف ( مخصوصا برای یک شخص، یعنی کسی که یه بار با گوشی وارد شده یه بار با لپتاپ) اما …
خواستم برای سانحهی سقوط، پیام تسلیت بنویسم. اما دیدم اگر تسلیتی برای بازماندگان لازم است، نباید به بستگان سانحهدیدگان محدود شود. ما همه بازماندگان یک سقوط پیوسته و دائمی هستیم. ای کاش این “اصحابِ کهف”، به جای هواپیما یک شتر در اختیار هر یک از ما قرار میدادند. همان وسیلهی نقلیهای که پس از مرگ و سانحه، ارزش مادی ما را بر اساسش میسنجند و پرداخت میکنند. ما هم باید بپذیریم که “حمل و نقل هوایی” و “اقتصاد شتری” یک جا جمع نمیشوند.
خوشحالم که فرصتی دست داد تا کتاب پیچیدگی را کمی کاملتر کنم و بحثهای آن را به پیش ببرم. نسخه جدید کتاب پیچیدگی را میتوانید با کلیک بر روی لینک زیر دانلود کنید: [icon name=”file-pdf-o” class=”” unprefixed_class=””] دانلود فایل PDF کتاب پیچیدگی اگر نسخههای قبلی را خواندهاید، عملاً کافی است این بخشها را بخوانید: صفحههای ۱۰۳ تا ۱۱۴ از نظر علمی ویرایش شدهاند (میتوانید فعلاً نخوانید) بخش نگاه بولتزمن به انتروپی (صفحههای ۱۱۴ تا ۱۱۷) اضافه شده است. بخش قانون دوم ترمودینامیک هم (صفحههای ۱۲۳ تا ۱۲۶) اضافه شده است. #پیچیدگی
در گذشته بخشی از جملههای ابتدای ایمیلهای هفتگی را در قالب فایل PDF منتشر کرده بودم. در اینجا قسمت سوم این آرشیو (جملههای مربوط به هفتههای ۴۱ تا ۶۰) را برای دانلود آماده کردهام: [icon name=”download” class=”” unprefixed_class=””] دانلود فایل PDF جملههای هفتگی (بیست هفتهی سوم) پی نوشت: اگر چه بر اساس آنچه در درسهای استراتژی محتوای متمم آموختهایم، انتشار این نوع فایلها را میتوان نمونهای از بازآفرینی محتوا دانست، اما واقعیت این است که دغدغهی اصلی من، آرشیو شدن این جملهها بود. چون برای انتخاب / ترجمه / نوشتن هر کدام، زمان قابل توجهی صرف شده و حیفم میآمد که در زیر تودهی دادهها در Mail Serverهای دنیا دفن شوند. #جمله های هفتگی
برای سعید محمدی: آمادگی برای زندگی در جهانی با یکپارچگی افقی
پیش نوشت: این مطلب را میتوان زیرمجموعهی مطالبی دانست که تحت عنوان گفتگو با دوستان مطرح میکنم. در یکی از بحثهای مربوط به کانکتوگرافی به یکپارچگی عمودی و یکپارچگی افقی رسیدیم و دیدیم که به نظر میرسد هرمِ دنیا هر چه بیشتر در حال حرکت به سمت یک ساختار مسطح است. در آنجا سعید به آمادگی برای زندگی در جهانی با ساختارِ یکپارچهی افقی اشاره کرده بود و فکر کردم بد نیست به بهانهی حرف سعید، چند جملهای بیشتر در اینباره صحبت کنیم. حرفهایی که در اینجا مینویسم، ناشی از تسلط بر این بحث یا پختگی در مواجهه با یکپارچگی افقی یا هر چیزی از این دست نیست. فقط حس کردم شاید بشود به بهانهای، بر اهمیت بحثِ یکپارچگی افقی تأکیدی دوباره کرد. من همیشه – حداقل در مورد فرایند فکر کردن و یادگیری خودم – دو نگرانی جدی داشتهام. …
