چون در مطلبی تحت عنوان داستان دو نگهبان یکی از جانورهای دوستنداشتنیِ کوچه رو معرفی کردم، گفتم اینجا عکس یکی از جانورهای دوستداشتنی کوچه رو بذارم. تجربهی مواجههی بسیاری از ما با روباه – در صورتی که در شهر زندگی کرده باشیم – به حرفهایی برمیگرده که دختر و پسرهای شکستخوردهی عاطفی در اینستاگرام توی دهن روباهِ شازده کوچولو میذارن. البته روباهِ شازده کوچولو، اخیراً غیر از مسائل عاطفی، در مسائل اجتماعی و فلسفی و سیاسی هم اظهار نظر میکنه. مثلاً وقتی ازش میپرسن کی همه چی درست میشه؟ میگه وقتی بفهمی همهچیز به خودت بستگی داره (واقعاً دلم برای #اگزوپری میسوزه). اما اینها رو گفتم که بگم، من این شانس رو دارم که با یه روباه همسایه باشم و اتفاقاً الان بهتر میفهمم که چرا حیوانی که باید در شازده کوچولو از اهلی شدن حرف میزده، روباه بوده. بر …
محمدرضا شعبانعلی
یکپارچگی عمودی در برابر یکپارچگی افقی در جهان پیوسته
پیش نوشت: این مطلب در ادامهی معرفی کتاب کانکتوگرافی و مروری بر بخشی از فصل اول کتاب کانکتوگرافی (تحت عنوان: پلهایی به جای دیوار) نوشته شده است. پاراگ خانا در ادامهی فصل اول کتاب خود، میکوشد تصویری شفافتر از نقش پیوستگی و اتصال در تغییرات دنیای جدید برای ما ترسیم کند. یکی از مفاهیمی که او به آنها اشاره میکند «رنگ باختنِ تدریجیِ یکپارچکی عمودی در برابر یکپارچگی افقی است». این نوشته را میخواهم به تفسیر همین یک جمله اختصاص دهم. اجازه بدهید اول مفهوم یکپارچگی عمودی در منظومهی ذهنی این نویسنده را بررسی کنیم. فرض کنید در جهانی زندگی میکنید که امپراطوریهای بزرگِ X و Y و Z وجود دارند. هر یک از این امپراطوریها درون خود سازمانها و ساختارها و کسب و کارهای متنوعی دارند. حتی میتوانیم بگوییم دولتهای متعددی در درون هر امپراطوری وجود دارند (منظور از دولت، گروههایی هستند که بخشهایی از حاکمیت و قدرت …
خیابانی که من در آن زندگی میکنم پهن است؛ طولانی و بنبست. در انتهایش هم فضایی پارکمانند وجود دارد با درختانی در همفرورفته و این ویژگیها، خیابان را برای دختران و پسران جوانی که میخواهند دور از چشم داروغهها و دربانان جهنم و متولیان بهشت، کنار هم باشند و خلوت کنند، مساعد و مطلوب میکند. دو ساختمان اداری در ابتدای خیابان قرار دارند و بر هر یک نگهبانی گماشته شده. نگهبانِ ساختمان اول را نمیتوانی نبینی. صندلیاش را بیرون ساختمان گذاشته و بسته به سرما و گرما محل آن را جابجا میکند. داخل هر ماشینی که وارد خیابان میشود، سر میکشد. غریبهها هم که نمیدانند نگهبان ساختمان است و فکر میکنند نگهبان محله است، گاهی از او برای ورود به کوچه اجازه میگیرند. باید غرورش را در لحظهای که به مردم اجازه میدهد وارد خیابان شوند ببینید و قدی که …
توضیحات مربوط به آخرین نسخه کتاب پیچیدگی و سیستمهای پیچیده: آخرین نسخه کتاب پیچیدگی را میتوانید از طریق لینک زیر دانلود کنید: [icon name=”file-pdf-o” class=”” unprefixed_class=””] دانلود آخرین نسخه فایل PDF کتاب پیچیدگی و سیستمهای پیچیده در نسخهی جدید کتاب پیچیدگی، وقت قابل توجهی را صرف مرتب کردن کتاب و تا حدی اصلاح ساختاری آن کردم. عکسها کوچکتر شدهاند تا جای کمتری اشغال کنند و صفحههای خالی که بعضاً در بین فصلهای مختلف ایجاد شده بود حذف شده است. در ابتدای کتاب هم فهرستی قرار دادم که به تک تک موضوعات لینک شده و کار پیدا کردن و پیگیری موضوعات را سادهتر میکند. به پیشنهاد سینا آقااحمدی، جاهایی که کلیپ داشتم، QR-Code گذاشتم و اگر کتاب را روی تبلت یا لپتاپ یا نسخهی کاغذی بخوانید، میتوانید با اسکن کردن کد روی موبایل، کلیپها را راحت و سریع ببینید. چند صفحه هم …
پلهایی به جای دیوار (دنیایی متصلتر از همیشه)
پیش نوشت: این مطلب مرور کوتاهی به بخشی از فصل اولِ کتاب کانکتوگرافی نوشتهی پاراگ خانا است که قبلاً آن را معرفی کردهام. خانا برای عنوان نخستین فصل کتابش، عبارتِ From borders to bridges (از مرزها تا پلها) را انتخاب کرده است. فکر میکنم در زبان فارسی، پلهایی به جای دیوار بتواند مفهومِ پنهان در این عنوان را تا حد خوبی منتقل کند. به محض دیدن این عنوان، یاد جملهی مشهوری افتادم که از نیوتون نقل میشود: «ما دیوارهای زیادی میسازیم؛ اما به اندازهی کافی پل نمیسازیم.» اگر چه پاراگ خانا در این فصل از کتاب به نیوتون و این حرف او اشاره نکرده است، اما میتوان حس کرد که تمام این فصل، پاسخی به نگرانی نیوتون است. خانا بر این باور است که اکنون – سه قرن بعد از نیوتون – پلها بیشتر و سریعتر از دیوارها ساخته میشوند. آیا …
بعد از تعداد زیادی پستِ جدی و رسمی، برای اینکه کمی فضای روزنوشتهها عوض بشه گفتم عکس این دمنوشهای مهرگیاه رو بذارم که اخیراً خریدم. یه مدته دارم سعی میکنم مصرفِ کافئین روزانهام رو کاهش بدم و به جاش از دمنوش استفاده کنم (معمولاً سالی یه بار این تصمیم رو میگیرم و یه ماه به شدت بهش وفادار میمونم و بعد روز از نو روزی از نو). اما اصل علتِ انتشار این پست، تحسینِ زحمت مجموعه تولیده کننده دمنوش مهرگیاه است. با وجودی که از هر فرصتی برای خریدن چای و دمنوش استفاده میکنم و هر جا هم مسافرت میرم، گرونترین چای یا دمنوشها رو برای کنجکاوی میخرم و امتحان میکنم، همچنان از اینکه توی ایران چنین محصولِ با کیفیتی عرضه میشه لذت میبرم. پی نوشت: یه بار هم باید در مورد دمنوش نیوشا حرف بزنیم. چیزی که اخیراً دیدم …
امروز، دوم بهمن ماه ۹۶، متمم چهارمین سال فعالیت خود را پشت سر گذاشت. رابطهی دوستان متممی با متمم چنان نزدیک و پیوسته است که جزئیات فعالیتها، چالشها، ضعفها و بهبودها را بهتر از هر کس دیگری میدانند و روند رشد و توسعه متمم را نیز کاملاً زیر نظر داشتهاند. با این حال، صرفاً به عنوان حفظ سنت سالیانه، بر برخی از تغییرات و بهبودهایی که در سال گذشته در متمم به وجود آمد اشاره میکنم. لازم به تکرار و تأکید است که رشد متمم، کاملاً ارگانیک است و مانند هر رشد طبیعی دیگری، همزمان با گذر زمان، در کنار طراحی و توسعه ظرفیتها و قابلیتهای جدید، گهگاه مسیرهای اشتباه یا نادرستی هم رفته و میرود که معمولاً میکوشیم با توجه به بازخورد دوستان متممی، آنها را اصلاح کنیم. برخی از مهمترین تغییرات و بهبودهای سال گذشته به شرح زیر …
کتاب کانکتوگرافی پاراگ خانا – نگاه تازهای به جغرافیای جهان
حرف کتاب کانکتوگرافی در یک جمله خلاصه میشود دوستی دارم که تنبلی با تمام وجود در او رخنه کرده است. روزهایی که یک توییت منتشر میکند، دیگر در خانه میماند و سرِ کار نمیرود. میگوید امروز خیلی خسته شدم. این دوست عزیز، معمولاً در مواجهه با کتابها بعد صرف زمان (و انرژی) برای ورق زدن آنها، با نگاهی خسته رو به من میکند و میگوید: نمیشد همینها را در یک جمله توییت کند؟ کلِ حرف این کتاب که یک جمله بیشتر نیست. آن دوست، هنوز فرصت نکرده این کتاب را ببیند. وگرنه فکر میکنم آن را یکی از مصداقهای جملهی طلایی خودش خواهد دانست: کلِ کتاب میگوید که دنیا هر روز بیش از گذشته به هم متصل میشود. درباره پاراگ خانا پاراگ خانا را نمیشناختم – و هنوز هم چندان نمیشناسم. راستش را بخواهید کتاب کانکتوگرافی (Connectography) او را هم بدون هرگونه …
فاصلهی رو به افزایشِ نقطهی آغاز و نقطهی پایان
اکنون که بیش از هر زمان دیگری در گذشته با ابزارهای دیجیتال به یکدیگر متصل شدهایم، به نظر میرسد باید در تحلیل رویدادهای اجتماعی نیز، بیش از هر زمان دیگری به تفاوتِ نقطهی آغاز و مکانیزم گسترش و نتیجهی نهایی توجه داشته باشیم. البته نیت، اقدام و نتیجه، هیچوقت به صورت مطلق به یکدیگر مرتبط نبودهاند. اما میتوان گفت که این سطح از واگرایی و فاصله را هم، هرگز در گذشته شاهد نبودهایم. #شبکه های اجتماعی
نکته کوچکی در مدیریت زمان (و البته مدیریت همه منابع)
هر خبری را که میتوانی نشنوی نشنو. هر کتابی را که میتوانی نخوانی نخوان. هر تلفنی را که میتوانی جواب ندهی جواب نده. هر پیامکی را که میشود نخوانده پاک کرد، نخوانده پاک کن. هر پیامکی را که میشود خواند و جواب نداد، بخوان و جواب نده. هر تبریکی را که میشود نگفت، نگو. هر تسلیتی را که میشود نگفت، نگو. هر چه را که میشود نخورد، نخور. هر چه را که میشود ننوشت، ننویس. هر جا که میشود نباشی نباش. هر پولی را که میشود هزینه نکنی نکن. هر کامنتی را که میشود جواب ندهی جواب نده. هر کسی را که میشود ندید، نبین. هر چیزی را که میشود نیاموخت، نیاموز. بیتردید میتوانی وقتت را: برای شنیدن خبرهایی بگذاری که باید بشنوی؛ و برای کتابهایی که باید بخوانی؛ و برای تلفنهایی که باید پاسخ بدهی؛ و برای پیامکهایی که …
