خانه » مهمانی امشب من…

مهمانی امشب من…

توسط محمدرضا شعبانعلی

مهمانی امشب را در زیر این پست برگزار میکنیم.

ظاهراً دو تا موضوع تا حالا مطرح شده. پیشنهاد من رویا پردازی بود که توضیحاتی هم در موردش نوشتم.
بچه ها در مورد «صداقت، روراستی و یکرنگی» و این نوع مفاهیم هم پیشنهاد داشتند.
شاید موضوعات دیگری هم مطرح شود…
به هر حال من هم مثل شما منتظرم.
تازه به خانه رسیده ام. یک استراحت کوتاه بکنم و 10 بیایم پیش شما…

همچنین ممکن است دوست داشته باشید

661 دیدگاه

فاطمه یوسفیان ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۳۰

مرجان جون باقالی چیه شما تاج سری
هی نگو برق و چراغ مگه بابا برقی تو بذار روشن باشن حتما محمدرضا کم مصرف وصل کرده (شایدم استاد یارانه شون قطه)

پاسخ
سهیل ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۹

محمدرضا جان با اجازت ، من برم کار کنم بعدش بگیرم بخوابم فردا ساعت 7 باید برم دانشگاه 🙁
محمدرضا جان در اولین فرصت اگر مایل بودی حتما با من تماس بگیر.

شب همگی بخیر

پاسخ
shabanali ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۳۲

ممنونم که بهم سر زدی سهیل جان. مغرورم به داشتن دوستی مثل تو.

پاسخ
سهیل ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۳۸

همینطور .
یادم رفت بگم که http://iranhost.com/ خیلی گرون میده و پیشنهادم این هست که از این سایت بخری هاست
http://www.hostdl.com تقریبا ماهانه10 هزارتومان هست، نصف سایتهای بزرگ ایرانی روی سرورش هستن مثل میهن دانلود ، فیس نما . ..
کار انتقال هاستشم خودشون انجام میدن .

پاسخ
shabanali ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۳۹

این عدد هیچ ربطی به عددی که من میدم نداره. جدی میگی سهیل؟

پاسخ
سهیل ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۴۱

اره ، مگه چقدر پول هاست دادید تا الان ؟

shabanali ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۴۲

حدود 3 میلیون تومان

سهیل ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۴۶

محمد رضا اذیت نکن !
سه میلیون !
تو میتونی یک سرور اختصاصی بخری سالانه یک میلیون ! تازه باهش هاستم بالای 100 نفر هاست بدی 😀
اشتباه نکنم هاستتم ویندزه درسته ؟ معمولا وردپرس رو روی هاست لینوکس نصب میکنن . و وردپرسم واسه هاست های لینوکسی ساخته شده .
من الان یکی از سایتها مشتریم روزانه بالای 10 هزارتا بازدید کننده (واقعی) داره ماهانه 10 تومان میده ! خیلی هم راضی هست و پشتیبانیش هم درحد عالی هست .
محمدرضا الان وقت داری ایمیلی بحرفیم اینجوری کامنت ها بهم میریزه !

shirin ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۹

خیلی خوبه که هستین ..شب خوبی بود استاد امیدوارم بتونم روزای دیگه هم بیام مهمونی:) ممنون به خاطر بودنتون .

پاسخ
shabanali ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۳۲

شیرین. ممنونم که به خونه خودت سر زدی. این مهمونی اگه شما نباشین معنی نداره.

پاسخ
shirin ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۳۴

شما بی نظیرید 😉

پاسخ
zahra ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۸

خواهش دارم فاطمه یوسفیان عزیز جان
سرور مایی…

پاسخ
فاطمه یوسفیان ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۸

ستاره جونم اسمه من قرمزه رفتم تو اونایی که چوب خطم برا کامنت پره سایت محمدرضا م هی شوتم میکنه بیرون میگه بیا برو بچچه

پاسخ
Setareh ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۳۴

فاطمه جان
خوبه که خاصی وقت این همه مهمون.

اما استاد این قدر خوب هستن که شانس حتی کامنت گذاشتن کنار متنای عمیقشون رو از ما نمیگیرن.

پاسخ
Setareh ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۴۰

ببخشید منظورم وسط بود نه وقت

پاسخ
Setareh ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۸

بچه هادیگه کم کم بریم
شما هم فردا مسافر جنوبید،مزاحم نمیشیم.

به خاطر این مهمونیه بزرگ ،تو قلب بزرگترتون ،
به اندازه ی یه دنیا ممنونم.

پاسخ
shabanali ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۹

داری مهمونای منو بیرون میکنی ستاره؟

پاسخ
Setareh ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۳۵

وای نه ه ه ه ه من غلط بکنم.

پاسخ
سارا.ر ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۷

آقای شعبانعلی من آرزوم اجراست قبلانم بهتون ایمیل زده بودم فکر میکنید این آرزو با شرایط فعلی صدا و سیما با فکر کردن تحقق پیدا میکنه؟

پاسخ
shabanali ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۳۰

شاید باید کمی صبور بود…
(نگی مثل فالگیرا حرف میزنما سارا)

پاسخ
سارا.ر ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۳۳

3ساله صبر همراهه تلاش اما نمیدونم چرا نتیجه بخش نیست

پاسخ
zahra ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۷

شیرین تورو نمیدونم ولی منکه هدفام رسیدن به رویاهامه
مگه ما واسه چی زندگی میکنیم؟

پاسخ
سارا ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۶

ساعت داره به 12 نزدیک میشه . به من که خوش گذشت و کلی انرژی مثبت ازتون گرفتم . شب همگی بخیر .

پاسخ
fereshteh.k ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۶

ممنون،همين سايتتون برام كافيه با اين همه مشغله امكان نداره كه يك روز به سايتتون سر نزنم.ميدونم چقدر سرتون شلوغه پس شما رو براي حل كردن مشكلاتم نميخوام.همين كه هستين كافيه خيلي حرفاتون بهم كمك ميكنه

پاسخ
فاطمه یوسفیان ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۵

زهرا جان من از اصفهانی منظورم موقعیت مکانی فعلی خودم بود نه تو یا حتی خوده واقعیم چون من از یه جایی تو جنوب میام
سو تفاهم شده برات عزیزم من هیچ وقت به خودم اجازه جسارت به ادما رو نمیدم بخصوص مهمونای این خونه
محمدرضا گوشمو میپیچونه اگه اینکارو بکنم

پاسخ
ساجده ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۴

موافقم
و تلاش برای کسب شهامت کنار گذاشتن اونایی که لازمه

پاسخ
مرجان ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۴

ما که فکر کنم رفتیم قاطی باقالیا.
فکر کنم وظیفه ی من فقط اینه که آخر وقت بیام چراغ هارو خاموش کنم.

پاسخ
عارفه ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۴

سلام شب به خیر فکر کنم من خیلی دیر اومدم

پاسخ
shabanali ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۶

سلام عارفه. نه خوش موقع اومدی. ما هنوز سرگرمیم…

پاسخ
(N.B)علیرضا ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۴

وقت جدایی رسید بهتره برم تا کافه بعدی هم راهمون بدید مثل همیشه موفق باشی

پاسخ
shabanali ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۷

علیرضا من همیشه برای گپ زدن و ایمیل خوندن و حرف زدن آماده و مشتاقم. این رو میدونی؟

پاسخ
(N.B)علیرضا ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۳۱

البته منم از این که با شما آشنا شدم خیلی خوشحالم آشنایی با شما یکی از بهترین اتفاقاتی بود که در بدترین روزای زندگیم افتاد نخواستم خستتون کنم و گرنه همین الان ازتون بیشر راهنمایی میخواستم ببخشید اگه خستتون کردیم

پاسخ
(N.B)علیرضا ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۳۳

البته منم از این که با شما آشنا شدم خیلی خوشحالم آشنایی با شما یکی از بهترین اتفاقاتی بود که در بدترین روزای زندگیم افتاد نخواستم خستتون کنم و گرنه همین الان ازتون بیشر راهنمایی میخواستم
ببخشید اگه خستتون کردیم

پاسخ
rasool ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۳

bala neveshte 444 didgah
refresh mizanam minevise462 didgah
vali hich didgahi nis!!!!!!!!!!!!!
hamash darhame
sar dard shodim

پاسخ
جواد ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۳

سلام استاد
عرض ارادت

پاسخ
shabanali ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۷

سلام.
جواد جان. خیلی وقته نیستی. هستی و حرف نمیزنی یا سرت شلوغه؟

پاسخ
جواد ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۳۵

چه دقت بالایی استاد جان
حضورم خیلی کم رنگ شده
البته سعی میکنم پستای شما رو مرتب بخونم اما یه کم سرم شلوغ شده تو این پرونده های اعصاب خورد کن و زمام کارو از دستم گرفته
ولی هستم گر چه کمی خسته باشم
مگه میشه از پای درس چنین استادی رفت ؟!!!!

پاسخ
fahimeh ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۳

شب بخیر,فکر کنم خیلی دیر اومدم

پاسخ
Setareh ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۳

با این همه مهمون و سر و صدا خوبه که سرمون داد نمیزنید

پاسخ
shabanali ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۸

من میمیرم برای مهمونام ستاره

پاسخ
Setareh ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۳۲

این حس متقابله استاد.

پاسخ
zahra ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۳

آقا حالا که جمعمون جمعه جمیعا دعا کنین واسه امتحان فردای من و آمین بگین لطفا!
وضع خرابه
این تو بمیری دیگه ازوون تو بمیریا نیس
محمدجان من افتادم استادو دایورت میکنم رو شما میگم مهموونی ایشون بود !!!!!!!!!

پاسخ
shabanali ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۹

سوء استفاده جمعی و استفاده از دعای خیر مهمونای من به نفع نمره خودت!
ای سو استفاده چی!

پاسخ
shirin ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۰

ماهتاب جان بعضی ها که ویسایت دارن خودشون فکر می کنم قرمز نشون میده 🙂

پاسخ
fereshteh.k ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۹

سيستمش عاليه اگه بخواين دوباره براتون ميفرستم ببينيد فضاش چه جوريه البته ممكنه اون كه براي دانشگاهه هزينهش اينقدر باشه هفته اي يك بار به احتمال زياد هزينهش خيلي كمتره.اونجوري ما صدا و تصوير شمارو داريم عالي ميشه مثل يه كلاس درس.من خودم 2 ساله كه همه كلاسام اينجوري برگزار ميشه.

پاسخ
Setareh ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۹

راست میگه
اسم فاطمه جان قرمزه!!!!!!!!!!!

پاسخ
معصومه ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۸

خیلی مهمونییه خوبی بود خدا سایه شمارو از سر این مهمون ها کم نکنه
خیلی خسته ات کردیم ببخشید. شب بخیر(;

پاسخ
shabanali ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۱

شب بخیر معصومه جان.
لازم نیست بگم که خونه خودته و بیشتر سر بزن و یادت باشه که اگه شماها نیاین، اینجا رو گرد و غبار میگیره.

پاسخ
صونا ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۷

سلام استادشبتون خوش!
سلام به دوستان شب همگی شماهم خوش!
من یک ساعت و45دقیقه است از را رسیدم ولی هنوز دستم به زنگ درم نرسیده اینطور که پیش میره 15دقیقه دیگه مهمونی تموم میشه و…من که قهرم هیچ ازاین به بعدم میرم پشت سرتون حرفای بد میزنم(تازه وقتی این نامه رو روی درخونه تون میبینیدازاین که همچین مهمون بیجنبه مثل من داریدحسابی ناداحت میشیدولی حساب منوبه حساب بقیه ننویسید)شوخی بودولی میخواستم بگم زیباترین مهمانی عمرم بودوشمابهترین مهمان نواز دنیا هستین!

پاسخ
shabanali ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۲

صونا جان. من خجالت زده توام. خونه کوچیکه و صاحبخونه ناتوان.
اما عاشق یکی یکی مهموناشه.

پاسخ
مرجان ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۷

استاد یه بیت شعر که از همه بیشتر دوست دارین رو بگین. لطفا

پاسخ
shabanali ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۴

تکراریه اما دوستش دارم:

موجیم که آسودگی ما عدم ماست…

پاسخ
سمانه ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۶

تمركز
تمركز
تمركز
لازمه ي رويا پردازيه . اما خيلي سخت ميتونم تمركز كنم .اين اذيتم ميكنه
اما شما اين نعمت بزرگ رو داريد .حواستون به همه هست .
حس حسادت زنانه م داره برانگيخته ميشه !
اما از اون حسودا نيستم كه بخوام زير آبي برم يا در حق رقيب نامردي كنم .ياد گرفتم كه دوستانه صحبت كنم وياري بخوام به دور از غرور .
يه راه حل واسه تمركز به من بگيد لطفا .
قبلنا كتاب كه ميخوندم به دست مي اومد اما اين روزا ؛نه !

پاسخ
شیوا ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۶

شاید کمتر مهمونی ای پیدا بشه تمام مهمونا را راضی ببینی،چه کسی که ساکته،چه کسی که بیشتر فعاله.چه اونی که بالای خونه نشسته چه اونی که دم در… و این به خاطر حضور پر برکت صاحب خونست. مرسی از صاحب خونه و مهمونای باصفا
شب همگی بخیر

پاسخ
ماهتاب ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۵

سلام محمد رضای عزیز
خوشحالم که خوبی:)
یه سوال بیربط دارم!!!دلیل اینکه اسم بعضی از دوستان با رنگ قرمز نشون داده میشه چیه؟!!اگر هایلایته دلیلش چیه؟!!
من که قبلا” نپرسیده بودم !!! چزا این پیام دیدگاه تکراریو دریافت میکنم؟!!

پاسخ
shabanali ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۶

نمیدونم. تو صفحه ای که من میبینم اسم همه بچه ها مثل همه ماهتاب.

پاسخ
بیتا ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۰

ببخشید من توضیح میدم بچه هایی که اسمشون با قرمز از طریق وبلاگ شخصیشون اینجا حضور پیدا کردن.

پاسخ
ساجده ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۹

فکر میکنم اوناییو میگین که لینک وبشونو گذاشتن
برا همین قرمزن

پاسخ
ساجده ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۵

چه تعبیر جالبی…
مثل قضیه ی تصادف شما!
ولی خوب وجود گره های بدم انکارناپذیره

پاسخ
shabanali ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۷

قبول دارم ساجده. منظور من فقط اینه که همه گره ها ظاهراً برای باز کردن نیستن.
بعضی ها رو باید گذاشت و گذشت.

فکر میکنم تمام شعور و معرفت انسانی، تلاش برای تشخیص اینه که کدوم گره ها را بگذاریم و از کنار کدوم بگذریم…

پاسخ
fahimeh ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۵

شب خوش,من تازه اومدم
من شدیدا به این اعتقاد دارم که به هر چه فکر کنی میرسی
بنابراین به رویاها و رویاپردازیهامون باید دقت کنیم

پاسخ
shabanali ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۸

فهیمه. خوش اومدی.
من و تو مثل هم فکر میکنیم.

من انقدر اعتقاد دارم که به تصویرهای ذهنیمون میرسیم که خیلی وقتها، از تصور کردن خیلی رویاهام میترسم و ترجیح میدم اول تحلیلشون کنم و بعد تصورشون کنم…

پاسخ
saly ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۳۷

اینو شدید درک می کنم چند سال پیش یه آرزویی داشتم مدتی تصویر سازیش کردم. بهش هم رسیدم. الان بزرگترین مشگل زندگیم شده. :))

پاسخ
rasool ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۴

taze lem oftad dastam
دیدگاه شما در انتظار بررسی است.
taze fahmidam chye!
cheghadr bade ke amsal ostado kam darim
ta soalamoon bi javab namoonan

پاسخ
zahra ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۴

@فاطمه یوسفیان
با من بودی در مورد قهوه و اس اینا؟
ا کجا میگی اصفهانی؟
من همدانیم جانم!
:دی

پاسخ
ماهتاب ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۳

سلام محمد رضای عزیز
خوشحالم که خوبی:)
یه سوال بیربط دارم!!!دلیل اینکه اسم بعضی از دوستان با رنگ قرمز نشون داده میشه چیه؟!!اگر هایلایته دلیلش چیه؟!!

پاسخ
شیما ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۳

سلام مهتاب جان
اونایی که رنگ قرمز دارن، بچه هایی هستن که وبلاگ دارن. کافیه رو اسمشون کلیک کنی، وبلاگشون باز میشه برات

پاسخ
فاطمه یوسفیان ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۲

سایتت به من آلرژی پیدا کرده هی شوتم میکنه بیرون

پاسخ
shabanali ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۹

غلط میکنه!

پاسخ
اکبر ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۲

محمدرضا درسته شاید بی ربط باشه ولی چه خوب شد که تو برنامه ماه عسل شرکت کردی …..
محمد رضا چه خوب که هستی
iyyyyi ki varsin

پاسخ
shabanali ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۹

منم خوشحالم که تو هستی و اینجا کنار من و بچه هایی اکبر جان.

پاسخ
fereshteh.k ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۲

اگه با من بودين خوبم ممنون يه هويي حالم بد شد فكر كنم فشار كاري و استرس زياد بود.

پاسخ
shabanali ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۰

با تو بودم فرشته (ک). پس الان خوبی. به هر حال من همیشه در خدمت حاضرم. اگه یک بار امتحان کنی میفهمی که تعارف نیست

پاسخ
علی رحمتی ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۱

این روزها حس می کنم امید بزرگی که تو زندگیم باید باشه نیست و دارم با چیزای کوچیک مسکن وار و موقتی راه رو ادامه می دم . می دوتم که روزی دیگه مسکن ها هم جواب نخواهند داد.

پاسخ
ساجده ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۰۹

میدونید
بعضی موقعا بعضی گره ها تو زندگی آدم هست
که آدم حتی در حد رؤیا هم باز شدنشونو باور نداره
از بس که کورن
و این خیلی سخته

پاسخ
shabanali ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۲

همه گره ها بد نیستن به نظرم. دیدی کوهنوردها، خیلی وقتها گره های طناب رو دستگیره ای میکنن برای بالاتر رفتن…

پاسخ
آرمین ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۴

قشنگ بود اصلا تا به حال به این دید به این قضیه نگاه نکرده بودم

پاسخ
مرجان ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۰۹

خوشحالم که سارا.ر و ندا هم هستن
جای شراره هم خالیه
استاد کنار شما دقیقا چند تا جا هست؟
هرکی از در میاد میگین بیا کنار من بشین؟ 😀

پاسخ
سارا.ر ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۵

قربونت برم مرجان جون باعث افتخاره

پاسخ
شراره ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۳

تو بیا پیش خودم بشین تا صبح با هم حرف بزنیم.کلا با بچه های لوتی حال میکنم;)

پاسخ
fereshteh.k ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۰۹

استاد من يه ايميل براتون فرستادم كه لينك كلاس مجاي ها يي بود كه تو دانشگاه مهر البرز برگزار ميشه.
اگه اين كافه مثل اون كلاسابود عالي ميشد.
ولي تحقيق كردم ديدم هزينه ش سالانه 40 ميليونه 🙁

پاسخ
shabanali ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۳

فرشته. من الان هم هزینه زیادی برای هاست میدم. چون ترافیک سایت 1500 گیگابایت در ماهه.
مشکل هزینه ندارم. مشکل وقت هست و اطمینان از اینکه میشه یک سیستم ارزشمند درست کرد…

پاسخ
rasool ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۰۷

fateme jan sakht nagir
jaye man boodi ke dide nemishodi hamash zire pa leh mishodi chi migofti?!!!!!!!!!

پاسخ
زهره ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۰۷

خوشم میاد قرار بود راجع به رویاپردازی حرف بزنیم.بیخیال.الان دیگه بحث خوردنی شد چی برا ما داری محمدرضا بخوریم؟

پاسخ
shabanali ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۴

الان داریم در یک رویای مجازی کنار هم زندگی میکنیم. احساس نمیکنی زهره؟
چی دوست داری برات بیارم بخوری دوست من؟

پاسخ
زهره ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۳

چرا کاملا احساس میکنم و خوشحالم که اینجام و مطمئنم دیگه همچین شبی تکرار نمیشه.ممنون ازت.
یه فنجون قهوه تلخ خوبه.

پاسخ
اکبر ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۰۷

عجب مهمونیی شده امشب
خیلی با حاله استاد

پاسخ
shirin ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۰۶

زهرا من اینطوری به قضیه نگاه نمی کنم .. به نظرم اینا یه هدفای کوچیکیه تو زندگی .. ولی رویا هیچ وقت کوچیک نمیشه
یه جورایی در جواب یکی از دوستان که نوشته بود رویا شخصیت ادمو نشون میده من فکر میکنم درسته .. روح ادمارو میشه از رویاهاشون شتاخت… واسه همین نیگم هدف های کوچک و بزرگ ادما به نظر من با رویا هاشون فرق داره .و این چیزی که میگی هدفه نه رویا

پاسخ
صفورا ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۰۵

رویا و آرزو با هم فرق دارن اگه اشتباه نکنم رویا دست نیافتنیه واسه همین توی ذهن پرورش داده میشه (اما آرزو آن چیزی که بیشتر دوستان امشب گفتن ) در آینده محقق میشه همه ما آرزو داشتیم بریم دانشگاه یا سر کار یا ازدواج
مثال :
ازدواج یه آرزویه اما شاهزاده سوار بر اسب سفید یه رویا 🙂

پاسخ
fahimeh ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۳۲

صفوراجان به نظر من ازدواج نمیتونه آرزو باشه
موارد بزرگتری برای آرزو میتونه وجود داشته باشه
انسان هر زمان اراده کنه میتونه ازدواج کنه,لااقل برای من که اینطوره

پاسخ
صفورا ۲۰ آبان، ۱۳۹۱ - ۱۷:۲۸

با یه روز تاخیر جواب میدم
فهیمه عزیز این یه مثاله منظورم اینه که تحقق پیدا میکنه اما رویا یا شاید بهتر بگم خیال پردازی محقق نمیشه
البته ارزو از فردی به فرد دیگه متفاوته شما چون چنین آرزو یا خواسته ای نداری نمیتونی بگی آرزو نیست من کسانی رو میشناسم که براشون آرزویه و خیلی هم مهمه …
یکی از بچه ها مثال زده بود یه زمانی آرزو داشت کامپیوتر داشته باشه شاید برای کس دیگه این مسخره باشه یا آرزو بنظر نیاد اما در زمان خودش برای اون شخص مهم بود

پاسخ
(N.B)علیرضا ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۰۵

رویامونم به تاراج رفت
اگه اجازه بدین بعدا سر فرصت در مورد کامنت آخرتون یکم با هم صحبت کنیم

پاسخ
فاطمه یوسفیان ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۰۵

آقا اینجا چقدر بالا پایننو و بغل دستو دست چپ و راست داره ما که بالاخره نفهمیدیم کجای این مهمونی وایسادیم یا نشستیم پایینیم یا بالا این وسط مسطا داریم میچرخیم عینهو نخودیاااااا

پاسخ
سمانه ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۰۴

آقا من
قاطي كردم !
نميدونم الان بايد
درمورد روياهاي بچگيم حرف بزنم يا …..
محمدرضا منو ميبيني اين ته ؟
چقد خوبه كه تو هستي
چقد خوبه تورو داريم
چقد خوبه كه ما انقدر حرفاي بي ربطو با ربطو به سر داريم!!!!!!!!!!!
واقعننننننن!!!!!!!!!!!!
خدا به دستاتون قوت بده الهي

پاسخ
shabanali ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۰۶

سمانه.
در مورد هر چی میخوای حرف بزن.
بقیه رو نمیدونم.
اما من نشستم که به حرفات گوش بدم دوست من…

پاسخ
علی رحمتی ۱۹ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۰۳

سلام بر همه
بحث رو دنبال می کردم.
چه حس خوبی داره!!

پاسخ
1 3 4 5 6 7

پیام بگذارید

برای ثبت کامنت باید کد فعالیت در متمم داشته باشید. کد فعال‌سازی را از این‌جا دریافت کنید.