شاید بد نباشد ابتدا منظورم را از تعبیر نقد کردن و نیز از واژهی داشته بیان کنم. داشته همچنانکه از کلمهاش پیداست، به هر آن چیزی که داریم و مالکیت آن یا کنترل آن یا اختیار آن در دست ماست اشاره میکند. دانش ما، دوستان ما، ارتباطات تجاری ما، اعتبار ما، برند شخصی ما، اکانت ما در پلتفرمهای اجتماعی، جملات زیبایی که شنیدهایم یا خواندهایم، منظرهی زیبایی که دیدهایم، احساس خوب یا بدی که تجربه کردهایم، انرژی و انگیزهای که داریم، موقعیت شغلیمان، ارتباطی که با جهان (یا به قول قدیمیترها جانِ جهان) برقرار کردهایم و خلاصه هر آن چیزی است که ملموس یا ناملموس، مشهود یا نامشهود، مادی یا معنوی میتواند به عنوان یک داشته در نظر گرفته شود. البته بسیار واضح است که قد و قدر آن مصداقهایی که برای داشته بیان کردم، هماندازه – و حتی قابل مقایسه – نیست. اما …
محمدرضا شعبانعلی
هنگام مرتبسازی فایلهای قدیمی و طبقهبندی آرشیوها، به چند عکس برخوردم که با وجود کیفیت پایین دوست داشتم اینجا بازنشرشون کنم. عکسها، مربوط به سال ۲۰۱۱ هستند. اون زمان، یکی از کارهایی که خیلی دوست داشتم این بود که بازیهای شبیه سازی مدیریتی داشته باشیم و در چند اتاق همزمان اجرا کنیم و تیمهای مختلف وجود داشته باشند و بسته به سناریوی بازی با هم رقابت یا همکاری کنند. کیفیت اون کارها خیلی ابتدایی بود (و البته تجربهای هم در اون زمینه نبود. یا لااقل در ایران یادم نمیاد که قبلش به صورت جدی دیده باشم). اما تجربهی خوبی بود و باعث شد به یک نتیجه برسم که هنوز هم باور دارم: اگر چه امروز فضاهای مجازی متعددی در وب وجود دارد که امکان چنین بازیهایی را فراهم میکنند، اما هنوز هم شکل فیزیکی این نوع فعالیتها (که تیمها کنار …
برای هیوا: نکاتی در مورد استراتژی (چند دیدگاه شخصی)
پیش نوشت: واقعاً پراکندهگویی در این حد را در نوشتههای دیگرم به خاطر ندارم. اما دلم میخواست یک بار برای هیوا اینها را بگویم و بنویسم. اگر خواندید و خسته شدید یا خودشیفتگی پنهان در نوشته آزارتان داد، مسئولیتش با خودتان است. نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: هیوا صحبت هیوا (زیر مطلب: درباره کتاب و کتابخوانی): محمدرضا سوالی که بارها برام پیش اومده اینه که استفاده از ایده های متمم از عکس-نوشته های لابلای متن و نحوه لینک دادن گرفته تا خروجی آزمایشات زیادی که گاهی نتایجش در کامنتها و گزارشهای مختلف، به صورت رسمی و غیر رسمی گفته میشه چقدر درست و منصفانه ست؟ اگه جایی ببینی که سایت دیگری به کاربرانش میگه کاربر آزاد یا “حامی ویژه”، اگه توی فهرستش “تقویم محتوا” و “نقشه راه” و حتی پیام اختصاصی داشته باشه، نظرت چی خواهد بود؟ البته با همین توضیحات …
احتمالاً گربهی همسایه را به خاطر دارید. قبلاً عکسی از او گذاشته بودم. کنار خانهی من زندگی میکند و البته خانهاش کمی از من بزرگتر است (من یک چهاردیواری دارم و بقیهی زمین مال اوست). این بار که همدیگر را دیدیم، حسابی به هم خیره شدیم. به خاطر اینکه ماههاست با او حرف میزنم من را میشناسد و فرار نمیکند. آنقدر به همدیگر نگاه کردیم که حوصلهاش سر رفت و خوابید (ما آدمها یاد گرفتهایم که یک کار تکراری را برای مدت طولانی و حتی برای یک عمر انجام دهیم. اما گربهها هنوز برای این نوع اسارت، تربیت نشدهاند). معمولاً اگر با ماشین جایی بروم، در ماشینم برای انواع گرسنگان (آدمها و سگها و گربهها و پرندگان) چیزهایی میگذارم که در راه به آنها بدهم و اگر فرصت کنم مینشینم و آنها را نگاه میکنم. طبیعتاً از آنجایی که تعداد …
دیروز بعد از اشارهای که در درس تسلط کلامی و زنجیره کلمات به مهدی اخوان ثالث شده بود، یاد تعدادی از عکسها و نوشتههایی افتادم که به او مربوط بود و قبلاً در جایی از آرشیو دیجیتالم، آنها را ذخیره کرده بودم. در مرور آنها، تصویر زیر را دیدم: متن زیر عکس، تصویر نوشتهای است که اخوان در پشت عکس به عنوان توضیح نوشته. این متن و آن تصویر، چنان شور و شوق و عشق و محبتی در خود داشت که دلم نیامد لذت مرور کردنش را با شما به اشتراک نگذارم. عنوان را هم همچنان لحظه نگار انتخاب کردم. چون هم به تعریفی که از روز اول از لحظه نگار کردم نزدیک است (اگر در شبکه های اجتماعی بودم، چه عکسها و منظرهها و لحظههایی را با دوستانم به اشتراک میگذاشتم) و هم، مصداقی واقعی از نگارش یک لحظه. پی …
سند تحلیلی پیشنهادی برای مسیر توسعه اینترنت در سالهای آتی
انجمن اینترنت (Internet Association) را میتوان بزرگترین انجمن دیجیتال روی کره زمین دانست. این انجمن، شامل شرکتهای زیادی از جمله گوگل، آمازون، airbnb، فیس بوک، دراپ باکس، لینکدین، نت فلیکس، پی پل، پینترست، اوبر، توییتر و یاهو است. این انجمن، پس از تلاش فراوان تمام اعضا و ذینفعان خود (غیر از پیتر ثیل که از ترامپ حمایت کرد و اکنون هم عضو ارشد کمیتهی گذار برای استقرار دولت جدید است) نهایتاً پذیرفت که باید سالهای آتی را با سیستمی متفاوت از نگرش خود، سر کند و کنار بیاید. اما کار جالبی که این انجمن انجام داده تنظیم سندی ۱۲ صفحهای است که به عنوان نامهی گذار یا Transition Letter منتشر کرده و برای ترامپ فرستاده است. در این نامه، ترجیحات و توصیهها و راهکارهای این انجمن برای مدیریت فضای دیجیتال و سیاستگذاریها و خطمشیهای کلان مطرح شده است. البته به …
درباره کتاب: به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی – قسمت اول
پیش نوشت یک: کلاً این مناسبتها (از هر نوع) به نظرم یک پیام پنهان دارند. اونهم اینه که دارن به یک چیزی که فراموش شده یا داره فراموش میشه اشاره میکنند. عموم مناسبتها، تلاش و تقلای مذبوحانه برای حفظ (یا وانمود به حفظ) چیزی هستند که حفظ کردنش تفاوت چندانی با مومیایی کردنش نداره. چیزی که وجود داره و در زندگی جاریه، بعیده نیازمند بزرگداشت و نکوداشت و برگزاری روز و هفته و این چیزها باشه. چرا ما الان هفتهی «آدم بودن» نداریم؟ چون لابد هنوز فکر میکنیم که چنین چیزی باید هر روز و هر لحظه در زندگی جاری باشه و اعلام هفته به عنوان «آدم بودن» (اگر چه ضروری و قابل توجیه هست) اما نوعی نامگذاری توهین آمیز محسوب میشه. به هر حال، حس من به هفته کتاب و کتابخوانی هم چنین چیزیه. پیش نوشت دو: در طول این سالها …
لحظه نگار: تغییر نگرش برندها – حس لوکس «خود بودن»
شاید حدود سیزده یا چهارده سال پیش بود که به واسطهی زنجیرهای از اتفاقات، مهمان یک هتل بسیار گرانقیمت شدم. پنجرههای اتاق آنجا، به هتل ایمپریال باز میشد که در سالهای اخیر، برای ایرانیان بسیار شناخته شدهتر از گذشته است و لبخند ظریف از بالکنهای آن را به خوبی به خاطر دارند. یادم هست که بالای تخت، تابلوی بزرگی از نمای بیرونی هتل نصب شده بود و جملهای با این مضمون (یا شاید دقیقاً همین جلمه) در زیر آن بود که: Live a different lifestyle شاید آن جمله برای کمتر مسافری چون من، به یاد ماندنی بود. چون میدانستم و میفهمیدم که بودن در آن هتل، اتفاقی بیش نبوده و واقعاً یک فرصت استثنایی دارم تا یک سبک زندگی متفاوت و لوکس را تجربه کنم. مدتی پیش، وقتی در یکی از سفرهایم وارد اتاق هتل شدم، پیام جالبی نظرم را جلب کرد …
چرا ضعف استراتژی در کسب و کارها را نمیبینیم و نمیپذیریم؟
پیش نوشت: این مطلب را کوتاه و مختصر و بیشتر از این جهت مینویسم که یادم بماند در آینده در موردش بیشتر حرف بزنیم. شاید هم بحثهایی زیر آن شکل بگیرد که بتواند برایمان آموزنده باشد. اصل مطلب: در متمم درسی هست که مبانی تحلیل اکوسیستمها را آموزش میدهد. من هم در آنجا تمرین حل کردهام و کمی به اکوسیستم استارت آپی کشور – از نگاه خودم – پرداختهام. همهی بحثهایی که دوستان متممی زیر بحث مبانی تحلیل اکوسیستم مطرح کردهاند، لااقل برای من خیلی آموزنده بوده. اما به طور خاص، مطلبی که دوست خوبم مجید دودهکی در آنجا مطرح کرد (خصوصاً اینکه بر تحقیق استوار بود و مانند حرفهای من، بر داوری یا تجربهی شخصی بنا نشده بود) داغ دلم را تازه کرد. مجید، خلاصهای از گزارش علت شکست پروژههای استارت آپی را بر اساس مصاحبه خودش با ۴۰ استارت آپ منتشر …
پیش نوشت: ترجیحم این بود که در تراکم کاری این روزها، در روزنوشتهها مطلب کمتری بنویسم یا اگر مینویسم در مورد انتخابات آمریکا ننویسم. اما بعد دیدم، چون قبلاً در این زمینه اظهار نظر کردهام (چهاردهمین کلید، مگ ویتمن و سند ۲۱۳ صفحهای راه بهتر) منطقی نیست که الان چیزی ننویسم. چون ممکن است خوانندگان اینجا – که نظرشان بر خلاف نظر نخوانندگان اینجا – برایم بسیار مهم است، فکر کنند محمدرضا قبلاً حدس میزد که کلینتون (به خاطر حمایت تکنولوژیستها) رأی بالاتری میآورد و حالا که نتیجه شکل دیگری شده، سکوت کرده است. بعد که تصمیم گرفتم بنویسم، دیدم مناسب است که استاندارد سخت اما مهم متمم را رعایت کنم: در متمم قرار بوده و هست که هر وقت میخواهیم مطلبی بنویسیم، تلاش کنیم که چیزی بیش از توضیحات اولیه باشد و گزارشی از آموزههای خود را هم – که حدس میزنیم …
