پیش نوشت: این مطلب را کوتاه و مختصر و بیشتر از این جهت مینویسم که یادم بماند در آینده در موردش بیشتر حرف بزنیم. شاید هم بحثهایی زیر آن شکل بگیرد که بتواند برایمان آموزنده باشد. اصل مطلب: در متمم درسی هست که مبانی تحلیل اکوسیستمها را آموزش میدهد. من هم در آنجا تمرین حل کردهام و کمی به اکوسیستم استارت آپی کشور – از نگاه خودم – پرداختهام. همهی بحثهایی که دوستان متممی زیر بحث مبانی تحلیل اکوسیستم مطرح کردهاند، لااقل برای من خیلی آموزنده بوده. اما به طور خاص، مطلبی که دوست خوبم مجید دودهکی در آنجا مطرح کرد (خصوصاً اینکه بر تحقیق استوار بود و مانند حرفهای من، بر داوری یا تجربهی شخصی بنا نشده بود) داغ دلم را تازه کرد. مجید، خلاصهای از گزارش علت شکست پروژههای استارت آپی را بر اساس مصاحبه خودش با ۴۰ استارت آپ منتشر …
محمدرضا شعبانعلی
پیش نوشت: ترجیحم این بود که در تراکم کاری این روزها، در روزنوشتهها مطلب کمتری بنویسم یا اگر مینویسم در مورد انتخابات آمریکا ننویسم. اما بعد دیدم، چون قبلاً در این زمینه اظهار نظر کردهام (چهاردهمین کلید، مگ ویتمن و سند ۲۱۳ صفحهای راه بهتر) منطقی نیست که الان چیزی ننویسم. چون ممکن است خوانندگان اینجا – که نظرشان بر خلاف نظر نخوانندگان اینجا – برایم بسیار مهم است، فکر کنند محمدرضا قبلاً حدس میزد که کلینتون (به خاطر حمایت تکنولوژیستها) رأی بالاتری میآورد و حالا که نتیجه شکل دیگری شده، سکوت کرده است. بعد که تصمیم گرفتم بنویسم، دیدم مناسب است که استاندارد سخت اما مهم متمم را رعایت کنم: در متمم قرار بوده و هست که هر وقت میخواهیم مطلبی بنویسیم، تلاش کنیم که چیزی بیش از توضیحات اولیه باشد و گزارشی از آموزههای خود را هم – که حدس میزنیم …
درباره شبکه های هرمی (۳): چرا از اصطلاح هرمی استفاده میشود؟
پیش نوشت: این مطلب قسمت سوم از نوشتههای من در مورد شبکه های هرمی است. قسمتهای دیگر از طریق لینکهای زیر در دسترس هستند: چهار معیار اصلی سنجش یک فعالیت اقتصادی (شرع، قانون، اخلاق، استراتژی) ایراد اصلی شبکه های هرمی در نفروختن یا فروختن یک کالای فیزیکی نیست درباره شبکه های هرمی (۴): جنس رابطه میان اعضای یک شبکه هرمی با شبکه شبکه های هرمی به عنوان یک شبکه وقتی از شبکه های هرمی حرف میزنیم، همانطور که از نام آن پیداست در مورد یک شبکه یا Network صحبت میکنیم. طبیعی است که اگر میخواهیم یک شبکه و به طور خاص یک شبکه اجتماعی را بشناسیم، منطقی است که باید دانش تحلیل شبکه های اجتماعی مجهز باشیم. وقتی یک شبکه از فروشندگان یا بازاریابان تحت عنوان بازاریابی شبکهای یا نتورک یا MLM یا هر اصطلاح دیگر شکل میگیرد، تمام محاسبات و تحلیلهای مربوط به شبکه ها در آن …
یک واقعیت تلخ در مورد نتیجه رفتارها و تصمیمهای ما
چند سال پیش، از رفتار یکی از همکارانم بسیار گله مند بودم. در حال قدم زدن در پارک، برای یکی از دوستانم درد و دل میکردم که فلانی را در شرایطی استخدام کردم که شرایط مطلوبی نداشت اما نیازمند شغل بود. در شرایطی از او حمایت کردم که هنوز توانمندیهای لازم را کسب نکرده بود. چنین کردم و چنان کردم و بعد از چند سال، او در فلان جا با من چنین رفتاری کرد. گفت: گلهات چیست؟ گفتم: حق من این نبود. گفت: حق تو چی بود؟ من هم توضیح دادم که حق من این بود که او در آن جلسه این را بگوید و فلان جا به آن شکل برخورد کند. دوستم – که دقیقاً سابقهی مدیریتش دو برابر کل سن من بود – به آرامی گفت: محمدرضا. اینها که گفتی، حق تو نبود. انتظارات تو بود. گفتم: پس حق من …
نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: علیرضا دورباش متن صحبتهای علیرضا تقریبا همیشه و همه جا در مواجهه با افرادی که به نظرم در جستجوی یادگیری و یا محتوای فارسی ارزشمند و به روز، هستند، شما، وبلاگ تان و متمم را با افتخار و شور و شوق معرفی می کنم و حدس می زنم سایر دوستان متممی هم این کار را بکنند؛ مانده ام که چرا با این حال، هنوز پیش می آید که با افراد فرهیخته ای مواجه می شوم که هرگز اسم شما را هم نشنیده اند (کسانی که می توانند همیاری (collaboration) خوبی با ما داشته باشند). گاهی احساس می کنم شاید همین استراتژی شما سبب شده که افراد ارزنده ای از این فضا و هم افزایی مان با یکدیگر محروم بمانند و از شما شاکی می شوم اما گاهی نیز همین تفاوت های شما را با بقیه …
پیش نوشت: یک بار به یکی از دوستانم نشان میدادم که قسمتی از خانهام را به شکلی چیدهام که میتوانم آن را در هر ساعتی از شبانه روز کاملاً تاریک کنم و فقط چراغ مطالعه روشن بماند. پرسید: چه خاصیتی دارد؟ توضیح دادم که بر اساس تجربهی من، در فضای کاملاً تاریک که نور فقط در حد روشن کردن صفحهی کتاب است، تمرکز من افزایش پیدا میکند و انگار هیچ چیز دیگری در این دنیا نیست که بخواهد حواسم را به خودش پرت کند و این نه تنها باعث میشود که سریعتر بخوانم، بلکه کمک میکند که عمیقتر هم بفهمم. دوستم خندید و گفت: وقتی از حداکثر ظرفیت مرغداری بهره برداری میشود، برای افزایش ظرفیت هیچ راهی باقی نمیماند جز اینکه با تاریک و روشن کردن فضا، شب و روز را به شکل مصنوعی برای مرغها کوتاهتر میکنند تا آنها تخمهای …
در ادبیات کهن ما، به طاس یا تاس، دستگرد میگفتند. چون در دست میگشت. آنها که بازیهای تاس دار را دوست نداشتند، این دستگردها را پوچگرد مینامیدند. به یادآوری اینکه این مکعب شش وجه، به پوچی میگردد و سرنوشت دستگرد به دستان، گرایش به پوچی است. جز منچ که در دوران کودکی بازی میکردم و بازی ریسک که چند باری در سالهای اخیر انجام دادهام، تاس یا دست گرد را برای بازی دیگری به کار نبردهام. اما یک بازی من درآوردی دارم که وقتهایی که دیگر مغزم از کار میافتد و فقط دستانم کار میکنند با دستگرد انجام میدهم. تعداد زیادی از آنها را (به همین تعداد که عکسش را برایتان انداختهام) در مشت میگیرم و بر روی میز میریزم و حاصلجمع آنها را حساب میکنم و دوباره این بازی را تکرار میکنم. این بازی، مثل اکثر بازیهای زندگی و …
کارآفرینی را رها کردم تا زندگیام را بازآفرینی کنم
عنوان این مطلب جملهای است که دیروز یکی از دوستان قدیمی برایم فرستاد و بعد از آن حدود نیم ساعت با هم گپ زدیم. دیشب در تمام مدتی که خواب بودم (یا خواب و بیدار بودم) به حرفهایش فکر میکردم و تعداد زیادی سوال بیپاسخ و پاسخ بیسوال به ذهنم رسید و در نهایت هم به جمع بندی خاصی نرسیدم. اما دلم میخواست آنها را اینجا بنویسم تا هم با خواندن حرفهای شما، شاید به نتیجه گیری بهتری برسم و هم در سالهای بعد، این نوشته را مرور کنم و ببینم که در این مقطع زمانی در مورد چنین مسئلهای چگونه فکر میکردهام. دوستم قبلاً مدیر بازرگانی یک شرکت خصوصی بود و چند سال قبل کسب و کاری در حوزهی بازرگانی راه اندازی کرد و اتفاقاً در آن موفق هم بود. البته منظورم از موفقیت، رضایت نیست. بلکه همین شاخصهای بیرونی …
ده نکته پس از ده سال وبلاگ نویسی (۳): استفاده منصفانه
پیش نوشت: این مطلب قسمت سوم در مورد تجربیات ده سال وبلاگ نویسی است که البته با توجه به اینکه یک سال از نوشتن دو بخش اول آن میگذرد، میتوان گفت: یازده سال وبلاگ نویسی. دو قسمت قبل را میتوانید از طریق لینکهای زیر بخوانید: قسمت اول نکاتی در مورد وبلاگ نویسی شامل: وبلاگ نویسی به عنوان یک رزومه وبلاگ نویسی با هویت مشخص دوری از فضای سیاست (نه علم سیاست، بلکه فضای سیاسی کشور) حبس نکردن ترافیک بازدیدکنندگان (شکلی دیجیتال مفهوم بخل) ارائهی اطلاعات رایگان قسمت دوم نکاتی در مورد وبلاگ نویسی که به این موضوع اختصاص داشت که دنبال دنبالهروهای خودمان راه نیفتیم. تجربه و توصیهای که میشد آن را به این صورت هم بیان کرد: Never follow your followers. در اینجا قسمت سوم بحث را خدمت شما مینویسم. استفاده منصفانه یا Fair Use برای کسانی که جنبه های حقوقی تولید محتوا را میشناسند و درگیر …
درباره شبکه های هرمی (۲): شبکه هایی که کالای واقعی نمیفروشند
نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: تعداد زیادی از دوستانم که تا به حال در این زمینه کامنت گذاشتهاند یا ایمیل زدهاند. پیش نوشت یک: من قبلاً موضع یک خطی خودم را در مورد شبکه های هرمی و همهی نامهای زیباتری که بر روی آن میگذارند (مثلاً بازاریابی شبکه و نتورک) نوشتهام و مشخصاً گفتهام که به نظرم این حرکتها (که حتی برخی از آنها مجوز از مراکز مختلف هم دارند) برای اقتصاد کشور و زندگی فردی بازاریابان شبکه ای مخرب و فساد آفرین هستند. اما در عین حال، قرار شد که به صورت دقیقتر در مورد آنها بنویسم. این متن قسمت دوم بحث است. اگر قبلاً قسمت اول را مطالعه نکردهاید ممنون میشوم ابتدا آن را بخوانید: چهار معیار سنجش درست بودن یک فعالیت (شرع، قانون، اخلاق، مدل کسب و کار) پیش نوشت دو: آنچه در اینجا مینویسم هم، هنوز ورود …
