پیش نوشت: دیروز با یکی از دوستانم گفتگوی کوتاهی درباره مهاجرت و ادامه تحصیل داشتم که حس کردم بد نیست آن را در اینجا هم نقل و ثبت کنم. لازم به تکرار نیست که آنچه مینویسم، مثل همیشه یک دیدگاه شخصی است و بر تحقیق و مطالعه هم استوار نیست. بنابراین، میتوان آن را صرفاً به عنوان یک «نظر» و نه یک «نظریه» محسوب کرد. مفروضات: دوستم میگفت که علاقمند به مهاجرت است و تصمیم گرفته است که ادامهی زندگی خود را در نقطهی دیگری از جهان بگذراند. آنچه به عنوان «موضوعِ انتخاب» در ذهن داشت، شیوه و فرایند این مهاجرت بود. برای او، ادامهی تحصیل آکادمیک هم گزینهی جذاب یا مطلوبی نبود به راه اندازی و توسعهی کسب و کار در نقطهی دیگری از جهان فکر میکرد. اصل مطلب: به عنوان یک دیدگاه شخصی، بر این باور هستم که ادامه تحصیل میتواند بهانه …
محمدرضا شعبانعلی
روزگاری است که عدم، گریبان خلقت را گرفته و رها نمیکند
ماههای گذشته، بیش از آنچه انتظار داشتهایم، خبرهای تلخ مرگ را شنیدهایم. مرگهایی که اگر چه افشین یداللهی آنها را به این سال پرمسافر کبیسه گره میزد، اما خوب میدانیم که پایان مشخصی برای آن متصور نیست. نسل سی ساله ها و چهل سالهها، به قانون طبیعت، باید در این سالها، نامهای زیادی از قهرمانان جوانی خود را بشنوند که یکی پس از دیگری، دنیا را ترک میکنند و البته در این میان، فرشتهی مرگ، با دستچین کردن نامنظم انسانها، میکوشد به ما یادآوری کند که دست این بازیگر پیر کهنه کار را، هیچ کس نمیتواند به دقت و درستی بخواند. افشین یداللهی را، با وجود کارهای متعدد ارزشمندی که به ادبیات فارسی هدیه کرده است، معمولاً با ترانههای تیتراژ مدار صفر درجه و شب دهم به خاطر میآورم. هر دو سریال را ندیدهام. اما خوب به خاطر دارم که …
«از نظر من، عباس کیارستمی، داریوش مهرجویی و مسعود کیمیایی، خودشان یک یادگار و میراث هستند و همانطور که به یک بنای تاریخی احترام میگذاریم و دور آن حصار میکشیم تا کسی روی آن یادگاری ننویسد، آنها هم مراقبت و نگهداری میخواهند. البته که آرتیستها به علت خصلت هیجانی و احساسیشان، ممکن است بعضی مواقع با ما همراستا نباشند، اما نباید آنها را کنترل احساسی کرد». اینها حرفهای علی معلم است. بعد از درگذشت کیارستمی و زمانی که مهرجویی در مراسم یادبود او، از سر خشم، اعتراضاتی را با لحنی تند مطرح کرده بود. حرفهای معلم، همیشه آرام، متین و دوست داشتنی بود. دنیای تصویر هم نشریهای خاص و متفاوت در زمان خود بود. تفاوت، دغدغهی همیشگی علی معلم بود. چه در تصاویر رنگی دنیای تصویر در آن روزهای سیاه و سفید و چه در شادمانیهای جشن حافظ در روزگاری که …
داشتم این یادداشتها رو میریختم دور. گفتم عکسش رو اینجا بذارم یادگاری بمونه. اگر خوانا نیست، روش کلیک کنید با رزولوشن بهتر میتونین ببینین 😉
قبلاً یک بار در مورد تبلیغ خلاقانهی نیویورک تایمز نوشته بودم. ترجیحم این بود که با فاصلهی زمانی کم، دوباره مطلب مشابهی منتشر نکنم. اما وقتی تبلیغ دیگری از نیویورک تایمز را دیدم، حیفم آمد آن را با شما به اشتراک نگذارم. ترامپ، واژهها و اصطلاحات متعددی را به ادبیات رسانه و سیاست آمریکا (و حتی جهان) افزوده است که از جملهی آنها میتوان به Alternative Facts اشاره کرد. ترامپ، حتی وقتی نمیخواهد مستقیماً Fact های مطرح شده در رسانهها را کاذب بخواند، توضیح میدهد که فکتهای دیگری هم وجود دارند که رسانهها آنها را نمیبینند و برای توصیف این فکتها از اصطلاح Alternative Facts استفاده میکند. حالا با این پیشزمینه تصویر زیر را ببینید: پی نوشت: بحث دربارهی دو سارق را فراموش نکردهام. اتفاقاً آن بحث را میتوانیم در چند قسمت ادامه بدهیم. فقط منتظرم کمی زمان بگذرد و همهی …
قبلاً مطلبی نوشته بودم تحت عنوانِ همدلی: بخش فراموش شدهی هوش هیجانی این حرف هم به نوعی به همان بحث مربوط میشود:
بعد از درس آنالوژی که به عنوان یکی از ابزارهای تقویت #تفکر استراتژیک در متمم مطرح شده بود، مطالعهی کتابی در زمینهی آنالوژی رو شروع کردم. اسم کتاب هست: Surfaces and Essences و توسط داگلاس هافستادر و ایمانوئل سندر نوشته شده. در گیر و دار این مطالعه، با سوال جالبی مواجه شدم که گفتم با شما هم مطرح کنم. سوال ساده است. اما به نظرم مهمه و میشه اون رو به عنوان یکی از نمونههای #تجربه ذهنی در نظر گرفت: دو سارق اینترنتی دستگیر شدهاند که یکی از آنها یک میلیون دلار را از حساب یک نفر و دیگری یک دلار را از حساب یک میلیون نفر سرقت کردهاند. هر دو نفر هم از شیوههای هک برای این کار استفاده کردهاند. سوال اول: جرم کدام را سنگینتر میدانید؟ سوال دوم: اگر مجازات نفر اول (یک میلیون دلار از یک حساب) ۵ سال …
بررسیهای اولیه در مورد برگزاری گردهمایی که قبلاً به اون اشاره کرده بودم، انجام شد. اگر زنده باشم و عمر و فرصت اجازه بده، به نظر میاد که مشکل خاصی در مسیر برگزاری این گردهمایی نیست و این برنامه در تاریخ ۲۶ مرداد ماه سال ۹۶ برگزار خواهد شد. برآورد ما این است که برنامه یک روز کامل از حدود ۹ صبح تا ۷ شب باشد (که البته احتمالاً پذیرش از حدود ساعت ۸ آغاز میشود). احتمالاً فرصت ۱۵ یا ۱۶ مورد سخنرانی ۲۰ دقیقهای برای دوستان متممی که علاقمند باشند و از قبل روی موضوعی کار کرده باشند و مطلب مورد نظر را برای گروه نظارت علمی فرستاده باشند و مطلبشون انتخاب شده باشه وجود خواهد داشت. تلاش ما این است که در بین سخنرانیها، وقت استراحت کافی در نظر گرفته بشه که دوستان متممی بتونن همدیگر رو ببینن …
نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: محمدصادق اسلمی توضیح: بحثی که محمدصادق مطرح کرد به نظرم مهم بود. به همین علت با وجودی که جواب کامل یا دقیق یا قابل اتکایی برای آن بحث نداشتم، تصمیم گرفتم آن را در قالب یک مطلب مستقل در روزنوشتهها مطرح کنم تا هم خودم چند جملهای بنویسم و هم فضایی ایجاد شود که بقیهی دوستان، نظرها و حرفهایشان را مطرح کنند تا شاید در نهایت با خواندن همهی حرفها و دیدگاهها، هر کدام از ما بتوانیم به پاسخی مناسب شرایط خودمان برسیم. بحثی که محمدصادق در زیر مطلبی که به نشریه گاردین پرداخته بودیم، مطرح کرده: این سوال بعد از خوندن #انواع محتوا در متمم برام ایجاد شد. بعد از خوندن این مطلب (خودافشایی گاردین) احساس کردم شاید این فضا برای مطرح کردنش بهتر باشه. اونجا گفته شد که: از مطرح کردن نقاط ضعف و منفی (به طور …
گاهی با خودم میگم کاش محسن چاوشی وقت بیشتری میگذاشت و شعرهای بیشتری از مولوی رو میخوند. این شعر زندان رو (بمیرید، بمیرید، در این عشق بمیرید) هر چقدر گوش میدم خسته نمیشم. [icon name=”download” class=”” unprefixed_class=””] لینک دانلود فایل mp3 بمیرید با صدای محسن چاوشی داشتم فکر میکردم خیلی پررویی میخواد که آدم در مورد یک تک آهنگ که دوست داره نظر بده؟ خصوصاً وقتی متخصص موسیقی و حتی آشنایی با موسیقی نیست؟ بعد خودم رو قانع کردم که به هر حال، موسیقی برای مخاطب تولید میشه و شاید یک مخاطب به اندازهی یک رای خودش برای خودش بتونه نظر بده. اون هم در دنیایی که مردم فکر میکنن حتی بدون درک و دانش و سواد، یک رای خودشون رو میتونن در مورد سرنوشت یکی دیگه هم خرج کنند و با افتخار بهش میگن دموکراسی. بگذریم. از موسیقی سر …
