سیاه در کنار سفید. سفید در کنار سیاه. سیاه در کنار سفید. مهره ها را چید.
محمدرضا شعبانعلی
صفحه جدید فیس بوک من فعال شد. در صورتی که از فیس بوک استفاده میکنید، میتوانید این صفحه را Like کنید تا بهتر و بیشتر با هم در تماس باشیم… لینک صفحه فیس بوک من
همواره اینگونه آموخته بودم که بدترین قانون، «قانون جنگل» است. قانونی که معیار ارجحیت آن صرفاً قدرت است. اما فکر میکنم از «قانون جنگل» بدتر هم وجود دارد و آن «جنگل بی قانون» است. جایی که شیرها، در گوشه بیشه ها درمانده اند و روباهان و گرگها، بر صخره های جنگل، آواز برتری سر میدهند و گوسفندان بی خبر، شادمانه با صدای آنها همنوایی میکنند تا به نوبت، تکه تکه شوند.
این روزها، آهنگ زیبای Russian Roulette کار Rihanna را خیلی گوش میدهم. شاید شما هم آن را دوست داشته باشید. لینک مستقیم دانلود
کاش «به خود» نبودم. «بی خود» بودم. رویایی آشفته در خواب تو. آنگاه که میکوشیدی فراموشم کنی، محو نمیشدم. یک پله فروتر میرفتم. در ناخودآگاهت. در انتظار جرقه ای، تا دوباره سر برآرم و بیداریت را آشفته تر کنم…
نامش رحمان است. چوپانی میکند. سه هفته پیش همسرش را از دست داده. از یک سال پیش میدانسته که همسرش را از دست میدهد. میگوید زندگیش را فروخته و چهل و پنج میلیون تومان خرج همسرش کرده تا فهمیده سرطان دارد و یک سال بیشتر زنده نیست. هر دو میدانسته اند که آخرین سال زندگی مشترکشان است. رحمان کوشیده تا چرخ زندگی را تندتر بچرخاند. هر سه ماه یک دخترش را شوهر داده. هفته های آخر همسرش در بیمارستان بستری میشود. رحمان از او می پرسد که آرزویت چیست؟ پاسخ میشنود: «ازدواج پسرم». رحمان جستجو میکند و دختری میابد. با او بر بستر همسرش حاضر میشود و میگوید: این هم عروست. زن آرام میشود. پزشکان میگویند با کار گذاشتن لوله ای در سینه همسرش، چند روزی بیشتر زنده خواهد ماند. رحمان میگوید برای من یک ساعت هم یک ساعت است. …
بدترین بیسواد، بیسواد سیاسی است وی کور و کر است، درک سیاسی ندارد و نمیداند که هزینههای زندگی از قبیل قیمت نان، مسکن، دارو و درمان همگی وابسته به تصمیمات سیاسی هستند. او حتی به جهالت سیاسی خود افتخار کرده، سینه جلو میاندازد و میگوید که…: “از سیاست بیزار است”. چنین آدم سبکمغزی نمیفهمد که بیتوجهی به سیاست است که زنــان فــاحــشه و کــودکان خــیابانــی میسازد، قتــل و غــارت را زیاد میکند و از همه بدتر بر فساد صاحبان قدرت میافزاید… برتولت برشت
پیش فرض. اگر حافظ امروز زنده بود و وبلاگ داشت… نوشته: الا یا ایها الساقی، ادر کأساً و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها… کامنتها: نام: دلریش ممنونم از نوشته هات. روحیه ام عوض شد. خوشحالم که تو این دنیا آدمهای مشابه من هم هستند. نام: دلدار تقصیر خودته. اگر درست رفتار میکردی، اگر برخورد خوب داشتی، اگر فکر این روزها بودی، وضع فرق میکرد. نام: دلارام عشق مادی را فراموش کن و به عشق معنوی فکر کن، تا به جای مشکلات، زندگی شاد و آرام را تجربه کنی. نام: دلزده من هم در جوانی از این تجربه ها داشته ام. به رشد و بلوغ که برسی این مسائل را فراموش خواهی کرد. نام: دلشوره حافظ! عزیزم! این حرفها رو اینجا ننویس. میگیرنتا. سانسور میشیا. ارزشش رو نداره هاااا نام: دلگیر بدم میاد. از همه …
دو عکس از سومین سفر جهنمی را میتوانید در اینجا ببینید. سایر عکسها به زودی آپلود میشوند…
آموختم که زندگی خوش وجود ندارد اما لحظات خوش چرا. آموختم که تفکر عمیق وجود ندارد اما جمله های عمیق چرا. آموختم که عشق وجود ندارد اما لحظه های عاشقانه چرا. آموختم که حکمت وجود ندارد اما حرفهای حکیمانه چرا. و نیز آموختم که رنج جاودانه وجود ندارد اما زخم جاودانه چرا…
