خانه » وقتی حسم خوب نیست…

وقتی حسم خوب نیست…

توسط محمدرضا شعبانعلی

وقتی حسم خوب نیست، معمولاً این شعر صادق سرمد را با خودم زمزمه میکنم:

میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت، میخواری و مستی ره و رسم دگری داشت.

پیمانه نمیداد به پیمان شکنان باز، ساقی اگر از حالت مجلس خبری داشت.

بیدادگری شیوه مرضیه نمیشد، این شهر اگر دادرس و دادگری داشت…

 

همچنین ممکن است دوست داشته باشید

9 دیدگاه

روناک ۴ خرداد، ۱۳۹۴ - ۲۰:۱۵

من روزایی که حس خوبی نداشته باشم پرخاشگر و ساکت میشم.دلیلشم(البته بیشتر) خودمم و وقت تلف کردنامه.هی میگم بعدا شروع میکنم به خوندن ویادگیری(غافل از اینکه این بعدا عمون شنبه ی معروفه که اصلا وجود خارجی نداره).نفهمیدن آزارم میده…عزت نفس و اعتماد بنفس بر باد و خدشه دار میشه…به قول استاد گرامی…استاد ازتون نهایت تشکر رو دارم…کاش میون حرفاتون چیزی پیدا کنم که متحول بشم…همه ی حرفاتونو قبول دارم اما…

sahar ۱۵ مهر، ۱۳۹۱ - ۱۵:۳۸

حرص نخور پیر می شیاااااااااااا

ندا-کاف ۱۵ مهر، ۱۳۹۱ - ۱۵:۲۸

چرا پست تولد آقای خاتمی رو برداشتید؟!

پگاه ۱۵ مهر، ۱۳۹۱ - ۱۵:۰۴

خوبه باز وقتی حستون خوب نیست یادتون به این چیزا هست….من که وقتی حسم خوب نیست یعنی می رم تا ته پوچی و صادق هدایت و فکرای اینطوری و دوباره بر میگردم بالا
!!!!

سارا ۱۵ مهر، ۱۳۹۱ - ۶:۳۵

خرامان باید رفت این راه سخت
که هر نفسش بی شماره نیست
زهی توفیق با کریمی شنا کردن
که حدود این آب را کرانه نیست …

fallah ۱۵ مهر، ۱۳۹۱ - ۱۵:۵۵

چرا پست برای تولد مرد بزرگ این سرزمین رو پاک کردید!
توی rss خوانم اومده بود،وقتی خواستم بخونم ارور داد که چنین فایلی پیدا نشد!

جواد ۱۵ مهر، ۱۳۹۱ - ۴:۴۸

اگه مردم دون مایه و سست عنصر همه جوره دادرس و دادگر رو تحت فشار بذارن و اون ولایتمداری رو نداشته باشن بیدادگری ان چنانی شیوه ی زهرا ( س ) می گردد و نه صرف وجود دادرس و دادگر…

سارا.ر ۱۴ مهر، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۸

زیبا بود

صفورا ۱۴ مهر، ۱۳۹۱ - ۱۹:۴۲

یک لحظه بر این بام بلاخیز نمی ماند
مرغ دل غم دیده اگر بال و پری داشت

در معرکه عشق که پیکار حیات است
مغلوب ٬ حریفی که بجز سر سپری داشت

( سرمد ) سر پیمانه نبود این همه غوغا
میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت

نظرات بسته شده اند