پیشنوشت: وقتی فهرست چند نمونه از کتابهایی را که در ماههای اخیر خواندهام برای انتشار در روزنوشته تنظیم میکردم، کتاب میرایی (Mortality) کریستوفر هیچنز هم جزو آنها بود. حتی عکس جلد را هم لابهلای عکس کتابها در بالای نوشته گنجاندم. اما وقتی آن مطلب را نوشتم و نوبت به کتاب هیچنز رسید، دیدم ذهنم خستهتر از آن است که چیزی در شأن هیچنز بنویسم. نمیخواستم طولانی بنویسم، اما دیدم توان و حوصلهٔ همان چند خط هم نیست. این بود که نوشتن بخش دوم فهرست را – که قاعدتاً باید با هیچنز ادامه پیدا میکرد – به زمان دیگری موکول کردم. امروز که خواستم بخش دوم فهرست را بنویسم، دیدم در تمام این سالها فرصت نشده مطلب مستقلی به هیچنز اختصاص دهم. درست، دوستانه و قدرشناسانه نیست نام کسی را که سالها نوشتنش را دیده، خوانده و از سبک نگارش او آموختهام، …
دنیل دنت
احتمالاً خبر درگذشت دنیل دنت (Daniel Dennett) را خوانده یا شنیدهاید. نام دنت برای خوانندهٔ نوشتهها و شنوندهٔ فایلهای صوتی و پادکستهای من ناآشنا نیست. درست مثل ریچارد داوکینز و مثل کریس هیچنز. از سالها قبل، خواندن کتاب Kinds of Minds او را به بهانههای مختلف به دوستانم توصیه کردهام و آخرین بار هم در آموزش هدف گذاری برای توصیف مفهوم شناخت (cognition) تعبیری از او را نقل کردم. در جهان علم و جهانبینی علمی، برخلاف برخی جهانبینیهای دیگر، افکار مهمتر از افرادند. به همین علت معمولاً بر مرگ دانشمندان، مرثیهسرایی نمیکنند. متنی که داوکینز برای مراسم خاکسپاری خود نوشته شاهدی بر همین نگاه است. در عین حال نمیشود ناراحت نشد. از دست دادن دنت حیف بود. آن هم درست در زمانی که ابزارهای هوش مصنوعی با تکیه بر قدرت پردازش بیشتر و دسترسی بسیار گستردهتر به دادهها، به تدریج …
