حدود یک سال قبل – یا دقیقتر بگوییم ۲ اکتبر ۲۰۲۳ – بود که کمی دربارهٔ مفهوم زوال نوشتم و آن را با اصطلاحاتی مثل سقوط و فروپاشی مقایسه کردم. آن نوشته هم – حداقل تا این لحظه – سرنوشت بسیاری دیگر از نوشتههای من را پیدا کرده: بخشی از حرفها را نوشتهام، بخشی را در کامنتها ادامه دادهام و بقیه هم فعلاً معطل مانده است. چند شب پیش، تصادفا عکس عطف کتاب «انحطاط و سقوط امپراطوری روم» را دیدم؛ اثر معروف ادوارد گیبون. در ترجمهٔ عنوان به فارسی از کلمهٔ «انحطاط» استفاده شده. اگرچه با توضیحاتی که پیش از این دربارهٔ مفهوم زوال دادهام، میشد عنوان فارسی «زوال و سقوط امپراطوری روم» را هم برای کتاب برگزید. اصل کتاب را نداشتم و حتی ندیده بودم. تا همین چند شب پیش، هر وقت لازم بوده چیزی در این کتاب ببینم، …
سیاستگذاری
طرح جوانی جمعیت | تفاوت متغیرهای مستقل و وابسته در سیاستگذاری
نیمههای سال ۱۴۰۱ بود که مدام خبرهایی دربارهٔ طرح جوانی جمعیت منتشر میشد. تیترها و خبرها فراوان است و با کمی جستجو میتوانید آنها را پیدا کنید. بیشتر نمایندگان مجلس از این طرح دفاع میکردند و برخی نمایندگان از جمله نماینده زاهدان آن را «افتخار مجلس یازدهم» مینامیدند. به موجب این قانون امتیازات متنوعی را به خانوادههایی که فرزندآوری میکنند اعطا میشد و البته یک بند (ت) هم داشت که طبق آن وزارت کشور و مرکز آمار موظف میشدند با همکاری یکدیگر وضعیت باروری مناطق مختلف را بررسی کرده و برای «ارتقاء وضعیت باروری» برنامهریزی کنند. چند روز پیش یکی از نمایندگان مجلس – از قضا یکی از همان کسانی که قانون جوانی را افتخار مجلس یازدهم دانسته بود – اعلام کرد که این قانون منشاء بیعدالتی شده و تذکر داد که «استثنا کردن مردم برخی شهرهای کشور به بهانه …
شکست بروکراسی از شبه بروکراسی | مسیر زوال ساختارهای اقتدارگرا
پیشنوشت آنچه را در ادامه میخوانید، به بهانهٔ حرفهای معصومه (و نه لزوماً در پاسخ به صحبتهای معصومهٔ عزیزم) در زیر بحث لیسنکوئیسم نوشتهام. هدفم این است که از دریچهٔ نظریه سازمان (Organizational Theory) به مواجههٔ لیسنکو و واویلوف بپردازم. معتتقدم که مفهوم بروکراسی حرفهای میتواند به ما نشان دهد که چگونه ساختارهای اقتدارگرای ایدئولوژیک خود را میفرسایند و میبلعند و در مسیر زوال جلو میروند. اگر قصهٔ لیسنکوئيسم در روزنوشته یا داستان جنگ مائو با گنجشکها در متمم را دیده باشید، همچنین نوشتهٔ قبلیام درباره زوال را هم خوانده باشید، این بحث برایتان ملموستر خواهد بود. اصل مطلب بیش از یک قرن از زمانی که ماکس وبر دربارهٔ بروکراسی حرف زد و معنی بروکراسی و کارکردهای آن را شرح داد میگذرد. تعریف ماکس وبر از بروکراسی آنقدر گسترده بود که تقریباً هر سازمانی را شامل میشد. حاصل هم این …
میخواستم مطلبی با عنوان «شکست بروکراسی از شبهبروکراسی» در ادامهٔ داستان واویلوف بنویسم. هنوز نخستین جمله به پایان نرسیده بود که دیدم آن مطلب و بسیاری از مطالبی که پیش از این نوشتهام، در بنمایه مشترکند: همهٔ آنها از فروپاشی و زوال حرف میزنند. به جای اینکه این نکته را در پیشنوشت بگویم، تصمیم گرفتم آن را در قالب یک نوشتهٔ مستقل منتشر کنم تا هم جدیتر گرفته شود و هم ارجاعات آتی به این مفهوم سادهتر باشد. تعریف زوال چیست؟ من در این نوشته زوال را معادل Decay به کار میبرم و منظورم از زوال چیزهایی از این جنس است: افت تدریجی حرکت در مسیر فروپاشی در طول زمان از بین رفتن کارایی یک محصول یا سیستم یا مدل ذهنی ضعیف شدن تدریجی انسجام داخلی در یک ساختار کاهش تدریجی خروجی یک مجموعه موارد بالا با وجود همهٔ تفاوتها …
لیسنکوئیسم | دورانی که همهٔ علوم باید کمونیستی میشدند
ترس از قحطی قحطی، یکی از نگرانیهای همیشگی استالین بود. او در سال ۱۹۲۲ همزمان با قحطی به دبیرکلی حزب رسید. درست زمانی که مردم برای غذا با هم میجنگیدند. ترس از تکرار قحطی باعث شد استالین، سیاستهایی را برای رونق کشاورزی بهکار بگیرد. سیاستگذاریهای استالین بعد از یک دهه نتیجه داد. اما نه در قالب فراوانی غذا و گندم. بلکه به شکل یک قحطی دیگر در آغاز سومین دهه از قرن بیستم. البته این اتفاق، برای آشنایان با سیستمهای اجتماعی عجیب نیست. حکومتهای اقتدارگرا با تصمیمگیری متمرکز، هر چقدر که در ادارهٔ وضعیتهای ساده، موفقند، در مواجهه با بحرانهای پیچیده شکست میخورند و خود به بخشی از بحران تبدیل میشوند. احتمالاً میتوانید راهکارهای حکومت استالین را برای مواجهه با مشکل حدس بزنید. کمیتهها و ستادهای تخصصی تشکیل شدند. مالکیت دانهها و محصولات زراعی را ممنوع کردند. برای کشاورزان در …
سیستم بسته | «در سیستم بسته، امروز تابع فردا است» یعنی چه؟
مصطفی خودمانی زیر مطلبی که مدتها پیش با عنوان «از کلمهٔ سیستمی نترسیم» نوشته بودم، دربارهٔ یکی از جملههای برتالانفی پرسیده بود. مضمون جمله این است که در سیستم بسته، وضعیت حال سیستم تابع آیندهٔ سیستم است. حرف مصطفی – و احتمالاً بسیاری از کسانی که این جملهٔ برتالانفی را میشنوند – این است که ما میدانیم وضعیت هر لحظه از سیستم میتواند تابع گذشته باشد. حالا گاهی صرفاً تابع گذشتهٔ نزدیک (معمولاً در سیستمهای مکانیکی) و گاهی تابع تمام مسیر گذشته، از دور تا نزدیک (معمولاً در مورد سیستمهای پیچیدهتر مثل انسان، سازمانها یا جامعه). اما این که وضعیت این لحظه تابع آینده باشد، کمی عجیب به نظر میرسد. مدتهاست صبر کردهام تا حدود یک ساعت وقت آزاد (و فکر آزاد) پیدا کنم و جواب مصطفی را بنویسم، که هر دو، خصوصاً دومی، به دست نیامد. امروز این مطلب …
شورش در فرانسه | این عکس چه چیزی را نشان (نـ)میدهد؟
طی روزهای گذشته، یکی از عکسهای ثبتشده در شورشها و ناآرامیهای اخیر فرانسه، در رسانهها و شبکههای اجتماعی ایرانی بازتاب زیادی داشت. در آن عکس، یک دختر فرانسوی لباسهایی را از زارا دزدیده و شادمان از فروشگاه بیرون آمده است. در این میان، توضیحات و تحلیلهایی که در رسانههای فارسی منتشر شد، واقعاً جالب بود. سیامک قاسمی، فوکویاماوار، پایان تاریخ را اعلام کرد و عصر ایران (نقل به مضمون) نوشت: انقلابیون ۵۷ بسیار متمدنتر بودند و اصلاً چنین کارهایی نکردند. درست است که کشتند و اعدام کردند. اما اصلاً اهل دزدی نبودند. چون دو متن برایم جالب بود، اینجا میآورم تا گم نشوند و در دسترس بمانند: کشته شدن نوجوان فرانسوی پیش از این که به اصل بحث برسیم، با توجه به اینکه احتمالاً بعضی دوستان فرصت نکرده یا علاقه نداشتهاند این خبر را پیگیری کنند، در چند سطر به …
