یکی از همکاران من که در رشته MBA تحصیل میکند با تمام هوش و حواس مشغول کار کردن با یکی از نرمافزاری خانوادهی آفیس، برای ترسیم یک نمودار خاص بود. وقتی کنارش نشستم گفت: کار گروهی داریم. گفتم بقیه چه کار کردهاند؟ گفت: اکثراً گفتهاند که وقتشان ارزش دارد و سرشان شلوغ است و فرصت انجام این تمرینها را ندارند. با هم نشستیم و کمی در محیط نرم افزار گشتیم و در نهایت نمودار مورد نظر را ترسیم کردیم. گفت: «ممنونم که با وجود اینکه وقتت ارزش دارد، نشستی تا با هم بگردیم و روش ترسیم این نمودار رو پیدا کنیم». به او گفتم: «اگر وقت ما امروز ارزشی پیدا کرده است دلیلش این است که وقت یادگرفتن، هرگز به ارزش وقتمان فکر نکردهایم. آنها که وقتشان را ارزشمندتر از آن میدانند که صرف یادگیری شود، هرگز وقتشان “ارزشمند” نخواهد …
محمدرضا شعبانعلی
به این عبارات نگاه کنید: «دموکراسی» «فکر کنید» «علم بیاموزید» «ایمان داشته باشید» «قضاوت نکنید» «امنیت فرزندان خود را تامین کنید» «به دیگران مشورت دهید» «کار خیر انجام دهید» و … آیا توصیههای بالا را قبول دارید؟ واقعیت این است که توصیههای بالا به همان اندازه که میتوانند مثبت باشند میتوانند شیوهای موثر برای بسترسازی «فساد» و «نابودی» باشند. «دموکراسی» خوب است. اما در میان دو گرگ و یک گوسفند، انتخاب دموکراتیک شام، حتماً «گوسفند» خواهد بود! «فکر کردن» خوب است. اما برای آنکس که به «دانش» و «قدرت تحلیل» و «تفکر انتقادی» مجهز نیست، فکر کردن، به تقویت باور فرد در مورد «جهل و نادانی» خویش منجر میشود. «علم آموزی» خوب است. به شرط آنکه «علم» و «مدرک» هم معنا فرض نشوند. در غیر این صورت نتیجهی مستقیم توصیه به «علم آموزی»، پر کردن جیب «دلالان مدرک» است. «ایمان» …
این روزها خواب نمیبینم. هر شب، ساکت و آرام می خوابم تا صبح. یک رویای خیلی بزرگ دارم. آنقدر بزرگ که در خواب هم نمیگنجد. و دهها رویای کوچک دارم. آنقدر کوچک که به خوابم هم نمیآیند. این روزها خواب نمیبینم. ساکت و آرام میخوابم تا صبح…
طی هفتههای گذشته، فرصتی دست داد تا با دوست خوبم امیر تقوی که از مدیران موفق کشورمان است، در خصوص «نحوهی ایجاد ارزش در شرکتها» صحبت کنم. به دلایلی که جای گفتنش اینجا نیست، انتشار این فایل به تاخیر افتاد تا نهایتاً توانستیم این فایل صوتی را به عنوان یکی دیگر از فایلهای رادیو مذاکره برای دانلود ارائه کنیم. ویژگیهای امیر تقوی از نظر من علاوه بر موفق بودن و پرتلاش بودن و خودساخته بودن (آغاز از صفر)، تیزهوش بودن بسیار شدید و قاطع بودن و شخصیت کاملاً «زئوسی» است. بدون توجه به این شش ویژگی ممکن است درک برخی نظرات و صحبت های او برای شما دشوار باشد. نمیدانم که آیا کاملاً با حرف های امیر (حداقل به شکل مطلق آن) موافقم یا نه. شاید اینها باید در قالب کامنت حل و بحث شود و میدانم که خودش کامنتها …
برنامهی شب قصه به همت خانهی توانگری طوبی (دکتر علیرضا شیری) در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد. در کنار دکتر شیری عزیز، سهیل رضایی و نیکی کریمی هم بودند. من هم در قسمتی از این برنامه، یک سخنرانی بیست و پنج دقیقهای داشتم به نام: «تجربه عمیق زندگی». عواید این برنامهی خیریه به صورت کامل به جمعیت امام علی هدیه گردید. فایل صوتی مربوط به سخنرانی من را میتوانید از طریق لینک زیر دانلود کنید: لینک مربوط به دانلود فایل صوتی «تجربهی عمیق زندگی» گفتههای محمدرضا شعبانعلی
رمان عجیبی است دن کیشوت. بسیاری آن را بهترین رمان اسپانیایی میدانند. و محمد قاضی نیز چونان زیبا ترجمه اش کرده است که بسیاری (از جمله نجف دریابندری) معتقدند خواندن ترجمه محمد قاضی روش خوبی برای آموختن ظرفیتهای زبان فارسی است. سانتایانا نیز در اشاره ای زیبا میگوید اکثر انسانها جزو یکی از دو دسته زیر هستند: یا همچون سانچوپانزاها به حقیقت می اندیشند و آرمانی ندارند، یا همچون دن کیشوتها، آرمانی دارند اما دیوانه اند! دن کیشوت قهرمان خودخوانده ای است که ناگهان احساسی وی را فرا گرفته که باید به اصلاح جهان بپردازد. او در جهان جدید، سعی میکند با روشهای قدیمی (با پهلوانی و پهلوان بازی و …) زندگی کند و جهان را به جایی بهتر برای زندگی تبدیل کند! داستان نشان میدهد که بازگشت به گذشته چقدر غیر ممکن است و به نوعی به استهزاء کسانی …
من هم مثل بسیاری از شما، انبوهی از مدارک و تقدیرنامهها از سازمانها و کشورهای مختلف در خانهام انبار کردهام که هرگز به آنها نگاه نمیکنم. اما اعتراف میکنم که این بار، تقدیرنامهای که از طرف انجمن فارغالتحصیلان مکانیک دانشگاه صنعتی شریف دریافت کردم آنقدر برایم زیبا و ارزشمند بود که دلم نیامد آن را به کناری بگذارم. در فضای جامعهی ما که انرژی و انگیزهات برای تلاش عمدتاً باید درونی باشد، دریافت این مشوقهای بیرونی لذتبخش است. در مراسم امروز در جمع فارغالتحصیلان مکانیک دانشگاه صنعتی شریف، دو سخنرانی انجام شد. دکتر سریعالقلم در یک سخنرانی مبسوط از اثرات مثبت اجتماعی خصوصی سازی گفتند که بسیار ارزشمند بود و در اولین فرصت در مورد آن خواهم نوشت. من هم سخنرانی مختصری در خصوص «طراحی مهندسی» یا «مهندسی طراحی» داشتم که اینجا حرفهایش را تکرار نمیکنم چون در متمم به …
دو فنجان را با دقت روی میز روبروی هم گذاشت. صندلی را عقب کشید و گفت: داغه؟ نمیخوری؟ تو همیشه منو گیج میکنی. اگه کمی سرد بشه نق میزنی. اگه کمی داغ باشی اعتراض میکنی. پاسخی نشنید. آها! یادم افتاد. تو قهوه میخوری. آره. گفتی بودی که بین چای و قهوه، قهوه رو ترجیح میدی. فنجان خالی سومی را آورد و با هیجان پودر قهوهی فوری را در آب حل کرد. دیدی سلیقهات رو میدونم؟ دقیق میدونم پاسخی نشنید. سکوت کن. سکوت کن. اشکال نداره. من حرفم رو میزنم. بذار برات بگم امروز چه بلاهایی سرم اومد چای را خورد و حرفها رو زد. صندلیها رو صاف کرد. مثل دیروز و پریروز و هر روز. سه فنجان را که تنها یکی از آنها خالی شده بود برداشت و رفت. تا فردا عصر دوباره، داستان یک میز و یک نفر و …
خسرو حکیم رابط کتابی دارد از روزنوشتهها و خاطرات خود به نام «من با کدام ابر». در آن داستانی دارد به نام «سه تفنگدار» که مضمون آن به شرح زیر است: روز سهشنبه در کلاس پنجم دبستان، به دانشآموران گفتم که شنبه امتحان تاریخ و جغرافیا دارید: شفاهی روز پنجشنبه گفتم: امتحان تاریخ و جغرافیا داریم. همین امروز: کتبی. همه اعتراض کردند که امتحان قرار نبود امروز باشد و قرار بود شنبه باشد. همینطور قرار نبود کتبی باشد و قرار بود شفاهی باشد. گفتم: همین است که هست. امروز است و کتبی است. هر کس نمیخواهد بیاید جلوی کلاس بایستد. از کلاس شصت نفری، سه نفر آمدند و جلوی کلاس ایستادند. سوالات را روی تخته نوشتم و بچهها پاسخها را روی کاغذ نوشتند. وقتی امتحان تمام شد. گفتم: از هر کدام از شما، ده نمره کم میکنم از تاریخ و …
چند روز پیش، دلنوشتهای داشتم در مورد خلیج فارس. این متن در سایت و صفحهی فیس بوک من منتشر شد. به لطف برخی دوستان، در گروههای مختلف مدیریتی هم ایمیل شد. با وجود اینکه عمدهی خوانندگان موافق کلیت بحث بودند از طرف برخی خوانندگان به «عربی کردن خلیج فارس» و به «بی اهمیت جلوه دادن تلاشهای سایبری دفاع از میهن» و «تحلیل سطحی و نادرست و جهتدار» متهم شدم. متن زیر پاسخی به آن انتقادهاست. هرودوت در قدیمیترین کتاب تاریخ جهان، در توصیف کوروش (نقل به مضمون) مینویسد: «شاهان را عموماً شهوت گسترش نامشان به جنگ وادار میکند. اما ایرانیان، میل به گسترش فرهنگ و رفتار خود دارند. چنین است که وقتی کشورگشایی میکنند، مذهبها را تغییر نمیدهند. نام شهرها را حفظ میکنند و در آبادی عبادتگاه دیگران میکوشند. در تمام نبردها، گسترش فرهنگ ایرانی، زمینه ساز گسترش قلمرو جغرافیایی …
